تهدیدهای پیدرپی دونالد ترامپ علیه جمهوری اسلامی ایران، در کنار عقبنشینیهای مکرر او از مواضع اعلامی، بیش از هر چیز نشان میدهد که رفتار رئیسجمهور آمریکا از یک راهبرد ثابت و مبتنی بر شناخت دقیق واقعیتهای میدان پیروی نمیکند. آنچه امروز از او مشاهده میشود، بیش از آنکه نشانه اقتدار باشد، بیانگر خطای محاسباتی، سردرگمی و استیصال دربرابر واقعیتهای ایران است.
شهید سپهبد حاجقاسم سلیمانی سالها پیش، تعبیر «قمارباز» را برای ترامپ به کار برد؛ تعبیری که امروز بیش از هر زمان دیگری میتوان معنای آن را در رفتارهای او مشاهده کرد. این تعبیر، یک شعار یا توصیف احساسی نبود، بلکه برآمده از شناخت دقیق شخصیت او بود. قمارباز کسی است که هر لحظه تصمیمی تازه میگیرد، بدون آنکه همه ابعاد و پیامدهای آن را محاسبه کند. ترامپ نیز گویی تصور میکند دربرابر ایران پشت یک میز قمار نشسته است؛ هر لحظه تهدیدی جدید مطرح میکند، با ادبیاتی تند از حمله به زیرساختها و افزایش فشار سخن میگوید، اما اندکی بعد، وقتی با واقعیات میدان و هزینههای سنگین چنیناقداماتی روبهرو میشود، از مواضع خود عقبنشینی میکند. درحالیکه اینجا میز قمار نیست؛ میدان جنگ است و میدان جنگ، جای تصمیمهای هیجانی و تبلیغاتی نیست.
واقعیت این است که آمریکا سالها تلاش کرده است با عملیات روانی، ارعاب و فضاسازی رسانهای، اهداف خود را پیش ببرد و خود را پیروز میدان نشان دهد؛ اما درباره جمهوری اسلامی ایران همچنان دچار خطای محاسباتی است. آنها هنوز بهدرستی درک نکردهاند که ایران نزدیک به پنج دهه است با انواع توطئهها، تحریمها، تهدیدها و فشارهای سیاسی و نظامی مواجه بوده و دربرابر همه آنها ایستادگی کرده است. همین سابقه، سبب شده است که تهدیدهای تبلیغاتی دیگر کارکرد گذشته را نداشته باشد و محاسبات طرف مقابل یکی پس از دیگری با شکست روبهرو شود.
امروز استیصال آمریکا از همینجا ناشی میشود؛ از نداشتن شناخت صحیح درباره ایران و مردم ایران. آنها گمان میکردند با چند تهدید و عملیات روانی میتوانند جمهوری اسلامی را وادار به عقبنشینی کنند، اما واقعیت میدان خلاف این را نشان داد. هر بار که تهدید کردند، با آمادگی جمهوری اسلامی و انسجام مردم مواجه شده و ناچار شدند در مواضع خود تجدیدنظر کنند.
نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران امروز از آمادگی بسیار خوبی برخوردارند و این آمادگی، یکی از مهمترین مؤلفههای بازدارندگی کشور است. در کنار این توان دفاعی، حضور مردم نیز نقش تعیینکنندهای دارد. مردم ایران هر زمان لازم بوده، با حضور خود نشان دادهاند که پای کشور، نظام و ولایت ایستادهاند و همین انسجام ملی، محاسبات دشمن را بر هم زده است.
آنچه امروز آمریکا را دچار تردید کرده، همین ناتوانی در شناخت ظرفیتهای واقعی جمهوری اسلامی ایران است. جمهوری اسلامی ایران نیز بارها به صراحت اعلام کرده است که هرگونه اقدام نظامی علیه ایران، با پاسخی قاطع، فوری و شدیدتر روبهرو خواهد شد. همچنین به کشورهای منطقهای که پایگاههای نظامی آمریکا در آنها مستقر است، هشدار داده شده است که اگر از خاک آنها کوچکترین اقدامی علیه ایران صورت بگیرد، آن کشورها نیز از پاسخ جمهوری اسلامی مصون نخواهند بود. همین مسئله موجب شده است که بسیاری از کشورهای منطقه نیز درباره هرگونه ماجراجویی آمریکا با احتیاط بیشتری برخورد کنند.
{$sepehr_key_236475}
ازسویدیگر، آمریکاییها امروز در صحنه نبرد نیز با مشکلات و کمبودهای درخورتوجهی روبهرو هستند. نتیجه بیتدبیریها و محاسبات غلط آنها این بوده که بخشی از توان دفاعی و بهویژه سامانههای پدافندی خود را از دست دادهاند و این مسئله بر قدرت تصمیمگیری آنها تأثیر گذاشته است. بههمیندلیل است که تهدیدهای آنان بیش از آنکه به اقدام عملی منجر شود، در حد جنگ روانی باقی میماند. در ارزیابی شرایط آینده نیز باید گفت وقوع یک جنگ گسترده علیه جمهوری اسلامی ایران بسیار بعید است. آمریکاییها اگر قرار بود همه ظرفیت خود را به میدان بیاورند، عملا در جنگ دوازدهروزه و اخیر، بخش عمده توان و امکانات خود را به صحنه آوردند. اگر هم در آینده اقدامی انجام دهند، احتمالا در سطحی محدود خواهد بود؛ اقدامی که نهتنها راه به جایی نخواهد برد، بلکه خسارت و هزینه آن متوجه خود آمریکا و همچنین کشورهای منطقه خواهد شد.
در موضوع مذاکره نیز وضعیت روشن است. با توجه به سابقه بدعهدیهای مکرر آمریکا و نقض توافقات گذشته، در شرایط فعلی زمینهای برای مذاکره وجود ندارد. جمهوری اسلامی ایران تجربه چندباره عهدشکنی آمریکا را پشتسر گذاشته و طبیعی است که دیگر چنینمسیری را دنبال نکند.
راهحل واقعی، پایاندادن به حضور و مداخلات آمریکا در منطقه غرب آسیاست. آمریکا باید این منطقه را ترک کند و به جایگاه طبیعی خود، هزاران کیلومتر دورتر از منطقه، بازگردد. برایند همه این واقعیتها آن است که تهدیدهای مکرر ترامپ را نباید نشانه قدرت دانست. این تهدیدها بیش از هر چیز، بازتاب خطا در محاسبات، ناآشنایی با واقعیتهای جمهوری اسلامی ایران و استیصالی است که هر بار او را میان تهدید و عقبنشینی سرگردان میکند.
جمهوری اسلامی ایران نیز همانگونهکه تاکنون نشان داده است، با اتکا به آمادگی نیروهای مسلح، انسجام مردم و تکیه بر توان داخلی، برای هر سناریویی آمادگی کامل دارد و اجازه نخواهد داد تهدید و عملیات روانی، در اراده ملت ایران خللی ایجاد کند.