زنجیره امنیت دیجیتال | بررسی راهکار‌های برون رفت از بحران امنیت سایبری

به گزارش شهرآرانیوز؛ جنگ همیشه قرار نیست بوی باروت و صدای انفجار بدهد؛ گاهی در سکوت کامل یک اتاق سرور، میان سطر‌های بی پایان کد و پشت صفحه نمایش‌هایی که بی وقفه روشن‌اند، یک زلزله خاموش رخ می‌دهد. روزی که پمپ بنزین‌ها از کار می‌افتند، سامانه‌های دانشگاهی و بانکی دچار اختلال می‌شوند، برخی خبرگزاری‌ها و سرویس‌های اینترنتی از دسترس خارج می‌شوند یا شبکه توزیع برق در اوج نیاز با مشکل روبه رو می‌شود، تازه روشن می‌شود که امنیت سایبری فقط یک مسئله فنی نیست، بلکه نبض تپنده زندگی روزمره است.

اما مسئله فقط وقوع حمله نیست؛ آنچه این تهدید را پیچیده‌تر و نگران کننده‌تر می‌کند، آسیب پذیری‌هایی است که از درون شکل می‌گیرد. حفاظت از این نبض دیجیتال، امروز به معادله‌ای چندوجهی و دشوار بدل شده است؛ معادله‌ای که در آن، کمبود نیروی متخصص، نگاه هزینه‌ای به امنیت، بودجه‌های ناکافی و تداوم استفاده از سامانه‌های قدیمی و ناایمن، هرکدام سهمی جدی در تضعیف لایه‌های دفاعی دارند.

ریشه‌های چندگانه یک بحران مستمر

دکتر سیدامین حسینی سنو، استادتمام گروه مهندسی کامپیوتر دانشگاه فردوسی مشهد، در گفت‌و‌گو با خبرنگار ما، معتقد است هرچند تهدید‌های بیرونی، جدی است، پاشنه آشیل اصلی را باید در ترک‌های ساختاری لایه‌های مدیریتی و فنی کشور جست‌و‌جو کرد؛ چالشی که نشان می‌دهد فاصله میان استاندارد‌های پدافند غیرعامل و اقدامات عملی، همچنان نگران کننده است.

بررسی ریشه‌ای حملات اخیر به زیرساخت ها، نشان می‌دهد که با یک پدیده تک عاملی روبه رو نیستیم. حسینی سنو در بخش نخست تحلیل خود، عوامل محرک این بحران را به پنج شاخه متمایز تقسیم می‌کند که نخستین آن ها، انگیزه‌های فرامرزی است. موقعیت راهبردی کشور همواره سبب شده است سامانه‌های حیاتی ما سیبلِ حملات سازمان یافته و مستمر دولت‌های متخاصم همچون رژیم صهیونیستی و ایالات متحده آمریکا باشند؛ هجمه‌هایی که هدف اول و آخرشان، فلج کردن خدمات عمومی و ایجاد نارضایتی‌های مدنی است.

یکی از نکاتی که در تحلیل این استاد دانشگاه خودنمایی می‌کند، پیوند میان مهاجرت و امنیت است. درحالی که تقابل با بازیگران دولتی متخاصم نظیر رژیم صهیونیستی و آمریکا، هوشیاری صددرصدی می‌طلبد، واقعیت تلخ مهاجرت نخبگان، دست ساختار‌های امنیتی ما را تاحدی خالی کرده است.

به باور او، وقتی متخصصان ترازاول به دلیل نبود مشوق‌ها یا شرایط نامساعد، به جای ماندن، رفتن را برمی گزینند، در عمل «مغز متفکر» دفاع سایبری کشور تضعیف می‌شود. در چنین شرایطی، حتی اگر بهترین تجهیزات دنیا را هم دراختیار داشته باشیم، بدون کارشناس خبره‌ای که بتواند بحران را پیش بینی و مدیریت کند، دژ‌های دیجیتال ما فرومی ریزند.

