به گزارش شهرآرانیوز؛ در روزهایی که سایه سنگین جنگ بر دل آدمها سنگینی میکند، یافتن گوشهای برای آرامش، ارزش زیادی دارد. این تجربه در تماشاخانه آکتور مشهد با اجرای گروه نمایش روزهای بی باران از تهران، در حال رقم خوردن است. نمایشی که حضور چهره محبوب و سرشناسی چون وحید آقاپور تماشاگران را مدتها منتظر نگه داشته بود.
با اعلام آغاز اجرا، تماشاگران منظم سر جای خود نشستند، صحنه نمایش روشن شد و بازیگران به ترتیب نقشها روی صحنه آمدند تا لحظاتی شاد و گاهی غمگین را کنار تماشاچیان باشند. در نیمه اول، با طنازیهای شیرین و شوخیهای بیوقفه وحید آقاپور، خنده از لبهای تماشاگران محو نمیشد و در نیمه دوم، روایت تلخ یک بیماری، سکوت و اشکهای پنهانی را بر چشمها جاری کرده بود.
نمایش «روزهای بیباران» با یک طراحی دکوری مینیمال، که خطوط سیاه بر زمینه سفید آن استعارهای از مسیر پرپیچوخم زندگی است، توانست در میانه آشفتگیهای روز، پیامی از دوام و همراهی را به گوش مخاطبان برساند. این نمایش، فراتر از یک اجرا، تلاشی است برای لبخند زدن به هموطنان در شرایط دشوار.
بعد از پایان تلخ نمایش و انتقال پیام همدلی، دوام آوردن و در لحظه زندگی کردن، عوامل روی صحنه آمدند و با تشویق طولانی تماشاگران روبهرو شدند. تشویقی که به گفته عوامل خستگی راه را از تنشان زدود.
{$sepehr_key_233937}
در ادامه گفتگویی با عوامل این نمایش ترتیب دادیم که در ادامه میخوانید:
امین بهروزی که نگاهی عمیق به ماهیت ارتباطی تئاتر دارد، از تجربه حضور در مشهد در این شرایط میگوید: این روزها چیزهای کمی هستند که حال آدم را خوب کنند، اما تئاتر از معدود چیزهایی است که حال مرا خوب میکند. بزرگترین لذت برای من این است که احساس کنم در طول اجرا، تماشاگران اندکی حالشان بهتر شده است. ما قرار بود این نمایش را چند ماه پیش در مشهد اجرا کنیم که شرایط اجازه نمیداد. با وجود این، با تمام سختیها، گرانیها و تلاطمهای این چهار ماه جنگ، تصمیم گرفتیم با عوامل گروه به مشهد بیاییم؛ هم برای اینکه حال خودمان را خوب کنیم و هم حال هموطنانمان را در مشهد.
به گفته وی، تئاتر به واسطه ارتباط بیواسطهاش با تماشاگر، لذتی دارد که فقط کارگردانان تئاتر میتوانند آن را درک کنند؛ وقتی در اتاق نور مینشینی و میبینی آنچه نوشتهای روی صحنه میرود و در چهره تماشاگر آن رضایت را میبینی، لذت عجیبی دارد.
او در ادامه از انتشار کتاب این نمایش در هفته گذشته خبر داده و درباره علاقهاش به نوشتهها و کارهایش این گونه توضیح میدهد: من همه کارهایم را دوست دارم، اما نمایش «روزهای بی باران» کار ویژهای در زندگیام است که خوشبختانه هنوز ادامه دارد. این نمایش را یک دورهای هم با گروه گرجستانی روی صحنه بردیم که تجربه جالبی بود.
بهروزی ادامه میدهد: دوست داشتم نمایشی کار کنم که اصلا آدم بدی در قصه نباشد یعنی بدمن و منفی نداشته باشد؛ در ستایش عشق و زندگی باشد. چون به باور من در میان همه مشکلات، سختی ها و رنجها، احتمالا فقط عشق میتواند نجاتمان بدهد و آنچه که زنده نگهمان میدارد نیز عشق است. نمایش ما نیز برای انسان بودن، شرافت و عاشق بودن تلاش میکند.
این کارگردان در ادامه به مشکل همیشگی مجوز گرفتن اشاره کرده و ادامه میدهد: باید عاشق باشی که مشکلات این حرفه را تحمل کنی. من تجربه کار در خارج کشور را دارم و آن جا فقط کارگردانی میکنی اما در ایران هزار تا مسئولیت به کارگردان محول میشود.
وی درباره تجربه همکاری با رفیق هم دانشکدهایاش وحیدآقا پور نیز میگوید: هنگام نگارش متن به وحید آقاپور فکر میکردم برای همین او بازیگر ثابت نمایش است. من و وحید هم دانشکدهای و رفیق هستیم و حرف هم را میفهمیم.
بهروزی در پایان از استقبال مردم در مشهد ابراز رضایت دارد و میافزاید: خدا را شکر در مشهد استقبال خوب بوده است.
