به گزارش شهرآرانیوز، در حالی که بیش از سه هفته از آغاز رایزنیهای فشرده میان جمهوری اسلامی ایران و سلطنت عمان درباره ترتیبات جدید تردد کشتیهای تجاری از تنگه هرمز میگذرد، معاون امور حقوقی و بینالمللی وزارت امور خارجه از نزدیکشدن این تفاهم به مرحله نهایی خبر میدهد؛ تفاهمی که به گفته او، برخلاف تصور رایج، به معنای بازگشایی کامل تنگه هرمز نیست و مدلی کاملا جدید و متفاوت از رویه ۶۰ ساله گذشته را در پیش میگیرد.
کاظم غریبآبادی ضمن تشریح جزئیات این مذاکرات و دلایل پیچیدگی آن، به صراحت تاکید میکند که جمهوری اسلامی ایران هیچگاه تعهدات خود ذیل یادداشت تفاهم اسلامآباد را نقض نکرده و این آمریکا بوده که با دخالت در مسیرهای عبوری تنگه هرمز، موج جدیدی از درگیریهای نظامی را رقم زده است.
وی همچنین با رد ادعاهای اخیر دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، مبنی بر برقراری مذاکرات مستقیم میان تهران و واشنگتن، از دریافت پیامهایی از سوی آمریکا مبنی بر آمادگی برای بازگشت به تعهدات پیشین خبر میدهد، اما تاکید میکند که تصمیم درباره ورود به فاز دوم این مسیر، هنوز اتخاذ نشده و منوط به ارزیابی دقیق صداقت و جدیت طرف آمریکایی است.
اکنون بیش از سه هفته است که با دولت عمان در حال رایزنی و گفتوگو هستیم؛ هم برای تعیین ترتیبات عبور کشتیهای تجاری از تنگه هرمز و هم برای تعیین مقدمات مربوط به ترتیبات مدیریت آینده تنگه هرمز؛ یعنی همان موضوعی که در یادداشت تفاهم منعقدشده موسوم به یادداشت تفاهم اسلامآباد نیز پیشبینی شده بود.
گفتوگوهای ما با دولت عمان، گفتوگوهای سادهای نبود و دلیل آن نیز مشخص است. از یکسو ما شاهد ازسرگیری درگیریها و تجاوز نظامی مجدد آمریکا به خاک جمهوری اسلامی ایران و پا گذاشتن بر همه تعهداتش ذیل یادداشت تفاهم اسلامآباد بودیم که این موارد در واقع جزو تغییرات بنیادین در شرایط محسوب میشود.
از سوی دیگر، با توجه به این حساسیتها و دشواریهایی که با آن مواجه هستیم، باید سوابق تاریخی حداقل دهههای معاصر در رابطه با تنگه هرمز را نیز اضافه کنیم که ورود و خروج کشتیهای تجاری و ترافیک دریایی کلا از آبهای سرزمینی عمان صورت میگرفت. این امر بر اساس تفاهمی بود که میان ایران و عمان از پیش از انقلاب اسلامی منعقد شده بود و تا پیش از همین جنگ اخیر، جنگ ۴۰ روزه یا جنگ رمضان، ادامه داشت که این مساله نیز بر پیچیدگیها میافزاید.
بر اساس درخواست جدی جمهوری اسلامی ایران، دولت عمان خود را آماده کرد تا تغییرات کلیدی، اساسی و محتوایی در مسیرهای ورود و خروج کشتیهای تجاری در تنگه هرمز انجام شود. مجموع این دشواریها و شرایط، موجب شد گفتوگوهای ما و عمان به درازا بکشد. یعنی سه هفته گفتوگو برای این موضوع زمان زیادی است، اما این مقدمه را عرض کردم تا مردم عزیز و مخاطبان بدانند که فرآیند دشواری وجود دارد و مذاکرات ساده نیست چراکه هدف ما تامین منافع و امنیت ملی ایران است.
