اربعین آینه دار عاشوراست، با نشرِ شرابههای آن حقیقت مطلق در جان زمان. نه عاشورا در حصر زمان میگنجد و نه عاشورا را باید در یک قاب تاریخی خواند. حماسه خوانی راه جویی مکرر عاشوراست. به تعبیر دقیق تر، اربعین، بازگشت به عاشوراست با همان مهندسی انتخاب و رفتار. با همان ضرورت تنظیم خود با ولی خدا. هندسه بازگشت، درس تکرار همه سالها و روزهاست.
همه روزهایی که باید قرائت خود را از عاشورا برای نسل خود داشته باشند. دست آنان را بگیرد و در ایستادن در طرف درستِ تاریخ راهشان بنماید. با همین نگاه است که اربعین را باید جهانی خواند، چنان که عاشورا و کربلا هم به گستره همه زمین دامن باز کرده است. امسال، اما باید امتداد اربعین را در خیابانهای ایران چنان خواند که باد به پرچم سید الشهدا (ع) بوزد.
چنان که خط باطل بداند حق همچنان ایستاده است با همان هوشیاری تمدنی ایرانی، با همان عقلانیت ایمانی؛ عقلانیتی که دوست را از دشمن باز میشناسد و در زمینی بازی نمیکند که خصم طراحی کرده است. زبانش را چنان مدیریت میکند که خسته به گفتههایی نشود که بعد در حسرت چرایی بیان آن بنشیند. ایرانی باورمند عاشورا و اربعین، تکلیف خود را درست انجام میدهد بی آنکه بخواهد فریاد به تعیین تکلیف بلند کند.
تعیین تکلیف کردن برای امام جامعه تجربه خوبی ندارد. زخمهای حکمیت صفین و تنهایی امام مجتبی (ع) هنوز تازه است. اهل تکلیف، خود را با امام خویش تنظیم میکنند تا جامعه به نظمی برسد که هم نسق را برای کشور فراهم کند و هم از گرده خصم، نسق بکشد.
فهم درست شرایط اقتضا میکند تا همه کنار هم باشیم حتی برای کسانی که دیرتر آمدهاند، کوچه باز کنیم تا به اول صف برسند. این درس عاشوراست چنان که در کربلا چنین خوانده شد و جا برای زهیر و حر چنان باز شد که پر، باز کنند و در آسمان ابدیت پرواز نمایند. وقتی از آخر آمدند و خود را به صف اول رساندند، هیچ کس جز به سلام و صلوات با آنان مواجه نشده است.
{$sepehr_key_236134}
کربلا حتی برای آن دو برادر خارجی مسلک هم، راه به آسمان باز میکند. هیچ کس خود را کربلاییتر و حسینیتر نمیداند از دیگری. همه یک حقیقتاند در کنار سید الشهدا (ع). همه کسانی که در اربعینهای مکرر تاریخ، گامهای خود را به سوی کربلا برمی دارند، در همین هندسه صاحب معنا میشوند. این را خط به خط باید بخوانیم تا بدانیم که ترجمه ایرانی آن میشود وحدت حداکثری. میشود یکدل شدن برای پیمودن راه سرفرازی. آنان که تریبون برمی دارند، باید کلامشان این همدلی و همراهی را تقویت کند.
حرف جز به وحدت کلمه کردن، تیغ زدن در صف یزیدیان است. ایفای نقشی است که صهیونیستها نوشتهاند. تأکید مؤکد رهبر انقلاب بر اتحاد مقدس، قدسیت را به رفتارها و گفتارهایی میدهد که مردم را متحدتر نماید. مهم نیست هرکس چه سلیقه و سویه و حتی باوری دارد.
مهم این است که با تکثر در باور، در تنوع نگاه، پای ایران، یک باور و یک نگاه داشته باشیم. هم افزایی این گونه هم ایران را سربلند میکند و هم «حب الحسین یجمعنا» را به صمیمیترین کلمات، فارسی سازی مینماید. اربعین را، در ایران با خوانش وحدت، حسینیتر از همیشه برگزار کنیم.