بار مدیریت داخلی؛ سنگین‌تر از تحریم‌ها

این استاد دانشگاه در ادامه، انگشت اتهام را به سمت نگاه سنتی مدیران می‌گیرد. برای بسیاری از مدیران ارشد، امنیت سایبری هنوز هم یک «هزینه اضافه» و «سربار» است نه یک «سرمایه گذاری حیاتی». نتیجه این رویکرد، تخصیص بودجه‌های قطره چکانی و بی توجهی به نوسازی زیرساخت هاست.

حسینی سنو معتقد است تحریم‌های بین المللی اگرچه دسترسی به فناوری‌های نوین و لایسنس‌های معتبر را دشوار و هزینه بر کرده، اما «انفعال مدیریتی»، باری سنگین‌تر از تحریم بر دوش امنیت کشور گذاشته است. استفاده از سامانه‌های قدیمی و وصله پینه شده، دقیقا همان فرش قرمزی است که برای هکر‌ها پهن کرده‌ایم.

دیوار انسانی؛ ضعیف‌تر از سپر دفاعی

شاید تکان دهنده‌ترین بخش در صحبت‌های حسینی این باشد که «۹۵درصد حملات سایبری از طریق «خطای انسانی» به ثمر می‌رسد. این یعنی پیچیده‌ترین سپر دفاعی هم حریفِ یک کارمند ناآگاه که روی یک لینک آلوده کلیک می‌کند یا رمز عبور ساده‌ای را برمی گزیند، نمی‌شوند.»

از نگاه او، در این لایه، با دو چالش اساسی روبه رو هستیم؛ یکی آموزش‌های فرمالیته؛ به عبارتی دوره‌هایی که فقط برای پر کردن رزومه‌ها و رفع تکلیف برگزار می‌شوند، اما در عمل، هیچ مهارتی به کاربر اضافه نمی‌کنند. چالش دیگر، فقدان فرهنگ امنیتی است؛ امنیت سایبری هنوز به عنوان یک «فرهنگ همگانی» در سازمان‌ها نهادینه نشده است. تا زمانی که هر کارمند خود را یک مرزبان سایبری نداند، نفوذ به زیرساخت‌ها به سادگی یک کلیک، باقی خواهد ماند.

در همین لایه فقدان فرهنگ امنیتی، ضعف دانش تخصصی مدیران ارشد نیز خودنمایی می‌کند. به عقیده حسینی سنو، تا زمانی که لایه مدیریتی درک درستی از پیامد‌های فاجعه بار نشت اطلاعات نداشته باشد، پشتیبانی از تیم‌های فنی در حد شعار باقی می‌ماند.

{$sepehr_key_239432}

جای خالی واکنش سریع

در لایه فنی و زیرساختی، اما اوضاع به مراتب پیچیده‌تر است. استادتمام گروه مهندسی کامپیوتر دانشگاه فردوسی مشهد تأکید می‌کند: استفاده گسترده از سامانه‌های فرسوده و به روزنشده، عملا کار را برای مهاجمان آسان کرده است. ازسوی دیگر، ضعف در سیستم‌های دسترسی و اجرانشدن سازوکار‌های ساده‌ای، چون احراز هویت دومرحله‌ای، به هکر‌ها اجازه می‌دهد با هک کردن یک حساب کاربری ساده، به کل شبکه نفوذ کنند. همچنین نبود یک طرح مدون برای واکنش نشان دادن به حادثه، باعث می‌شود که سازمان‌ها در ساعات اولیه پس از وقوع حمله، دچار انفعال و سردرگمی شدید شوند و نتوانند خدمات خود را به سرعت احیا کنند.