در حدود ۱۵ ماه گذشته، ۲ بار تجاوز نظامی علیه جمهوری اسلامی ایران صورت گرفته است. البته ما بسیار سربلند و پیروز از آن بیرون آمدیم و همین که دشمنان ما تقاضای آتشبس و مذاکره کردند، نشان میدهد که ما قاطعانه دفاع کرده و شکستهای راهبردی سنگینی را بر آنها تحمیل کردهایم.
آخرین وضعیت با توجه به این پیچیدگیها و دشواریها به این صورت است؛ تقاضای ما این بود که مسیرهای عبور و مرور از تنگه هرمز باید تغییر کند، زیرا مسیرهای قدیمی دیگر پاسخگوی شرایط دشوار کنونی که امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران را به مخاطره انداخته است، نیست. از این رو، با تمرکز بر این مهم، گفتوگوها را با عمان آغاز کردیم.
الان میتوانم بگویم آخرین وضعیت این است که تقریبا روی همه موضوعات مطرحشده، از جمله نقشه مسیرهای ورود و خروج ترافیک دریایی و ابعاد جانبی آن با عمان (چون موضوع تنها یک نقشه نیست)، تفاهمات اصولی انجام شده است. به عبارت دیگر، پیشرفتهای زیادی در گفتوگوها با عمان حاصل شده و این پیشرفتها در آستانه نهاییشدن قرار دارد.
یکسری موارد دیگر هم در کنار نقشه یا مسیرهای عبور و مرور، مطرح است و مساله فقط خود مسیر نیست مانند بحث حاکمیت دولتهای ساحلی و تامین امنیت آنها، ترتیبات آینده، ایجاد یک مرکز مشترک هماهنگی بین ایران و عمان برای هدایت ترافیک دریایی، اخذ اطلاعات لازم از شناورهایی که میخواهند از طریق تنگه هرمز، از دریای عمان به خلیج فارس و بالعکس، ورود و خروج داشته باشند. همه این موضوعات در کنار این نقشه پیشبینی شده و در آستانه نهاییشدن این تفاهم قرار داریم.
خیر؛ مفهوم این تفاهم، باز شدن تنگه نیست. بازکردن تنگه هرمز و اجرای این تفاهمی که ما با عمان انجام میدهیم، الزامات خاص خود را دارد. ما در شرایطی بهسر میبریم که آمریکا همه تعهدات خود را ذیل یادداشت تفاهم اسلامآباد نقض کرد، محاصره دریایی را بازگرداند، جنگ را مجددا آغاز کرد، برابر آن یادداشت تفاهم وضعیت در لبنان به ثبات نرسیده بود و درگیریها به صورت کامل خاتمه پیدا نکرده بود. آمریکا جدیدا برخی تحریمها را علیه ایران وضع کرده و تحریمهایی را هم که موقتا برداشته بود، بهویژه در حوزه نفتی، بازگردانده است. فرآیند آزادسازی پولهای بلوکهشده ایران که در حال مذاکره بود نیز متوقف شد.
اینها از جمله آن الزامات است و باید ببینیم که چه اتفاقی در این حوزهها خواهد افتاد. پس از این منظر، کاری که در حال انجام آن با عمان هستیم؛ مسیری است که در رابطه با تنگه هرمز باید انجام شود چراکه این تفاهم باید صرفا میان ایران و عمان انجام شود و ما برای هیچ کشور دیگری هیچ حقی قائل نیستیم.
اصلا این مشکلات جدید و این درگیریهای نظامی جدید از کجا آغاز شد؟ از آنجایی شروع شد که آمریکا خواست در تنگه هرمز دخالت کند. با ورود آمریکا و اعمال فشاری که علیه عمان انجام داد، مسیر جنوبی در تنگه باز شد و علیرغم درخواست ایران و اینکه ایران مستندا به آنها اعلام کرد این نقض بند پنجم یادداشت تفاهم اسلامآباد است، اما اصرار کردند که باید این مسیر ادامه پیدا کند.
