به گزارش شهرآرانیوز؛ در فصل تابستان، دغدغه خانوادهها برای غنی کردن اوقات فراغت فرزندانشان بیشتر میشود و آموزشگاههای هنری، بهعنوان بسترهایی برای کشف استعدادها و تلطیف روح جامعه، نقش مهمی دراین باره دارند. اما این روزها این آموزشگاههای مشهد با واقعیتهای متفاوتی دستوپنجه نرم میکنند؛ از مخارج سرسامآور تأمین ابزار و تجهیزات گرفته تا اجارههای سنگین، آموزش هنری را در سبد خانوار، به یک نیاز پرهزینه تبدیل و این مقوله ادامه فعالیتهای آموزشگاهها را با چالشهای جدی روبهرو کرده است.
در گزارش پیشرو، برای بررسی وضعیت فعلی این مراکز و واکاوی دغدغههای مدیران آموزشگاههای تجسمی و موسیقی مشهد، به گفتوگو با سه تن از فعالان این عرصه نشستهایم و در قسمت دوم همین موضوعات و چالشها را در گفتوگو با مدیران مراکز آموزشی سینما و تئاتر بررسی میکنیم.
نسرین نعیمیثانی، نقاش مشهدی با اشاره به چالشآموزشگاههای هنر از ابتدای سال، اظهار کرد: باید تفکیک کنیم؛ آموزشگاههای باسابقه که هنرجویان هدفمند دارند و بهدنبال مدارک رسمی برای المپیادها و جشنوارهها هستند، در زمان جنگ کمتر آسیب دیدهاند؛ اما برخی خانوادهها هم بودند که تحتتأثیر اخبار، دچار ترس و استرس شدند و باوجود اطمینانبخشیها، فرزندانشان را از کلاسها جدا کردند؛ اقدامی که به نظر من، بزرگترین آسیب را به خود کودک و نوجوان وارد کرد.
وی افزود: این فضا، در کنار ناپایداری دسترسی به اینترنت، ضربه مهلکی به پیکره آموزشگاهها زد. در دورههایی که اینترنت قطع بود، بسیاری از مردم که برای آگاهی از برنامهها و ثبتنام به پلتفرمهای برخط تکیه داشتند، از فضای آموزشی فاصله گرفتند و کلاسها بهطرز بیسابقهای خالی شد.
مدیر آموزشگاه «نعیمی ثانی» درباره وضعیت ادامه فعالیتهای مراکز آموزشی میگوید: در شرایطی که هزینه اجارهبها دوبرابر شده و قیمت ابزارهای هنر نقاشی (مانند رنگ) جهشی بیش از دوبرابر را تجربه کرده است، آموزشگاهدارها در تنگنای عجیبی قرار دارند. از یکسو، بار تورم بر دوش هنرجو سنگینی میکند و ازسویدیگر، مدیریت هزینههای جاری آموزشگاه دشوار است.
نعیمیثانی در نقد سیستم آموزشی کشور بیان میکند: متأسفانه مدارس ما با رویکردی تکبعدی، همه توان دانشآموز را صرف رقابتهای فرساینده تحصیلی (مانند رتبههای کنکور) میکنند. بارها دیدهام که پزشکان، مهندسان و اساتید دانشگاه در کلاسهای آموزشی میگویند:ای کاش در دوران کودکی، به جای تأکید صرف بر درس، هنر را هم به ما آموخته بودند.
او تأکید میکند: این یک مانور دروغین است که هنر درآمد ندارد. اتفاقا برخلاف تصور عموم، هنر میتواند در کنار تحصیلات آکادمیک، امنیت مالی و آرامش روانی فرد را تأمین کند. دانشآموختگان مقاطع عالی دانشگاهی بسیاری را میبینم که بهدلیل نبود بازار کار، در حسرت داشتن یک مهارت هنری برای تدریس و درآمدزایی هستند.