نسخه درمان، از تغییر نگاه تا تغییر ساختار

عبور از این وضعیت بحرانی و ارتقای امنیت زیرساخت ها، نیازمند یک نقشه راه عملی و چندوجهی است. استاد دانشگاه فردوسی مشهد برای برون رفت از این چالش ها، چهار محور اساسی را پیشنهاد می‌دهد که نخستین گام، اصلاح سیاست گذاری کلان و تغییر فوری نگرش مدیران به موضوع امنیت است: «باید با برگزاری کارگاه‌های توجیهی، مدیران را متوجه این واقعیت کرد که امنیت هزینه بر نیست، بلکه ضامن بقای کل سازمان است. درکنار آن، تخصیص بودجه‌های مستقل و نظارت دقیق بر نحوه هزینه کرد آن ها، اهمیتی مضاعف دارد. دومین اقدام فوری، طراحی بسته‌های حمایتی و انگیزشی برای متخصصان داخلی به منظور کاهش نرخ مهاجرت نخبگان و همچنین بازنگری در شیوه آموزش کارکنان با رویکردی کاملا عملی و سناریومحور است.»

در بعد فنی نیز، او بر لزوم پیاده سازی سپر دفاعی نسل جدید با توانایی تحلیل عمیق رفتار شبکه، تأکید می‌کند. الزام سازمان‌ها به استفاده از احراز هویت چندعاملی، به روزرسانی مستمر و بدون تأخیر نرم افزارها، پشتیبان گیری مداوم و نگهداری داده‌های پشتیبان در بستری خارج از شبکه اصلی، برای مقابله با باج افزار‌ها و درنهایت انجام تست‌های نفوذ دوره‌ای، از دیگر الزاماتی است که باید انجام شود.

حسینی سنو در پایان یادآوری می‌کند: امنیت در فضای تبادل اطلاعات، یک پروژه تمام شدنی نیست، بلکه یک «فرایند همیشگی» است. اگر امروز برای ترمیم دیوار‌های انسانی و فنی خود هزینه نکنیم، فردا باید هزینه‌های گزاف تری را بابت قطعی خدمات و از دست رفتن امنیت ملی بپردازیم.

چالش‎های بومی‌سازی در زیرساخت‌های امنیتی

یکی از مباحث چالش برانگیز در سیاست گذاری‌های کلان فناوری کشور، بومی سازی ابزار‌ها و سامانه‌های امنیتی است. دکتر بهره پور، مدیرکل فناوری اطلاعات دانشگاه آزاد اسلامی مشهد، معتقد است که استفاده از محصولات داخلی، در صورت برخورداری از استاندارد‌های فنی و کیفیت مناسب، می‌تواند گامی ارزشمند برای تقویت استقلال فناوری کشور باشد.

با این حال، وی تأکید می‌کند که این امر تنها زمانی به یک مزیت راهبردی و واقعی تبدیل می‌شود که محصولات بومی در شاخص‌هایی نظیر کیفیت، پایداری عملیاتی، به روزرسانی مستمر، پشتیبانی حرفه‌ای و آزمون‌های امنیتی مستقل، توان رقابت با نمونه‌های استاندارد را داشته باشند.

به گفته این تحلیلگر، فرایند جایگزینی سامانه‌ها نباید براساس تصمیم‌های دستوری یا صرفا با تمرکز بر محل تولید محصول، انجام بگیرد.

بهره پور تأکید می‌کند: تجهیزات و نرم افزار‌های امنیتی، باید برپایه ارزیابی‌های دقیق فنی و منطبق بر نیاز‌های واقعی و عملیاتی هر سازمان انتخاب شود. اگر ابزاری بدون ممیزی‌های همه جانبه و بررسی‌های کافی جایگزین ابزار دیگری شود، نه تنها برخی قابلیت‌های حفاظتی حیاتی از دست می‌رود، بلکه ریسک‌های جدید و ناشناخته‌ای به سازمان تحمیل می‌شود، از این رو اصالت کارایی و پایداری محصول، همواره باید بر شعار‌های بومی سازی ترجیح داده شود.

امنیت سایبری؛ معماری سه بعدی ابزار، فرایند و انسان

نگاه سنتی به امنیت سایبری، آن را به خرید تجهیزات گران قیمت یا نصب نرم افزار‌های پیشرفته خلاصه می‌کند؛ دیدگاهی که به عقیده بسیاری از کارشناسان، خود بزرگ‌ترین روزنه نفوذ است. بهره پور با نقد این رویکرد سخت افزارمحور، یادآوری می‌کند: امنیت، محصول خرید تجهیزات نیست، بلکه یک زنجیره به هم پیوسته از سه رکن حیاتی یعنی «نیروی انسانی»، «فرایند‌های استاندارد» و «فناوری مناسب» است که باید به شکل هم زمان و متوازن تقویت شوند.

