مسلخ کنار شهر؛ قصه پرماجرای قصاب‌خانه مشهد در دوره قاجار

به گزارش شهرآرانیوز؛ مشهد دوره قاجار، شهری بدون بهداشت، با معابری کثیف و لجن‌آلود و آکنده از تعفن بود. در این میان، فقط کشتار دام درون شهر کم بود تا جورچین آلودگی و جولان بیماری‌ها کامل شود. البته سال‌ها طول کشید تا سلاخان قانع شوند همگی در مکانی متمرکز به ذبح دام بپردازند؛ اما از قضا، بنایی که برای این کار ساخته شد نیز نزدیک شهر بود.

سلاخ‌خانه مشهد، سال‌ها در مجاورت شهر باقی ماند و به مسئله‌ای فراتر از یک مرکز کشتار تبدیل شد؛ مسئله‌ای که هم با امنیت غذایی و گرانی گوشت پیوند دارد، هم با آلودگی معابر و بیم شیوع بیماری. آنچه روزنامه‌ها و اسناد تاریخی از این ماجرا ثبت کرده‌اند، از یک‌سو قدرت لابی‌گری و مقاومت قصابان را به عنوان عنصری قدرتمند نشان می‌دهد و از سوی دیگر، ناتوانی مدیریت شهری را در حل بحرانی که بار‌ها برای رفع آن تصمیم گرفته می‌شود، اما در دوره قاجار هرگز به سرانجام نمی‌رسد.

نخستین اخبار گوشت در مطبوعات ناصری

از همان روز‌های نخست پا گرفتن مطبوعات در ایران، مسئله گوشت و حواشی آن از موضوع‌های پربسامد جراید است؛ مسئله‌ای که با امنیت غذایی، اقتصاد شهری، بهداشت عمومی و مهار بیماری‌ها گره خورده است. نخستین خبر مطبوعاتی که ما را به وضعیت گوشت در مشهد پیوند می‌دهد، مربوط به حدود ۱۷۲ سال پیش است؛ زمانی که کارگزاران دوره ناصری تلاش می‌کنند نظم جدی‌تری در امور شهری، نرخ ارزاق و کنترل قصاب‌خانه‌ها برقرار کنند.

مسلخ کنار شهر؛ قصه پرماجرای قصاب‌خانه مشهد در دوره قاجار

روزنامه وقایع اتفاقیه که نوشته است در دوره قاجار زنجیره تأمین گوشت به طور کامل در دست صنف قصابان و کدخدایان بوده است.

 

در این دوره، هنوز اثری از مسلخ‌های رسمی و بهداشتی نیست؛ هر قصاب در هر گوشه‌ای از معابر و سرکوی و برزن که می‌خواسته، گوسفند ذبح می‌کرده، لاشه را روی تخته‌های چوبی برش می‌زده، با ساطور و تبر تکه‌تکه می‌کرده است.

در غیاب سرمایش و یخچال، تنها منجی گوشت‌های گرم در هرم روز‌های تابستان و زیر تابش آفتاب، چند پارچه آب‌زده است تا شاید برای مدتی کوتاه، پای مگس‌ها و زنبور‌ها را از لاشه‌ها دور نگه دارد. در کنار اینها، دکان‌های قصابی که عمدتا در مدخل بازار‌های پرتردد قرار داشتند هم با جاری ساختن خون و انباشت فضولات، معبر عمومی را به کشتارگاهی آلوده بدل می‌کردند.

در چنین وضعیتی، در دی ۱۲۳۳ خورشیدی (ربیع‌الثانی ۱۲۷۰ قمری)، عالیجاه میرزا موسی‌خان فراهانی، متولی‌باشی وقت آستان قدس که نظارت بر نظم شهر و بازار مشهد را بر عهده داشت، تصمیم گرفت با تخلفات صنفی قصابان و گران‌فروشی گوشت مقابله کند. ازاین‌رو، ضمن باطل‌کردن نرخ‌های تحمیلی صنف قصابان و ملزم‌کردن آنان به رعایت نرخ‌های پیشین، کدخدای قصابان را به‌دلیل سوءاستفاده از جایگاه خود و تبانی برای کسب منفعت شخصی مجازات کرد و از این صنف تعهدی کتبی گرفت. همان‌طور که از این گزارش ثبت‌شده در روزنامه وقایع اتفاقیه پیداست، در آن روزگار زنجیره تأمین گوشت به طور کامل در دست صنف قصابان و کدخدای آنها بوده است. ناگفته نماند در این مقطع تاریخی، هنوز نهادهایی، چون بلدیه و حفظ‌الصحه متولد نشده‌اند تا بتوانند حداقل بر بهداشت عمومی معابر و نحوه عرضه گوشت نظارت داشته باشند.

