به گزارش شهرآرانیوز، امروز ما درباره آن چیزی صحبت میکنیم که فراتر از سیاست، فراتر از مرزهای جغرافیایی و فراتر از محاسبات سرد دیپلماتیک است: ما دربارهی «پیوند ناگسستنی جبههی حق» صحبت میکنیم؛ پیوندی که از ایران آغاز میشود و در نجف و کربلا به اوج شکوه خود میرسد.
داستان؛ داستان جوانان عراقی است؛ داستان جوانمردان جبهه مقاومت سرزمین عراق که از همان روزهای اول جنگ در کنار ایران ایستادند. چه آن زمان که با حملات نظامی به پایگاههای آمریکا در خاک خودشان مقابل جبهه کفر ایستادند و چه آن لحظات که با کمکهای مردمی و برپایی موکب در تجمعات شبانه در شهرهای ایران، عشق و اردات خود را به ایران و ایرانیان نشان دادند.
بی شک اگر نگوییم بیشتر نبوده، کمتر از مردم ایران، از خبر شهادت رهبر معظم انقلاب در دومین روز جنگ متاثر نشدهاند. حالا در ایام اربعین حسینی، جوانان عراقی بیش از هر زمان دیگر با نصب تصاویر رهبر شهید در موکبهای خود و فریاد «لبیک یا سیدمجتبی» بار دیگر این عشق و ارادت خود را در طبق اخلاص گذاشتهاند.
با سه تن از موکبداران موکب «الرّد الجمیل» به گفتوگو مینشینم. صلابت و مردانگی در نگاهشان و جوش و خروش علوی در قامتشان کاملا پیداست. با دیدن هر ایرانی، خود را در غم از دست دادن رهبر عظیم الشان ایران شریک میدانند. اصلا شهید آیت الله سیدعلی خامنهای را رهبر و پیشوای خودشان میدانند که جبهه مقاومت در منطقه را گرد خود جمع کرد و یک تنه مقابل جهان ظلم و ستم ایستادگی کرد و در نهایت در همین راه جان خود را فدای آرمان هایش کرد.
«دکتر مرتضی البصیری»، دکترای مدیریت دارد و حرف هایش از پختگی عجیبی برخوردار است. «ابوالفضل حلفی» هم به واسطه روابط عمیقش با ایران، با خلق و خوی ایرانیها خیلی خوب آشناست. «ولاء قادر» هم که به نظر میرسد از دو تن دیگر جوانتر است و عشق به رهبر شهید را همان ابتدای گفتوگو با گریههای بی امانش بر بیان لحظه شنیدن خبر شهادت رهبر شهید نشان میدهد.
***اگر موافق باشید از جنگ ایران و آمریکا شروع کنیم. چرا این جنگ برای شما تا این حد اهمیت داشت؟
دکتر مرتضی البصیری: جنگی که آمریکا و اسرائیل علیه ایران به راه انداخت، در واقع فقط جنگ با ایران نبود؛ جنگ با عقاید شیعه و مکتب تشیع بود. ما در هیچ کجای تاریخ نداشتهایم که گروهی شیعی تا این حد مقتدرانه در برابر جبهه کفر و استکبار ایستادگی کرده و ضربه مهلکی به دشمن وارد کنند. همه میدانیم که کل کشورهای عربی حتی جرأت ندارند یک کبریت به سوی آمریکا پرتاب کنند، اما ایران در این جنگ نه تنها هواپیماها، موشکها و پهپادهایشان را ساقط کرد، که با حمله به پایگاههای آمریکا در منطقه هیمنه آمریکا و غرور ترامپ را در هم کوبید.
ارتباط ما با ایران تنها به یک مرز جغرافیایی ۱۶۰۰ کیلومتری خلاصه نمیشود. رابطه ما با ایران، رابطهای عقیدتی و مبدأیی است. در واقع جنگ علیه ایران، جنگ علیه کل منطقه با هدف نابودی جبهه مقاومت بود؛ بنابراین هر انسان آزادهای چه در جبهه مقاومت ایران، عراق، لبنان، یمن، افغانستان و پاکستان و چه در هر کجای این کره خاکی که این خطر را درک کند باید پا پیش بگذارد و جلوی این خطر عظیم را بگیرد.
