به گزارش شهرآرانیوز؛ اوقات فراغت، بیش از آنکه فرصتی برای استراحت باشد، بستری حیاتی برای پرورش مهارتهای شناختی و اجتماعی نسل جوان است. سینما و تئاتر با ظرفیتهای بی نظیر خود میتوانند ابزاری برای مهارت افزایی دانش آموزان باشند، اما اکنون نبود برنامه ریزی منسجم میان نهادهای آموزشی و فرهنگی، موجب ایجاد خلأ بسترهای استاندارد و رشد قارچ گونه آموزشگاههای غیرمجاز شده است.
در بخش نخست این گزارش به بررسی وضعیت آموزشگاههای هنرهای تجسمی و اهمیت گذراندن اوقات فراغت در این حوزه پرداختیم؛ در گزارش پیش رو، همراه با سه تن از فعالان حوزه تئاتر و سینما، چالشها و فرصتهای آموزش در این دو حوزه را بررسی میکنیم.
مدیر انجمن سینمای جوان مشهد با بیان اینکه برنامههای اوقات فراغت باید از قالب سرگرمی محور خارج شده و به سمت مهارت افزایی شناختی و اجتماعی هنرجویان هدایت شود، بیان کرد: هنر تئاتر و سینما ظرفیتهای بی نظیری برای ارتقای مهارتهای نرم و شناختی دارند که در نظام آموزشی رسمی کمتر به آنها پرداخته میشود.
محمد مداح حسینی، با انتقاد از نبود برنامه ریزی منسجم برای ایام تابستان، تصریح کرد: اکنون آموزشگاههای هنری آمادگی لازم برای ارائه برنامههای حرفهای و هدفمند را ندارند. برای رسیدن به خروجی مطلوب، نیازمند یک تعامل دوجانبه میان اداره کل آموزش وپرورش و اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان هستیم. آموزش وپرورش از یک سو بانک اطلاعاتی گستردهای از مخاطبان دانش آموز دارد و اداره فرهنگ و ارشاد نیروهای تولیدی و آموزشی را در اختیار دارد؛ اما متأسفانه این زنجیره ارتباطی قطع است.
به گفته وی، هنر سینما و تئاتر میتواند مهارتهایی نظیر مدیریت زمان، مدیریت ارتباطات، کنترل احساسات، شناخت عواطف و قدرت تمرکز را به دانش آموزان منتقل کند؛ مهارتهایی که در مقاطع تحصیلی دورههای متوسطه اول و دوم به شدت موردنیاز دانش آموزان است.
مدیر گروه ادبیات نمایشی دانشگاه اقبال لاهوری با اشاره به وضعیت فعلی آموزشگاههای سینمایی و تئاتر، آن را نگران کننده خواند و گفت: یکی از بزرگترین چالشهای این حوزه، رشد قارچ گونه آموزشگاهها و نبود سازوکار نظارتی دقیق برای تدریس است.
مداح حسینی تأکید کرد: صرف هنرمند بودن، به معنای معلم بودن نیست. بسیاری از مدرسان فاقد صلاحیتهای علمی و مهارتی لازم برای تدریس هستند و این امر به اتلاف وقت هنرجویان و آموزشهای پایه نادرست منجر میشود.
وی با اشاره به استانداردهای سخت گیرانه در یک آموزشگاه بیان کرد: در آموزشگاهی که رشد آموزشی هنرجو در آن اهمیت دارد، انتخاب مدرس نیازمند طی کردن فرایندهای تأیید علمی است و مربیان در پایان هر ترم بر اساس خروجی و کیفیت آموزش، ارزیابی میشوند. در حالی که در بسیاری از بخشهای دیگر، هیچ گونه تأییدیه صنفی برای مدرسان وجود ندارد.
مداح حسینی با اشاره به چالشهای اقتصادی آموزشگاههای خصوصی بیان کرد: در وضعیت فعلی، آموزشگاهها به دلیل فشارهای اقتصادی، بیش از آنکه بر ارتقای سطح کیفی آموزش تمرکز کنند، درگیر مسائل کمی هستند. این رویکرد موجب ورود نیروهای غیرمتخصص و ناکارآمد به بدنه حرفهای سینما و تئاتر شده که نتیجه آن چیزی جز نبود پیشرفت در این حوزههای هنری نخواهد بود.
علی مقدسی، مدیر آموزشگاه سینمایی «موج نو»، درباره جایگاه آموزش در اوقات فراغت اظهار کرد: باید بپذیریم که اوقات فراغت، آینه تمام نمای فرهنگ جامعه ماست. هرچقدر برنامههای این ایام برای جوانان و نوجوانان پربارتر و کارآمدتر باشد، به همان میزان فرهنگ جامعه غنیتر خواهد شد؛ در مقابل، پر کردن این زمان با فعالیتهای پیش پاافتاده، نشانه ضعف فرهنگی است.
