نماز با یک جمله آغاز میشود؛ جملهای کوتاه، اما به وسعت همه زندگی؛ آنجا که میگویی: «اللهاکبر.»
این نخستین ذکر نماز، تنها اعلام ورود به یک عبادت نیست، بلکه اعلام یک موضع است که هیچچیز دربرابر عظمت خدا بزرگ نیست؛ نه مال، نه موقعیت، نه خواستههای نفس، نه ترس از مردم و نه شیرینی گناه.
تکبیرةالاحرام، دروازه ورود به نماز است. «احرام» از همان ریشهای میآید که در مناسک حج نیز میشناسیم؛ یعنی وارد شدن به حریمی که در آن، برخی امور بر انسان ممنوع میشود. نمازگزار با گفتن «اللهاکبر»، پا به حریم دیدار و گفتوگو با خدا میگذارد؛ حریمی که در آن، باید دل را از پراکندگیها جمع کند و روی دل را، همانند روی بدن، بهسمت قبله برگرداند.
قرآن کریم، نشانه مؤمنان را چنین بیان میکند: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ إِذَا ذُکِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ: مؤمنان کسانی هستند که هنگامی که خدا یاد میشود، دلهایشان به لرزه میافتد.»
این لرزش، به معنای اضطراب و هراس ظاهری نیست، بلکه شور و شعف و بیداری دل دربرابر عظمت پروردگار است. دلی که خدا را بزرگ دید، دیگر نمیتواند دنیا را در جایگاه خدا بنشاند.
در روایتی تکاندهنده از امامصادق (ع) آمده است که وقتی بنده تکبیر میگوید، باید آنچه میان آسمان و زمین است، دربرابر کبریایی خدا کوچک بشمارد.
سپس هشدار داده شده است که اگر انسان «اللهاکبر» بر زبان جاری کند، اما در دلش چیزی را بزرگتر و مهمتر از خدا قرار داده باشد، این تکبیر از حقیقت خود دور میشود و این شخص درواقع تکذیب میشود. مضمون روایت آن است که محروم شدن از شیرینی یاد خدا و لذت مناجات، میتواند نشانهای باشد از اینکه میان زبان و دل ما فاصله افتاده و خداوند در بیان این ذکر از ما صداقت ندیده است.
این سخن، بیش از آنکه انسان را ناامید کند، باید او را به صداقت و بازگشت دعوت کند. چهبسیار کسانی که در آغاز نماز، شیرینی و حضور قلب چندانی احساس نمیکنند، اما همین اندوه از دوری، خود میتواند آغاز راه باشد. بندهای که با دل شکسته میگوید: «خدایا! گناهکارم، اما مرا از درگاهت مران که جز تو پناهی ندارم»، درحقیقت هنوز رشته امید و بندگی را رها نکرده است.
{$sepehr_key_243410}
حقیقت «اللهاکبر» فقط در چند ثانیه آغاز نماز خلاصه نمیشود. تکبیر باید در میدان زندگی نیز دیده شود؛ آنجا که انسان، میان رضایت خدا و منفعتی زودگذر قرار میگیرد، میان حرامی شیرین و اطاعتی دشوار، میان حفظ آبرو نزد مردم و حفظ حرمت فرمان خدا.
کسی که در این دوراهیها رضای الهی را انتخاب میکند، در عمل میگوید: «اللهاکبر»؛ یعنی خدا از خواسته من، سود من و نگاه دیگران، بزرگتر است. از همینرو، تکبیر نماز یک ادعا نیست؛ یک پیمان است. پیمان اینکه خدا در تصمیمها، محبتها، نگرانیها و انتخابهای ما جایگاه نخست را داشته باشد. اگر زبان «اللهاکبر» بگوید، اما دل پیوسته درپی پول، شهرت، قدرت یا خواستههای نفسانی باشد، انسان باید با خود صادقانه خلوت کند و بپرسد: در عمل، چه چیزی برای من بزرگتر است؟
دستها را در آغاز نماز بالا میبریم؛ گویی دنیا را پشتسر میاندازیم و با دلی آزادتر رو به خدا میایستیم. نماز، تمرین همین رهایی است؛ رهایی از هر آنچه دل را از خدا میگیرد و بزرگتر از او جلوه میکند.