محبوبه عظیمزاده | شهرآرانیوز؛ شاید بسیاری از ما، وقتی از آلودگی صوتی حرف میزنیم، به سروصدای خودروها، کارگاههای ساختمانی یا ماشینآلاتی فکر میکنیم که توی شهر پخش میشود. اما بخش مهمی از این آلودگی، ماحصل رفتارهای آزاردهنده روزمره شهروندان است بدون توجه به اینکه در چه موقعیتی قرار دارند، گاهی با یک تماس تلفنی بلند داخل وسایل حملونقل عمومی و گاهی با صدای موزیک بیش از اندازه بلند در دامن طبیعت.
صدای حرکت قطار شنیده میشود. چند نفر آرام با هم صحبت میکنند و بقیه، هرکدام در دنیای خودشان هستند، یکی کتاب میخواند، دیگری به بیرون خیره شده است، کسی مشغول فکر کردن است و فردی هم فقط میخواهد تا رسیدن به مقصد، چند دقیقه از شلوغی روز فاصله بگیرد. ناگهان صدای جروبحث بلند یک نفر پشت تلفن سکوت نسبی واگن را میشکند و دیگران، ناخواسته، وارد گفتوگویی میشوند که هیچ نقشی در آن ندارند. در چنین لحظههایی، انتخاب از دیگران گرفته میشود، آنها نمیتوانند تصمیم بگیرند چه چیزی را بشنوند و چه چیزی را نشنوند.
فضاهای حملونقل عمومی، محل زندگی موقت دهها و صدها آدم با نیازهای متفاوت است. یکی میخواهد استراحت کند، یکی میخواهد تمرکز داشته باشد و دیگری میخواهد فقط در سکوت مسیرش را طی کند. احترام به این تفاوتها، گاهی فقط با انتخابها و رفتارهای ساده محقق میشود. همین تغییر کوچک آرامش یک جمع را حفظ میکند.
این اتفاق در فضای کوچک تاکسی بسیار بغرنجتر است. آخرین باری را که سوار تاکسیهای خطی شدهاید به خاطر بیاورید. احتمالا تجربه کردهاید که یکی از مسافران، از لحظه سوار شدن تا رسیدن به مقصد، مشغول صحبت با تلفن بوده است، آنقدر بلند که همه، ناخواسته از جزئیات جلسه کاری، اختلاف خانوادگی یا برنامه آخر هفته او باخبر شدهاند. اگر هم با تلفن صحبت نکند احتمالا دارد توی اکسپلور اینستاگرامش میچرخد و ویدئوها را یکی پس از دیگری رد میکند. آن هم بدون اینکه از هندزفری استفاده کند. در فضای کوچک تاکسی، دیگر جایی برای گریز باقی نمیماند. نه میشود پنجره را بست تا صدا کمتر شود و نه میتوان چند صندلی دورتر نشست.
همه ما گاهی تماس ضروری داریم و کسی انتظار سکوت مطلق ندارد، اما بسیاری از مکالمهها را میتوان کوتاهتر کرد، آرامتر حرف زد یا به چند دقیقه بعد موکولشان کرد.
{$sepehr_key_238297}
اول صدای کشیده شدن صندلی روی زمین میآید. چند دقیقه بعد، موسیقی بلندتر میشود و بعد سروصدای بچههای کوچک هم به آن اضافه میشود. برای افراد خانواده شاید همه اینها بخش معمولی عصرگاه باشد، اما آن سوی همین دیوار، ممکن است کودکی تازه خوابیده باشد، سالمندی در حال استراحت باشد یا دانشجویی که روز بعد امتحان دارد، مشغول مطالعه باشد.
واقعیت این است که توی دوره و زمانه زندگیهای آپارتمانی، دیگر جمله معروف «چهاردیواری اختیاری» خیلی معنا ندارد. قرار نیست در خانه آهسته راه برویم یا از زندگی روزمره دست بکشیم. فقط کافی است زمان انجام کارهای پرسروصدا را بهتر انتخاب کنیم، حجم صدای تلویزیون و موسیقی را مدیریت کنیم و ساعتهای استراحت ساختمان را جدی بگیریم. همسایه خوب بودن، بیشتر از آنکه به سلام و احوالپرسی مربوط باشد، به همین توجههای کوچک وابسته است.
صدای باد میان شاخهها، آواز پرندگان، جریان آب یا خشخش برگها. بسیاری از ما دقیقا برای شنیدن همین صداها از شهر فاصله میگیریم، برای اینکه چندساعتی از همهمه خیابان، بوق خودروها و زنگ بیوقفه تلفن همراه دور باشیم. اما گاهی هنوز چند دقیقه از حضورمان در طبیعت نگذشته که اسپیکرها روشن میشوند و موسیقی در فضا میپیچد. در این میان، فقط آرامش دیگران نیست که از بین میرود، حیوانات و پرندگانی که این محیط، خانه آنهاست هم به صداهای غیرعادی واکنش نشان میدهند و آرامش زیستگاهشان برهم میخورد. طبیعت قرار نیست ساکت مطلق باشد، زندگی در آن همیشه با صدا همراه است، اما این صداها، بخشی از خود طبیعتاند، نه چیزی که ما به آن تحمیل کنیم. شاید بهترین یادگاری که بتوانیم از یک روز در دل طبیعت به جا بگذاریم، صدای خود طبیعت باشد.