{$sepehr_key_233936}
خودش است، همان قدر شیرین، خوش مشرب و در عین حال خودمانی، وحید آقاپور را میگویم که نزد بسیاری، با «آقای ممیزی» و بعد ریالیتی شوهای «مافیا» و «جوکر» شناخته شد.
او در پاسخ به این پرسش که چه ویژگیهایی باعث شد ۱۰ سال در فواصل مختلف با اجرای این نمایش همراه شود، میگوید: اصلیترین مولفه، نمایشنامهای بود که موضوعش برایم ملموس و قابل درک بود. این اثر بسیار متوازن است؛ یعنی میزان لحظات مفرح و تراژیک آن به اندازه بود.
آقاپور با اشاره به ویژگیهای شخصیتی نقش خود توضیح میدهد: پوریا کاراکتری سرزنده، شوخطبع و دارای طنز کلامی است، اما در عین حال احساسات بسیار قویای دارد. مهمترین ویژگی او این است که «آدمِ زندگی در لحظه» است؛ او ارزش زندگی را در «زمان حال» میبیند. در واقع پوریا ارزش زندگی را به تمام خوشیها و ناخوشیهای تجربه زیسته فرد وابسته میداند. او معتقد است اگر بنا باشد در یک بزنگاه، هویتی نداشته باشد یا چیزی از گذشتهاش به یاد نیاورد، باز هم ترجیح میدهد که همین حالا زندگی کند. برای من این شخصیت بسیار جذاب بود و به عنوان یک بازیگر سعی کردم از منظر او به دنیا نگاه کنم تا به نقش نزدیکتر شوم.
آقاپور در پایان با ابراز خوشحالی از این تجربه در مشهد خود گفت: استقبال مردم مشهد بسیار عالی بود. این اولین بار بود که در مشهد روی صحنه میرفتم و انرژی بسیار خوب و خوشایندی از تماشاگران دریافت کردم. با وجود اینکه پروازمان تاخیر داشت واکنش تماشاگران خستگی را زا تنمان خارج کرد.

مریم دانندهفرد، بازیگر نقش «آوا» و همسر وحیدآقا پور در پشت صحنه کنار پسرش علی نشسته است که به سراغش میروم.
او با اشاره به تجربه متفاوت حضور در این نمایش میگوید: صحنه تئاتر برای من خودِ زندگی است. وقتی روی صحنه هستم، از عالم و آدم جدا میشوم و اتفاق دیگری در من رخ میدهد. این نمایش برای من بسیار ارزشمند است؛ من از سال گذشته به این گروه پیوستم و ۴۰ شب اجرا در تهران داشتیم.
دانندهفرد درباره ویژگیهای نقش خود نیز میگوید: من نقش زنی را بازی میکنم که به تنهایی پناه برده و میخواهد دوباره خود را بازسازی کند. هر انسانی نیاز دارد گاهی از همه بگسلد، به درون خود سفر کند و دوباره خودش را بسازد. چالش اصلی من، بازسازی ذهنیِ تجربه طلاق بود؛ یعنی باید چیزی را با تخیل و باور بازی میکردم که در زندگی واقعی برایم اتفاق نیفتاده بود.
او همچنین از همکاری با همبازیهای خود، بهویژه همسرش وحید آقاپور، میگوید: هر چند در این نمایش مقابل هم بازی نداریم، اما وحید بازیگر درجه یکی است.
این بازیگر همچنین از پیوند شخصی خود با شهر مشهد میگوید: مشهد برای من فراتر از یک محل اجرا، مکانی نوستالژیک است. آمدن به اینجا برای من معنای عمیقی دارد. از نظر اجتماعی نیز، امیدوارم تئاتر به عنوان یک سرگرمی از سبد خانوارها حذف نشود؛ هرچند که با گرانی، بلیت تئاتر هم مانند همه چیز برای قشر متوسط و پایین گران شده است. آرزو میکنم تماشاچیان مشهد با حال خوب، سالن تئاتر را ترک کنند.
{$sepehr_key_233888}
در پشت صحنه دنبال محمد صدیقیمهر میگردم و او را در حال صحبت با تماشاگری جلو درب ورودی آکتور پیدا میکنم. با وجود خستگی دو اجرای پشت سر هم با کمال میل پاسخ گوی سوالاتم درباره بازیش در این نمایش میشود.
محمد صدیقی مهر بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون در این نمایش نقش «مهرداد» را بازی میکند. او در پاسخ به اولین سوال از چالشهای نقشش میگوید: این نقش بسیار دشوار است؛ زیرا بازیگر باید بتواند به سرعت حس خود را تغییر دهد. شما در یک لحظه در حال خلق یک صحنه کمدی هستید و بلافاصله باید وارد یک صحنه غمانگیز شوید. این تغییر سریع حس، چالش بزرگی بود که در نهایت به نتیجه خوبی ختم شد. ما در صحنه چنان با هم راحت هستیم که یک زندگی واقعی شکل میگیرد؛ لحظاتی شاد، لحظاتی غمگین و لحظاتی در سکوت، که دقیقاً بازتابی از جریان واقعی زندگی است. به ویژه که امین بهروزی به عنوان کارگردان، بر متن خود اشراف کامل دارد و، چون خودش نویسنده است، بازیگران را به بهترین شکل روی صحنه هدایت کند.
