به گزارش شهرآرانیوز، نشست این هفته «یکشنبهها با کتاب» نشر چشمه دلشدگان، همزمان با نخستین سالگرد و به یاد نویسندهای برگزار شد که سالها در حوزه ادبیات تلاش کرد و در نهایت، مغلوب بیماری سرطان شد. «مریم حسینیان»، نویسنده مشهدی که سالها بهعنوان یکی از اعضای «انجمن ادبیات داستانی خراسان» فعالیت کرد و سابقه فعالیت مستمر در تعدادی از مطبوعات را نیز در کارنامه خود دارد. از میان نوشتههای او نیز میتوان به کتابهایی از جمله «بانو گوزن»، «بهار برایم کاموا بیاور» و «نئوهاوکینگها» اشاره کرد. او ۱۰ مردادماه سال گذشته و پس از دوره طولانی بیماری، دار فانی را وداع گفت.
در این جلسه که با حضور جمعی از علاقمندان به ادبیات برگزار شد، سلمان نظافت یزدی، نویسنده و روزنامه نگار که به تازگی از سفر به جنوب کشور و واقعهنگاری درباره جنگ و تلخیهای آن بازگشته، سخنانی درباره مرگ و زندگی گفت و از این گفت که مرگ اگر نباشد، ما چگونه زندگی خواهیم کرد؟
وی به این نکته اشاره کرد که زندگی، ردی است که ما از خودمان بهجا میگذاریم و نویسندگان، موهبتی دارند که با کلمات و فکرهای شگفتانگیزشان آدمهای زیادی را در حس این رد شریک میکنند. معنایی که نه فقط ردیفکردن نام کتابهای یک نویسنده بعد از فقدانش او، بلکه شرح و فهم لحظات حضور او در تعاملاتش است.
نظافت همچنین به برخی از ابعاد زندگی مریم حسینیان نیز اشاره کرد و گفت: مریم حسینیان از مرگ نترسید. او سالها توانسته بود با کمک کلمات به ذات اندوهگین زندگی خیره شود و با خیال، بی رحمی روزگار را تاب بیاورد.
وی همچنین از اولین آشنایی با مریم حسینیان در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و سخن گفت و در ادامه، به همراهی او در نشریات فرهنگی و ادبی برای جوانان مشهدی اشاره کرد و در آخر هم از آخرین تصویر خود از مریم حسینیان و خداحافظی پس از ۸۰ دقیقه مصاحبه در دور میدان فاطمی سخن گفت.
هادی مظفری، نویسنده و مدیر فرهنگی نیز از روزهایی گفت که همراه با مریم حسینیان، در «انجمن ادبیات داستانی خراسان» و «حوزه هنری انقلاب اسلامی» مشغول به کار بود و این که خانم حسینیان، با وجود آن که در رشته مهندسی خاکشناسی تحصیل کرده بود، اما ادبیات را به خوبی میشناخت و مینوشت و نقد میکرد. با وجود سادگی و بیپیرایه بودن، در کار خود میجنگید و تلاش میکرد. از روزهایی میگفت که جمع کوچک انجمن ادبیات داستانی خراسان، برای رشد و توسعه ادبیات تلاش میکردند و همه محدودیتها را به جان میخریدند.
اما در پایان این جلسه نیز مهدی یزدانی خرم، نویسنده و روزنامهنگار و همسر مریم حسینیان نیز از روزهای زندگی با او گفت. از تلخیهای روزهایی گفت که همسرش در بیمارستان بستری بود و اتفاقا برخی از اتفاقات آن روزها را نیز در فیلمنامه «نیمهشب» محمدحسین مهدویان به تصویر کشیده و مهدویان نیز آنها را در قاب دوربین منعکس کرده است. با بغض در گلو، از تلخیهای روزهایی گفت که پس از فوت همسر بر او گذشته بود. از این گفت که بنا بر وصیت مریم حسینیان، او را در شهر مشهد به خاک سپرده است. یزدانی خرم بارها تأکید کرد که حسینیان عاشق مشهد بود و تشکر کرد از همه افرادی که پس از فوت همسر، با او همراه بودهاند.
البته او در سخنان خود، از مریم حسینیان به عنوان یک نویسنده شاخص نیز سخن گفت که آثار ماندگاری را در حوزه ادبیات داستانی خلق کرده است.
یزدانی خرم در پایان سخنان خود، از امید دوباره برای دوباره نوشتن نیز سخن گفت و با اهدای برخی از آثار همسر خود به حاضران در جلسه که به مهر حسینیان مزین شده بود، از آنها خواست که این آثار را بخوانند و با خواندن و نشر آن، یاد او را زنده نگه دارند.