با آغاز فصل گرما، نگرانی از خاموشیها نیز دوباره آغاز میشود. قطع برق دیگر یک اتفاق مقطعی نیست؛ بلکه به یکی از مهمترین چالشهای اقتصادی و اجتماعی کشور تبدیل شده است. توقف خطوط تولید، کاهش بهرهوری صنایع، اختلال در خدمات و نارضایتی عمومی، تنها بخشی از پیامدهای این وضعیت است.
اما سؤال اصلی این است؛ چگونه کشوری که از بزرگترین دارندگان ذخایر نفت و گاز جهان است، امروز با ناترازی برق و خاموشی مواجه شده است؟
پاسخ را نمیتوان در یک عامل خلاصه کرد. آنچه امروز با عنوان «ناترازی برق» شناخته میشود، نتیجه سالها انباشت مشکلات فنی، اقتصادی و مدیریتی است.
ناترازی برق چیست؟ ناترازی به این معناست که در زمان اوج مصرف، میزان برق قابل تولید از میزان برق موردنیاز کمتر باشد. بنابراین، داشتن ظرفیت بالای نیروگاهی بهتنهایی کافی نیست؛ زیرا بخشی از نیروگاهها به دلیل تعمیرات، فرسودگی، محدودیت سوخت یا سایر موانع، امکان تولید با ظرفیت کامل را ندارند.
در سالهای اخیر، مصرف برق کشور به دلیل رشد جمعیت، افزایش استفاده از وسایل سرمایشی، توسعه صنایع و گسترش مصرف، روندی صعودی داشته است. در مقابل، توسعه ظرفیت تولید و نوسازی زیرساختها با همان سرعت پیش نرفته و فاصله میان عرضه و تقاضا بهتدریج افزایش یافته است. بخش عمده برق ایران در نیروگاههای حرارتی و با استفاده از گاز طبیعی تولید میشود. این وابستگی، در شرایط محدودیت تأمین گاز، به یکی از مهمترین نقاط آسیبپذیر صنعت برق تبدیل شده است.
{$sepehr_key_235584}
هرگونه کاهش در تأمین سوخت نیروگاهها، مستقیما توان تولید برق را کاهش میدهد. افزایش عمر بخشی از نیروگاهها، بالا رفتن هزینه تعمیرات و کاهش سرمایهگذاری در توسعه و نوسازی صنعت برق، باعث شده است ظرفیت واقعی تولید با ظرفیت اسمی فاصله بگیرد. این مسئله در سالهای اخیر به یکی از چالشهای اصلی صنعت برق کشور تبدیل شده است.
خاموشیهای امروز، حاصل یک عامل واحد نیست؛ بلکه نتیجه همزمان رشد مصرف، محدودیت سوخت، فرسودگی تجهیزات و کاهش سرمایهگذاری است. به همین دلیل، ناترازی برق را باید یک چالش ساختاری دانست که حل آن نیازمند نگاهی جامع و بلندمدت است.