{$sepehr_key_233895}

نخستین سلاخ‌خانه دم دروازه

چهار دهه پس از این ماجرا، وضعیت بهداشت مسلخ‌ها همچنان یکی از چالش‌های بزرگ مشهد است. گزارش روزنامه ایران در سال ۱۲۷۷ خورشیدی یعنی حدود ۴۴ سال بعد از اقدام میرزاموسی نشان می‌دهد که چگونه بحران بهداشت مسلخ‌ها، ابعاد نگران‌کننده‌تری به خود گرفته است.

در اواخر زمستان آن سال (۱۲۷۷ خورشیدی) که گوشت گران و کمیاب شده بود، «حاجی میرزا محمودخان سرتیپ بیگلربیگی» به حکم ایالت، قصابان را احضار کرده و برای اولین‌بار آستین‌ها را بالا می‌زند تا تغییری اساسی ایجاد کند. او قصابان را ملزم می‌کند که سلاخ‌خانه را از شهر دور نمایند تا بلکه به واسطه نظافت، مردم دچار هلاکت نگردند.

مسلخ کنار شهر؛ قصه پرماجرای قصاب‌خانه مشهد در دوره قاجار

روزنامه رعد که در آن رخبر از تصمیم برای تاسیس مسلخ در پشت باره شهر منتشر می‌شود

 

این گزارش نشان می‌دهد که در این تاریخ جایی با نام سلاخ‌خانه به بافت شهری اضافه شده ولی انتقال آن به خارج از شهر و تغییر عادت‌های بهداشتی همچنان با مقاومت و چالش‌های جدی روبه‌روست.

در ادامه و هم‌زمان با نگرانی از شیوع وبا در کابل، از طرف ایالت به اداره نظمیه و حفظ‌الصحه حکم می‌شود که در تنظیف شهر مشهد و پاکیزه کردن آب‌ها مراقبت کنند. به اعتبار این گزارش متوجه می‌شویم که حکم کشتارنکردن قصابان در شهر و تعیین محل مخصوص در بیرون شهر برای آنان پیش از این داده شده است، ولی پس از آنکه آنان مخالفت کرده و در حرم مطهر بست نشین می‌شوند، این حکم به جایی نمی‌رسد.

این سند نشان می‌دهد که چقدر جای بلدیه و نهاد تصمیم گیرنده شهری در مشهد خالی است. در گزارش دیگری درباره نخستین مسلخ شهر و محل آن در جریده حبل‌المتین، خبرنویس این جریده، آورده است که مردم از بوی عفونت و خون به خاطر وجود مذبح در مجاورت شهر در عذاب بوده‌اند.

خبرنویس حبل‌المتین اذعان می‌کند که معاون‌التجار برای نخستین‌بار، کشتارگاه را به اراضی محمدآباد که در دو فرسخی شهر است و از کنار نهر خیابان می‌گذرد، انتقال می‌دهد. البته قانع کردن صنف قصاب برای این جابه‌جایی به همین راحتی نیست و آنها این بار هم دست به اعتصاب زده و چند روز کشتار نمی‌کنند تا اوضاع شهر را به هم بریزند.

ظاهرا معاون‌التجار هم آنها را به محفلی دعوت می‌کند و به هر کدام مقداری سرمایه می‌دهد تا از اعتصاب دست بکشند و بهداشت و سلامت شهر را قربانی منافع و خودخواهی نکنند. با این تلاش‌ها گویا وضعیت تا حدی بهبود پیدا می‌کند، اما همچنان و دو سال بعد از میهمانی معاون‌التجار، نامه‌ای به جراید فرستاده می‌شود که حکایت از تداوم حضور قصابان در نزدیکی شهر دارد.

طبق محتوای این مکتوب، قصابخانه در آن زمان در دروازه پایین خیابان یا قدری بالاتر -در معبر عابران و زائران- است. روزنامه ادب در پاسخ نامه دریافتی، اطلاعات بیشتری از مسلخ معاون‌التجار در بیرون شهر ارائه می‌دهد و تنبلی را عامل اصلی کشتار در شهر و نرفتن به سلاخ‌خانه ذکر می‌کند.