وی با تأکید بر ضرورت برنامه ریزی هدفمند برای اوقات فراغت دانش آموزان در فصل تابستان، نسبت به فعالیت مراکز غیرمجاز که با نگاه صرفا تجاری به دنبال سوءاستفاده از شور و اشتیاق هنری جوانان هستند، هشدار داد.
مقدسی، مشهد را یکی از قطبهای مهم سینمایی و آموزشی کشور دانست و افزود: رشتههای سینمایی در تابستان با استقبال شدید نوجوانان روبه رو میشود. این فصل بهترین زمان برای شناسایی استعدادهای درخشان است. در دورههای کوتاه مدت مانند عکاسی، فیلم برداری یا داستان نویسی مقدماتی، میتوان متقاضیان را محک زد و در صورت وجود استعداد، آنها را برای آموزشهای تخصصی و سطوح بالاتر هدایت کرد.
فعال حوزه سینما با انتقاد شدید از ورود افراد فاقد صلاحیت به چرخه آموزش، بیان کرد: متأسفانه در فصل تابستان، مراکز غیرمجاز مانند قارچ از دل خاک سر برمی آورند. این مراکز که صرفا دید اقتصادی دارند، با نگاه تجاری به دکان داری میپردازند و کیسههای خود را از پول خانوادهها پر میکنند و پس از پایان فصل، پنهان میشوند. این فعالیتهای غیرمجاز با سوءاستفاده از اعتماد خانواده ها، تأثیرات منفی عمیقی بر جای میگذارند.
وی با بیان اینکه مراکز غیرمجاز بیشترین آسیبهای اجتماعی را به استان و شهر وارد میکنند، افزود: این افراد با خدشه دار کردن اعتماد خانواده ها، هنرجویان را در مکانی نامعلوم جذب کرده و افرادی را به عنوان استاد معرفی میکنند که فاقد صلاحیت لازم هستند. در کمال تأسف، فضای مجازی و پلتفرمهای تبلیغاتی بدون توجه به اصالت و مجوز این مراکز، تنها با دریافت هزینه تبلیغ، به گسترش فعالیت آنها دامن میزنند.
مقدسی در پاسخ به این پرسش که آیا هنرجویان با هدف رسیدن به جایگاههای برتر سینمایی وارد این کلاسها میشوند یا خیر، گفت: بزرگترین اشتباه هنرجویان این است که ابتدای مسیر خود را با انتهای مسیر بزرگان این رشته مقایسه میکنند. این نگاه راه به جایی نمیبرد. مسیر موفقیت در هنر، گام به گام است؛ گام اول «علاقه» است، گام دوم «آموزش اصولی» و گام سوم «تمرین، خلاقیت و کسب تجربه». هنرجو باید در گامهای اولیه بفهمد که آیا اساسا در این رشته استعداد لازم را دارد یا خیر.
وی ادامه داد: تبلیغات غیرمجاز میتواند آسیبهای بسیاری به جوانان، نوجوانان و خانوادهها وارد کند و در این میان، آموزش و فرهنگ قربانی اصلی این سودجوییها میشوند. بخش قابل توجهی از مشکلات جامعه ما ریشه در همین بی توجهیها و نبود رسیدگی به این معضلات دارد.
وی با انتقاد از نهادهای مسئول، تصریح کرد: مراکزی که موظف به برخورد با این مراکز غیرمجاز هستند، وظایف خود را به درستی انجام نمیدهند و ارگانهای نظارتی نیز از انجام مسئولیت خود غافلند. در نتیجه، ما در فصل تابستان با یک «آنارشیسم آموزشی» و هرج و مرج گستردهای روبه رو هستیم که آرامش روانی جوانان، نوجوانان و خانوادهها را برهم میزند.
مدیر پردیس هنری «فردوسی» در مشهد، با انتقاد از رویکرد سنتی به فعالیتهای هنری تحت عنوان «اوقات فراغت»، تأکید کرد که آموزش هنر باید به عنوان یکی از ارکان اصلی رشد فردی و اجتماعی کودکان و نوجوانان در سبد آموزشی خانوادهها قرار گیرد.
اکرم شایان فر در ادامه بیان کرد: آنچه امروز به عنوان اوقات فراغت در حوزههای مختلف هنری از جمله تئاتر و موسیقی شناخته میشود، در واقع زمان اصلی زندگی کودکان برای کسب مهارت است و سایر فعالیتهای آموزشی در اولویتهای بعدی قرار میگیرند.
او با اشاره به تأثیر آموزش تئاتر بر مهارتهای نرم کودکان افزود: ما در آینده به مهندس و دکتری نیاز داریم که هوش اجتماعی بالا و مهارت فن بیان داشته باشد. اگر فردی علم تخصصی داشته باشد، اما فاقد رشد روانی و مهارتهای ارتباطی باشد، در جامعه موفق نخواهد بود. فعالیتهای هنری پیش از آنکه جنبه هنری داشته باشند، ابزاری برای رشد شخصیت و توانمندسازی کودکان هستند.
