به گزارش شهرآرانیوز؛ کارشناسان معتقدند اگر فشار ذهنی مزمن در جامعه امروز که با پیچیدگیهای خاص و روزمره درهم انداخته شده، نادیده گرفته شود، میتواند سلامت روان والدین، کیفیت روابط خانوادگی و حتی شیوه تربیت فرزندان را تحت تأثیر قرار دهد.
مهرنوش ذبیحی، روانشناس و تراپیست والدین، که تجربه سالها فعالیت حرفهای در محیطهای کاری صنعتی و سپس ورود به حوزه روانشناسی را در کارنامه خود دارد، معتقد است بار روانی یکی از مهمترین مسئولیتهای نامرئی در زندگی خانواده است؛ مسئولیتی که اغلب دیده نمیشود، اما آثار آن میتواند در کیفیت زندگی والدین و فرزندان آشکار شود.
به گفته این روانشناس آنچه بسیاری از مادران تجربه میکنند، صرفاً انجام کارهای خانه یا رسیدگی به فرزند نیست، بلکه لایهای پنهان از مسئولیتهای ذهنی و عاطفی است که کمتر به چشم میآید. به گفته او، «بار روانی» مجموعهای از فکر کردن، برنامهریزی، تصمیمگیری، هماهنگی و به خاطر سپردن دهها موضوع کوچک و بزرگی است که جریان زندگی خانواده را پیش میبرد.
وی افزود: مادری را تصور کنید که همزمان زمان واکسیناسیون کودک، برنامه غذایی، امور مدرسه، خریدهای ضروری، مناسبتهای خانوادگی و حتی وضعیت روحی فرزندش را در ذهن خود مدیریت میکند. ممکن است در آن لحظه کار فیزیکی خاصی انجام ندهد، اما ذهن او همچنان درگیر اداره زندگی خانواده است.
به گفته ذبیحی، بسیاری از افراد این احساس را با استرس یا خستگی معمول اشتباه میگیرند، در حالی که بار روانی ماهیتی متفاوت دارد.
او توضیح میدهد: استرس معمولاً واکنشی به یک موقعیت مشخص است، اما بار روانی حالتی مزمن و مداوم دارد. اگر این فشار برای مدت طولانی ادامه پیدا کند، ممکن است به فرسودگی روانی منجر شود؛ وضعیتی که فرد احساس میکند انرژی هیجانی و روانی خود را از دست داده است.
{$sepehr_key_236272}
به همین دلیل، بسیاری از مادران حتی پس از استراحت یا خواب کافی نیز همچنان احساس خستگی ذهنی میکنند؛ زیرا آنچه آنها را فرسوده کرده، حجم مسئولیتهایی است که لحظهای از ذهنشان خارج نمیشود.
این روانشناس معتقد است بار روانی مادران، تنها محصول مسئولیتهای خانوادگی نیست، بلکه شرایط اجتماعی نیز آن را تشدید کرده است.
به گفته وی، مشکلات اقتصادی، نگرانی نسبت به آینده فرزندان، کاهش حمایت خانوادههای گسترده، افزایش مسئولیتهای آموزشی والدین و تصویر ایدهآلی که شبکههای اجتماعی از «مادر کامل» ترسیم میکنند، باعث شده بسیاری از زنان احساس کنند باید همزمان در همه نقشهای خود بینقص باشند.
ذبیحی میگوید: «امروز بسیاری از مادران تصور میکنند باید همزمان مادری آگاه، همسری موفق، زنی شاغل، فردی با تناسب اندام، آشپزی ماهر و مدیری توانمند برای خانواده باشند؛ انتظاراتی که در عمل نه واقعبینانه است و نه دستیافتنی.»
به باور این تراپیست والدین، بخش بزرگی از فشار روانی مادران از انجام کارهای خانه ناشی نمیشود، بلکه از مسئولیتهایی سرچشمه میگیرد که معمولاً کسی آنها را به عنوان «کار» نمیشناسد.
وی میگوید: بسیاری تصور میکنند مسئولیت تنها شستن ظرف یا خرید خانه است، در حالی که برنامهریزی، هماهنگی، یادآوری، تصمیمگیری و پیشبینی اتفاقات آینده نیز نوعی کار است؛ کاری که اغلب نامرئی میماند.
به گفته ذبیحی، حتی در خانوادههایی که همسر در انجام امور خانه مشارکت دارد، گاهی مدیریت و سازماندهی همه این مسئولیتها همچنان بر عهده مادر باقی میماند؛ موضوعی که به مرور، احساس فشار و تنهایی را افزایش میدهد.
این روانشناس، خستگی مداوم، کاهش تمرکز، فراموشی، زودرنجی، اضطراب، احساس گناه و بیحوصلگی را از نشانههایی میداند که ممکن است در نتیجه بار روانی بالا بروز کند.
وی البته تأکید میکند: این علائم به تنهایی به معنای ابتلا به یک اختلال روانشناختی نیست، اما اگر برای چند هفته ادامه پیدا کند و بر عملکرد روزمره یا روابط خانوادگی اثر بگذارد، بهتر است فرد از متخصص سلامت روان کمک بگیرد.
ذبیحی میافزاید: مادری که ذهنش مدام درگیر فهرستی از مسئولیتهاست، ممکن است از نظر جسمی کنار فرزند حضور داشته باشد، اما از نظر ذهنی فرصت کمتری برای بازی، گفتوگو یا پاسخگویی به نیازهای هیجانی او داشته باشد. این مسئله به معنای کمتوجهی یا دوست نداشتن فرزند نیست؛ بلکه نتیجه فشاری است که به طور مداوم بر ذهن والدین وارد میشود.
{$sepehr_key_236274}
به گفته این روانشناس، بار روانی تنها مختص مادران شاغل نیست. مادران خانهدار نیز معمولاً ساعت پایان مشخصی برای مسئولیتهای خود ندارند و به همین دلیل هر دو گروه، اگرچه با شکلهای متفاوت، ممکن است این فشار را تجربه کنند.
ذبیحی معتقد است کاهش این فشار، بیش از آنکه به «کمک کردن» در انجام چند کار خانه وابسته باشد، به تقسیم واقعی مسئولیتهای ذهنی و مدیریتی خانواده نیاز دارد.
وی میگوید: مشارکت مؤثر یعنی یکی از والدین به طور مستقل مسئولیت بخشی از امور، مانند پیگیری واکسیناسیون، برنامههای مدرسه یا سایر وظایف مربوط به کودک را بر عهده بگیرد؛ نه اینکه تنها منتظر باشد تا کاری به او واگذار شود.
او همچنین گفتوگوی منظم زوجین درباره تقسیم مسئولیتها، کاهش کمالگرایی، استفاده از حمایت اطرافیان، اختصاص زمانی برای استراحت و خودمراقبتی و توسعه خدمات سلامت روان و مراقبت از کودک را از مهمترین راهکارهای کاهش بار روانی میداند.
ذبیحی تأکید میکند: رسیدگی به سلامت روان والدین، تنها به نفع خود آنها نیست؛ بلکه سرمایهگذاری برای سلامت روان کودکان و کیفیت روابط خانوادگی است. خانوادهای که بار مسئولیت در آن عادلانهتر تقسیم شود، فرصت بیشتری برای تجربه آرامش، گفتوگو و ارتباط مؤثر خواهد داشت.
منبع: ایرنا