این هنرمند و مدرس مشهدی ضمن اشاره به اهمیت نقش والدین، بیان میکند: خانوادهها نباید هنر را در دغدغههای آخرِ خود جای دهند. هنر برای دوری از حواشی جامعه و افزایش سطح هوش و خلاقیت دانشآموز، یک ضرورت است، نه یک کالای لوکس. درهمینراستا، تجربیات و دغدغههای سالها تدریس خود را در قالب سه کتاب به رشته تحریر درآوردهام که بهزودی رونمایی خواهد شد؛ کتابهایی که معتقدم میتواند نگاه جامعه را به ضرورت حضور هنر در زندگی فرزندان تغییر دهد.
نعیمیثانی با اشاره به دشواریهای ادامه مسیر برای هنرجویان مستعد، میگوید: گاهی هنرجویی به مرحلهای میرسد که میتوان گفت از چندخان سخت عبور کرده است؛ استعداد دارد، پشتکار دارد و حتی میتواند در سطح ملی بدرخشد، اما درست در همان نقطهای که باید وارد مراحل تخصصیتر شود، بهدلیل شرایط مالی ناچار به توقف میشود.
به گفته او، این مسئله فقط محدود به نقاشی نیست و در بسیاری از رشتههای هنری از جمله موسیقی نیز دیده میشود. کسی که میخواهد به مراحل بالای هنر برسد، باید آموزش تخصصی ببیند، در دورههای حرفهای شرکت کند، وارد جشنوارهها و المپیادها شود و تجربه کسب کند. طبیعی است که همه این مراحل هزینه دارد و اگر خانواده توان حمایت مالی نداشته باشد، هنرجو در میان راه زمینگیر میشود.
نعیمیثانی با بیان اینکه ورود به جشنوارهها، المپیادها و دورههای تخصصی نیازمند دانش و آمادگی جدی است، ادامه میدهد: برای دیدهشدن در هنر، صرف استعداد کافی نیست. هنرجو باید سطح علمی و تکنیکی خود را بالا ببرد. اینکار با دورههای تخصصی، مطالعه، تمرین مداوم و حضور در رویدادهای هنری ممکن میشود؛ اما همه اینها هزینهبر است.
او میافزاید: بخش زیادی از کسانی که میتوانند تا پایان مسیر پیش بروند، از خانوادههایی هستند که امکان مالی بیشتری دارند. اما هنرجویانی که از طبقات کمبرخوردار میآیند، با وجود استعداد بالا، اگر حمایت نشوند، معمولا در میان راه متوقف میمانند.
نعیمیثانی البته معتقد است که بسیاری از هنرجویان کمبرخوردار، انگیزه و تلاش بیشتری نسبت به برخی هنرجویان مرفه دارند. او دراینباره میگوید: بارها دیدهام هنرجویی که امکانات مالی محدودی دارد، با انگیزهتر و جدیتر مسیرش را دنبال میکند، چون برای رسیدن به موفقیت زحمت کشیده است و قدر فرصتها را میداند.
به گفته این هنرمند، همین گروه از هنرجویان در صورت حمایت درست میتوانند به نتایج درخشانی برسند. در سالهای اخیر تلاش کردهایم هنرجویان مستعد، اما کمبرخوردار را به سمت تدریس خصوصی هدایت کنیم تا بتوانند بخشی از هزینههای ادامه مسیر هنریشان را تأمین کنند. حتی وقتی هنرجوی جدیدی با من تماس میگیرد، اگر خودم امکان تدریس نداشته باشم، او را به شاگردان توانمندم معرفی میکنم تا هم آنها تجربه تدریس پیدا کنند و هم بتوانند از راه هنر، خودشان را حمایت کنند.