جمهوری اسلامی ایران به این دخالت خارجی تمکین نکرد. ما حتی به دوستان عمانی هم گفتیم که این مسیر، منجر به از سرگیری درگیریها در منطقه خواهد شد و ایران با آن کنار نخواهد آمد. چه اتفاقی افتاد؟ همان چیزی که ما پیشبینی میکردیم، همان اتفاق افتاد. پس دخالت خارجی را ما در تنگه هرمز بههیچوجه نخواهیم پذیرفت.
پس اگر قرار است که وضعیت در تنگه هرمز به حالت عادی دربیاید، باید فرمول نهایی میان ایران و عمان، به عنوان ۲ کشور ساحلی، مورد توافق قرار بگیرد. این فرمول را هم ما به دوستان عمانی گفتیم. ما الان کشوری هستیم، به عنوان یک کشور ساحلی تنگه هرمز، که در معرض تهدیدات امنیت ملی قرار داریم. پس انتظارمان این است که خواستههای ایران اینجا مورد توجه قرار بگیرد.
هرچند ما در زمان جنگ، در همین منطقه تنگه هرمز، ثابت کردیم که اگر بخواهیم امنیت خود را تامین کنیم و مقابل تهدیدات در تنگه هرمز را بگیریم، نیازی به همکاری و هماهنگی هیچ کشوری نداریم. یعنی اگر درخواستهای ما را اجابت کردند، خیلی بهتر، آثار آن برای کشورهای پیرامونی ما کمتر خواهد بود ولی اگر انجام ندادند، بالاخره بحث امنیت ملی است و خودمان اقدام میکنیم.
ایران در زمان جنگ سیاست خود را در تنگه اجرا کرد تا از آن سمت تهدیدی متوجه ما نشود و تمهیداتی برای ارتقای امنیت؛ ابزارها و ظرفیتهای دفاعی خود از طریق تنگه هرمز ایجاد کنیم. الان هم سیاست ما به همین منوال است. ما از طریق همکاری و هماهنگی با کشور ساحلی دیگر پیش میرویم.
تا الان گفتوگوهایمان در این شرایط با عمان، واقعا گفتوگوهای خوبی بوده است. عمان در منطقه سعی کرده بیطرفی خود را حفظ کند، بهویژه در رابطه با مسائل جمهوری اسلامی ایران و در ۲ جنگ اخیر و درک میکند که در واقع عضو ساحلی بودن تنگه هرمز، برای عمان مسئولیت میآورد، نه فقط راجع به خود بلکه راجع به صلح و ثبات در منطقه.
مفاد بند پنجم یادداشت تفاهم اسلامآباد اصول راهنما بود و خروجی نهایی محسوب نمیشد. مفاد بند پنجم یادداشت تفاهم میگفت که اگر قرار است تنگه هرمز باز شود که آنهم بر عهده ایران گذاشته شده بود، ایران ترتیباتی را اتخاذ میکند تا تنگه برای عبور و مرور کشتیهای تجاری به صورت رایگان فقط برای مدت ۶۰ روز، باز شود.
پس توجه داشته باشید در آنجا گفته نمیشود که نقشه مسیرها چگونه باید باشد بلکه میگوید با ترتیبات ایران انجام شود. این موضوع بسیار مهمی است و یک اصل راهنما بهشمار میرود. اینکه ما در آنجا مخالفت کردیم که چرا مسیر جنوب در تنگه هرمز باز شده و حتما باید بسته شود و حتی درگیریهای جدید نیز بهدلیل همین موضوع آغاز شد، بر اساس همین اصل راهنمای ترتیبات ایرانی بود؛ بنابراین ما یک اصل راهنما داشتیم، اما آنچه اکنون در حال رخ دادن است، در واقع در نظر گرفتن شرایطی است که در حال حاضر در منطقه با آن مواجه هستیم.
