نه عقب‌نشینی و نه تسلیم، پاتک سنگین ایران به حملات دشمن

حملات ارتش تروریستی آمریکا به زیرساخت‌های کشور و تحولات روز‌های اخیر نشان می‌دهد منطقه وارد مرحله‌ای حساس و سرنوشت‌ساز شده است. از‌یک‌سو، پاسخ‌های متقابل ایران به حملات آمریکا ادامه دارد و مراکز، پایگاه‌ها و تجهیزات مرتبط با این کشور در تیررس قرار گرفته‌اند. از‌سوی‌دیگر، خبر‌هایی درباره فعال‌شدن مسیر‌های دیپلماتیک و تلاش برخی کشور‌های منطقه از جمله پاکستان و قطر برای میانجیگری و کاهش تنش منتشر شده است. این هم‌زمانی میدان و دیپلماسی، به‌خوبی نشان می‌دهد که ادامه جنگ و گسترش دامنه آن، نه‌تنها برای طرف‌های درگیر، بلکه برای همه کشور‌های منطقه هزینه‌ساز خواهد بود.

در‌واقع، دشمن در کنار اقدامات نظامی، همواره جنگ روانی و رسانه‌ای را نیز دنبال می‌کند. هم‌زمان با برگزاری مراسم میلیونی و تاریخی رهبر شهید و حضور گسترده مردم در این مراسم، تلاش شد فضای عمومی جامعه تحت‌تأثیر قرار گیرد و این حضور باشکوه، کم‌رنگ جلوه داده شود که نشان از عصبانیت دشمن از اتحاد و در‌صحنه‌بودن ملت ایران دارد. دشمن به‌خوبی می‌داند که سرمایه اصلی جمهوری اسلامی، انسجام و همراهی مردم است؛ از‌همین‌رو، در کنار فشار نظامی، عملیات روانی را نیز در دستورکار قرار می‌دهد تا این پشتوانه مردمی را هدف بگیرد.

از‌سوی‌دیگر، یکی دیگر از اهداف آمریکا، ایجاد برتری روانی و عملیاتی در منطقه، به‌ویژه در حوزه خلیج فارس و تنگه هرمز است؛ اما، این تصور ناشی از محاسبات غلط و شناخت نادرست از واقعیات میدانی است. کسانی که برای تصمیم‌گیران آمریکایی تحلیل تهیه می‌کنند، به جای ارائه تصویری واقعی از توان و ظرفیت جمهوری اسلامی، گاه با برآورد‌های اشتباه، آنان را به‌سمت تصمیماتی سوق می‌دهند که نتیجه‌ای جز افزایش هزینه‌هایشان ندارد.

جمهوری اسلامی ایران همواره به صورت مستمر در مسیر تثبیت امنیت، مدیریت و اشراف بر تنگه هرمز حرکت کرده و این روند با هدایت و فرماندهی فرماندهان عالی کشور دنبال شده است. از‌این‌منظر، تصور اینکه بتوان با یک عملیات نظامی، معادلات این آبراه راهبردی را تغییر داد یا کنترل آن را به دست گرفت، بیش از آنکه بر واقعیت استوار باشد، محصول محاسبات نادرست است؛ بنابراین اگر دشمن گمان می‌کند می‌تواند با نمایش یک پیروزی نمادین در تنگه هرمز، افکار عمومی را تحت‌تأثیر قرار دهد، این تصور با واقعیت‌های موجود فاصله زیادی دارد و بی‌شک در رسیدن به این هدف ناکام خواهد ماند.

 با توجه به حملات نظامی انجام‌شده علیه حداقل چهار استان ساحلی کشور، تأکید می‌شود که چنین‌اقداماتی هرگز موجب عقب‌نشینی مردم نخواهد شد و صحنه از مقاومت خالی نخواهد شد چرا‌که ملت ایران همواره نشان داده‌اند که در شرایط سخت، پشتوانه نیرو‌های مسلح و مدافعان کشور هستند و هرگونه فشار خارجی، انسجام داخلی را افزایش می‌دهد. از‌همین‌رو، دشمن نباید تصور کند که با هدف‌قرار‌دادن مناطق مختلف کشور، می‌تواند اراده ملت ایران را تضعیف کند. همچنین تجربه‌های گذشته نشان داده است هر زمان آمریکا و متحدانش با افزایش هزینه‌های نظامی و سیاسی مواجه شده‌اند، موضوع آتش‌بس و کاهش تنش را با جدیت بیشتری دنبال کرده‌اند؛ لذا، امروز نیز افزایش تحرکات دیپلماتیک و فعال‌شدن میانجی‌ها را باید در همین چارچوب تحلیل کرد.

