به گزارش شهرآرانیوز؛ در ایام شهادت امام حسن عسکری (ع) فرصتی پیش آمده است تا به رفتار و نگاه مبارزاتی آن حضرت نظر بیفکنیم و در شرایطی که حضرات معصومین (ع) رفتهرفته میکوشیدند که امت را برای موضوع مهم غیبت آماده کنند، ببینیم دستورالعمل مهم امامی که معصوم و متصل به خانه وحی است، چه بوده است و چه توصیههایی برای شیعیان داشتهاند. در گفتوگو با حجتالاسلاموالمسلمین مهدی محمدآبادی، پژوهشگر معارف انقلاب اسلامی به این موضوع مهم پرداختهایم.
دوران امامت حضرت امام حسن عسکری (ع)، عصر گسترش بیسابقه شبکه پیروان مکتب اهلبیت (ع) در پهنه وسیع جهان اسلام است. پس از هجرت تاریخساز امامرضا (ع) و واژگون شدن توطئه مأمون بر سر خودش، قدرت نرم امامت به حدی تیز و برنده میشود که شاهان بنیعباس برای حفظ تاجوتخت خود، بیآبرویی جدیدی را به جان میخرند و ابناءالرضا (ع) را روزبهروز از دسترس مردم دورتر میکنند، تاجاییکه امام یازدهم (ع) رسما در شهرک نظامی، محصور میشوند و لقب ایشان «عسکری» میشود.
در شرایطی که ارتباط عموم مردم با امام (ع) تا این حد دشوار میشود، باید تدابیر جایگزینی برای پیشبرد طرح هدایتی امام (ع) پی گرفته شود و بار امامت بر دوش شیعیان، حمل شود. در چنین فضایی، یکی از رسالتهای خطیر شیعیان، جذب برادههای پراکنده مسلمانان به گرد قطبنمای امت است. ارتباط با اهلسنت از این منظر، یک ضرورت است؛ بدنهای از امت که شاهان شیاد عباسی، خود را از آنان میخوانند و تلاش میکنند برای خنثی کردن مغناطیس ولایت نبوی که در آلالله امتداد یافته است، از این بدنه یارگیری کنند.
این تصویر اجمالی عصر امام عسکری (ع) است؛ امامی که جز معدودی خواص به او دسترسی ندارند و جذبهای که میتواند دلهای عموم مسلمانان را به خود جلب کند؛ البته اگر شیعیان امام بفهمند و بخواهند؛ یعنی همان کسانی که دریافتهاند طرح رسولالله (ص) را جز اولاد پاکش پیش نخواهند برد. به هدایت خود امام (ع)، مهمترین راهبرد این جبههسازی تعیین میشود؛ الگوسازی عملی و جذب دلها. روایت مشهوری که از حضرت حسنبنعلی (ع) در کلمات قصار ایشان در تحفالعقول آمده، یکی از اسنادی است که از زبان شریف آن امام همام، راهبرد جذب حداکثری را تشریح میکند.
آن حضرت به پیروانشان فرمودند: «شما را به تقوای الهی سفارش میکنم.» تقوا یعنی در چارچوب خواست خدا حرکت کردن. اما ترجمان تقوا در جبههسازی حول امام (ع) چیست؟ «و به ورع در دینتان» یعنی رویگردانی از معصیت خدا؛ «و بهشدت تلاش برای خدا» یعنی شیعه یک عامل معمولی نیست؛ اهل پرکاری و سخت تلاش کردن است؛ «و به راستگویی و به برگرداندن امانت به کسی که به شما اعتماد کرده است، چه نیکوکار باشد و چه بدکار و به سجدههای طولانی و به خوب همسایگی کردن؛ این چیزی است که رسول خدا (ص) آورده است.»
راستگویی و امانتداری و همسایه خوبی بودن، سه اصل از بدیهیترین پایههای شکلگیری و ثبات روابط بینانسانی هستند که برای غیرمسلمانان هم جذابند. درکنار این سه، سجدههای طولانی هم ذکر شده است که بیانگر مبدأ و خاستگاه و ضامن این سه اصل در جامعه توحیدی است. به زبان ساده، ارتباط قوی با خدا، پشتوانه روابط استوار انسانی است.
اما حضرت، تکلیف دیگری را هم اضافه میکنند که شاید با حجابهای مذهبی درهمتنیده با جریانات سیاسی در آن روز، شنیدنش هم دشوار باشد، چه رسد به عمل آن: «درمیان قبایل آنان، نماز بخوانید و به تشییعجنازهشان و عیادت بیمارانشان بروید و حقوقشان را ادا کنید.»
ضمایر غایب در این عبارات، به عموم جامعه اسلامی برمیگردد که غیرشیعه بودهاند و پذیرش این چهار توصیه در قبال آنان، حتی برای خواص شیعه هم خیلی آسان نبوده است، چه رسد به عموم شیعیان؛ خصوصا نماز که رکن دین است و باجماعتخواندنش، جز با اینکه ماموم با اخلاق و عقیده پیشنماز را قبول داشته باشد؛ جور درنمیآید؛ در این فضا اگر کیفیت ارتباط با خالق را طبق امر امام پیش ببری و همرنگی خودت را با مسلمانان در پیشگاه خدا نشان دهی و در چنین عملی، اثبات کنی شیعه تافته جدابافته نیست، طبعا مقبولیت ویژهای برای مکتبت خریدهای.
{$sepehr_key_240997}
برای رفع سنگینی این سفارشها، خود امام عسکری (ع) بلافاصله حکمت آن را تشریح میکنند: «چون اگر کسی از شما اهل رویگردانی از گناهان، راستگو، امانتدار و با مردم خوشاخلاق بود، میگویند این شیعه است و چنین انتسابی، مرا خوشحال میکند.» یعنی به این سفارشها، فقط بهچشم اصلاح اخلاق و روابط فردی خودتان نگاه نکنید؛ اینها سبک زندگی یک شیعه و پیرو واقعی آلمحمد (ص) است که ناخواسته بیننده را در خانه صاحب اصلی این سجایا میبرد: «این همه آوازها از شه بود/ گرچه از حلقوم عبدالله بود.» این همان کاری است که اگر امام دردسترس جامعه بود، خودش انجام میداد و حالا در دوران حصر و غیبتش از دیدگان، یک شیعه واقعی، نماد و نمود سلوک امامش میشود و این به خشنودی ایشان میانجامد.
حضرت در فراز پایانی روایت، در مقام جمعبندی برمیآیند: «چارچوبهای الهی را رعایت کنید و زینت ما باشید و ننگ ما نباشید! هرچه دلدادگی است، بهسمت ما بکشید و هر چه زشتی است، از ما دفع کنید؛ چون هرچه از ما تعریف شود، اهلش هستیم و هرچه بدی درباره ما گفته شود، ربطی به ما ندارد.» یعنی تقوای الهی برای شیعه در مسئله جامعهسازی و یارگیری برای طرح امامش، در این خلاصه میشود که هرجا نشست، رنگوبوی آن بزرگوار را بدهد و از هرچه باعث زدگی مردم ناآشنا با امام میشود، مبرا باشد.