به گزارش شهرآرانیوز، تا چند سال پیش در اکثر خانههای ایرانی، سفره و میز غذا یکی از زمانهای مهم دورهمی اعضای خانواده و لذت بردن از غذا و گفتوگوهای روزمره بود. اما تغییر سبک زندگی و افزایش زندگیهای تکنفره، مهاجرت و دور شدن اعضای خانواده از یکدیگر باعث شده که تعداد زیادی از افراد وعدههای غذاییشان را در سکوت و تنهایی صرف کنند. حالا پژوهشهای جدید نشان میدهد که این تغییر ساده در سبک زندگی ممکن است فقط یک تجربه اجتماعی نباشد و پیامدهایی برای سلامت جسم افراد داشته باشد.
بررسیهای انجامشده در سالهای اخیر نشان دادهاند افرادی که اغلب اوقات تنها غذا میخورند، در مقایسه با کسانی که بیشتر وعدههای غذایی خود را در جمع و کنار دیگران صرف میکنند، ممکن است بیشتر در معرض دریافت ناکافی مواد مغذی قرار داشته باشند. دلیل این موضوع، خودِ تنها بودن نیست؛ بلکه مجموعهای از تغییرات رفتاری و روانی است که اغلب همراه با تنهایی رخ میدهد؛ از کاهش انگیزه برای آشپزی و خرید مواد غذایی متنوع تا بیتوجهی به برنامه غذایی.
از نگاه متخصصان تغذیه، یکی از مهمترین اثرات زندگی و غذا خوردن تنها، کاهش تنوع غذایی است. زهرا اولادی، کارشناس تغذیه و رژیمدرمانی، میگوید: «تهیه یک وعده کامل شامل سبزیجات، منابع پروتئینی، غلات کامل و مواد غذایی متنوع وقتی فقط یک نفر قرار است آن را مصرف کند، برای بعضی افراد کار سختی محسوب میشود. بعضیها حتی زورشان میآید برای خود میز بچینند یا سفره پهن کنند و بشقاب و کاسه ماست و ... از کابینت دربیاورند و غذا را سرپا و داخل همان قابلمه میخورند. خیلیها هم میگویند حتما باید کسی باشد که ما به خاطر او غذای خوب درست کنیم. در غیر این صورت ترجیح میدهند غذای آماده، غذاهای تکراری یا فریزری بخورند. البته خیلی از افرادی که تنها زندگی میکنند، سبک زندگی سالمی دارند، اما خیلیها که در میان مراجعان ما هم کم نیستند، میبینید یخچالشان مدتها از مواد غذایی مخصوصا میوه و سبزیجات خالی میماند، اما باز هم برای خرید به ترهبار نمیروند.»
این کارشناس تغذیه ادامه میدهد: «خیلی از افراد تنها به مرور به سمت غذاهای سادهتر و تکراری میروند؛ وعدههایی که سریع آماده میشوند و ممکن است همه نیازهای بدن را تأمین نکنند. همچنین خرید مواد غذایی متنوع، پختن غذاهای زمانبر و حتی نشستن سر یک سفره وقتی مخاطبی جز خود فرد وجود ندارد، ممکن است برای بعضیها بیاهمیت باشد. درنتیجه، احتمال کاهش دریافت برخی مواد مغذی مثل پروتئین کافی، فیبر، ویتامینها و مواد معدنی افزایش پیدا میکند.»
اولادی میگوید: «این مساله در سالمندان به دلیل تغییرات طبیعی بدن، کاهش حس گرسنگی و افزایش خطر سوءتغذیه اهمیت بیشتری پیدا میکند. البته افراد جوان و میانسال هم که تنها زندگی میکنند، از این چرخه مستثنی نیستند.»
اما ماجرا فقط به خود غذا خوردن محدود نمیشود. روانشناسان معتقدند غذا خوردن، یکی از رفتارهای روزمرهای است که کارکرد اجتماعی و روانی هم دارد. گفتوگو موقع غذا خوردن، داشتن یک برنامه منظم و تجربه یک فعالیت مشترک میتواند به حفظ ارتباط اجتماعی و حتی افزایش لذت از غذا کمک کند.