اصول راهنما در آن یادداشت تفاهم وجود داشت، اما خروجی کار، بسته به مذاکرات ایران و عمان بود و آنچه اکنون در حال تفاهم است، طبیعتا یک مدل جدید محسوب میشود. این مدل جدید، در ادامه مدلی که ۶۰ سال اجرا میشد، نیست بلکه مسائل و شرایط روز، شرایط امنیتی پیرامون جمهوری اسلامی ایران و ترتیبات آینده که باید بر تنگه هرمز حاکم شود را در نظر میگیرد. همه این موارد پیشبینی شده است و حتی تغییر در این نقشهها، هرچند مسیر یک مسیر موقتی است، بالاخره بعد از ۶ دهه در حال صورت گرفتن است که این موضوع اهمیت بالایی دارد.
ما بند پنجم را داشتیم، اما متاسفانه آمریکاییها نگذاشتند اجرا شود. با این حال، پس از دوره جدید درگیریها، چیزی به نام اجرای مفاد اسلامآباد وجود ندارد. مخاطبان تصور نکنند که ایران در حال اجرای آن تفاهمنامه است؛ خیر، ما واقعا در حال حاضر دنبال اجرای بند پنجم یادداشت تفاهم نبودیم و نیستیم چراکه آمریکا همه تعهدات خود را کنار گذاشت و ما نیز تعهد خود را در قبال تنگه هرمز کنار گذاشتیم؛ بنابراین کاری که ما با عمان انجام میدهیم، به عنوان یک مسیر طبیعی است، صرف نظر از اینکه یادداشت تفاهمی وجود داشته یا نداشته است. اگر بخواهد شرایط عادی در تنگه هرمز ایجاد شود، باید از مسیر تفاهم ایران و عمان بگذرد نه از مسیر اعمال نفوذ خارجی؛ همانطور که اشاره کردم وقتی آمریکا دخالت کرد و مسیر جنوب باز شد، درگیریها مجددا آغاز شد.
من امیدوار هستم با این سیاق جدید که تقریبا همه نیز آن را پذیرفتهاند، هم کشورهای منطقه قبول کردهاند که ایران و عمان باید تفاهم کنند و هم کشورهای دیگر که پیامهایشان به ما میرسد، این مدل جا میافتد. پس همه این مدل را پذیرفتهاند که در نهایت به آنچه میان ایران و عمان تفاهم میشود، باید احترام بگذارند.
این خود یک طلیعه مناسب و مثبت در رابطه با مسائل منطقه ما و مسائل پیرامون تنگه هرمز است تا ما به عنوان ۲ کشور ساحلی بتوانیم بدون دخالت خارجی، شرایط مناسب را برای عبور و مرور برقرار کنیم، اما همانگونه که اشاره کردم، پس از این وارد فاز دوم خواهیم شد که الزامات خاص خود را دارد.
برابر این تفاهم، مسیر شمالی که در نزدیک جزیره لارک ایجاد شده بود و مسیر جنوب که در آبهای داخلی عمان است، بسته خواهند شد، چون اینها مسیرهای کاملا موقتی بودند. اگر این تفاهم جدید که میان ایران و عمان در حال شکلگیری است (با برآوردهشدن آن الزامات) وارد فاز اجرا شود، این مسیر جدید برای عبور کشتیها اجرایی خواهد شد.
بخش قابل توجهی از این مسیر جدید در آبهای سرزمینی ایران و بخشی از آن هم در آبهای سرزمینی عمان قرار دارد؛ یعنی به گونهای طراحی شده که هم در مسیر ورود و هم در بخشهایی از مسیر خروج، کشتیهای تجاری از آبهای سرزمینی ایران عبور خواهند کرد.
ما برای اعمال حاکمیت موثر در تنگه هرمز که الان واقعا یک دغدغه راهبردی ماست، ضرورتا نیازی نیست که اعلام کنیم حتما باید کشتیها تماما از آبهای سرزمینی ایران عبور کنند. همانگونه که قبل از جنگ و به مدت ۶ دهه تماما هم ورود و هم خروج از آبهای سرزمینی عمان بود و جمهوری اسلامی ایران در جنگ به صورت موثر در تنگه هرمز اعمال حاکمیت کرد.