این مدرس پیشکسوت هنر نقاشی مشهد، حمایت از هنرجویان از طریق ایجاد فرصت تدریس را نوعی کارآفرینی هنری میداند و توضیح میدهد: در سالهای اخیر تلاش کردهایم هنرجویان مستعد را فقط آموزش ندهیم، بلکه برایشان مسیر درآمدزایی هم ایجاد کنیم. اگر هنرجویی توان مالی محدودی دارد، باید یاد بگیرد که از هنر خود درآمد کسب کند؛ مثلا تدریس کند، سفارش بگیرد و هزینه ادامه آموزش تخصصیاش را فراهم کند.
نعیمیثانی بر این باور است که هنر، اگر درست آموزش داده شود، میتواند علاوه بر آرامش روانی، پشتوانه اقتصادی نیز باشد. او میگوید: همیشه به هنرجویانم گفتهام هنر فقط یک علاقه شخصی یا تفریح نیست. هنر میتواند شما را حمایت کند. اگر مسیر درست را یاد بگیرید، میتوانید با تدریس، تولید اثر، حضور در جشنوارهها و معرفی حرفهای خود، به درآمد برسید و ادامه راهتان را بسازید.
او تأکید میکند: هنرجویان نباید منتظر شرایط ایدهآل بمانند یا باید خانواده توان حمایت مالی داشته باشد، یا خود هنرجو باید یاد بگیرد در کنار آموزش، کار کند و از هنر خود درآمد به دست آورد. به نظر من، گروه دوم معمولا پرانگیزهتر و موفقتر هستند.
این هنرمند مشهدی به نقش صداوسیما و رسانهها برای آگاهیبخشی درباره اهمیت هنر اشاره میکند و میگوید: متأسفانه خانوادهها هنوز به اندازه کافی با ضرورت حضور هنر در زندگی فرزندانشان آشنا نیستند. اگر روزنامهها، تلویزیون و رسانههای عمومی بهصورت منظم درباره نقش هنر در کاهش آسیبهای اجتماعی، افزایش خلاقیت و ایجاد امید در جوانان صحبت کنند، نگاه خانوادهها تغییر میکند.
او ادامه میدهد: چرا نباید در رسانهها صفحه یا برنامهای ثابت وجود داشته باشد که کارشناسان درباره ضرورت هنر و ورزش برای کودکان و نوجوانان صحبت کنند؟! خانوادهها باید بدانند که هنر، یک هزینه اضافی نیست، سرمایهگذاری برای آرامش، رشد و آینده فرزندشان است.
نعیمیثانی با انتقاد از کلیشهایشدن برخی روایتهای رسانهای از هنر، میافزاید: هنر فقط خاطرهگویی و نگاه نوستالژیک نیست. هنر امروز میتواند هیجان، امید، درآمد، کارآفرینی و آیندهسازی داشته باشد. باید از زاویههای تازه به هنر نگاه کرد و به جوانان نشان داد که از مسیر هنر هم میتوان رشد کرد و به جایگاه حرفهای رسید.
توقف تأمل برانگیز مراکز هنری در کنار مشکلات مالیامالنسا نوقابی، مدیر آموزشگاههای آزاد هنری «آفتاب» که در حوزه هنرهای تجسمی در مشهد فعالیت میکند، درباره وضعیت فعلی آموزش در مشهد میگوید: از ابتدای سال، آموزشگاهها با چالشهای متعددی روبهرو بودند. جنگ و فضای روانی حاکم بر جامعه، عملا فعالیتهای هنری را برای مدتی متوقف کرد و همه در انتظار شفافشدن وضعیت بودند. اما مشکل اصلی تنها در فضای روانی خلاصه نمیشود؛ مسئله اکنون اقتصادی و تورم است.
او ادامه میدهد: در شرایطی که خانوادهها اولویت خود را بر تأمین هزینههای معیشتی و خوراک قرار دادهاند، طبیعتا سهم آموزشهای هنری در سبد خانوارها کمرنگ شده است. ما این تفاوت را بهوضوح در آمار ثبتنام تابستان امسال نسبت به سالهای گذشته مشاهده میکنیم. خانوادهها مشتاق هستند فرزندانشان از فضای دیجیتال فاصله بگیرند و به فعالیتهای فیزیکی مانند سفالگری یا نقاشی روی بیاورند، اما گرانیها مانع اصلی است.
