حانیه سالم | شهرآرانیوز؛ انسان همواره در جستوجوی معنای خود و ریشههای حضورش در این جهان است. ما میپرسیم از کجا آمدهایم و بهسوی چه کسی میرویم. پاسخ این پرسشهای بنیادین، در پیوند میان دو مفهوم کلیدی «میثاق» و «وعده» نهفته است؛ پیمانی که در آغاز خلقت بسته شد و وعدهای که در پایان مسیر، به تحقق میپیوندد. مهدویت، تجسم عینی این پیوند است؛ یعنی همان نقطهای که در آن وعده خداوند برای استکمال انسان، به واقعیت جاری در جهان بدل میشود. زیارت آلیاسین این حقیقت را درقالب تعابیری همچون «میثاقالله» و «وعدالله» به ما عرضه میکند.
«السَّلامُ عَلَیْکَ یَا مِیثاقَ اللّهِ الَّذِی أَخَذَهُ وَ وَکَّدَهُ: سلام بر تو ای پیمان خدا که آن را برگرفت و استوارش کرد!» در اندیشه شیعی، موجودات پیش از خلقت مادی، دارای مرتبهای از وجود در عالم ملکوت هستند؛ مرتبهای که منشأ و مبنای هستی مادی است. در این ساحت که «عالم ذر» نامیده میشود، تمامی مخلوقات در محضر الهی حضور داشتند و از آنها میثاق گرفته شد: «أَلَسْتُ بِرَبِّکُمْ؟» قرآن کریم باصراحت به این واقعه(آیه اَلست) اشاره میکند که در آن، خداوند از همگان پرسید: «آیا من پروردگار شما نیستم؟» و همگی پاسخ دادند: «بلى.»
اما زیارت آلیاسین، این میثاق را به مقام ولایت پیوند میزند. عبارت «یا میثاقَ الله الذی اَخذَه و وَکّدَه» نشان میدهد که خداوند در آن ساحت نخستین، از باب ولایت اهلبیت(ع)، میثاق گرفت و بر آن تأکید ورزید. این معنا بر این باور استوار است که مقام ولایت انسان کامل، در ذرهذره اجزای عالم جاری است و هیچ موجودی از این ولایت مستثنا نیست؛ از گریستن حیوانات بر مصیبت امامحسین(ع) تا اشتیاق موجودات غیرانسانی برای حضور در محضر ایشان، همگی گواهی بر این حقیقت است که محبت و میثاق الهی، در تمام ذرات عالم ریشه دارد.
{$sepehr_key_233620}
«السَّلامُ عَلَیْکَ یَا وَعْدَ اللِّه الَّذِی ضَمِنَهُ: سلام بر تو ای وعده خدا که آن را ضمانت کرد!» اگر میثاق، آغاز مسیر باشد، «وعده» بیشک منتهی و غایت آن است؛ چراکه مفهوم وعده، مستلزم رسیدن به انتهاست. این وعده را میتوان از دو منظر نگریست: نخست، از منظر ظاهری در عالم مادی که همان وعده ظهور حضرت بقیهالله(عج) و تجلی انسان کامل در آخرالزمان است. دوم، از منظر باطنی و فراتر از ماده. یعنی همان هدف نهایی که کل هستی به سوی آن در حرکت است. تمام موجودات در یک حرکت صعودی بهسوی تقرب الیالله در حال حرکتاند و مهدویت، تحقق عینی این صعود و رسیدن به غایت تکامل هستی است.
«السَّلامُ عَلَیْکَ أَیُّهَا الْعَلَمُ الْمَنْصُوبُ، وَالْعِلْمُ الْمَصْبُوبُ، والْغَوْثُ وَالرَّحْمَه الْواسِعَه وَعْداً غَیْرَ مَکْذُوبٍ: سلام بر تو ای پرچم برافراشته و دانش سرریز و فریادرس و رحمت گسترده و وعده بیدروغ!» این فراز به یک حقیقت عمیق هستیشناسانه اشاره میکند. انسان کامل، جام جهاننمای حقتعالی است. خداوند که ذاتش از ادراک بشری فراتر است، برای جلوهگری در هستی، از دریچه انسان کامل به جهان مینگرد تا اصل بساطت و وحدت ذات حفظ شود. انسان کامل، «عَلَمِ منصوب» و نشانه آشکار باریتعالی است؛ او همچون آیینهای تمامقد، حقیقت الهی را در اعلیمرتبه وجودی جلوهگر میسازد و هرگونه پرسش از ذات حق را از مجرای وجودی خود، پاسخ میدهد.
{$sepehr_key_233621}
انسان کامل در مقام «عِلمُالمَصبوب»، واسطه تجلی علم خداوند به عالم است. همانگونه که تمام ویژگیهای یک انسان در نطفه او نهفته است و با شناخت آن میتوان به کل وجود فرد آگاه شد، در حقیقتِ انسان کامل نیز تمام مراتب هستی مندرج است. این پیوند تکوینی، مشابه زنجیره انسابی است که به نخستین خلیفهاللهی میرسد و تمام حقایق عالم را در خود دارد. از اینرو، هر که به ژرفای وجودی انسان کامل معرفت یابد، به اسرار اجزای هستی نیز آگاه خواهد شد؛ چراکه علم الهی، برای حفظ بساطت ذات، از مجرای وجودی این انسان الهی بر تمامی کائنات، تبیین و محقق میشود.
در ادامه این حقیقت، انسان کامل، مظهر «غَوث» و «رحمت واسعه» است. خداوند در قرآن کریم میفرماید که رحمت او همهچیز را فراگرفته است. این رحمت بیکران، همان حقیقت هستی است که تمام عالم را دربر میگیرد و در وجود انسان کامل تجلی یافته است. او فریادرس خستگان و واسطه فیض الهی برای تمام موجودات است. با شناخت این حقیقت، انسان درمییابد که نظام هستی چگونه بر مدار این واسطه فیض میگردد. درحقیقت، دسترسی به رحمت واسعه الهی، فقط از طریق پیوند با این عَلم برافراشته و حقیقت نوری انسان کامل، ممکن است تا سرانجام عالم به خیر ختم شود.
{$sepehr_key_233622}