مریم شیعه | شهرآرانیوز؛ سال۱۳۳۷ است. آدمها از این پایین برای آخرین بار به بنای قدیمی نقاره خانه نگاه میکنند. این بنا سال هاست که در ضلع شرقی صحن عتیق، بر فراز ایوان ایستاده است و صدای طبل و کرنا از بالای آن، طلوع و غروب را به شهر خبر میدهد. اینجا بخشی از سیمای آشنای حرم است. حالا کارگران با بیل و کلنگ راهی میشوند تا بنای قدیمی را با نقاره خانهای نو جایگزین کنند. فرمان ساخت بنای جدید از سوی نایب التولیه وقت آستان قدس رضوی آمده است.
او ابتدا میخواهد ساختمان پیشین را تخریب و بعد تعمیرات جدی طاق سردر را دنبال کند. نقارهها نمیتوانند چند سال خاموش بمانند. آیینی که صبح و عصر با زندگی مردم مشهد پیوند خورده است، باید ادامه پیدا کند. به همین دلیل، محل موقتی برای نقاره زنان فراهم میشود. آنها با داربستی بر فراز ایوان عباسی میایستند و دوباره طبلها و کرناها به صدا درمی آیند.
در آن سالها آستان قدس مجموعهای گسترده از موقوفات، زمینهای کشاورزی، ساختمان ها، خادمان و امور مالی را در اختیار دارد و اداره آن، هم به شناخت دستگاه دیوانی نیاز دارد و هم به درک حساسیت مکانی که میلیونها نفر آن را خانه امید خود میدانند. هر تصمیم عمرانی در حرم میتواند سیمای تاریخی بنا را تغییر دهد و هر تغییر باید در مجاورت ضریح، رواق ها، مدرسهها و صحنهایی انجام شود که خاطره چند قرن را در خود نگه داشتهاند و او به همه این حساسیتها مسلط است.
سیدفخرالدین شادمان در سال۱۲۸۶ در تهران به دنیا آمد. پدرش، حاج سید ابوتراب، واعظی شناخته شده بود. شادمان، بچه اول خانوادهای با شش فرزند، تحصیلات خود را در مدارس میرزاصالح و خان مروی آغاز کرد. صرف ونحو و ادبیات عرب، فقه و مباحث اسلامی را نزد استادانی، چون سیدمحمود حیات شاهی و شیخ محمدتقی نهاوندی آموخت و سپس به مدارس جدید، ازجمله کمال، تدین و دارالفنون، راه یافت.
این رفت وآمد میان آموزش سنتی و جدید بعدها به یکی از محورهای اصلی اندیشه اش تبدیل شد. او نه میخواست ایران در گذشته متوقف بماند و نه معتقد بود راه پیشرفت از تقلید ظاهری اروپا میگذرد. پیش از آنکه این مسئله را در کتاب هایش صورت بندی کند، خودش هر دو جهان را تجربه کرده بود.
در سال۱۳۰۶ از مدرسه عالی حقوق تهران فارغ التحصیل شد. در همین سالها تدریس کرد و مدتی نیز سردبیری «طوفان هفتگی»، نشریه ادبی و تاریخی وابسته به فرخی یزدی، را بر عهده داشت. نام هایی، چون ملک الشعرا بهار، احمد کسروی و سیدعبدالرحیم خلخالی نیز در میان نویسندگان این نشریه دیده میشدند.
پس از پایان تحصیل به دادگستری رفت. ریاست محاکم بدایت و عضویت در محکمه تجارت از مسئولیتهای آغازین او بود و در سال۱۳۱۱ در مقام دادستان عمومی تهران در پرونده کورت لیندنبلات، مدیر آلمانی پیشین بانک ملی که به اختلاس متهم شده بود، حضور یافت. از همان سال، به نمایندگی از دولت ایران در شرکت نفت انگلیس و ایران مشغول شد و این همکاری تا سال۱۳۲۵ ادامه پیدا کرد.
پس از تحصیل حقوق و اقتصاد سیاسی در پاریس، در سال۱۳۱۴ مدرک عالی حقوق گرفت. سپس به مدرسه علوم اقتصادی لندن رفت و با رسالهای درباره روابط ایران و بریتانیا دکترای تاریخ دریافت کرد. در مدرسه مطالعات شرقی لندن زبان فارسی درس داد، در زمان جنگ جهانی دوم مدتی در کمبریج اقامت داشت و یک سال نیز پژوهشگر مهمان دانشگاه هاروارد بود.
او در سال۱۳۲۰ در لندن با فرنگیس نمازی ازدواج کرد؛ زنی تحصیل کرده که بعدها با ترجمه آثاری از شکسپیر و ادوارد گیبون شناخته شد. پس از بازگشت به ایران، ریاست سازمانها و ادارات مختلف را تجربه کرد. بعد به گروه تاریخ دانشگاه تهران پیوست و فلسفه تاریخ درس داد. وقتی کودتای ۲۸ مرداد اتفاق افتاد، وزیر دادگستری شد و ریاست صندوق مشترک ایران و آمریکا را برعهده گرفت. عضو شورای عالی بانک ملی شد و بعدها در تأسیس دانشکده علوم نفت نقش داشت.
{$sepehr_key_242732}
شادمان در میانه دهه۱۳۳۰ به عنوان نایب التولیه آستان قدس رضوی منصوب شد. این سمت، آخرین مسئولیت رسمی مهمش بود. نایب التولیه در آن دوره مسئول اداره موقوفات، درآمدها، املاک، کارکنان و طرحهای عمرانی بود. او در وهله نخست بدهیهای تلنبار شده آستان قدس رضوی را پرداخت کرد.
در دوره او ساعت بزرگ از صحن عتیق به صحن نو منتقل شد، سقف رواق دارالسعاده برداشته و تجدیدبنا شد و بخشی از مدرسه علینقی میرزا برای ایجاد آسایشگاه خادمان در بالای رواق دارالسرور توسعه پیدا کرد. دستور بازسازی نقاره خانه را داد و کوشید معماری تاریخی حرم را در گوشه به گوشه صحنها احیا کند. پس از هشت سال خدمت، از این سمت استعفا کرد و پس از آن مسئولیت دولتی دیگری نپذیرفت.
در دانشگاه تهران تدریس کرد و با کتابها هم نشین شد. چند سال بعد بیمار شد و پزشکان سرطان را تشخیص دادند. برای درمان راهی لندن شد و چهارم شهریور۱۳۴۶، وقتی که شصت ساله بود، در لندن درگذشت. اما سفر آخر او در همان شهر پایان نیافت. بنا به وصیتش، پیکرش را به ایران بازگرداندند و در حرم امام رضا (ع) به خاک سپردند.