در یک اتاق، چند نفر همزمان مشغول کارند. یکی گزارش مینویسد، دیگری در حال تحلیل یک پرونده است و نفر سوم باید برای جلسهای مهم آماده شود. سکوت کامل وجود ندارد، صدای صفحهکلیدها، رفتوآمد همکاران یا گفتوگوهای کوتاه، بخشی از رفتارهای روزمره هر محیط کاری است، اما تماسهای شخصی، گفتوگوهای شخصی، رفتوآمدهای بیش از حد، گپوگعدههای گروهی خارج از موضوع، فضا را برای دیگران غیرقابل تحمل میکند. مخصوصا اگر قرار باشد بارها تکرار شود. شاید کسی که با صدای بلند صحبت میکند، متوجه نشود چند نفر دیگر مجبور شدهاند فکرشان را از اول مرتب کنند یا کاری را که در آستانه تمام شدن بوده، دوباره از سر بگیرند. محیط کار، فضای همکاری است. اگر قرار است گفتوگویی طولانی داشته باشیم، استفاده از اتاق جلسات یا تغییر موقعیت، فقط یک جابهجایی ساده نیست، این کار یعنی به زمان، تمرکز و آرامش دیگران هم اهمیت میدهیم.
{$sepehr_key_238298}
کافهها و رستورانها برای گفتوگو ساخته شدهاند. صدای خنده، صحبت و معاشرت، بخشی از حالوهوای این مکانهاست، اما گاهی افراد یک میز آنقدر بلند صحبت میکنند که گفتوگوی تمام میزهای اطراف زیر سایه صدای آنها قرار میگیرد. حتی پیش میآید که همه، ناخواسته از موضوع بحث یا خاطرات آن جمع باخبر میشوند.
فضای رستوران، مثل اتاق پذیرایی خانه ما نیست. اینجا چندین نفر، همزمان از یک محیط مشترک استفاده میکنند و هرکدام انتظار دارند بتوانند بدون مزاحمت، از همراهی دوستان یا خانوادهشان لذت ببرند.
لازم نیست آهسته و زمزمهوار صحبت کنیم. فقط کافی است گاهی به اطراف نگاه کنیم و از خودمان بپرسیم: آیا صدای ما فقط به میز خودمان میرسد یا همه سالن را پر کرده است؟ همین توجه کوچک، فضای دلپذیرتری برای همه میسازد.
راهروهای ساختمان، آسانسورها، صف نانوایی، بانک، داروخانه یا ایستگاه اتوبوس، فضاهایی هستند که آدمها فقط برای چند دقیقه کنار هم قرار میگیرند. این حضور کوتاه، معمولا با یک انتظار مشترک همراه است، اینکه این چند دقیقه آرام و بیدردسر بگذرد. با این حال، گاهی صدای بلند یک مکالمه تلفنی، تماشای ویدئو بدون هندزفری، پخش موسیقی از گوشی یا حتی گفتوگوهایی که تمام فضا را پر میکنند، این آرامش کوتاه را از بین میبرند. ویژگی این فضاها این است که راه فراری از صدا وجود ندارد. در آسانسور نمیتوان چند قدم دورتر ایستاد، در صف نمیتوان جای دیگری منتظر ماند و در راهروی ساختمان هم صدا خیلی زود به گوش دیگران میرسد. همین چند دقیقه، اگر با کمیتوجه همراه باشد، میتواند لحظات آرامتری را برای دیگران خلق کند. گاهی لازم نیست کار بزرگی انجام دهیم، کافی است حجم صدای گوشی را کم کنیم، تماس را به چند دقیقه بعد موکول کنیم یا آرامتر صحبت کنیم. احترام به فضاهای مشترک، از همین جزئیات کوچک آغاز میشود.
چراغ قرمز شده است. خودروها پشت خط ایستادهاند، اما ناگهان صدای بوقهای پیاپی یک ماشین، گاز دادن یک موتورسیکلت یا موسیقی بلندی که از پنجره خودرویی بیرون میریزد، خیابان را پر میکند. چند متر آنطرفتر، پنجره خانهای باز است، کودکی مشغول درس خواندن است، بیماری استراحت میکند یا مغازهداری تلاش میکند با مشتریاش صحبت کند. زندگی شهری ذاتا با صدا همراه است. هیچ شهری کاملا ساکت نیست و قرار هم نیست باشد، اما تفاوت بزرگی میان صداهای اجتنابناپذیر و صداهایی وجود دارد که خودمان تولید میکنیم، بوقی که ضرورتی ندارد، صدایی که میتواند آرامتر باشد یا موسیقیای که لازم نیست همه افراد خیابان آن را بشنوند. شهر، خانه مشترک میلیونها نفر است. همانطور که انتظار داریم دیگران آرامش ما را بر هم نزنند، ما هم میتوانیم سهم خودمان را در آرامتر شدن شهر ایفا کنیم. گاهی این سهم، فقط کم کردن چند درجه از حجم صداست.
{$sepehr_key_238299}