مدیر آموزشگاه «آفتاب» درباره انگیزههای هنرجویان بیان میکند: نمیتوان گفت انگیزه صرفا اقتصادی یا صرفا روانی است. هنرجویان ما دو دستهاند؛ عدهای بهدنبال یادگیری مهارتی هستند که زودبازده باشد؛ مثلا سفالگری که میتوانند با تولیداتش به درآمد برسند. در مقابل، دسته دوم کسانی هستند که به توصیه روانشناسان یا برای یافتن آرامش و ارتباط با طبیعت (گل و خاک) به هنر روی میآورند. این دو گروه تقریبا با هم برابرند و هر دو بخش برای ما اهمیت دارند.
نوقابی یکی از بزرگترین دغدغههای صنفی خود را فعالیت مراکز غیرمجاز میداند و میگوید: چالش ما تنها کمبود هنرجو نیست، بلکه فعالیت آموزشگاههای فاقد مجوزی است که در فصل تابستان، بدون داشتن تخصص و نظارت، با تبلیغات گسترده هنرجویان را جذب میکنند. این موضوع باعث هدررفت سرمایه و زمان خانوادهها میشود؛ زیرا بسیاری از این هنرجویان پس از تجربهای ناموفق، دوباره به مراکز اصلی و دارای مجوز مراجعه میکنند تا کار را اصولی بیاموزند و عملا مجبور به پرداخت هزینه دوباره میشوند.
او با انتقاد از نبود نظارت از سوی متولیان حوزه فرهنگ و هنر میافزاید: ۲۵سال است که در این حرفه هستم، اما همچنان با این مشکل دست وپنجه نرم میکنیم. مجوز ما از وزارت ارشاد است و اگرچه اکنون با همکاری فنیوحرفهای سعی کردهایم شرایط دریافت مدرک را برای بچهها تسهیل کنیم، همچنان جای خالی نظارت بر مراکز غیرمجاز که بیضابطه فعالیت میکنند، احساس میشود.
مدیر این آموزشگاه هنری با اشاره به افزایش هزینههای ابزارها و وسایل هنری میگوید: قبلا با هزینههای اندک میشد یک کارگاه کوچک راه انداخت، اما اکنون برای شروع همان کار باید چندینبرابر سرمایه اولیه داشت. وقتی هزینه مواد اولیه بالا میرود، نهتنها آموزش، بلکه تولید اثر هم با چالش روبهرو میشود؛ بااین حال، ما تلاش میکنیم با برگزاری نمایشگاههای گالریمحور به جای بازارمحور، به هنرجویان کمک کنیم تا خود را بهعنوان هنرمند معرفی کنند، نه صرفا تولیدکننده؛ زیرا رقابت با تولیدات انبوه ماشینی بدون داشتن خلاقیت و نوآوری در هنر، ممکن نیست.
روزبه زورچنگ، مدیر آموزشگاه موسیقی «نوای مهر»، درباره وضعیت این روزهای آموزشگاهها میگوید: مراکز آموزشی موسیقی در مشهد این روزها از یک بلاتکلیفی مزمن حکایت میکنند، درحالیکه انتظار میرفت پس از پشتسرگذاشتن دوران پرتنش سالهای اخیر، فضای هنری به حالت عادی بازگردد، سایه سنگین تورم و تغییر در ذائقه مخاطبان، رمق فعالیت را از آموزشگاهها گرفته است.
وی با اشاره به فشارهای اقتصادی، از دور باطل افزایش قیمتها میگوید: با وجود افزایش هزینههای اجاره، قبوض و سایر ملزومات، شهریهها را حداکثر ۳۰درصد افزایش دادهایم، آن هم درحالیکه ۲۰ درصد آن را برای تخفیف به خانوادههای کمبضاعت در نظر میگیریم تا امکان حضور داشته باشند؛ اما مشکل اصلی اینجاست که حتی با این شرایط هم، دخلوخرجها با هم نمیخواند. هزینههای جاری ما مثل قبض برق که از ۳۰۰هزار تومان به ۴میلیون تومان رسیده است، نشان میدهد که چقدر وضعیت اسفناک است.
