به گزارش شهرآرانیوز؛ ماه ربیعالاول که بعد از دو ماهِ محرم و صفر و عزاداریهای اهلبیت (ع) از راه میرسد بهواسطه اتفاقات مبارکی که در دل خود جای داده، شادی را به همراه میآورد، این ماه که مفتخر به سالروز ولادت پیامبر ختمی مرتبت (ص) و رئیس مکتب تشیع حضرت امام صادق (ع) و نیز سالروز آغاز امامت و ولایت امام مهدی (عج) است، فرصت شادیهای مؤمنانه را بیش از هر زمان فراهم میکند. به مناسبت فرارسیدن این ماه، مروری داریم بر نگاه اسلام به شادی و راه درک واقعی آن.
شادمانی از هیجانات بنیادی انسان است و نقش تعیینکنندهای در تأمین سلامت فرد و جامعه دارد. شادی، میتواند سلامت جسم انسان را هم بهبود ببخشد. افراد شاد احساس امنیت بیشتری دارند، آسانتر تصمیم میگیرند و روحیه مشارکتی بالاتری دارند. شادمانی همواره با خرسندی، خوشبینی، امید و اعتماد همراه است. از آنجا که اسلام کاملترین دین و برنامه زندگی است و برای تمامی ابعاد زندگی انسان برنامه دارد و در تکالیف و توصیهها مصلحت انسان را در نظر میگیرد، برای شادی و نشاط او هم برنامههای خاصی را پیشنهاد میکند که مطابق با فطرت الهی اوست.
{$sepehr_key_239373}
آیات قرآن در پاسخ به این نیاز فطری و حیاتی انسان، مؤمنان را به شادی دعوت کردهاند؛ برای مثال در آیه ۵۸ سوره یونس میفرماید: «(ای رسول خدا!) به خلق بگو که شما باید منحصرا به فضل و رحمت خدا شادمان شوید (و به نزول قرآن مسرور باشید) که آن بهتر و مفیدتر از ثروتی است که برای خود اندوخته میکنید.» و نیز کمک خدا را مایه شادی مؤمنان معرفی میکند و میفرماید: «و در آن روز (که رومیان فاتح شدند) مؤمنان شاد میشوند به یاری خداوند...» (روم، ۴ و ۵)
طبق آموزههای تشیع، شیعیان هنگام شادمانی اهل بیت (ع)، شاد و هنگام حزن و اندوه آن ها، محزون هستند. امیرالمؤمنین امام علی (ع) فرمودهاند: «مواقع تفریح و شادمانی فرصت است، افراد عاقل فرصتها را مغتنم میشمارند و از آنها به نفع خوشبختی و سعادت خود استفاده میکنند.» (غررالحکم، ص۱۵۷) این آموزهها همچنین توصیه میکنند هنگام رویارویی با افراد، چهرهای شاد داشته باشیم و اگر غم و اندوهی هم داریم، آن را در دل نگاه داریم و در چهره بروز ندهیم.
آموزههای دینی برای شادی حد و دی قائل است و تأکید دارد که مسلمانان نباید دچار افراط و تفریط شوند. برای مثال شادی، نشاط و شوخیکردن با نامحرم را نمیپسندد؛ اما شادی با محارم را اتفاقی مقبول میداند. امام رضا (ع) با توصیه به شاد بودن، رعایت حریم شادی را لازم دانسته، میفرمایند: «از لذایذ دنیوی نصیبی برای کامیابی خویش قرار دهید و تمنّیات دل را از راههای مشروع برآورید، مراقبت کنید در این کار به مردانگی و شرافتتان آسیب نرسد و دچار اسراف و تندروی نشوید. تفریح و سرگرمیهای لذتبخش شما را در اداره زندگی یاری میکند و با کمک آن بهتر در امور دنیای خویش موفق خواهید شد.» (بحار، ۱۷، صفحه۲۰۸).
{$sepehr_key_239374}
روایات هم درباره شادی و راههای درک آن توصیههایی دارند. امیرالمؤمنین امام علی (ع) میفرمایند: «شادی مؤمن، به سبب طاعت پروردگارش است و حزنش بر گناه و عصیان است» (غررالحکم و درر الکلم، ح ۵۵۹۴) امام صادق (ع) هم درباره راه شاد بودن میفرمایند: «خداوند به داوود پیغمبر وحی فرستادای داوود! به وجود من شادی کن و از یاد من لذت ببر و با مناجات من متنعم باش.» (امالی صدوق، ۱۱۸). یکی از راههای عمده شاد زیستن، رضایت به قضا و قدر الهی است. مقصود از رضایت، اعتراض نداشتن به مقدرات الهی در ظاهر و باطن، به زبان و عمل است. امام علی (ع) میفرمایند: «به قضای خداوند خشنود باش تا شاد و راحت زندگی کنی».
شادی برای آنکه واقعی و ماندگار باشد و بتواند آثار مدنظر دین را در زندگی انسان ایجاد کند الزاماتی دارد، مثل آنکه نباید به گناه آلوده باشد، شادی توجیه گناه و خطا نیست. امام صادق (ع) در این باره میفرمایند: «سزاوار نیست مؤمن در مجلسی بنشیند که در آن معصیت خدا میشود و او نمیتواند آن را تغییر دهد» (وسائل الشیعه، ج۱۶، ص۲۶۰) علاوه بر این، نباید و نمیتوان به سبب شاد بودن دیگران را آزار داد. از امام صادق (ع) نقل شده که خدای متعال فرمود: «آنکس که بنده مؤمن مرا بیازارد، به من اعلان جنگ میدهد.» (وسائل الشیعه، ج ۱۲، ص۲۶۴)
اسلام علاوه بر شادیهای فردی، بر شاد کردن دیگران هم تأکید دارد و به زدودن اندوه از دل مؤمنان سفارش میکند و در کتب حدیث، بابی را به این مهم اختصاص داده «باب ادخال السرور علی المؤمنین». امام صادق (ع) در بیان اهمیت این رفتار میفرمایند: «تبسم مؤمن به مؤمن و زدودن اندوه از چهره مؤمن، از حسنات است و زدودن گرد و غبار از چهره مؤمنان، از حسنات است و بهترین اطاعت خداوند و محبوبترین آن نزد خداوند، خوشحالکردن مؤمنان است.» (اصول کافی، ج۲، ص۱۸۸) البته این شاد کردن نباید آلوده به گناه باشد، پیامبر (ص) در این باره به ابوذر فرمودند: «ای اباذر! وای بر کسی که سخنی دروغ بگوید تا مردم را بخنداند؛ وای بر او، وای بر او، وای بر او».
(وسائل الشیعه، ج۱۲، ص۲۵۱)
{$sepehr_key_239375}