به گزارش شهرآرانیوز، در روزهایی که دلدادگان ولینعمت ایران از شهرها و روستاهای دور و نزدیک، با پای پیاده رهسپار مشهدالرضا (ع) هستند تا سیاهپوش در بزم عزای امام رئوف (ع) بر سر و سینه بکوبند، مردان و زنان فداکاری هم هستند که سهمشان از این سفر معنوی نه کفشهای خاکگرفته و تسبیح و کولهپشتی که ایستادن و دویدن و مراقبتکردن است؛ آدمهایی که نیامدهاند تا به حرم برسند، آمدهاند تا زائر را به حرم برسانند.
کنار جاده، پاکبانها آرام و بیوقفه میان موج جمعیت مردم قدم میزنند. زائران میآیند و میروند و ردپای سفرشان روی زمین میماند؛ لیوانهای آب، دستمالها و هزاران نشانه کوچک از یک سفر سخت. چند دقیقه بعد، جاروها دوباره روی آسفالت میلغزند و مسیر برای موج بعدی آماده میشود. شاید کمتر کسی نامشان را بداند، اما آرامش زائر از پاکیزگی این مسیر، مدیون تلاش بیادعای پاکبانان است.
قهرمانان سپید و سرخپوش هلالاحمر هم هستند. چشمانشان میان جمعیت میچرخد. یکی خسته است، یکی پایش تاولزده، دیگری از گرما رمق ندارد و گاهی دستی باید از میان این دریای آدمها بیرون بیاید تا دستی دیگر آن را بگیرد. امدادگرها همان دستهای آمادهاند؛ برای التیام بخشیدن، آرام کردن و رساندن.
آتشنشانها هم در فواصل کوتاه از یکدیگر آمادهاند. شاید ساعتها بگذرد و اتفاقی نیفتد، اما کار آنها همین آمادهبودن است؛ ایستادن برای حادثهای که امیدوارند هرگز از راه نرسد و بلایی که هرگز مهمانان امام رئوف (ع) را گرفتار نکند. مشابه آنان، ناجیان سپیدپوش اورژانس هم با آمبولانس منتظرند. در میان هیاهوی جمعیت، صدای بیسیم و آژیر برای آنها یعنی یک نفر به کمک نیاز دارد؛ یک جان عزیز که باید طبق روال کار هرروزهشان نجات پیدا کند.
این روزها، مشهد فقط میزبان زائران پیاده نیست. شهر، میزبان مردان و زنان فداکاری است که ایستادهاند تا این پیادهروی ممکن باشد. زائران راه میروند تا به حرم برسند؛ خادمان گمنام و بیادعا میدوند تا زائر به سلامت برسد.
{$sepehr_key_238923}