زورچنگ میافزاید: نه امیدی هست و نه چشماندازی. گاهی فکر میکنم بهتر است عطای کار را به لقایش ببخشم و آموزشگاه را تعطیل کنم؛ اما چه کنم؟ اگر من هم بهعنوان یک هنرمند تسلیم شوم، هنرجویی که برای تلطیفِ روحش هفتهای نیمساعت به این محیط پناه میآورد، کجا برود؟
وی تغییرِ نگرش خانوادهها و هنرجویان به مقوله یادگیری موسیقی را بهعنوان یکی از گلایههای اصلی، مطرح میکند. او معتقد است نگاه «آمپولی» و کوتاهمدت به موسیقی، آفت این هنر شده است.
زورچنگ توضیح میدهد: والدین توقع دارند فرزندشان طی سه ماه به یک نوازنده چیرهدست تبدیل شود. آنها ویدیوهایی از کودکان در پاساژها میبینند که بدون هیچ استاندارد فنی مشخصی، ساز میزنند و مردم برایشان دست میزنند و همان را الگو قرار میدهند. غافل از اینکه موسیقی، یک مسیرِ مداوم و فرایندی طولانی است. موسیقی آمپول نیست که بزنی و موسیقیدان شوی؛ باید تحصیل کنی، مطالعه کنی و سالها تمرین کنی تا از یک هنرجوی آماتور به یک هنرجوی استاندارد برسی.
به گفته مدیر این آموزشگاه موسیقی، نهتنها اقتصاد، بلکه شبکههای اجتماعی ذائقه نسل جدید را تغییر دادهاند: قبلا هنرجویان با مطالعه و تحقیق میآمدند و سازهایی مثل کلارینت یا ترومپت را میشناختند و برای آموزش آن پیگیر بودند؛ اما اکنون، آن عمق مطالبهگری از بین رفته است. از سوی دیگر، شرایط کنکور و تغییرات تقویم آموزشی هم باعث شده است تابستانها که فصل طلایی فعالیت هنری بود، عملا از دست برود.
{$sepehr_key_235803}
زورچنگ باوجود همه تلخیها، بر تأثیر عمیق موسیقی بر سلامت روان و قدرت تصمیمگیری تأکید میکند: کسی که موسیقی کار میکند، یاد میگیرد که در شرایط بحرانی، منطقیتر و خلاقانهتر تصمیم بگیرد. درگیری همزمان مغز با ریتم، نت و اجرا، باعث میشود، فرد در زندگی شخصیاش هم تحلیلگر شود.
موسیقی به شما میآموزد که با تکرار و استمرار، به نتیجه برسید؛ درست مثل ورزش که عضلات را ورزیده میکند، موسیقی ذهن را ورزیده میکند. او در خطاب به والدینی که نگران آینده هنری فرزندانشان هستند، توصیهای کلیدی دارد: همانطور که در ورزش اجازه میدهید فرزندتان رشته موردعلاقهاش را انتخاب کند، در موسیقی هم به او حق انتخاب بدهید.
هر انسانی، در هر سنی (از ۵سال تا ۷۵سال)، اگر به سازی علاقه داشته باشد و روزانه حتی نیمساعت وقت بگذارد، میتواند به آن سطح از توانمندی که برایش مطلوب است برسد. شرط اول، نه استعدادِ خارقالعاده، بلکه «علاقه» و «تکرارِ هوشمندانه» است.
وی با اشاره به حواشی مجوزها ابراز امیدواری کرد که مسئولان فرهنگی بیش از گذشته حامی فضاهایی باشند که چراغ هنر را در این روزهای سخت روشن نگه داشتهاند.