وی با ابراز رضایت از استقبال مردم مشهد افزود: از چهره مردم، وقتی از سالن خارج میشوند، میتوان فهمید که چقدر از نمایش راضی هستند.
صدیقی مهر در پاسخ به این پرسش که، در شرایط جنگی که مردم درگیر افسردگی و مشکلات مالی هستند هنرمندان چطور میتوانند مسکن جامعه باشند، توضیح میدهد: تئاتر همیشه مسکن جامعه و چند قدم جلوتر از کل جامعه است، تئاتر قرار است مسکن جامعه باشد، وقتی حال جامعه خوب نیست لحظاتی یک صحنه تئاتر مردم را آن فشاری که در زندگی وارد میشود بیرون میکشد و احساس خوبی به آنها میدهد و احساس میکنند هنوز زنده هستند.
این بازیگر شرایط هنرمندان در این روزها را نامناسب توصیف میکند و ادامه میدهد: به هر حال جنگ است و بیشترین لطمه هم به جامعه هنری میخورد، چون آنها نمیتوانند کنسرت برگزار کنند، اجرا تئاتر داشته باشند، اکران فیلم و... تعطیل میشود، خیلیها در دوران جنگ کارشان را انجام میدادند، کاسبان و کارمندان و...، اما عملا هنرمندان دوران جنگ خانه نشین شدند و این همیشه گریبان گیرشان است و همیشه شرایط برای مان سخت است.
صدیقی مهر در پایان سخنانش از گروه تهیه در مشهد تشکر کرده و ادامه میدهد: همه چی به درستی پیش رفت. از تهیه کنندگان باید تشکر کرد که از گروهها و نمایشهای دیگر در مشهد دعوت کرده و این فضا را برای همه فراهم میکنند.
{$sepehr_key_233938}
در پشت صحنه کنارش میروم و خدا قوتی میگویم، «پردیس شیروانی» بازیگر نقش شبنم به گرمی پاسخ میدهد. او شبنم را زنی دوست داشتنی توصیف و اضافه میکند: در اولین مواجهه با متن، آن را دوست داشتم. شبنم خیلی همراه و با همسرش رفیق است. اما همه عشقی که بین این زوج وجود دارد ناگهان وارد چالش شده و زندگی آنها دچار چالش میشود. در کل مواجهه آدماها با چالشهایی که به وجود میآید و تصمیم گیریهایشان در این نمایشنامه دربارهاش خیلی صحبت میشود. همچنان که ما در زندگی مجبور هستیم تصمیمهای متفاوتی بگیریم و این بله و خیرهایی که میگوییم ممکن است مسیر جهان بعدی ما را خیلی دچار تغییر و چالش کند.
شیروانی در ادامه از همبازیهایش میگوید: من در کنار دوستان میآموزم و خیلی خوشحالم که کارگردان به من اعتماد کرد و این نقش را به من داد.
او همچنین به استقبال خوب مردم مشهد از این نمایش اشاره میکند: سالن باکیفیتی برای اجرا داریم. تیم اجرایی حرفهای و مهربان هستند و واقعا هیجان زده شدم. گرچه سفر در شرایط فعلی برایمان خیلی پراضطراب بود، اما دیدن آدمها و تماشاچیان و مواجهه با آنها بسیار لذتبخش است.
فریبرز ساجدی، یکی از تهیه کنندگان نمایش درباره دشواریهای مسیر، به موضوع دریافت مجوزها اشاره میکند و میگوید: برای گرفتن مجوز در همه جا با مشکل مواجه هستیم، اما در شهرستانها، این فرآیند نسبت به تهران بسیار پیچیدهتر و سختتر است. با وجود تمام این سختیها، همه تلاش میکنند مسیر را هموار کنند، اما دغدغه اصلی ما و بسیاری از تولیدکنندگان، فرآیند دشوار دریافت مجوز از ارشاد است.
وی با انتقاد از وضعیت موجود ادامه میدهد: نمیدانم این شرایط چه زمانی تسهیل میشود. سختگیریهای بیش از حد باعث شده بسیاری از جوانان مستعد از فعالیت دلسرد شوند و کسانی که قصد دارند گروههای تئاتر را از تهران به شهرستانها بیاورند، زیر فشار شدید قرار بگیرند. مشکل از کمکاری تهیه کنندگان نیست، بلکه این چالش ریشه در ساختارهای اداری دارد که اگر این مسئله حل نشود، تئاتر پیشرفت نخواهد کرد.
ساجدی همچنین از حمایتهای همکاران و سایت «گیشات» در فروش بلیت و همچنین نقش پررنگ فضای مجازی و جامعه تئاتر در تبلیغ نمایش قدردانی کرد و گفت: تا این لحظه بازتابها مثبت بوده و با برنامهریزی پیش رفتهایم.
{$sepehr_key_233939}