ما که همیشه در شرایط جنگی نخواهیم بود و اگر وارد شرایط صلح شویم، آیا باید همان مدل قدیم را انجام دهیم؟ اگر قبل از انقلاب، در سال ۱۹۶۸، تصمیم گرفتند هر ۲ مسیر در آبهای سرزمین عمان باشد و به هر دلیلی، در سال ۱۹۷۹، اوایل پیروزی انقلاب اسلامی، این تفاهمنامه بین ایران و عمان اصلاح و باز تصمیم گرفته شد هر ۲ مسیر در آبهای سرزمینی عمان باشد؛ اکنون بنا به مصالحی دیگر ما تصمیم گرفتیم که این را تغییر دهیم.
یعنی حتما باید بخشهایی از کریدور ورود و خروج، باید از آبهای سرزمینی جمهوری اسلامی ایران عبور کند. پس ما شاهد یک مدل جدید هستیم. این مدل جدید مبتنی بر دغدغههای امنیت ملی و تامین منافع ملی بوده و راهبرد جدید جمهوری اسلامی ایران برای اعمال حاکمیت موثر در تنگه هرمز است.
این اعمال حاکمیت موثر در شرایط صلح، اما نباید به این تعبیر شود که ایران هر روز میخواهد تنگه هرمز را ببندد. نه؛ ما در شرایط جنگی قطعا این کار را هر وقت لازم باشد، به هر میزانی انجام خواهیم داد، اما در شرایط صلح، آرامش و صلح و ثبات در منطقه و در رابطه با جمهوری اسلامی ایران و در شرایطی که تهدیدی متوجه امنیت ما نباشد و طرفهای مقابل ما به تعهدات خود پایبند باشند، طبیعتا شرایط عبور و مرور عادی بر تنگه هرمز، ساری و جاری خواهد بود.
ما امیدوار هستیم با این تفاهمی که شکل میگیرد و با برآوردهشدن الزامات آن، اگر تصمیم مقامات عالی نظام این شد که وارد فاز دوم شویم؛ مطمئن هستیم که منافع ملی ما و امنیت ملی ما، با این مذاکرات جدیدی که با عمان داشتیم و این تفاهمات، هرچه بیشتر، انشاءالله تامین خواهد شد.
{$sepehr_key_237182}
این مسیری که اکنون در حال تفاهم با عمان است، یک مسیر موقت (Temporary Route) محسوب میشود که طبیعتا میتواند از ۲ تا چهار ماه به طول بینجامد. در بند پنجم یادداشت تفاهم اسلامآباد، این ترتیبات ایرانی برای مدت یک ماه پیشبینی شده بود؛ به این معنا که پس از یک ماه، وضعیت رفتوآمد کشتیها در تنگه هرمز باید به شرایط قبل، یعنی شرایط عادی پیش از جنگ بازمیگشت. پس آن ترتیبات، یک ترتیبات ایرانی بود و البته ما باید متعاقبا با عمان درباره ترتیبات مدیریت آینده (Future Administration) جهت تعریف و تعیین ترتیبات آتی گفتوگو میکردیم.
اما در گفتوگوهای جاری با عمان، موضوع بهگونهای پیشبینی شده که این مسیر موقت بتواند مدت زمان بیشتری ادامه پیدا کند، زیرا نمیدانیم در آینده با چه شرایطی مواجه خواهیم شد و آیا این شرایط به یک وضعیت باثبات، پایدار و دائمی خواهد رسید یا خیر.