{$sepehr_key_233533}

خبر‌هایی که درباره رایزنی‌های پاکستان، قطر و برخی دیگر از کشور‌های منطقه منتشر می‌شود، بیانگر آن است که نگرانی نسبت به گسترش بحران، بیش از گذشته افزایش یافته است. تجربه بدعهدی‌های گذشته موجب شده اعتماد به تعهدات آمریکا با تردید جدی همراه باشد، لذا زمانی که توافق یا تفاهمی امضا می‌شود، اما همان طرف امضاکننده آن را نقض می‌کند، طبیعی است که اعتماد برای مذاکرات بعدی به حداقل برسد. بی‌شک هرگونه مذاکره یا آتش‌بس، زمانی معنا خواهد داشت که همراه با تضمین‌های عملی و قابل‌اتکا باشد؛ در‌غیر‌این‌صورت، صرف اعلام آتش‌بس نمی‌تواند مانع تکرار اقدامات گذشته شود و نادرست است.

در عرصه میدانی نیز جمهوری اسلامی ایران در‌برابر هرگونه تجاوز، پاسخ متقابل خواهد داد و این پاسخ‌ها بخشی از راهبرد بازدارندگی کشور است؛ بنابراین اگر دشمن احساس کند اقداماتش بدون هزینه خواهد بود، طبیعتا دامنه تجاوز را گسترش می‌دهد؛ اما هنگامی که با پاسخ قاطع مواجه شود، ناچار به تجدیدنظر در محاسبات خود خواهد شد. از‌همین‌منظر، افزایش تلاش‌های میانجی‌ها بی‌ارتباط با پاسخ‌های متقابل ایران نیست. پیامد‌های گسترش جنگ نیز بر کسی پوشیده نیست، چرا‌که توسعه دامنه درگیری، بیش از همه به زیان کشور‌های منطقه خواهد بود. امنیت انرژی، صادرات نفت، تجارت دریایی، سرمایه‌گذاری خارجی و ثبات اقتصادی، همگی به امنیت خلیج فارس وابسته‌اند و هرگونه ناامنی در این منطقه، آثار خود را بر اقتصاد جهانی نیز خواهد گذاشت.

از‌همین‌رو، بسیاری از کشور‌های منطقه تمایلی به گسترش جنگ ندارند و تلاش می‌کنند از طریق میانجیگری، مانع توسعه بحران شوند؛ پس باید تصمیم درستی در این مقطع بگیرند. در همین چارچوب، خطاب به برخی کشور‌های منطقه هشدار می‌دهیم که اگر از خاک یا امکانات هر کشوری برای اقدام نظامی علیه جمهوری اسلامی ایران استفاده شود، آن کشور نمی‌تواند خود را از پیامد‌های این تصمیم مصون بداند. بی‌تردید، امنیت منطقه زمانی پایدار خواهد ماند که هیچ کشوری اجازه ندهد سرزمینش به پایگاه اقدامات خصمانه علیه همسایگان تبدیل شود.

در‌نهایت، چند مؤلفه اساسی برای جمهوری اسلامی در شرایط کنونی مطرح است. نخست، حفظ تمامیت ارضی و دفاع همه‌جانبه از مرز‌ها و منافع ملی که مهم‌ترین اولویت کشور در شرایط کنونی است. دوم، دفاع از کیان نظام و پاسخ متقابل به هرگونه تجاوز تا زمانی‌که دشمن از رفتار خود پشیمان شود و هزینه اقداماتش را درک کند. سوم، حفظ انسجام ملی، وحدت و همدلی مردم؛ چرا‌که مهم‌ترین سرمایه کشور در شرایط بحران، اعتماد عمومی و حضور مردم در صحنه است. چهارم، استمرار حضور فعال مردم در همه عرصه‌ها و خالی‌نکردن میدان؛ زیرا هرگونه خلأ داخلی می‌تواند مورد سوءاستفاده دشمن قرار گیرد. پنجم، حفظ آمادگی کامل نیرو‌های مسلح در کنار بهره‌گیری از ظرفیت دیپلماسی برای جلوگیری از گسترش جنگ، بدون آنکه از حقوق و منافع ملت ایران چشم‌پوشی شود.

در مجموع، اکنون منطقه در یکی از حساس‌ترین مقاطع خود قرار دارد. ادامه روند کنونی یا حرکت به‌سمت کاهش تنش، به رفتار و تصمیم بازیگران اصلی بستگی خواهد داشت. با‌این‌حال، آنچه امروز بیش از هر زمان دیگری اهمیت دارد، حفظ اقتدار ملی، تقویت انسجام داخلی، تداوم آمادگی دفاعی و هوشیاری در برابر محاسبات غلط دشمن است. هرچه این مؤلفه‌ها با قدرت بیشتری حفظ شود، امکان تحمیل اراده بر جمهوری اسلامی ایران کاهش می‌یابد و دشمن ناگزیر خواهد شد واقعیت‌های میدانی و سیاسی منطقه را با دقت بیشتری در محاسبات خود لحاظ کند.