شایان فر با انتقاد صریح از وضعیت آموزش و پرورش و نبود ذوق و هیجان برای یادگیری در مدارس گفت: اگر گزارشهای واقعی نه نمایشی از کودکان تهیه کنید، متوجه میشوید که بخش زیادی از آنها به دلیل ساختار خشک آموزشی و معلمانی که فاقد شور و تخصص لازم هستند، علاقهای به یادگیری ندارند. ما در مدارس به معلمی که صرفا انتقال دهنده اطلاعات باشد نیاز نداریم، بلکه نیازمند «تسهیل گر» هستیم؛ کسی که بتواند با خلاقیت، دغدغههای ذهنی کودک را به دل آموزش بکشاند تا ذوق یادگیری در آنها زنده شود.
مدیر آموزشگاه «فردوسی» درباره میزان استقبال خانوادهها از کلاسهای هنری در مقایسه با سالهای گذشته بیان کرد: اگر وضعیت را با یک دهه قبل مقایسه کنیم، گرایش به سمت هنر و مهارت آموزی افزایش چشمگیری داشته است؛ چرا که والدین متوجه شدهاند مدارس در ابعاد مهارتی خروجی مطلوبی ندارند. با این حال، در سالهای اخیر به دلیل فشارهای اقتصادی و تنشهای اجتماعی، بسیاری از خانوادهها علی رغم علاقه فرزندانشان، توانایی ثبت نام آنها را ندارند و این موضوع مانع از رشد جمعیتی هنرجویان شده است.
وی به مشکلات فعالان حوزه آموزشگاههای هنری به ویژه در حوزه تئاتر اشاره کرد و گفت: بزرگترین دغدغه امروز ما در آموزشگاه ها، فقط «باقی ماندن» است. به دلیل هزینههای بالای اجاره و بخشنامههای دست وپاگیر و تعطیلیهای مکرر، من هنرمند به جای تمرکز بر کیفیت رشد بچه ها، دائما درگیر مدیریت هزینهها و مسائل حاشیهای هستم. در حالت ایده آل، باید ۸۰ درصد انرژی مدیر آموزشگاه صرف رشد هنرجویان شود، اما متأسفانه اکنون بخش اعظم توان ما صرف بقای مجموعه میشود.
مدیر پردیس هنری «فردوسی» با اشاره به شرایط دشوار اقتصادی حاکم بر مراکز آموزشی و هنری، بر ضرورت بازنگری مسئولان در رویکرد حمایتی از هنر و جایگاه کلیدی آموزش مهارت محور به کودکان و نوجوانان تأکید کرد.
وی با اشاره به وضعیت بحرانی مراکز هنری در سالهای اخیر بیان کرد: ما اکنون تنها برای بقا تلاش میکنیم؛ وضعیتی که بسیاری از مشاغل فرهنگی را به مرز تعطیلی کشانده است. متأسفانه تعطیلیهای مکرر و نبود حمایتهای ساختاری باعث شده است تا بسیاری از آموزشگاهها به فکر جمع آوری فعالیت خود باشند.
شایان فر با تأکید بر اینکه از حمایتهای مسئولان متولی ناامید شده است، افزود: وقتی بحث حمایت به میان میآید، در عمل بی نتیجه است. افرادی که در ردههای تصمیم گیر قرار دارند، گویی دلشان برای هنر و مهمتر از آن، برای آینده کودکان این سرزمین نمیسوزد.
{$sepehr_key_236128}
وی با بیان اینکه آموزش هنر نباید تنها به عنوان یک هدف جانبی دیده شود، بیان کرد: اگر مسئولان ما ارادهای راسخ داشته باشند و برای ۱۰ سال، رشد و آموزش مهارتهای کودک را در اولویت اول کشور قرار دهند، میتوانیم تضمین کنیم که پانزده سال آینده، جامعهای با روان سالم خواهیم داشت. تا زمانی که اهمیت این موضوع درک نشود، هیچ اقدام دیگری کارساز نخواهد بود.
شایان فر درباره تغییر رویکرد خانوادهها نسبت به آموزشهای هنری گفت: خوشبختانه والدین امروزی بسیار آگاهتر شدهاند. از آنجایی که سیستم آموزشی رسمی، پاسخ گوی نیازهای رشدی کودکان نیست، خانوادهها خودشان دست به کار شده و به سمت آموزشهای مکمل مانند موسیقی و تئاتر حرکت میکنند.
وی افزود: در گذشته باید زمان زیادی را صرف توضیح دادن به والدین میکردم که هدف از کلاسهای هنری، صرفا بازیگر یا نوازنده شدن نیست؛ اما اکنون والدین به خوبی درک کردهاند که هنر و ورزش، ابزارهایی حیاتی برای رشد ابعاد وجودی کودک و نوجوان هستند.