نکته سوم درباره هزینههاست. در یادداشت تفاهم اسلامآباد پیشبینی شده بود که ظرف ۶۰ روز پس از امضا، ایران هزینهای دریافت نکند. این مساله نیز تماما به فاز دوم و تصمیم مقامات عالی نظام برای ورود به فاز دوم و اینکه تنگه باز بشود یا نشود، بستگی دارد چراکه این موضوعات به یکدیگر پیوستهاند و با یک تعهد یکجانبه روبهرو نیستیم که فقط جمهوری اسلامی ایران تنگه هرمز را باز کند، اما شرایط پیرامونی ما همان شرایط زمان جنگ باشد؛ چنین چیزی قطعا قابل پذیرش نیست.
حالا فرض بگیریم در شرایطی قرار بگیریم که هر ۲ طرف تعهداتی را متقبل شوند و نظام جمهوری اسلامی ایران به این جمعبندی برسد که وارد فاز دوم بشویم. نکته اصلی این است که محاسبه آن ۶۰ روز چگونه خواهد بود. آیا آن ۲۰ روزی که پیش از درگیریهای جدید سپری شد محاسبه میشود یا خیر؟ مطرح کردن این جزئیات در حال حاضر موضوعیت ندارد، زیرا ما اکنون در دوره تفاهم و مذاکره با آمریکا قرار نداریم. اگر تصمیم تازهای برای ورود به مرحله بعدی گرفته شد، میتوان درباره این جزئیات و نحوه محاسبه آن ۶۰ روز تصمیمگیری کرد.
من این شرطها و اگرها را تکرار میکنم تا تاکید کنم که جمهوری اسلامی ایران به تعهدات خود پایبند بود و این آمریکا بود که همه تلاش خود را به کار بست تا این یادداشت تفاهم در یک مسیر هموار و بدون نگرانی اجرا نشود. اقدامی که آنها در تنگه هرمز انجام دادند، به تنهایی برای زیر سوال بردن کل یادداشت تفاهم کفایت میکرد.
اگر قرار باشد باز به همان شرایط بازگردیم، باید ببینیم آمریکا درباره تعهدات خود چه خواهد کرد و آیا به این نتیجه رسیده که نقض تعهداتش کاری اشتباه بوده است یا خیر. وقتی ۴چهار یا پنج روز پس از آغاز دور جدید درگیریها، آمریکا پیامهای گفتوگو و مذاکره ارسال کرد، یعنی به این نتیجه رسیده که درگیری نظامی او را به مقصد نمیرساند بلکه برعکس، چالشهای بیشتری برایش ایجاد میکند چراکه جمهوری اسلامی ایران برای مقابله با هر شرایطی آمادگی کامل دارد.
بنابراین، چند مساله باید بررسی و ارزیابی شود؛ آیا آمریکا به این نتیجه رسیده که مسیر پیموده شده اشتباه بوده و تعهدات خود را نقض کرده است؟ آیا آمریکا آمادگی واقعی بازگشت به تعهدات خود را دارد یا خیر؟ در صورت آمادگی برای بازگشت، با چه رویکرد آیندهنگرانهای وارد میشود و آیا باز هم مدتی بعد دست به نقض تعهدات خواهد زد یا خیر؟
علت اینکه عرض کردم در فاز دوم به یک تصمیمگیری دیگر نیاز داریم، همین موضوعات است. همزمان با نهاییشدن گفتوگوها با عمان که پیشرفت بسیار خوبی داشته و در آستانه نهاییشدن است، بررسی پیامها و ارزیابی میزان جدیت آن کشور در بازگشت به تعهدات، اجرای آنها و عدم نقض مجدد، در دست بررسی است و نیاز به تصمیمگیری دقیق دارد.
{$sepehr_key_237181}
میتوان گفت شرط لازم هست، اما طبیعتا شرط کافی هم نیست. ما از سوی آمریکا با مسائلی، چون عهدشکنی و نقض تعهدات مواجه هستیم که این مساله بالاخره باید در جایی حل شود. حال این حلشدن چه با یک تعهد جدید باشد و چه با یک بیانیه یا اظهار نظر سیاسی جدید، ممکن است اطمینانهای اولیه را ایجاد کند.