{$sepehr_key_233975}

قصاب خانه انگلیسی ساخته نشد

حدود سال ۱۲۸۸ خورشیدی انجمن حفظ‌الصحه به ریاست ملک‌الحکما در مشهد شکل می‌گیرد و سال ۱۲۹۵ نیز کمیسیون حفظ‌الصحه برای مقابله با وبا که در مشهد رو به شیوع است، شروع به کار می‌کند. یکی از وظایفی که بر گرده این نهاد بهداشتی گذاشته می‌شود دور نگهداشتن کشتار دام در کوچه‌ها و معابر شهر و هدایت سلاخان به سوی مسلخ بیرون شهر و کنترل بهداشت است.

جالب است بدانید که یک سال پیش از شکل‌گیری این نهاد روزنامه طوس خطاب به اداره نظمیه و امنیه خراسان می‌نویسد: «لازم است از طرف اداره نظمیه قدغن شود که دکان‌های قصابی گوشت‌ها را در میان دکان‌ها به قناره زده و بفروشند و جلو دکان‌های قصابی باید آقشقه (شیشه) باشد که مگس و کثافت و گرد و خاک به آنها سرایت نکنند.»

مسلخ کنار شهر؛ قصه پرماجرای قصاب‌خانه مشهد در دوره قاجار

روزنامه طوس که در آن خبر وضعیت نامطلوب عرضه گوشت و غیر بهداشتی بودن آن‌ها منتشر شده است

 

این خبر یعنی تا آن زمان هیچ نهاد دیگری وجود نداشته که مردم دست به دامانش شوند تا بهداشت در شهر رعایت بشود.

سال ۱۲۹۶ خورشیدی، هم‌زمان می‌شود با آغاز ورود و استقرار نیرو‌های نظامی انگلیسی در مشهد تا پشتیبان عملیات نظامی مالسون در ترکمنستان امروزی و بخش‌هایی از ازبکستان باشند.۱۰ اردیبهشت سال ۱۲۹۸ خورشیدی روزنامه رعد خبر از تصمیم برای تأسیس مسلخ در پشت باره شهر و مشرف به ارگ ایالتی از طرف اداره قشونی انگلیس می‌دهد که ظاهرا کمیسیون حفظ الصحه به خاطر نزدیکی آن با بخش مسکونی، آن را مخالف سلامت جامعه می‌داند و برای جلوگیری از ساخت مسلخ انگلیسی به ایالت نامه می‌نویسد و حتی پیشنهاد می‌دهد اگر قشون نیاز به کشتارگاه دارند آن را در مجاورت ساختمان کنونی قصابخانه شهر بسازند. روزنامه بهار نیز در خبرهایش این موضوع را تأیید می‌کند. البته پیگیری حفظ‌الصحه و پزشکان شهر مانند بقراط‌الملک کار انگلیسی‌ها را معطل می‌گذارد تا به نیت خودشان نرسند و به همین خاطر این کشتارگاه هیچ‌گاه ساخته نمی‌شود. طبق آماری که جراید اعلام می‌کنند در این زمان حدود ۳۵۰ تا ۴۰۰ گوسفند در مسلخ شهر در نزدیک دروازه پایین خیابان ذبح می‌شوند تا به نیاز شهر مشهد با آن همه زائر و مجاور پاسخ بدهند.

{$sepehr_key_233896}

گرسنگان در مسلخ!

قوام‌السلطنه در سال ۱۲۹۶ خورشیدی به حکومت خراسان منصوب و به فاصله چند ماه وارد مشهد می‌شود. در زمان فرمانفرمایی او، وضعیت مشهد بحرانی است و قحطی و گرانی کار را به جایی رسانده که مردم دیگر برای گرفتن پسماند لاشه‌ها و استخوان‌ها به دم کشتارگاه نمی‌روند، بلکه عده‌ای جلوی سلاخ‌خانه شهر تجمع می‌کنند تا خون حیوانات ذبح شده را بگیرند و سربکشند.