{$sepehr_key_237246}
دکتر فرشته شریفی، روانشناس سلامت در این زمینه میگوید: «تنها غذا خوردن یا تنها زندگی کردن به طور مستقیم باعث کمبود مواد مغذی در بدن نمیشود. آنچه به صورت غیرمستقیم بر تغذیه و سلامت اثر میگذارد، تغییرات رفتاری فرد و استرسی است که حس تنهایی ایجاد میکند.»
دکتر شریفی میگوید: «درواقع، آنچه از تنها زندگی کردن مهمتر است، انزوای اجتماعی و احساس تنهایی مزمن است که لزوماً با تنها زندگی کردن یکی نیست. ممکن است فردی تنها زندگی کند، اما احساس تنهایی یا انزوای اجتماعی نداشته باشد. در مقابل، ممکن است فردی با خانواده زندگی کند، اما احساس تنهایی عمیقی را تجربه کند که از نظر روانشناختی آسیبزاتر است. پژوهشها نیز نشان دادهاند که انزوای اجتماعی و احساس تنهایی مزمن میتواند خطر ابتلا به بیماریهای قلبی، افسردگی، زوال شناختی و حتی مرگ زودرس را افزایش دهد.»
به گفته این دکترای روانشناسی سلامت، «این مسئله از دیدگاه روانشناسی هم قابل تبیین است؛ غذا خوردن یک رفتار اجتماعی است و وقتی افراد در کنار دیگران غذا میخورند، ترشح دوپامین در مغز افزایش مییابد و میتواند با فعال شدن سیستم پاداش مغز و افزایش احساس لذت همراه باشد. درنتیجه غذاخوردن در کنار دیگران لذتبخشتر به نظر میرسد، اشتها بیشتر میشود و فرد زمان بیشتری را صرف غذا خوردن میکند. اما در تنهایی ممکن است انگیزه فرد کاهش پیدا کند و با خود بگوید «حوصله ندارم غذا درست کنم». درنتیجه کیفیت تغذیه افت میکند.»
شریفی در ادامه به این نکته مهم هم اشاره میکند که «از طرف دیگر، احساس تنهایی میتواند باعث افزایش ترشح هورمون کورتیزول شود. این هورمون به طور طبیعی برای عملکرد بدن ضروری است، اما اگر در اثر استرس مزمن برای مدت طولانی در سطح بالایی باقی بماند، میتواند در برخی افراد اشتها را افزایش و در برخی دیگر کاهش دهد، میل به مصرف غذاهای پرچرب و پرقند را بیشتر کند و خواب را مختل کند. همچنین افرادی که احساس تنهایی مزمن دارند، گاهی حالتهایی شبیه افسردگی را تجربه میکنند و همین هم بر سلامت و رفتارهای روزمره اثر میگذارد.»
این روانشناس میگوید: از منظر روانشناسی، انسان موجودی اجتماعی است. وقتی احساس امنیت و تعلق داشته باشد، معمولاً تغذیه بهتر، خواب باکیفیتتر و سیستم ایمنی قویتری دارد. اما احساس طردشدگی ناشی از تنهایی مزمن، بدن را برای مدت طولانی در وضعیت آمادهباش نگه میدارد. این وضعیت همچنین میتواند عملکرد دستگاه گوارش را تغییر دهد، حرکت روده را کاهش دهد، التهاب دستگاه گوارش را افزایش دهد و ترکیب باکتریهای مفید روده را بر هم بزند. از آنجا که روده نقش مهمی در تنظیم بسیاری از هورمونهای بدن دارد و از آن با عنوان «مغز دوم» یاد میشود، اختلال در عملکرد آن میتواند بر سلامت عمومی فرد اثر بگذارد.»
البته این الگو برای همه افراد یکسان نیست. شریفی در این باره میگوید: «افرادی که روی رشد فردی و سلامت روان خود کار میکنند، معمولاً کمتر دچار احساس تنهایی مزمن میشوند. اگر فرد بتواند با ارزشهای درونی خود ارتباط برقرار کند، تنهایی خود را بپذیرد و با خودش در صلح باشد، احتمال تجربه احساس تنهایی در او کمتر خواهد بود. البته رسیدن به این وضعیت نیازمند آموزش و تقویت رابطه سالم با خود از دوران کودکی است.»
منبع: بهداشت نیوز