بله؛ واقعا ضمانت قوی محسوب نخواهد شد. چه چیزی ضمانت خواهد بود؟ فرض کنیم آمریکا حتی بیاید و بگوید که بهترین مسیر، همین مسیر تعامل و دیپلماسی است و آماده است به تعهدات خود بازگردد یا حتی اگر اذعان کند مسیری که در پیش گرفته، اشتباه بوده است، آیا این اذعان به اشتباه باید برای ما اطمینان خاطر فراهم کند؟ خیر. برای ما نباید اطمینان خاطر فراهم کند.
ما در شرایط بیاعتمادی به آمریکا مذاکره کردیم و اگر قرار باشد هر رویکرد یا مسیر دیگری مدنظر قرار گیرد، همچنان باید مبتنی بر همین بیاعتمادی به آمریکا باشد، اما چه چیزی ضمانت جمهوری اسلامی ایران خواهد بود تا اگر هر مسیری مبتنی بر حلوفصل مسائل بر اساس این تفاهمات یا حتی تفاهمات پیشین طی میشود، پشتیبان آن باشد؟ پاسخ، اقتدار جمهوری اسلامی ایران است.
یادداشت تفاهم اسلامآباد وجود داشت و به مدت تقریبا سه هفته اجرا شد تا اینکه با نقض مفاد آن از سوی آمریکا در تنگه هرمز مواجه شدیم و این موج جدید درگیریهای نظامی آغاز شد. چه چیزی جلوی موفقیت این مسیر را برای آمریکا گرفت و آنها را دچار شکست کرد؟ قاطعیت جمهوری اسلامی ایران در مقابله با نقض عهد آمریکا.
ما از یک راهبرد ترکیبی مناسب استفاده کردیم تا به آمریکا نشان دهیم ما وابسته به یک تفاهم نیستیم و تفاهم را تا زمانی قبول داریم که به آن پایبند باشید؛ اگر پایبند نبودید، جمهوری اسلامی ایران نیز تعهدات خود را کنار خواهد گذاشت. اگر به شیوههای زورمدارانه متوسل شوید، جمهوری اسلامی ایران راهبرد متناسب و ترکیبی را برای مقابله اتخاذ خواهد کرد.
این راهبرد ترکیبی به این صورت بود که ما هم تعهدات خود در رابطه با تنگه هرمز را طبق یادداشت تفاهم کنار گذاشتیم که در نتیجه تنگه هرمز بسته شد و به وضعیت زمان جنگ بازگشتیم و همزمان اقدامات تدافعی و نظامی گستردهای را برای مقابله با متجاوز و حامیان آن آغاز کردیم. بنابراین، با این اقدام ترکیبی به آمریکا فهماندیم که پشتوانه اجرای یک تفاهم یا برخورد تنبیهی برای توقف نقض تعهدات، اقتدار جمهوری اسلامی ایران است.
به همین دلیل نهتنها من بلکه در وزارت امور خارجه اعتقاد داریم در شرایط جنگی کنونی، فعالیتهای نظامیِ میدان و دیپلماسی در کنار یکدیگر هستند و در مقابل هم قرار ندارند. هم مواضع ما باید هماهنگ با شرایط جنگی باشد و هم اقدامات و ابتکارات ما. اگر قرار است ابتکاری اتخاذ کنیم یا موضعی بگیریم، حتما باید با میدان هماهنگ باشد. اگر از من بپرسید که آیا اکنون هماهنگ است، بله، ۱۰۰ درصد این مواضع و اقدامات هماهنگ است. به همین دلیل است که توفیقات ما بهدست آمده و هر وقت آمریکا تجاوزی را آغاز کرده یا نقض عهدی انجام داده، با قاطعیت در برابر آن ایستادهایم.