ما معتقدیم که ایران حرم است؛ ایران حرم جبهه مقاومت است و حفظ این حرم بر تک تک رزمندگان جبهه مقاومت در منطقه واجب است. اگر اسرائیل و آمریکا به خیمه این حرم دست درازی کنند، فردا و فرداها نیز حرمت دیگر خیمهها یک به یک شکسته خواهد شد. به همین دلیل بود که جوانان غیور حزبالله از همان روزهای نخستین جنگ وارد میدان شدند و علیه دشمن صهیونی به نبرد برخواستند. ما نیز در عراق تنها منتظر یک فرمان و یک دستور بودیم تا دست به اسلحه شویم و مقابل دشمن بایستیم. اما این اجازه به ما داده نشد بنابراین تصمیم گرفتیم دِین خود را به گونهای دیگر ادا کنیم.
***چه دِینی؟
ابوالفضل حلفی: وقتی خبر جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران در عراق پیچید، آیتالله سیستانی به جوانان عراقی امر فرمودند که هر طور میتوانید به ایران کمک کنید و از عبارت «الرّد الجمیل» استفاده کردند. در واقع این عبارت به این معناست که وقتی یک نفر خوبی یا مهربانی در حق تو میکند، تو باید این خوبی را برایش جبران کنی.
ایران و شخص سردار شهید قاسم سلیمانی در جنگ علیه داعش، خالصانه وارد میدان شدند. در حالی که نیروهای عراقی مجهز به تسیلحات نظامی آمریکایی بودند، اما هیچ فشنگ و گلولهای نداشتند تا بتوانند از آن تسلیحات استفاده کنند. سردار شهید قاسم سلیمانی گفت اجازه نمیدهیم بغداد سقوط کند و با تمام قوا وارد میدان شد. در جنگ با داعش حدود ۱۰۰ فرمانده سپاه ایران فقط در عراق به شهادت رسیدند و در نهایت نیز شهید سلیمانی خون خود را فدای مردم عراق کرد و جانش در این سرزمین به آسمان عروج کرد.
به قول آیتالله سیستانی ما هر چه کنیم باز نمیتوانیم این لطف و محبت ایران را جبران کنیم. این موکب و خدماتِ به این گونه نیز ذرهای از کمکهای خالصانه شهید سلیمانی و دیگر شهدای ایرانی در جنگ با داعش نمیشود.
***بی صبرانه منتظرم تا بشنوم که خبر شهادت قائد شهید را چگونه شنیدید و واکنشتان چه بود؟
ابوالفضل حلفی: ماه رمضان بود و نزدیک اذان صبح. یکی از شبکههای تلویزیون ایران را در واتساپ تماشا میکردیم که یکباره مجری خبر شهادت را اعلام کرد. همه مان از کوچک و بزرگ همه در شوک فرو رفتیم. برای لحظاتی دنیا متوقف شد. انگار که هیچ چیزی نمیشنیدیم. حواسم را دوباره به گوشی موبایلم دادم و به آن خیره شدم تا مطمئن شوم چیزی که شنیدم حقیقت دارد یا نه. اما انگار حقیقت داشت. اشک امانمان را بریده بود که صدای تیراندازی از بیرون شنیده شد. هر که اسلحه داشت همان وقت سحر از خانه بیرون آمده بود و تیراندازی میکرد. این یک رسم در عراق است که در مواقع حساس و اتفاقات مهم تیراندازی میکنند. با این صدا تقریبا هر که نفهمیده بود چه شده، حالا خبر دار شده بود. زن و مرد، پیر و جوان همه گریه میکردند و به سر و سینه شان میکوبیدند. انگار که عزیزترینشان را از دست داده باشند.
دکتر مرتضی البصیری: من میخواهم زمانی را بیان کنم که آیتالله سیستانی خبر شهادت را شنیده بودند. نزدیکان ایشان تعریف میکردند که ایشان پس از شنیدن این خبر عبارتی که امام حسین (ع) پس از شهادت برادر باوفایشان حضرت عباس (ع) را به کار بردند، استفاده کردند؛ «الان انکسر ظهری...» (پشتم شکست). در واقع رابطه آیتالله سیستانی و شهید آیتالله خامنهای فراتر از یک مرجع تقلید بود و روابط سیاسی و تفکرات سیاسی آن دو بزرگوار بسیار به هم نزدیک بود. پس از آن آیت الله سیستانی دستور دادند تا برای برپایی مجالس عزا حوزههای علمیه نجف همگی تعطیل شوند.
