آیا بروز اختلاف نظر به معنای پایان روز‌های عاشقانه در زندگی مشترک زوجین است؟

به گزارش شهرآرانیوز؛ شاید برای شما هم پیش آمده باشد که بعد از یک بحث طولانی با همسرتان، گوشه‌ای خلوت کرده‌اید، یک لیوان آب یا چای دستتان گرفته‌اید و با خودتان گفته‌اید: «نکند دیگر دوستم ندارد؟» یا «نکند به طلاق فکر می‌کند؟» این افکار مزاحم، مهمان ناخوانده ذهن بسیاری از زوج‌ها پس از هر تنش است. اما آیا واقعا دعوا نشانه از بین رفتن عشق و بی‌میلی است؟ دکتر معصومه حاتمی، دکترای روان‌شناسی سلامت و زوج‌درمانگر، معتقد است ریشه این درگیری‌ها جای دیگری است و با یادگیری چند مهارت ساده می‌توان کیفیت رابطه را دگرگون کرد و به درک متقابل رسید.

از دعوا نترسید، از مدل اشتباه آن بترسید

بسیاری از زوج‌ها به اشتباه تصور می‌کنند که یک رابطه سالم، رابطه‌ای کاملا بدون اصطکاک است. همین باور غلط باعث می‌شود با کوچک‌ترین تنشی، احساس ناامیدی کنند و پایه‌های زندگی‌شان را سست ببینند. دکتر حاتمی دراین‌باره می‌گوید: «اگر این سوالات بعد از دعوا به ذهنتان می‌آید، بدانید شما تنها نیستید. این سوالات در ذهن ۹۹ درصد زوجین بعد از دعوا می‌آید. بیشتر زن و شوهر‌ها فکر می‌کنند اختلاف داشتن یعنی عشقشان کم شده، در حالی که تحقیقات روان‌شناسی نشان می‌دهد که اتفاقا دعوا، تنش و اختلاف کاملا طبیعی است. چیزی که کیفیت رابطه را مشخص می‌کند، نحوه مدیریت اختلاف‌هاست نه تعداد آنها. پس لطفا این جمله را بار‌ها تکرار کنید: از دعوا کردن نترسید، از مدل اشتباه دعوا کردن بترسید.»

خط قرمز‌های یک مشاجره زناشویی

تعارض‌ها تنها زمانی به تهدیدی برای بنیان خانواده تبدیل می‌شوند که حریم‌ها شکسته شود و زوجین فراموش کنند که شریک زندگی یکدیگر هستند، نه دشمن خونی در میدان جنگ. این زوج‌درمانگر با تاکید بر نشانه‌های یک دعوای آسیب‌زا توضیح می‌دهد: «دعوا زمانی خطرناک می‌شود که هر بار احساس امنیت، احترام و صمیمیت کمتر بشود. زمانی خطرناک می‌شود که من واژه‌هایی را در دعوا می‌گویم که به قول قدیمی‌ها چشمم را بسته‌ام و دهانم را باز کرده‌ام. دعوا زمانی خطرناک می‌شود که من حواسم نیست طرف مقابل، همسرم است؛ شب می‌خواهم کنارش بخوابم یا پدر و مادر بچه‌هایم است و شروع می‌کنم به توهین، تهدید، تحقیر، تنبیه، تذکر و تندی. پس مدل اشتباه دعوا کردن اشکال دارد.»

پشت پرده دعواها؛ نبرد احساسات به جای موضوعات

یکی از کلیدی‌ترین مهارت‌ها در مدیریت تعارضات زوجین، ریشه‌یابی دلیل اصلی بحث است. ما غالبا روی سطح یک اتفاق متوقف می‌شویم، در حالی که لایه‌های عمیقی از احساسات جریحه‌دار شده در زیر آن پنهان است. دکتر حاتمی با ذکر یک مثال ملموس بیان می‌کند: «یادتان باشد که ما سر موضوعات دعوا نمی‌کنیم، ما سر احساسات دعوا می‌کنیم. مثلا فرض کنیم که همسرتان دیر به خانه آمده است. ظاهر دعوا این است که چرا دیر آمدی؟ اما پشت این جمله ممکن است احساس متفاوتی پنهان باشد. مثلا من احساس می‌کنم که برایش مهم نیستم، نگرانم که رابطه‌ام از دست برود، یا فکر می‌کنم برایش جاذبه ندارم. در این شرایط طرف مقابل فقط جمله اول را می‌شنود و احساس می‌کند مورد حمله قرار گرفته است و با خودش می‌گوید آمدم که آمدم، باز هم گیر دادی، مگر تو زندانبانی؟ در صورتی که باید دید چه احساساتی پشت این جمله پنهان است.»

توقف تسلسل باطل با معجزه بیان احساس

وقتی گفت‌و‌گو شکل حمله به خود می‌گیرد، واکنش طبیعی انسان‌ها دفاع کردن است و همین امر، یک چرخه بی‌پایان و مخرب را در رابطه ایجاد می‌کند. راهکار خروج از این بحران، تغییر ادبیات و تمرکز بر احساسات درونی خودمان است. این متخصص روان‌شناسی سلامت در خصوص نحوه صحیح ابراز ناراحتی می‌گوید: «ما، چون فقط جمله اول را می‌بینیم دفاع می‌کنیم، دفاع باعث حمله بیشتر می‌شود و این چرخه مدام تکرار می‌شود و به یک تسلسل باطل می‌رسد. حالا به جای حمله، از امروز یاد بگیریم احساس خودمان را بیان کنیم. به جای اینکه بگوییم تو هیچ‌وقت به من اهمیت نمی‌دهی، بگو عزیز دلم وقتی دیر خبر می‌دهی من احساس نگرانی می‌کنم، احساس تنهایی می‌کنم و می‌ترسم. پیام همان پیام است، اما احتمال شنیده شدن چند برابر می‌شود. با بیان احساسات، بیشتر فهمیده می‌شویم و این کار حال ما را در رابطه قشنگ‌تر و جذاب‌تر می‌کند؛ چرا که دغدغه‌های من را خیلی مودبانه، محترمانه و مهربانانه بیان می‌کند.»

{$sepehr_key_242385}

مغز در حالت بقا؛ چرا در دعوا فقط به دنبال پیروزی هستیم؟

برای درک بهتر رفتار خود و همسرمان در زمان مشاجره، باید بدانیم که از نظر عصب‌شناسی چه اتفاقی در مغز رخ می‌دهد. وقتی صدا‌ها بالا می‌رود، مغز دیگر به دنبال منطق نیست، بلکه وارد حالت آماده‌باش می‌شود. دکتر حاتمی صحبت‌هایش را با یک نکته علمی و کلیدی به پایان می‌رساند: «در علم اعصاب می‌گویند که مغز هنگام دعوا شروع به دشمن‌سازی می‌کند. وقتی ما احساس خطر می‌کنیم، یکی از کارکرد‌های طبیعی مغز این است که وارد حالت دفاعی می‌شود. در این حالت، وقتی مغز پیغام دعوا را می‌شنود (فرقی نمی‌کند زن باشیم یا مرد، نوجوان یا بزرگسال)، دیگر هدف ما حل مسئله نیست. هدف مغز یک چیز است: بقا! حالا در دعوا بقا چیست؟ اینکه ثابت کنم حق با من است، من درست می‌گویم و باید یک کاری کنم طرف مقابل را بکوبم.»

منبع: فارس