دعوتهایی هم از رئیس مجلس شورای اسلامی و هم از وزیر امور خارجه برای انجام سفر از جمله از سوی پاکستان، انجام شده و میشود. ما این مراودات را با پاکستان در سطوح مختلف داشتهایم؛ هم مقامات آنها به ایران سفر کردند و هم مقامات ما به پاکستان رفتند؛ به ویژه پس از شکلگیری گفتوگوها و مذاکرات که پاکستان نیز به عنوان کشور میانجی انجام وظیفه کرد. پاکستان چنین دعوتهایی را انجام داده است، اما هنوز برنامهریزی نهایی انجام نشده است.
آنچه واقعیت موضوع است و ما در چند روز گذشته نیز آن را بیان کردهایم، این است که در اقدامی که با کشور عمان انجام میدهیم، مذاکرهای با آمریکا در این زمینه نداشتهایم چراکه موضوع تنگه هرمز از نظر ما بدون دخالت خارجی است؛ جایی که طرف خارجی دخالت کرد، درگیری نظامی برای منطقه بهبار آورد و همه تعهدات آمریکا ذیل آن یادداشت تفاهم را زیر پا گذاشت. پس در واقع این مسیر، مسیری میان ایران و عمان بوده و هست و ما مذاکرهای در این مدت نداشتهایم.
اما درباره اینکه پس از این چه اتفاقی بیفتد؛ اگر این تفاهم میان ایران و عمان حاصل شود، همه انتظار دارند این تفاهم وارد عرصه اجرایی شود. اجراشدن این تفاهم الزاماتی دارد که بخش اعظم یا حتی همه آن بستگی به همان چند نکتهای دارد که درباره آمریکا عرض کردم؛ محاصره، ازسرگیری جنگ، وضعیت لبنان، تحریمهایی که مجددا آمریکا وضع کرده، تحریمهایی که رفع شده بود و دوباره بازگردانده شد، پولهای بلوکهشده ایران و وجود یک تعهد محکم برای ادامه این مسیر و اجرای تعهدات در آینده. اینها مربوط به آمریکاست و به جمهوری اسلامی ایران ارتباطی ندارد. پس اگر قرار باشد تفاهم ایران و عمان وارد فاز اجرایی شود، منوط به این است که طرف مقابل این الزامات را برآورده سازد. اینکه آمریکا ادعا میکند در حال مذاکره با ایران است، صحت ندارد و مذاکرهای در کار نیست. البته ما پیامهایی را از سوی آمریکا دریافت کردهایم.
پیامهای دریافتی حاکی از آن است که آمریکا آمادگی کامل برای بازگشت به تعهدات خود را دارد. این پیامها دریافت شده و در واقع خود آمریکاییها آن را اعلام کردهاند، اما اینکه آیا ما تصمیم به ورود به مرحله دوم گرفتهایم یا خیر، باید بگویم این تصمیم همچنان اتخاذ نشده و با توجه به پیچیدگیها و دشواریهایی که عرض کردم، در دست بررسی است.
همه پیامهای دریافتی باید تحلیل و بررسی شوند. ما باید نگاهی نیز به آینده داشته باشیم تا مجددا وارد این ورطه باطل نشویم که پس از ۲ یا سه هفته، باز هم با گرفتاریها یا درگیریهای نظامی جدید مواجه شویم. این مسائل باید سنجیده شده و تصمیم مناسب اتخاذ شود.
اما یک نکته بسیار مهم وجود دارد و آن، این است که جمهوری اسلامی ایران تعهدات خود را نقض نکرده است. ما تحت یادداشت تفاهم اسلامآباد بیشتر از یک تعهد نداشتیم که آن هم مربوط به تنگه هرمز بود؛ تنگهای که پیش از جنگ کلا باز بود. به هر ترتیب، این جمهوری اسلامی ایران نبوده که تعهد خود را نقض کرده بلکه این آمریکا بوده است. حالا اگر آمریکا آمادگی دارد به تعهدات خود بازگردد، تصمیمی است که باید دولت آمریکا بگیرد، اما این حق جمهوری اسلامی ایران است که میزان این آمادگی دولت آمریکا را مورد سنجش و ارزیابی قرار داده و تصمیم درست را اتخاذ نماید.
منبع: ایرنا