ولاء قادر: همان شب، عزادار شهیدی بودیم و داشتیم تشییع پیکر شهید انجام میدادیم که یکباره صدای داد و فریاد و تیراندازی بلند شد. با خودمان گفتیم حتما یک جنگ تمام عیار است که انقدر تیراندازی میکنند. خبر دهان به دهان پیچید که آیتالله خامنهای را به شهادت رساندهاند. اصلا باورمان نمیشد تا اینکه از رسانهها اخبار را دنبال کردیم.
بعد از آن مردم عراق چند روز و چند شب به خیابانها میآمدند و عزاداری میکردند. همه درمانده بودند و نمیدانستند حالا چه میشود و باید چه کنند؟ آخر چارهای هم نبود. کاری از دستمان بر نمیآمد. فقط میتوانستیم در سوگ این غم عظیم عزاداری کنیم.
{$sepehr_key_236141}
***در خبرها شنیدیم که عراق درخواستهای زیادی برای تشییع پیکر رهبر شهید در شهرهای خود داشت. اوایل چندان موافقتی به این موضوع از سوی مقامات ایران نبود؛ اما بالاخره تصمیم بر این شد تا پیکر رهبر شهید در شهرهای نجف و کربلا هم تشییع شود. این حس و علاقه از کجا سرچشمه میگیرد؟
ولاء قادر: سیدعلی خامنهای رهبر فقط ایران و مردم ایران نبود. او یک رهبر جهانی بود و کاریزمای جهانی داشت. او مانند یک کوه، خطر را از کل منطقه دفع میکرد. عراقیها به خصوص شیعیان عراق، ارادت خاصی به ایشان دارند و واقعا از صمیم قلب دوست داشتند که تشییع پیکر ایشان در عراق هم باشد. علاوه بر اینکه شهید آیتالله خامنهای به واسطه جایگاه سیاسی شان، فراق ۶۹ سالهای را با حرم حضرات معصومین در عراق تحمل کردند. آخرین زیارت ایشان در کربلا و نجف به سن ۷ سالگی شان میرسید و لطف خدا بود که آخرین زیارت دنیوی ایشان با استقبال مردم عاشق عراق و روی دوش آنها صورت گرفت.
***دشمن آمریکایی صهیونی در جنگ ۱۲ روزه علنا رهبر ایران را تهدید به ترور میکرد. شاید هیچ کسی هم فکرش را نمیکرد که این اتفاق بیفتد. اما آقای شهید برخلاف تمام حرفهای یاوهگویان نه فرار کردند و نه پنهان شدند و در نهایت هم با خانواده شان در خانه شان به شهادت رسیدند. دشمن اکنون جسارت کرده و آیتالله سیستانی را تهدید به ترور کرده است.
دکتر مرتضی البصیری: حضرت امام خمینی (ره) همواره میفرمودند که این انقلاب صاحب دارد و در نهایت به دست صاحبش میرسد. مهم اینست که درک کنیم حد نهایی این انقلاب کجاست و به کجا ختم میشود.
دشمن خیال میکند با ترور و شهادت فرماندهان و رهبران ما، میتواند به اهدافش دست یابد. ما همواره فرماندهانی تربیت میکنیم که با شهادت یک نفر، دیگری راه او را ادامه دهد. درست است که شهادت رهبر انقلاب ضایعه دردناکی برایمان بود، اما افتخار شهادت در نهایت بر سینه رهبری نشست که عمرشان را به جهاد در راه خدا وقف کردند.
در واقع تفکر شهادتطلبی در شیعیان باعث شده آنها از هیچ چیز نهرساند و این دشمن را بیشتر به وحشت میاندازد. ما شیعیان معتقدیم که درخت آلالله و اهل بیت با خون ما آبیاری میشود. هر چه خون بیشتری پای این درخت ریخته شود، زودتر به ثمر خواهد نشست. ما با تفکر جهاد و مقاومت بزرگ شدهایم و راه در این مسیر گذاشتهایم و تا جان در بدن داریم در این مسیر خواهیم ماند و فرزندانمان را هم با این تفکر بزرگ خواهیم کرد.
