حسین سجادی | کارشناس مسائل بینالملل
یادداشت تفاهم اسلامآباد میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده، در شرایطی به امضا رسید که منطقه از ماهها درگیری و ناامنی عبور کرده بود و افکار عمومی جهان، دیپلماسی را تنها راه پایان بحران میدانست. این تفاهم با هدف توقف کامل اقدامات نظامی، احترام به حاکمیت و تمامیت ارضی طرفین، تأمین امنیت کشتیرانی در تنگه هرمز، رفع تدریجی محدودیتهای اقتصادی و آغاز مذاکرات برای دستیابی به توافقی جامع تنظیم شد.
با این حال، از همان هفتههای نخست اجرای تفاهم، نشانههای جدی از فاصله گرفتن واشنگتن از تعهدات خود آشکار شد. وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران در مواضع رسمی خود اعلام کرد که بازگرداندن برخی محدودیتهای اقتصادی و تحریمی، استمرار تهدید به استفاده از زور و تداوم اقدامات نظامی آمریکا، مغایر با روح و مفاد یادداشت تفاهم اسلامآباد است و مسئولیت پیامدهای این روند بر عهده دولت آمریکا خواهد بود.
یکی از مهمترین محورهای این تفاهم، پایان عملیات نظامی و خودداری از تهدید یا توسل به زور بود. از منظر جمهوری اسلامی ایران، تداوم عملیات نظامی آمریکا و حفظ فضای تهدید، نهتنها اعتماد متقابل را از میان برد، بلکه عملاً مهمترین پایه اجرای توافق را متزلزل ساخت. تجربههای گذشته، از برجام تا تفاهم اسلامآباد، این برداشت را در تهران تقویت کرده است که هر توافقی بدون تضمین عملی و قابل راستیآزمایی، در معرض تصمیمات یکجانبه آمریکا قرار دارد.
محور مهم دیگر تفاهم، ایجاد سازوکاری برای مدیریت عبور و مرور کشتیها و تضمین امنیت کشتیرانی در تنگه هرمز بود. از نگاه جمهوری اسلامی ایران، با توجه به موقعیت جغرافیایی، مسئولیتهای ناشی از حقوق بینالملل دریاها و نقش ایران در تأمین امنیت این آبراه راهبردی، اجرای این بند باید بر پایه سازوکاری با مشارکت و نقش محوری جمهوری اسلامی ایران و دیگر کشورهای ساحلی انجام میشد. اما استمرار حضور و اقدامات نظامی آمریکا و عدم همراهی با این سازوکار، از دید تهران، مانع تحقق یکی از مهمترین اهداف تفاهم شد. این در حالی است که واشنگتن روایت متفاوتی از علل توقف اجرای این بند ارائه کرده است.
از منظر سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، امنیت پایدار خلیج فارس و تنگه هرمز تنها از مسیر همکاری کشورهای منطقه، احترام به حاکمیت دولتهای ساحلی و پرهیز از مداخله نیروهای فرامنطقهای امکانپذیر است. بر همین اساس، عدم اجرای سازوکار پیشبینیشده برای مدیریت عبور و مرور کشتیها، صرفاً یک اختلاف فنی نیست، بلکه بازتاب دو نگاه متفاوت به نظم امنیتی منطقه به شمار میرود.
تجربه تفاهم اسلامآباد بار دیگر این واقعیت را برجسته کرد که دیپلماسی زمانی به نتیجه خواهد رسید که همه طرفها به تعهدات خود پایبند باشند و از اقدامات یکجانبه بپرهیزند. از نگاه جمهوری اسلامی ایران، اعتمادسازی بدون اجرای کامل تعهدات و بدون احترام عملی به توافقات امکانپذیر نیست. از این رو، هرگونه گفتوگوی آینده نیز زمانی میتواند به نتیجهای پایدار منجر شود که با تضمینهای اجرایی، سازوکارهای مؤثر راستیآزمایی و رعایت کامل تعهدات همراه باشد.
{$sepehr_key_235062}