به گزارش شهرآرانیوز؛ حضرت مهدی (عج)، دوازدهمین امام شیعیان و آخرین حجت الهی، کانون یکی از مهمترین باورهای شیعه است؛ باوری که فقط به آیندهای دور و وعده ظهور محدود نمیشود، بلکه امروزِ زندگی مؤمنان را نیز جهت میدهد. مسئله غیبت، طول عمر، محل زندگی، زمان ظهور و نقش امام در تداوم هدایت الهی، از پرسشهایی است که همواره ذهن مخاطبان را به خود مشغول کرده است. در این مطلب، کوشش شده است که به قدر وسع به این پرسشها پاسخ داده شود.
«فرزند امام حسن عسکری (ع)، مشهور به اماممهدی (عج)، صاحبالزمان و حجتبنالحسن، دوازدهمین و آخرین امام در مذهب شیعه اثنیعشری هستند. در شماری از منابع حدیثی شیعه، ازجمله الکافی و کمالالدین، نام اصلی ایشان بهصورت حروف جداگانه «م ح م د» نقل شده است؛ شیوهای که باتوجهبه فضای دشوار سیاسی عصر عباسی و مراقبت از جان امام، قابلتحلیل است.» (محمدی ریشهری، دانشنامه اماممهدی، ج۲، ص۲۸۹).
در نگاه شیعه، امام فقط یک شخصیت تاریخی یا رهبر سیاسی نیست؛ او «حجت خدا» و انسان کاملی است که راه هدایت را برای بشر روشن نگه میدارد، بنابراین شناخت امام زمان (عج) صرفا شناخت نام، نسب و تاریخ تولد ایشان نیست، بلکه فهم جایگاه امام در نظام هدایت، معنای واقعی مهدویت را آشکار میکند. نتیجه این نگاه، آن است که ارتباط با امامعصر (عج)، باید در سبک زندگی، پایبندی به دین و مسئولیتپذیری اجتماعی، نمود پیدا کند.
یکی از پایههای اساسی اندیشه شیعه، استمرار وجود حجت الهی در همه زمانها است. حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) در سخنی بنیادین میفرمایند: «زمین هرگز از حجت خدا خالی نمیماند؛ یا حجتی آشکار و شناختهشده است یا در حال خوف و پنهان.» (غررالحکم، ج۶، ص۴۱۰).
این روایت، غیبت امام را بهمعنای نبودن ایشان نمیداند، بلکه از حضور حجتی سخن میگوید که بهدلایلی، از دید عموم پنهان است. براساس این مبنا، جهان در هیچ دورهای بدون راهنمای الهی رها نشده است. حجت خدا، هم دلیل خدا بر بندگان است و هم نشانهای از تداوم مسیر هدایت. از این منظر، اعتقاد به وجود امامزمان (عج) فقط پاسخی به یک مسئله تاریخی نیست، بلکه پاسخی به نیاز دائمی انسان برای اتصال به حقیقت، هدایت و غایت آفرینش است.
قرآن کریم، کتاب هدایت همه انسانها در تمام زمانهاست، اما بهرهگیری کامل از این کتاب، نیازمند مفسر و مخاطب حقیقی آن است. در اندیشه شیعه، پیامبر اکرم (ص) نخستین مفسر و حامل کامل قرآن بودند و پس از ایشان، این مسئولیت الهی به ائمهاطهار (ع) سپرده شد. امامزمان (عج) نیز در عصر غیبت، استمرار همان ولایت و مرجعیت معنوی است.
وجود امام، از یکسو مانع میشود که قرآن کریم به مجموعهای از برداشتهای پراکنده و سلیقهای فروکاسته شود و ازسوی دیگر، افق صحیح فهم دین را حفظ میکند.
امام در بالاترین مرتبه شناخت خداوند، دین و حقیقت انسان قرار دارد. اگر خداوند، انسان را برای رسیدن به کمال آفریده است، باید راه و الگوی کامل این کمال نیز در عالم وجود داشته باشد و این موضوع، یکی از مهمترین کارکردهای اعتقادی باور به امام زنده در هر عصر بهشمار میآید.
در معارف روایی شیعه، حضور امام نقشی بنیادین در بقای عالم و استمرار فیض الهی دارد. امامرضا (ع) در تأیید این حقیقت، در روایت مشهوری بر این نکته تأکید میکنند که اگر زمین از امام خالی بماند، اهل خود را فرومیبرد.