***یکی از اتفاقات باشکوهی که در جنگ رمضان دیده شد و در جنگ ۱۲ روزه با وجود شهادت سرداران و فرماندهان و دانشمندان مشابه آن را نداشتیم، تجمعات شبانه مردمی از شب دوم جنگ و پس از اعلام خبر شهادت رهبر انقلاب بود. پس از آن به فرمان آیتالله سیدمجتبی خامنهای مردم دیگر خیابانها را ترک نکردند و اکنون که بیش از ۱۲۰ شب از آن زمان میگذرد، همچنان تجمعات شبانه پرشور و حرارت در جای جای ایران اسلامی برپا میشود. حتما این تجمعات را دیدهاید. نظرتان درباره آن چیست؟
دکتر مرتضی البصیری: این حرکت، یک حرکت با عظمتی بود. وقتی رهبری شهید میشود میلیونها انسان به جای ناامیدی، پشت سر کشور و رهبر و مقتدای جدیدشان قرار میگیرند و از سرزمین شان دفاع میکنند. اوج این حرکت محافظت مردم از زیرساختها و پلها در سراسر ایران بود. تشکیل زنجیره انسانی بر روی پلها و در جوار زیرساختها با زن و بچه پیام مهمی داشت که دشمنان و معارضین هم به خوبی این پیام را درک کردند. به نظر من این نشأت گرفته از اعتقادات و غیرت ملی مردم ایران بود که در ژن آنها نهفته است.
ابوالفضل حلفی: به اعتقاد من این حرکت یک حماسه جهادی بود. وقتی مردم در میادین حاضر شدند، روحیهای صددرصدی به رزمندگان دادند که باعث شد آنان تا این حد قدرتمندانه در مقابل دشمن بایستند. پس از آن دشمن بسیار تلاش کرد تا بین مردم اختلاف ایجاد کند، اما این مردم ایران هستند که باید نسبت به تفرقه افکنیهای دشمن جدا هوشیار باشند.
ولاء قادر: تجمعات شبانه و به خصوص تشکیل زنجیره انسانی در مقابل زیرساخت ها، به مثابه یک رسانه و یک بمب خبری در کل دنیا صدا کرد. دشمن فهمید که نمیتواند از اختلافات داخلی ایران به نفع خودش بهره برداری سیاسی کند. حالا در این بین افرادی هم بودند و هستند که تصور میکنند دشمن میتواند نجات بخش آنان باشد. به آنها میگویم بهتر است از عراق و دیگر کشورها که به بهانه کمک و آزادی مورد اشغال آمریکاییها قرار گرفتند، درس عبرت بگیرند.
***چه خوب که به این موضوع اشاره کردید. برخی از ایرانی ها، تصور میکنند که آمریکا میتواند برای ایران آزادی و رفاه بیاورد و حتی ترامپ و نتانیاهو را دعوت به بمباران ایران میکردند. یا حتی بعضی از ایرانیها فقط خودروهای خارجی در خیابانهای عراق و گوشیهای آیفون در دست مردم عراق را میبینند و تصور میکنند آمریکا اگر ایران را اشغال کند یا حکومت خود را روی کار بیاورد، خیابانهای ایران هم مملو از خودروهای لوکس آمریکایی میشود. درباره عراق بعد از آمریکا بیشتر بگویید.
ابوالفضل حلفی: این تفکر واقعا یک تفکر احمقانه و کوته نظرانه است که تصور کنیم یک کشوری از کیلومترها آنطرف تر، برای نجات و آزادی یک ملت دیگر، لشکرکشی کند و جنگ به راه بیندازد و کلی هزینه برای خود بتراشد. از ۲۰۰۳ که آمریکا وارد عراق شد و تا این لحظه، بلایی که آمریکا بر سر عراق آورد جبران نشده است. آمریکا فتنهها و تفرقه افکنیهای بسیاری در کشور ما ایجاد کرد و مردم عراق را بسیار تحقیر کرد. در واقع آمریکا به هر کشوری که پا گذاشت فقط و فقط برای منافع اقتصادی و سیاسی خودش بوده است. عراق را هم به طمع چاههای نفتش سالها اشغال کرده و از منافع آن سود میبرد و نفت عراق را غارت میکند. شک نکنید که ایران را با همین هدف، آماج حملات قرار داد.
ولاء قادر: تاریخ همیشه نشان داده که دشمن با بهانههای واهی و شیرین به جبهه مقابلش ورود کرده است. در تاریخ اهل بیت (سلام الله) هم این موارد را فراوان داریم. از نیرنگهای معاویه در زمان امام علی (ع) و امام حسن (ع) گرفته تا حماقت مردم کوفه در زمان امام حسین (ع) و زمانی میفهمند که چه دادهاند و چه گرفتهاند که دیگر دیر شده و همه هستی شان را به باد دادهاند. آمریکا نیز به بهانه اصلاح وارد هر کشوری شده، پس از بهرهبرداریهای خودش، آنجا را تبدیل به یک خرابه کرده و رها میکند.
