به گزارش شهرآرانیوز، علیرضا خمسه در گفتوگویی با طرح این پرسش که «چرا یک خانوادهٔ سالم و درست در سینما و پلتفرمها نداریم؟» تأکید کرده است که در بسیاری از داستانها، روایت به سمت فحاشی، سیگار، مشروب، اعتیاد و فروپاشی خانواده میرود؛ در حالی که طبیعتاً خانوادههای سالم که عاشقانه کنار هم زندگی میکنند نیز بخشی از واقعیت جامعهاند.
این اظهارنظر در شرایطی مطرح میشود که مسئلهٔ نحوهٔ بازنمایی خانواده در سینما و شبکهٔ نمایش خانگی، طی سالهای اخیر بارها محل بحث و اعتراض منتقدان و مخاطبان بوده است.
بخشی از این انتقادها متوجه تکرار الگوهایی است که در آنها خانواده نه بهعنوان یک فضای چندوجهی و واقعی، بلکه عمدتاً بهعنوان میدان بحران و تعارض به تصویر کشیده میشود.
برای نمونه، در نقدهایی دربارهٔ سریالهای نمایش خانگی، منتقدان نسبت به تکرار روایتهای مبتنی بر فروپاشی خانواده، تجملگرایی و روابط پرتنش هشدار دادهاند.
البته مسئله را نمیتوان صرفاً به «سیاهنمایی» یا علاقهٔ فیلمسازان به نمایش آسیبهای اجتماعی تقلیل داد. اساساً درام با بحران شکل میگیرد و خانوادهای که در معرض یک تعارض جدی قرار گرفته، ظرفیت روایی بیشتری برای ساخت کشمکش، تعلیق و تحول شخصیت دارد.
{$sepehr_key_242450}
مسئله از جایی آغاز میشود که بحران از یک ابزار دراماتیک به یک الگوی تکرارشونده تبدیل شود؛ به گونهای که مخاطب احساس کند برای جذاب بودن یک داستان، خانواده حتماً باید در آستانهٔ فروپاشی باشد.
از سوی دیگر، یک خانوادهٔ سالم الزاماً به معنای خانوادهای بیمسئله، بیاختلاف و ایدهآل نیست.
خانوادهٔ واقعی میتواند اختلاف داشته باشد، اشتباه کند، با فشار اقتصادی روبهرو شود یا حتی اعضایش تصمیمهای نادرست بگیرند؛ اما همچنان رابطهٔ عاطفی، مسئولیتپذیری، گفتوگو و امکان ترمیم در آن وجود داشته باشد. چنین خانوادهای نیز میتواند سوژهٔ یک درام جدی باشد، بدون آنکه روایت به تصویر اغراقشدهای از زندگی آرمانی تبدیل شود.
اتفاقاً تجربهٔ برخی آثار موفق نشان داده است که نمایش روابط خانوادگیِ باورپذیر الزاماً به معنای افتادن در دام شعار نیست.
«پایتخت» در مقاطعی از همین مسیر استفاده کرد و توانست روابط میان اعضای خانواده را در کنار ضعفها، اختلافها و موقعیتهای کمیک، طبیعی و قابل لمس نشان دهد؛ موضوعی که حتی در نقدهای رسانهای نیز بهعنوان یکی از ویژگیهای این مجموعه مورد توجه قرار گرفته است.
در این میان، سینما و شبکهٔ نمایش خانگی با یک مسئلهٔ مشترک مواجهاند؛ فاصله میان «واقعیت اجتماعی» و «واقعیت داستانی».
یک اثر نمایشی قرار نیست آینهٔ آماری جامعه باشد؛ اما وقتی طیف محدودی از نابسامانیها و ناهنجاریها به شکل مداوم تکرار میشود، این خطر وجود دارد که تصویر ارائهشده از جامعه، از واقعیت متنوع زندگی مردم فاصله بگیرد.
این مسئله در سالهای اخیر با گسترش سریالهای پلتفرمی نیز بیشتر مورد توجه قرار گرفته است. حتی در نقدهای جدید دربارهٔ برخی آثار نمایش خانگی، همچنان بحث بر سر روایت فروپاشی خانواده، روابط خارج از چارچوب و نحوهٔ بازنمایی این بحرانها مطرح است.
مسئلهٔ اصلی، کمبود خانوادههای «سالم» نیست؛ کمبود خانوادههای «واقعی» است.
اگر سینما و شبکهٔ نمایش خانگی، خانوادهٔ سالم را فقط به شکل یک خانوادهٔ بینقص، همیشه خوشحال و نصیحتگر نشان دهند، نتیجه همانقدر غیرواقعی خواهد بود که خانواده را دائماً درگیر خیانت، اعتیاد، خشونت و فروپاشی تصویر کنند.
نقطهٔ مطلوب، جایی میان این دو قطب است. یعنی خانوادهای که اختلاف دارد، اما گفتوگو هم دارد. شکست میخورد، اما امکان ترمیم هم دارد. با مشکلات اقتصادی و اجتماعی مواجه است، اما تمام هویتش به بحران فروکاسته نمیشود.
بنابراین، حرف خمسه را میتوان بیش از آنکه مطالبهٔ «مثبتنمایی» دانست، مطالبهٔ تنوع در روایت و بازتاب بخش دیگری از جامعه در آینهٔ تصویر تلقی کرد.
سینمای جدی قرار نیست برای خوشایند مخاطب، واقعیتهای تلخ را حذف کند؛ اما در مقابل، نباید برای جذابیت درام، تمام واقعیت اجتماعی را به مجموعهای از آسیبها تقلیل دهد.
شاید پرسش مهمتر برای فیلمنامهنویسان این باشد که آیا میتوان دربارهٔ یک خانوادهٔ معمولی، با عشق، اختلاف، اقتصاد، تربیت فرزند و دغدغههای روزمره، داستانی ساخت که بدون خیانت، اعتیاد، ابتذال و فروپاشی هم تماشایی باشد؟!
اگر پاسخ مثبت باشد، آنوقت «خانوادهٔ سالم» نه یک سوژهٔ سفارشی، بلکه یک امکان جدی و کمتر دیدهشده برای درام ایرانی خواهد بود.
منبع: فارس