به گزارش شهرآرانیوز؛ انتقال وسواس (OCD) از والدین به کودک فقط ژنتیکی نیست؛ بلکه یک فرآیند عمیقاً یادگیریمحور و رفتاری است.
از سه جنبه میتوان این انتقال را بررسی کرد:
کودک الگوهای فکری والد (کمالگرایی، فاجعهسازی، شک دائمی) را درونیسازی میکند.
دیدن رفتارهای وسواسی والدین (شستن مکرر، چک کردن، نظمدهی تقارنی) برای کودک به معنای «استاندارد طبیعی زندگی» تلقی میشود.
اضطراب والد، محیط خانه را ناامن میکند. کودک برای کنترل این ناامنی، به رفتارهای تکراری پناه میبرد.
نشانههای کودکی که درگیر وسواس شده است
کودکان معمولاً نمیتوانند افکار وسواسی خود را بیان کنند، اما رفتارشان بلندتر از کلمات حرف میزند. به این نشانهها دقت کنید:
پرسیدن سوالات تکراری برای رفع اضطراب (مامان مطمئنی دستم تمیز شد؟ مطمئنی در قفل است؟ مطمئنی مریض نمیشوم؟)
{$sepehr_key_235713}
شستن طولانی دستها، لباس درآوردن با یک ترتیب خاص یا نیاز به لمس کردن اشیاء به تعداد دفعات مشخص.
گریه و بیقراری شدید در صورت کج بودن وسایل روی میز یا پاک کردن و بازنویسی مکرر مشقها تا مرز پاره شدن کاغذ.
دست نزدن به دستگیره درها، امتناع از نشستن روی فرش، یا دوری از همبازیها به دلیل ترس از کثیفی.
طول کشیدن غیرطبیعی کارهایی مثل مسواک زدن، لباس پوشیدن یا غذا خوردن به دلیل رعایت «قوانین نانوشته ذهن».
تا جای ممکن، اعمال وسواسی خود (مثل شستن مکرر یا چک کردن) را در حضور کودک انجام ندهید.
اگر کودک متوجه رفتار وسواسی شما شد، دنیا را مقصر ندانید. نگویید: «بیرون پر از میکروب است!» بگویید: «من گاهی بیش از حد نگران تمیزی میشوم و دارم تلاش میکنم این نگرانی بیدلیل را کم کنم.»
کمالگرایی را در خانه تشویق نکنید. اجازه دهید کودک کثیف شود، اشتباه کند و اتاقش گاهی نامرتب باشد. به تلاش او جایزه بدهید، نه به بینقص بودن نتیجه.
هرگز از کودک نخواهید در کارهای وسواسی شما شریک شود (مثلاً: «برو ببین در رو قفل کردم؟» یا «دستت رو سه بار با صابون بشور»).
اگر نشانههای وسواس را در کودک دیدید، این اقدامات مهارتمحور را اجرا کنید:
وقتی کودک مدام میپرسد «دستم تمیز شد؟»، بیش از یک بار جواب ندهید. پاسخهای مکرر شما، باتری وسواس او را شارژ میکند. بگویید: «قبلاً جواب این سوال رو دادم، به ذهن نگرانِت بگو دیگه گولش رو نمیخوری.»
{$sepehr_key_235714}
به کودک یاد دهید وسواس را از خودش جدا کند. مثلاً اسمش را بگذارید «مگس مزاحم» یا «رئیسِ غرغرو». وقتی وسواس سراغش میآید بگویید: «باز این رئیس غرغرو داره بهت دستور میده؟ بیا با هم به حرفش گوش ندیم.»
خانوادهها معمولاً برای کاهش گریه کودک، با وسواس او همراهی میکنند (مثلاً لباسش را همانطور که او میخواهد تا میکنند). این کار یعنی تغذیه غول وسواس. با مهربانی، اما قاطعانه از همراهی در این کارها خودداری کنید.
به صورت تدریجی کودک را با ترسهایش روبهرو کنید. مثلاً اگر از کثیفی میترسد، با هم خمیربازی کنید و زمان شستن دستها را ۵ دقیقه به تاخیر بیندازید.
درمان وسواس کودک، از درمان اضطرابهای والد آغاز میشود. برای نجات دنیای آنها، ابتدا باید ذهن خودمان را ایمن کنیم.
منبع: فارس