دکتر مرتضی البصیری: نقشه آمریکاست که به بهانه رفاه اقتصادی وارد کشورها شود. اما اگر ماشین لاکچری و گوشی آیفون را هم میآورد در واقع برای تقویت اقتصاد خودش این کار را میکند؛ و الا چرا هیچ کارخانه یا تولید تکنولوژی برای عراق نیاورد. عراق را به یک مصرف کننده وابسته به دیگر کشورها تبدیل کردند. تا جایی که اگر یک نفر باغیرت در عراق پیدا شود و بخواهد با رایزنی با دیگر کشورها مانند چین و آلمان، کارخانه جات را وارد کشور کند، آمریکا چنان با آن کشورها برخورد میکند که اجازه چنین کاری را به آنها ندهد. آمریکا تبدیل شده به یک کدخدا در جهان و میخواهد که همه تحت فرمان و سلطه او باشند ولاغیر.
{$sepehr_key_236142}
***از جنگ با داعش و نقش شهید سردار سلیمانی هم بگویید.
ابوالفضل حلفی: اینکه داعش زاییده آمریکا و اسرائیل بود دیگر بر کسی پوشیده نیست. داعش در ابتدای ورود به عراق به قصد سقوط بغداد پا به کشورمان گذاشت. اطلاعات ۳۲ کشور به داعش کمک میکردند تا به مرور به اهدافش دست پیدا کند. ما در ابتدای جنگ هیچ نداشتیم. سلاح داشتیم، اما مهمات نداشتیم. تا اینکه حاج قاسم وارد میدان شد و شکرخدا با اتحادی که بین ایران و عراق شکل گرفت باعث شد تا با کمک ابومهدی المهندس فرماندهی عزتمندانهای داشته و جلوی داعش را در مناطق شمالی عراق بگیرند و اجازه ندادند پای داعش به بغداد برسد و در آخر شر داعش را از منطقه دور کردند هر چند در این راه جانشان را فدا کردند.
***چه در آن زمان و چه حالا، عدهای همیشه بودهاند که ساز مخالف بزنند و بگویند ما در کشور خودمان محرومان بسیاری داریم چرا باید به عراق و سوریه و لبنان کمک کنیم. حتی ادعا میکردند که رزمندهها بخاطر پول در جنگ با داعش شرکت میکنند.
ابوالفضل حلفی: این صحبتها از روی نادانی افراد است. وقتی تو بتوانی خطری را کیلومترها دورتر از مرزهایت دفع کنی، چرا باید منتظر بمانی تا خطر وارد خانه ات شود و بعد از وارد کردن خسارتهای فراوان به فکر دفع آن بیفتی؟ ایران در جنگ با داعش یا کمک به لبنان، در واقع جنگ را از سرزمینش دور میکند.
از شهید حاج حسین همدانی پرسیده بودند که چرا شما ایران را رها کردید و به عراق و سوریه رفتهاید؟ ایشان گفته بودند ما در آنجا شب و روز نداریم تا مملکت و مردممان شب و روز داشته باشند.
دکتر مرتضی البصیری: متاسفانه در عراق هم این طرز تفکر در بین برخی از مردم وجود دارد. رسانههای معاند به ایرانیان القا میکنند که پول شما خرج عراق و سوریه و یمن و لبنان میشود، همان رسانهها در عراق به شیوهای دیگر به مردم القا میکنند که پول شما در ایران خرج میشود. یا در اغتشاشات اخیر در ایران، با اضافه کردن پرچم حشدالشعبی در گوشهای از تصویر به ایرانیان نشان میدهند که ببینید عراقیها در حال سرکوب شما هستند و در تظاهراتهای عراق نیز پرچم ایران را در تصاویر میگنجانند و این تفکر را برای عراقیها دارند که ایرانیها در حال کشتار عراقیها هستند. دشمنان همواره خوی تفرقه افکنی داشته و دارند و هر گاه احساس کنند اتحاد دو ملت به ضرر آنها تمام میشود، از هر راهی برای ایجاد تفرقه و ضربه زدن استفاده میکنند.