به گزارش شهرآرانیوز؛ یکی از عرصههایی که زنان نقش بسیار مهم و کلیدی در آن داشته و دارند، عرصه وقف آن هم تحت عنوان یک نهاد اجتماعی و مدنی بوده که باعث شده این گروه از اقشار جامعه به نام آوران این عرصه شناخته شوند. به مناسبت فرا رسیدن هفتم شهریور روز وقف، نیم نگاهی به اقدامات زنان در حوزه وقف از گذشته تاکنون داشتهایم.
وقف در لغت به معنای ایستادن یا به حالت ایستاده ماندن و آرام گرفتن است. تخصیص دادن ملک یا مالی برای مصرف کردن در اموری که وقف کننده تعیین کرده است و در اصطلاح فقهی، عقدی است که ثمرۀ آن حبس کردن اصل و رها کردن منفعت آن است. وقف به معنای هدیه ابدی برای خدمت عمومی یا نگه داشتن اصل چیزی و جاری بودن منفعت آن در جهت خیر و نیکی و رضای خداست.
باید حضرت فاطمه زهرا (س) را نخستین واقف زن در اسلام دانست. در کتاب فاطمه زهرا (س) از ولادت تا شهادت به نقل از جلد دوم تاریخ سمهودی آمده است که: «پیامبر در سال هفتم هجری این بستانها را مخصوص حضرت فاطمه زهرا قرار داد. حضرت صدیقه طاهره این هفت بستان را وقف بنیهاشم و بنی عبدالمطلب فرموده و نظارت و سرپرستی آنها را به عهده مولا علی (ع) نهادند.»
اولین سند وقفی مربوط به خانم خدیجه بنت ربیعا است که نزدیک به هزار سال پیش در قزوین زندگی میکرده و قناتی را وقف کرده است. تا پایان سال ۹۳ نیز، از میان ۲۰۰۰ وقفی که انجام شد، ۳۰۰ وقف از جانب زنان بوده که ۱۵ % کل وقفها را شامل میشود. این در حالی است که آمار زنان شاغل ۱۲% است.
کهنترین مصحف با ترجمه فارسی که از سوی بانوان وقف شده، متعلق به سال ۱۰۵۹ قمری است. این مصحف را حاجیه فاطمه خانم بنت میر شرفالدین از اولاد امیر شمسالدین چارمناری در روز سهشنبه ۲۲ شعبان ۱۰۵۹ق (در زمان سلطنت شاه جهان) در هند وقف کرده است.
پس از آن به ترتیب در قرن یازدهم سه مصحف مترجم، قرن دوازدهم چهار مصحف مترجم، قرن سیزدهم ۳۷ مصحف مترجم و قرن چهاردهم ۱۵ مصحف ترجمه دار فارسی از سوی بانوان وقف شده است.
{$sepehr_key_243368}
دوران صفوی از دورانی است که در آن سنت وقف گسترش بسیار پیدا کرد. در این زمان مساجد، مدارس، بیمارستانها و کاروانسراهای بسیاری ساخته و برای هر یک موقوفات بسیاری قرار داده شد. همچنین افراد بسیاری املاک و مستغلات خود را برای مراسم عزاداری و احیای شبهای متبرک و نیز بر مزارات شریفه و اماکن مقدسه و حتی بر مسافران عتبات وقف کردند.
در این دوره است که در اسناد و مدارک، نام زنان بسیاری را بهعنوان کسانی که اموال خود را وقف امور مختلف کردهاند.
وقف از نظر اجتماعی از مظاهر خاص پیشرفت و رفاه جامعه است و در عصر صفوی بخش بزرگی از املاک و مزارع تمام ایران جز موقوفات بود. اکثر سفرنامهنویسان عصر صفوی در گزارشات خود به محدودیتها، رنجها و مشکلات اجتماعی زنان اشاره کردهاند. ولی با این وجود هرگز نتوانستهاند منکر فعالیتهای علمی و فرهنگی یا آبادانی و سازندگی بعضی از آنها باشند. علاوهبرآن بارها به نقش زنان در امور خیریه و عامالمنفعه نیز اشاره کردهاند.
زنان متمول جامعة عصر صفوی نقش مهمی در سوق دادن املاک و داراییهای خود به سوی فعالیتهای خیریه شهری از طریق اوقاف به عهده داشتند. توجه این زنان به امور خیریه و آبادانی، اکثراً ناشی از این بود که در دربار برای ساختن ابنیه عمومی و عامالمنفعه سود میجستند. بهعلاوه برخی در جهت تداوم آموزش و فرهنگ و کمک به تقویت علم و دانش نیز تلاش میکردند به طوری که تعداد بسیاری از نهادهای آموزشی عصر صفوی به همت زنان مرفه این عصر دایر شده بود.
