به گزارش شهرآرانیوز؛ موسیقی از همان سالهای کودکی وارد زندگی متبسم شد. او آموزش تار را نزد پدرش، علی متبسم، آغاز کرد و بعدها برای ادامه مسیر حرفهای خود نزد استادانی، چون حبیبالله صالح، زیدالله طلوعی، هوشنگ ظریف، حسین علیزاده و محمدرضا لطفی به فراگیری تار، سهتار و موسیقی ایرانی پرداخت.
متبسم در هنرستان موسیقی و مراکز آموزشی تهران نیز به تحصیل پرداخت و از همان سالهای جوانی علاوه بر نوازندگی، آموزش موسیقی را آغاز کرد. او در سالهای فعالیت خود با جریانهای مهم موسیقی ایران از جمله کانون فرهنگی و هنری چاووش و گروه عارف نیز همکاری داشت.
این دوره را میتوان یکی از مهمترین مراحل شکلگیری نگاه هنری او دانست؛ دورهای که موسیقی ایرانی در حال تجربه تغییرات مهمی بود و نسل تازهای از نوازندگان و آهنگسازان تلاش میکردند ضمن حفظ ریشههای موسیقی ایرانی، زبان تازهای برای آن پیدا کنند.
حمید متبسم در میانه دهه ۱۹۸۰ میلادی به آلمان رفت و زندگی حرفهای خود را در اروپا ادامه داد. مهاجرت برای او به معنای فاصله گرفتن از موسیقی ایرانی نبود؛ برعکس، موسیقی تبدیل به پلی شد که از طریق آن میتوانست ارتباط خود را با فرهنگ و هنر ایران حفظ و آن را به مخاطبان دیگر کشورها معرفی کند.
او در آلمان گروه چکاوک را در سال ۱۹۸۹ و گروه دستان را در سال ۱۹۹۱ بنیان گذاشت. گروه دستان بعدها به یکی از گروههای مهم موسیقی ایرانی تبدیل شد و همکاریهای متبسم با خوانندگان و نوازندگان برجسته، آثار ماندگاری را در کارنامه موسیقی ایرانی به جا گذاشت.
نام حمید متبسم و گروه دستان برای بسیاری از علاقهمندان موسیقی ایرانی با آثاری، چون «بوی نوروز»، «شوریده»، «لاله بهار» و پروژههای مختلف موسیقی ایرانی گره خورده است.
همکاری با هنرمندانی همچون ایرج بسطامی، شهرام ناظری، پریسا و همایون شجریان نیز بخشی از این مسیر را شکل داده است. آلبوم «شوریده» با آواز پریسا از جمله آثار مورد توجه بینالمللی گروه دستان بود و در فرانسه مورد تقدیر قرار گرفت.
اما اهمیت دستان تنها در انتشار چند آلبوم خلاصه نمیشود. این گروه به یکی از مسیرهای معرفی موسیقی دستگاهی ایران در خارج از کشور تبدیل شد و متبسم در کنار دیگر اعضای آن، تلاش کرد موسیقی ایرانی را در قالبی حرفهای و متناسب با فضای اجرای بینالمللی عرضه کند.
اگرچه بسیاری حمید متبسم را ابتدا به عنوان نوازنده تار و سهتار میشناسند، بخش مهمی از هویت هنری او به آهنگسازی بازمیگردد.
او در طول سالهای فعالیت خود آثار متعددی برای سازهای ایرانی، آواز و ارکستر نوشته است؛ از جمله «دوازده نغمه برای تار و سهتار»، «زمزمهها»، «وَنوشه»، «رقص ناز»، «خوابهای رنگی من» و «سیمرغ».
در میان این آثار، پروژه «سیمرغ» جایگاه ویژهای دارد؛ اثری بزرگ با الهام از شاهنامه فردوسی که برای آواز، گروه کر و ارکستر سازهای ایرانی نوشته شد و یکی از تجربههای مهم متبسم در زمینه گسترش ظرفیتهای ارکسترال موسیقی ایرانی به شمار میرود.
متبسم تنها به اجرای موسیقی اکتفا نکرده و همواره آموزش را بخش مهمی از فعالیت خود دانسته است. او در سال ۱۹۹۵ انجمن تار و سهتار را در آلمان بنیان گذاشت و از سال ۱۹۹۴ سمینارهای مرتبط با این دو ساز را برگزار کرد.
او همچنین در کشورهای مختلف به آموزش موسیقی ایرانی پرداخته و در سالهای اخیر نیز فعالیت آموزشی خود را از طریق فضای مجازی ادامه داده است.
وبسایت رسمی متبسم همچنین از برگزاری بیش از ۱۵۰۰ اجرا در ایران و کشورهای مختلف جهان در کارنامه حرفهای او خبر میدهد؛ آماری که نشان میدهد فعالیت او تنها به آهنگسازی و نوازندگی محدود نمانده و بخش بزرگی از زندگیاش در ارتباط مستقیم با صحنه و مخاطب گذشته است.
{$sepehr_key_239459}
شاید مهمترین ویژگی حمید متبسم را بتوان در همین نکته جستوجو کرد: او با وجود سالها زندگی در خارج از ایران، موسیقی ایرانی را نه به عنوان یک خاطره، بلکه به عنوان یک زبان زنده دنبال کرده است.
تلاش او برای ترکیب ظرفیتهای موسیقی دستگاهی با فرمهای تازه، تشکیل گروههای موسیقی، آموزش تار و سهتار و اجرای آثار ایرانی در نقاط مختلف جهان، همگی بخشی از مسیری است که او طی چند دهه پیموده است.
از همین رو، حمید متبسم را باید نه فقط یک نوازنده تار و سهتار، بلکه یکی از هنرمندانی دانست که در چند دهه اخیر برای گسترش مرزهای موسیقی ایرانی تلاش کردهاند.