همچنین امامصادق (ع) میفرمایند: «لَوْ لَمْ یَبْقَ فِی الأَرْضِ إِلّا رَجُلانِ لَکانَ أَحَدُهُمَا الحُجَّه، وَآخِرُ مَنْ یَمُوتُ الإِمامُ: اگر در زمین جز دو نفر باقی نمانند، یکی از آن دو، حجت خدا خواهد بود و آخرین کسی که از دنیا میرود، امام است.» مقصود اصلی این روایت، بیان جایگاه حجت الهی در تداوم نظام هدایت است. امام در این نگاه، واسطه فیض تکوینی و معنوی و حافظ مسیر ارتباط انسان با خداست.
امام مهدی (عج) در سال ۲۵۵هجریقمری دیده به جهان گشودند و تا آغاز غیبت صغری در سامرا، زادگاه پدر بزرگوارشان امام حسن عسکری (ع) زندگی میکردند. در گزارشهای تاریخی، از سرداب خانه امامعسکری (ع) بهعنوان یکی از مکانهای عبادت و حضور ایشان یاد شده است. (کمالالدین، ج۲، ص۴۰۷).
پس از آغاز غیبت، محل زندگی حضرت بهصورت قطعی و قابلاثبات برای عموم، مشخص نیست. در برخی روایات، از مکانهایی مانند ذیطوی، کوه رضوی و طیبه، یعنی مدینه، نام برده شده است. با این حال، نباید این گزارشها را به ادعای قطعی درباره محل اقامت فعلی امام تغییر کرد.
غیبت به معنای قطع رابطه امام با جهان نیست، بلکه به معنای پنهان بودن ایشان از دسترس عمومی است. مهمترین پیام این حقیقت، آن است که مؤمن، حتی در دوران غیبت نیز خود را در محضر امام بداند و مسئولیت دینیاش را فراموش نکند.
{$sepehr_key_237305}
با توجه به ولادت امامزمان (عج) در سال ۲۵۵هجریقمری، عمر شریف ایشان در سال ۱۴۴۸قمری از ۱۱۹۰سال قمری فراتر رفته است. طول عمر حضرت، هرچند برای ذهن عادی شگفتانگیز است، از منظر قدرت الهی، امری ناممکن نیست؛ قرآن کریم نیز از عمر طولانی حضرت نوح (ع) سخن گفته است.
در برخی روایات و گزارشها آمده است که حضرت هنگام ظهور، با وجود عمر طولانی، چهرهای جوان دارند و در نگاه مردم حدود چهلساله یا کمتر بهنظر میرسند. درباره ازدواج و فرزندان امامزمان (عج) نیز دیدگاهی واحد و قطعی وجود ندارد. برخی منابع، ازدواج و داشتن فرزند را محتمل یا گزارششده میدانند. (نجمالثاقب، ص۴۰۲).
گروهی دیگر، فرضیه ازدواج نکردن ایشان را مطرح کردهاند و دیدگاهی میانه نیز احتمال ازدواج بدون فرزند را بیان میکند. (تاریخ الغیبه الکبری، ص۲۳). نتیجه آنکه این مسئله از امور قطعی و ضروری اعتقادی نیست و نباید جای مسائل اصلی مهدویت را بگیرد.
ظهور امام مهدی (عج) وعدهای الهی و قطعی است، اما زمان دقیق آن دراختیار هیچکس نیست. در روایات، به روزهایی برای قیام حضرت اشاره شده است. با این حال، این روایات نباید دستاویزی برای تعیین تاریخ ظهور یا ادعاهای قطعی قرار گیرد. امامصادق (ع) فرمودهاند: «یَخْرُجُ قائِمُنا أَهْلَالبَیْتِ یَوْمَ الجُمُعَه: قائم ما اهلبیت در روز جمعه قیام میکند.» (خصال، ج۲، ص۳۹۴).
همچنین امامباقر (ع) میفرمایند: «یَخْرُجُ القائِمُ یَوْمَ السَّبْتِ یَوْمَ عاشُوراءَ، الیَوْمِ الَّذی قُتِلَ فیهِ الحُسَیْنُ (ع): قائم در روز شنبه، روز عاشورا، همان روزی که حسین (ع) در آن به شهادت رسید، قیام میکند.» (کمالالدین، ج۲، ص۶۵۳). پیام اصلی این روایات، نه تعیین تقویم ظهور، بلکه پیوند قیام مهدوی با عدالتخواهی، عاشورا و مبارزه با ظلم است. انتظار واقعی، آماده کردن خویش برای چنین روزی است.