این گزارش وحشتناک را روزنامه شرق ایران در ۴ آذرماه سال ۱۲۹۶ خورشیدی چاپ می‌کند. تعداد خون‌خواهان آن‌قدر زیاد است که بسیاری از آنان دست خالی برمی‌گردند. در شرایطی که بسیاری از مردم بر اثر قحطی عمدی انگلیسی مرده‌اند و پای بیماری‌هایی مانند حصبه و وبا به مشهد باز شده، احمد قوام انتخابات انجمن قانونی شهر را صادر می‌کند و این‌بار پس از تشکیل انجمن بلدیه سالارممتاز شهردار می‌شود. در این زمان بلدیه هیچ عایدی ندارد و انجمن بلدی پس از گفت‌و‌گو‌های بسیار عوارض بر کشتارگاه می‌گذارد. این نهاد مقرر می‌کند که از هر گوسفندی که در مسلخ ذبح می‌شود تا سه ماه یک قران برای تنظیف شهر بگیرند. طبق گزارش نورایران در ماه‌های نخست این عوارض از ۵۰۰ تومان تجاوز نمی‌کند، اما رفته رفته منابع دیگری هم تعیین می‌شود تا خرج سنگ فرش و روشنایی شهر شود.

مسلخ کنار شهر؛ قصه پرماجرای قصاب‌خانه مشهد در دوره قاجار

{$sepehr_key_233976}

قصاب‌خانه به خارج شهر نمی‌رود!

حدود سال‌های ۱۲۹۸ خورشیدی همچنان قصاب‌ها در سلاخ‌خانه نزدیک شهر، حیوان ذبح و کثافات آن را همان جا رها می‌کنند. بوی خون و تعفن آنجا چنان حال عابران را دگرگون می‌کند که حتی نمی‌توانند از آن حوالی عبور کنند. قصاب‌خانه اوضاع درهم برهمی دارد و بهداشت از آن فراری است. شهرداری تصمیم به اجاره آنجا می‌گیرد. این خبر را روزنامه طوس می‌دهد.

برحسب ظاهر، شهرداری موقتا آنجا را اجاره می‌کند تا تعمیر و بهداشت را به آنجا وارد کند و تحت نظارت حفظ‌الصحه قرار بدهد. روزنامه طوس همچنین می‌نویسد: «شهرداری خیال ساختن قصاب‌خانه‌ای را دارد؛ با طراحی مخصوص مسلخ که عفونت و کثافت به راحتی از آن دفع شود.»

از آن تاریخ مسلخ شهر هر سال به مبلغی به اجاره داده می‌شود و ظاهرا این لقمه چنان چرب و نرم و عایدی‌دار است که همه برایش سر و دست می‌شکنند و یکی از زدو بند‌هایی که در جراید در آن سال‌ها به آن پرداخته‌اند همین مسئله عواید ذبایح و اجاره سلاخ‌خانه شهر است.

البته شهر اوضاع به‌سامانی ندارد و در هیاهوی قیام کلنل پسیان و جابه‌جایی مکرر قدرت مجالی برای پیگیری برنامه جابه‌جایی مسلخ و بهداشت آن نمی‌ماند. سال ۱۳۰۰ مسلخ به حال خود چنان رها شده که بوی خون و تعفن بلند شده است. ترس از انتشار بیماری باعث می‌شود به مأموران بلدیه دستور داده شود تا طی چند روز آنجا را نظافت کنند و دکتر حسن‌خان افتخار‌زاده نیز طبیب مسلخ می‌شود تا بر فرایند ذبح نظارت کند. همچنین هر سال قصابان در بلدیه فراخوانده می‌شوند و از آنها برای دادن مجوز قصابی تعهد به همراه ۵۰ تومان وثیقه گرفته می‌شود تا در همه فصول سال قصابی کنند و در فصول کمبود گوشت شهر را با مشکل کمبود و گرانی روبه‌رو نکنند.

انگار بلدیه عزم جدی دارد تا امور مربوط به مسلخ و گوشت را سامان بدهد. نمایندگان حتی تصمیم می‌گیرند که امور قصاب‌خانه را به کنترات بدهند که به خاطر مشکلات و ایجاد انحصار برای عده‌ای با آن مخالفت می‌شود. در این زمان مشهد تنها شهری است که عوارض کشتار در مسلخ را می‌گیرد و بسیاری برای ندادن یک قران عوارض، دام را به صورت قاچاق و در پستو‌ها کشتار می‌کنند. همان طور که از اوضاع پیداست در پایان دوران قاجار هنوز بهبود چندانی در اوضاع مسلخ که به شهر چسبیده و بار‌ها برای جابه‌جایی آن تلاش شده، ایجاد نشده است.

{$sepehr_key_233981}