به گزارش شهرآرانیوز، شرکت سوئدی SAAB از امضای قراردادی به ارزش یک میلیارد دلار برای فروش دو فروند هواپیمای آواکس به یک کشور در خاورمیانه خبر داده است. اگرچه این شرکت بهصراحت اعلام کرده که نمیتواند نام مشتری را فاش کند، اما همه سرنخهای موجود به امارات متحده عربی بازمیگردد؛ کشوری که هماکنون نیز از سامانههای هشدار زودهنگام و هواپیماهای آواکس ساخت این کمپانی استفاده میکند.
اهمیت این قرارداد فراتر از خرید دو فروند هواپیماست. تلاش امارات برای تهیه دو فروند آواکس جدید آنهم از یک کمپانی غیرآمریکایی نشان میدهد کشورهای منطقه در یک تغییر موضع راهبردی، بهجای اعتماد به حضور نظامی آمریکا حالا تلاش میکنند توانمندیهای مستقل نظامی خود را تقویت کنند؛ روندی که میتواند احتمال کاهش وابستگی امنیتی آنها به آمریکا و حتی برچیدهشدن پایگاههای نظامی این کشور در منطقه را بیش از گذشته تقویت کند.

شرکت SAAB یکی از قدیمیترین مجموعههای صنایع دفاعی اروپا محسوب میشود. این شرکت سوئدی در سالهای اخیر با توسعه خانواده هواپیماهای آواکس خود، نسلی از سامانههای متحرک هشدار زودهنگام موسوم به چشم جهان (Global Eye) را تولید کرده که با استفاده از رادارهای پیشرفته، وظیفه کشف، رهگیری و مدیریت اطلاعات مربوط به تهدیدات هوایی را برعهده دارند.
آواکسهای سوئدی در نسل جدید خود به پایگاههای راداری متحرکی تبدیل شدهاند که اگرچه سطح پوشش آنها محدودتر از رادارهای ثابت است و بهدلیل محدودیت در سوختگیری نمیتوانند پوشش مداوم داشته باشند، اما در حالت عملیاتی، گنبدی پنهان در اطراف خود را تحت رصد قرار میدهند که همهچیز (تأکید میکنیم همهچیز) را میبینند. حالا سؤال اساسی اینجاست در منطقهای همچون خاورمیانه با انبوهی از تجهیزات راداری پیشرفته و رینگهای پدافندی متراکم، چرا کشوری مثل امارات باید به هواپیماهای آواکس احساس نیاز کند؟ الگوی رزم ایرانی به این پرسش پاسخ میدهد.
{$sepehr_key_236112}
کارشناسان بر این باورند که نیروهای مسلح ایران از ابتدای جنگ رمضان تاکنون الگوی نبردهای نظامی را تغییر دادهاند. در گذشته برتری نظامی با کشوری بود که جنگندههای مجهزتر و موشکهای بزرگتری داشته باشد، اما جنگ ایران نشان داد که پیروزی متعلق به کشوری است که تبحر بیشتری در حملات انبوه، استفاده از پهپادهای کوچک، موشکهای کروز و تسلیحات دورایستا داشته باشد. این تسلیحات بهدلیل سطح مقطع راداری کم غالباً از چشم رادارهای بزرگ و گرانقیمت پنهان میمانند و اگر هم شناسایی شوند، ساقطکردن آنها بسیار سخت و پرهزینه است.
اینگونه بود که ناوگان جنگندههای ایران با وجود محدودیتهای خود توانستند حماسههای جاویدانی همچون «عملیات بوهرینگ» را اجرا کند. اینگونه بود که پهپادهای ایرانی با تکنیک پرواز کمارتفاع (Low Profile) توانستند رادارهای افسانهای و مشهور ارتش آمریکا همچون چشم صحرا (Desert Eye) را درهم بکوبند. این تنها نقطه ضعف سامانههای راداری و تجهیزات پدافندی آمریکا در منطقه بود و ایران از همین نقطه ضعف به بهترین نحو استفاده کرد.
حالا با اثبات کارآمدی تسلیحات ایران و نقطه ضعف ارتش تروریستی آمریکا، به نظر میرسد که زمزمهها برای برچیدهشدن پایگاههای نظامی سنتکام بیش از پیش به واقعیت نزدیک است. پایگاههایی که قرار بود از کشورهای عربی دفاع کنند، خودشان با خاک یکسان شدهاند و این شرایط، کشورهای منطقه را به سمت خرید رادارهای متحرک خارجی سوق میدهد تا آواکسهای سوئدی بیایند، پرندگان مهاجم در ارتفاع پایین را ببینند و هشدار زودهنگام صادر کنند. حالا سؤال اینجاست که آیا پرونده خرید آواکسهای سوئدی توسط امارات، مُهر تأییدی بر پایان ماجراجوییهای نظامی آمریکا در منطقه خواهد بود؟ آیا بیگانگان، بهتدریج مهیای ترک منطقه میشوند؟ زمان، حقیقت را روشن خواهد کرد.