در زمان حکومت قاجار به اسنادی که دوباره نامی از زنانی که اموال خود را وقف کردهاند بر میخوریم؛ زنانی که باز در این دوره از زنان اشراف و درباری بودهاند.
در این زمان بیشتر املاکی که وقف میشد عبارت از دکانها و یا سایر انواع املاک نظیر قطعاتی از زمین یا بخشهایی از روستاها بود و به همین نسبت هم مورد استفاده آنها محدود بود.
کاربرد عمده موقوفات دو حالت داشت:
دلایل خیرخواهانه: مثل کمک به فقرا یا برنامههای تعزیهداری
مبتنی بر اهداف اقتصادی یا خصوصی: برای تضمین بقای حیات نسلهای آتی بنیانگذار وقف
بیشتر موقوفات از این دست به نام زنان ثبت شده است. در تاریخ رسمی دوران قاجار و اسناد باقیمانده وقف مبین احتمال اداره املاک زنان، به وسیله خود آنهاست.
{$sepehr_key_243370}
همه زنان واقف، خود حق اداره امور وقف شخصی خود را در زمان حیات داشتند و هیچکدام متولی یا نماینده و کارگزار (وکیل) مذکری را انتخاب نکرده بودند. گرچه احتمالاً زنان برای جمعآوری اجاره و توزیع روزانهی آن نیاز به افرادی امین داشتند، اما هیچ یک بازرسی نهایی موقوفات را به فرد دیگری واگذار ننمودند. همچنین برای قوت بخشیدن به بعد خیریه موقوفه، از حقوق ثابتی که معمولاً برای متولی در نظر گرفته میشد نیز چشمپوشی میکردند.
کریستف ورنر در مقاله زنان واقف در تهران عهد قاجار، نوشته است: در فهرست راهنمای وقفنامههای استان تهران که بیشتر مربوط به دوران قاجار است، ۱۱۶۰ مدخل وجود دارد که نزدیک به ۱۷۰ مورد آن یعنی حدود ۱۵% به نام زنان ثبت شده است.
در مقالهی «درآمدی بر موقوفات زنان»، پس از بررسی ۱۳۷ زن واقف در ایران، آمار ثبت شده؛ موقوفات زنان را از قرن هفتم نشان میدهد و پراکندگی این تعداد وقفیات بدین صورت است:
قرن هفتم: ۲ مورد
قرن هشتم: ۵ مورد
قرن نهم: ۱۸ مورد
قرن دهم: ۴ مورد
قرن یازدهم: ۱۵ مورد
قرن دوازدهم: ۱۳ مورد
قرن سیزدهم: ۵۴ مورد
قرن چهاردهم: ۲۴ مورد
قرن پانزدهم: ۱ مورد
نامعلوم: ۱ مورد
{$sepehr_key_243371}
بررسی اسناد مورد مطالعه در پژوهش ما نشان میدهد که در سنت حسنه وقف همه زنان از طبقات اجتماعی مختلف با وضعیتهای اقتصادی گوناگون حضور داشتهاند.
اما آنچه بهعنوان یک فرضیه میتواند مطرح باشد این است که به نظر میرسد از دوره صفویه به بعد که وقف بهعنوان یک نهاد فراگیر در جامعه مطرح میشود ابتدا زنان وابسته به طبقات حاکم در این امر پیشگام بودهاند و سپس به تأسی از آنها سایر طبقات اجتماع نیز به امر وقف مبادرت نمودهاند.
اگرچه بهطورقطع نمیتوان راجع به انگیزه زنان وابسته به حکمرانان در خصوص وقف اموالشان نظر داد؛ اما به طور کلی میتوان دو هدف مهم یعنی کسب ثواب اخروی و کسب اعتبار و منزلت دنیوی را برای آن در نظر گرفت.
آنچه که اسناد وقفی زنان وابسته به طبقات بالای اجتماعی آن زمان را از طبقات عادی متمایز مینماید مقدمه ادبی زیبای وقفنامه و همچنین بکار بردن القاب و عناوین متعدد برای زنان طبقات بالای جامعه آن روز میباشد که در اسناد مربوط به زنان عادی دیده نمیشود.
از دیگر خصوصیات وقفنامههای زنان وابسته به حکمرانان وجود مهرهای اختصاصی این زنان است که در وقفنامههای عادی دیده نمیشود و فقط زنان وابسته به طبقه خان در اسناد مورد بررسی دارای مهر با مضامین زیبا بودهاند
بهتدریج در دورههای بعدی یعنی در دوره قاجار و پهلوی اول و دوم زنان از طبقات عادی جامعه نیز اقدام به وقف نمودهاند. در هرم قدرت اجتماعی در محدوده مورد مطالعه ما در آن دوره زمانی به ترتیب طبقات خوانین، بیک و میر قرار میگرفتند.
منبع: مجله خیر ایران