وی با بیان اینکه تجهیزات بدون اجرای درست و نظارت مستمر کارایی نخواهند داشت، می‌افزاید: آموزش مداوم کارکنان، تدوین دستورالعمل‌های عملیاتی و نظارت دوره‌ای بر اجرای آن ها، نقش کلیدی در کاهش آسیب پذیری‌ها ایفا می‌کند.

بهره پور، بر این باور است که امنیت نباید به عنوان یک وصله اضطراری و پس از وقوع بحران به سامانه‌ها الحاق شود، بلکه باید از همان نخستین مراحل طراحی و توسعه خدمات دیجیتال، در تاروپود معماری سیستم‌ها جای گیرد تا پایداری درازمدت خدمات تضمین شود.

سپر بحران؛ از پیشگیری تا مدیریت حوادث ناگزیر

در دنیای امروز هیچ حصار دیجیتالی، نفوذناپذیر نیست و احتمال وقوع حادثه همواره وجود دارد. مدیرکل فناوری اطلاعات دانشگاه آزاد اسلامی مشهد، با تأکید بر این واقعیت بیان می‌کند: هیچ سازمانی در دنیا، نمی‌تواند مدعی مصونیت کامل دربرابر حملات سایبری باشد، از همین رو آنچه عیار پایداری یک زیرساخت را مشخص می‌کند، میزان آمادگی سازمان برای شناسایی به موقع تهدیدها، مهار سریع دامنه خسارات و بازگرداندن خدمات به حالت عادی در کوتاه‌ترین زمان ممکن است.

به گفته وی، سازمان‌های حیاتی به ویژه بانک‌ها و دانشگاه ها، باید درکنار به کار بردن رویکرد‌های پیشگیرانه، برنامه‌های عملیاتی مشخصی برای سناریو‌های مختلف بحران تدوین کنند. اجرای مانور‌های دوره‌ای، شبیه سازی حملات و تعیین دقیق حدود وظایف و مسئولیت‌ها در زمان بحران، تاحد زیادی می‌تواند از آشفتگی‌های پس از حمله جلوگیری کند و اثرات تخریبی نفوذ‌ها را به حداقل ممکن برساند.

{$sepehr_key_239431}

زنجیره تأمین؛ بازتعریف مرز‌های مسئولیت و پیمانکاری

یکی از نقاط کور در مدیریت امنیت فناوری اطلاعات، وابستگی فزاینده سازمان‌ها به پیمانکاران متعدد است. بهره پور، زنجیره تأمین فناوری را از حساس‌ترین نقاط امنیت زیرساختی می‌داند و می‌افزاید: گستردگی پروژه‌ها از تولید نرم افزار تا مدیریت مراکز داده و شبکه، نیازمند شفافیت کامل در تقسیم مسئولیت هاست.

به اعتقاد وی، اگر بانک‌ها و سازمان‌های بزرگ، دید کامل، مستقل و بدون واسطه‌ای به سامانه ها، سطوح دسترسی، تغییرات کد‌های برنامه نویسی و وضعیت امنیتی خود نداشته باشند، در لایه‌های پنهان پیمانکاری با ریسک‌های بزرگی مواجه خواهند شد.

وی تصریح می‌کند: تقسیم وظایف نباید به معنای سلب مسئولیت نظارتی سازمان باشد؛ چراکه اگر هر بخش تنها قطعه کوچکی از پازل را ببیند و هیچ ناظر مستقلی بر کل زنجیره اشراف نداشته باشد، حفره‌های امنیتی تا زمان وقوع فاجعه، مخفی خواهند ماند.

بهره پور درنهایت تأکید می‌کند که امنیت سایبری، یک پروژه با تاریخ انقضای مشخص نیست، بلکه فرایندی پویا و مستمر است که با گسترش خدمات دیجیتال، نیاز به بازنگری دائم دارد.