به گزارش شهرآرانیوز؛ آیات ۱۵ تا ۳۱ سوره طور، یکی از روشنترین تصویرهای قرآن از دو سرانجام متفاوت انسان را ترسیم میکند از یک سو، سرنوشت تکذیبکنندگان حق که در آتش گرفتارند و از سوی دیگر، زندگی آرام و سرشار از نعمت پرهیزکاران در بهشت.
علامه طباطبایی در تفسیر المیزان تأکید میکند که این آیات صرفاً توصیف پاداش و کیفر نیست، بلکه بیان رابطه حقیقی میان ایمان، عمل و نتیجه طبیعی آن است؛ بهشتی که محصول ایمان و تقواست و جهنمی که از دل اعمال انسان سربرمیآورد.
بخش نخست آیات با خطاب توبیخآمیز به مجرمان آغاز میشود «أَفَسِحْرٌ هَذَا أَمْ أَنْتُمْ لَا تُبْصِرُونَ * اصْلَوْهَا فَاصْبِرُوا أَوْ لَا تَصْبِرُوا...». کسانی که در دنیا پیامبران را به سحر و افسونگری متهم میکردند، اکنون در برابر واقعیتی قرار گرفتهاند که دیگر قابل انکار نیست. قرآن با لحنی کوبنده میپرسد آیا این هم سحر است یا اکنون حقیقت را میبینید؟
{$sepehr_key_233516}
این پرسش، جنبه سرزنش دارد، یعنی همان کسانی که حقیقت را انکار میکردند، در قیامت هیچ راهی برای توجیه باقی نمییابند. همچنین جمله «إِنَّمَا تُجْزَوْنَ مَا کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ» بیانگر یکی از اصول اساسی قرآن است، کیفر الهی چیزی جدا از اعمال انسان نیست، بلکه همان اعمال در قالبی متناسب با آخرت آشکار میشوند.

در نقطه مقابل، قرآن از اهل تقوا سخن میگوید «إِنَّ الْمُتَّقِینَ فِی جَنَّاتٍ وَنَعِیمٍ». آنان در باغها و نعمتهای الهی زندگی میکنند و از آنچه پروردگارشان به آنان عطا کرده، شادماناند. آیه «وَوَقَاهُمْ رَبُّهُمْ عَذَابَ الْجَحِیمِ» نشان میدهد که بزرگترین نعمت بهشتیان، تنها برخورداری از نعمتهای مادی نیست، بلکه نجات از عذاب الهی و رسیدن به امنیت کامل است.
تعبیر «فَاکِهِینَ بِمَا آتَاهُمْ رَبُّهُمْ» تنها به معنای لذت ظاهری نیست، بلکه رضایت عمیق و آرامش روحی انسان مؤمن را بیان میکند؛ آرامشی که نتیجه عبودیت و استقامت در دنیا است.
یکی از امیدبخشترین بخشهای این آیات، وعده الهی درباره خانوادههای مؤمن است: «وَالَّذِینَ آمَنُوا وَاتَّبَعَتْهُمْ ذُرِّیَّتُهُمْ بِإِیمَانٍ...». خداوند میفرماید اگر فرزندان با ایمان راه پدران و مادران مؤمن خود را ادامه دهند، آنان را در بهشت به یکدیگر ملحق میکند.
این الحاق، بدون کاستن از پاداش هیچیک انجام میشود یعنی نه از مقام والدین کم میشود و نه حقی از دیگران ضایع خواهد شد. البته شرط این همراهی، ایمان است؛ زیرا پیوند حقیقی در آخرت، پیوند اعتقادی است، نه صرفاً نسب خانوادگی.
آیات بعدی با توصیف نعمتهای بهشتی ادامه مییابد، «وَأَمْدَدْنَاهُمْ بِفَاکِهَةٍ وَلَحْمٍ...» و سپس از جامهایی سخن میگوید که نوشیدن از آنها نه بیهودهگویی به همراه دارد و نه گناه «لَا لَغْوٌ فِیهَا وَلَا تَأْثِیمٌ».

در ادامه، قرآن از خدمتگزاران جوان بهشتی با تعبیر زیبای «کَأَنَّهُمْ لُؤْلُؤٌ مَکْنُونٌ» یاد میکند گویی مرواریدهایی هستند که در صدف پنهان ماندهاند. المیزان این تشبیه را بیانگر نهایت پاکی، طراوت و زیبایی میداند.
اما شاید زیباترین صحنه، گفتوگوی بهشتیان باشد؛ آنجا که به گذشته خود میاندیشند و میگویند «إِنَّا کُنَّا قَبْلُ فِی أَهْلِنَا مُشْفِقِینَ» ما در دنیا، حتی در میان خانواده خود، نسبت به سرنوشت اخروی نگران بودیم. این نگرانی، ترس منفی نبود، بلکه احساس مسئولیتی بود که آنان را به بندگی خدا و دوری از گناه سوق داد.
بخش پایانی آیات، دوباره به مخالفان پیامبر اکرم (ص) بازمیگردد. خداوند میفرماید: «فَذَکِّرْ فَمَا أَنْتَ بِنِعْمَةِ رَبِّکَ بِکَاهِنٍ وَلَا مَجْنُونٍ»؛ وظیفه تو تنها یادآوری است و آنچه مخالفان درباره تو میگویند، هیچ پایهای ندارد.
مشرکان گاهی پیامبر را کاهن، زمانی شاعر و گاهی مجنون میخواندند و حتی میگفتند، «نَتَرَبَّصُ بِهِ رَیْبَ الْمَنُونِ»؛ صبر میکنیم تا مرگ او فرا برسد و دعوتش پایان یابد. اما قرآن پاسخ میدهد که این انتظار، نتیجه تعصب و طغیان آنان است و سرانجام حق بر باطل پیروز خواهد شد.
این آیات نشان میدهد که مخالفان، چون توان مقابله منطقی با وحی را نداشتند، به شخصیت پیامبر حمله میکردند و با برچسبهایی مانند شاعر و کاهن، میخواستند مردم را از شنیدن پیام الهی بازدارند.
در مجموع، آیات ۱۵ تا ۳۱ سوره طور، تصویری جامع از قانون الهی در عالم ارائه میدهد؛ قانونی که در آن، هیچ عملی بینتیجه نمیماند. جهنم، بازتاب اعمال انسان است و بهشت، ثمره ایمان، تقوا و استقامت.
در کنار این حقیقت، قرآن امید بزرگی نیز به مؤمنان میدهد، اینکه ایمان، نهتنها سعادت فردی، بلکه پیوندهای خانوادگی را نیز در سرای جاودان حفظ و کامل میکند و سرانجام، همه تهمتها و تبلیغات علیه حق، در برابر حقیقت الهی رنگ خواهد باخت.
تلاوت این آیات را که در صفحه ۵۲۴ قرآن کریم واقع است، ببینید و بشنوید: