شهرآرانیوز؛ بانک مرکزی اروپا (ECB) در گزارشی تازه درباره رونق هوش مصنوعی، نسبت به افزایش بیش از حد ارزشگذاری شرکتهای فناوری و احتمال وقوع یک اصلاح بازار ناشی از حباب هوش مصنوعی هشدار داده است. این گزارش که روز ۱۷ اوت ۲۰۲۶ منتشر شده، شرایط فعلی بازار را با دوره حباب داتکام مقایسه میکند و میپرسد آیا رشد فعلی هوش مصنوعی حاصل خوشبینی منطقی است یا نشانه شکلگیری یک حباب جدید.
به گفته کارشناسان بانک مرکزی اروپا، رشد هوش مصنوعی طی سالهای اخیر موجب جهش چشمگیر سهام شرکتهای فناوری شده و ارزشگذاری بازار آمریکا اکنون به سطوحی نزدیک شده است که آخرین بار در دوران حباب داتکام مشاهده شده بود.
یکی از شاخصهایی که ECB به آن اشاره کرده، نسبت CAPE یا نسبت قیمت به سود تعدیلشده چرخهای است. این شاخص برای بازار سهام آمریکا در حال حاضر به نزدیکی بالاترین سطوح تاریخی خود رسیده است. ارزشگذاری بازارهای سهام منطقه یورو نیز افزایش یافته، هرچند شدت آن کمتر از بازار آمریکا بوده است.
بانک مرکزی اروپا تأکید میکند که بخش قابلتوجهی از این افزایش قیمتها به انتظارات سرمایهگذاران درباره تأثیر هوش مصنوعی بر اقتصاد، بهرهوری و سودآوری شرکتها مربوط میشود.
نکته مهم گزارش ECB این است که حتی موفقیت هوش مصنوعی لزوماً به معنای تداوم رشد قیمت سهام شرکتهای فناوری نیست.
در مراحل اولیه توسعه یک فناوری جدید، ریسک بیشتر متوجه شرکتهای خاص است و سرمایهگذاران میتوانند با متنوعکردن سبد خود این ریسک را کاهش دهند. اما هرچه هوش مصنوعی بیشتر در اقتصاد نفوذ کند، موفقیت یا شکست آن به مسئلهای گستردهتر برای کل اقتصاد تبدیل میشود.
در چنین شرایطی، سرمایهگذاران ممکن است برای پذیرش ریسک بیشتر، بازده بالاتری مطالبه کنند. افزایش این «صرف ریسک» میتواند حتی در شرایطی که هوش مصنوعی واقعاً موجب افزایش درآمد و سود شرکتها شده است، فشار نزولی بر ارزشگذاری سهام ایجاد کند.
{$sepehr_key_240170}
یکی از نگرانیهای اصلی، فاصلهگرفتن قیمت سهام از ارزش بنیادی شرکتهاست. اگر سرمایهگذاران بیش از حد نسبت به آینده هوش مصنوعی خوشبین شوند، قیمتها میتواند سریعتر از رشد واقعی درآمد و سود شرکتها افزایش پیدا کند.
در این وضعیت، یک خبر منفی، کاهش رشد درآمد یا حتی تغییر در انتظارات سرمایهگذاران میتواند باعث تغییر ناگهانی احساسات بازار شود.
ECB میگوید زمان دقیق چنین اصلاحی را نمیتوان از قبل مشخص کرد؛ اما تجربه انقلابهای فناورانه گذشته نشان میدهد دورههای رونق شدید میتوانند در نهایت با اصلاحهای قابلتوجه همراه شوند.
نگرانی بانک مرکزی اروپا فقط به بازار آمریکا محدود نمیشود. ارتباط عمیق بازارهای مالی باعث میشود افت شدید سهام شرکتهای بزرگ فناوری آمریکا بتواند بازارهای اروپایی را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
بر اساس گزارش رویترز از تحلیل ECB، خانوارها و مؤسسات مالی اروپایی هر کدام حدود ۴۴۰ میلیارد یورو در هفت شرکت موسوم به «Magnificent Seven» سرمایهگذاری یا در معرض آنها قرار دارند. این گروه شامل آلفابت، آمازون، اپل، متا، مایکروسافت، انویدیا و تسلا است؛ بنابراین کاهش شدید ارزش سهام این شرکتها فقط یک اتفاق در بازار والاستریت نخواهد بود و میتواند از طریق سرمایهگذاران، صندوقها و مؤسسات مالی به بازارهای دیگر منتقل شود.
بانک مرکزی اروپا نگفته است که حباب هوش مصنوعی حتماً در آستانه ترکیدن قرار دارد. هشدار ECB بیشتر درباره ریسک اصلاح شدید ارزشگذاریها است. خود این نهاد نیز تأکید کرده که زمان وقوع چنین اصلاحی قابل پیشبینی نیست.
از سوی دیگر، ECB منکر ظرفیت واقعی هوش مصنوعی نیست. این فناوری میتواند بهرهوری اقتصاد را افزایش دهد و درآمد و سود شرکتها را در سالهای آینده بالا ببرد. مسئله اصلی این است که آیا رشد سود شرکتها میتواند انتظارات بسیار بالای فعلی سرمایهگذاران را توجیه کند یا خیر.
مقایسه با حباب داتکام به این معنا نیست که شرایط سال ۲۰۲۶ دقیقاً مشابه سال ۲۰۰۰ است. بسیاری از شرکتهای بزرگ فناوری امروز درآمد و جریان نقدی واقعی و قابلتوجهی دارند و برخلاف بسیاری از شرکتهای اینترنتی دوران داتکام، صرفاً بر اساس وعدههای آینده ارزشگذاری نشدهاند.
با این حال، شباهت اصلی در انتظارات بسیار بالای سرمایهگذاران نسبت به یک فناوری تحولآفرین است. اگر این انتظارات از سرعت واقعی رشد درآمد و سود شرکتها جلو بزنند، احتمال اصلاح ارزشگذاریها افزایش پیدا میکند.
هشدار جدید بانک مرکزی اروپا را نباید بهعنوان پیشبینی قطعی سقوط بازار فناوری تفسیر کرد. با این حال، این گزارش نشان میدهد که ریسک حباب هوش مصنوعی اکنون به یکی از نگرانیهای جدی نهادهای اقتصادی تبدیل شده است.
هوش مصنوعی ممکن است واقعاً یکی از مهمترین فناوریهای تاریخ باشد؛ اما حتی یک فناوری موفق نیز نمیتواند تضمین کند که سهام شرکتهای فعال در آن همیشه با قیمتهای بالا معامله شوند. چالش اصلی بازار در سالهای آینده این خواهد بود که رشد واقعی درآمد و بهرهوری شرکتهای AI تا چه اندازه میتواند ارزشگذاریهای بسیار بالای فعلی را توجیه کند.