به گزارش شهرآرانیوز؛ از اپهای فراگیر خدمات عمومی روی گوشی تا تابلوهای تبلیغاتی سطح شهر، به هر طرف چشم بچرخانی به خریدهای اقساطی جذابی دعوت میشوی که ظاهرا نه ضامن میخواهد و نه حتی چک. در روزهایی که مانده حساب بانکی، خیلی زودتر از قبل ته میکشد و دغدغههای اقتصادی سبب شده خانوادهها دستبهعصاتر از قبل برای خرید تصمیم بگیرند، نمیتوان بهراحتی از وسوسه خریدهای آسان دیجیتالی دست کشید که برای آغاز فرایند خرید به موجودی چندانی در حساب بانک نیاز ندارند، اما زوایای پنهان اینگونه خریدها چیست؟
برای بررسی بیشتر موضوع با دکتر مهدی فیضی، اقتصاددان و عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد و رئیس بنیاد نخبگان خراسان رضوی، گفتوگو کردیم که در ادامه میآید.
یکی از دلایل اصلی گرایش بیشتر به خریدهای اعتباری در سالهای اخیر تا حدی به ضعف سیستم بانکی کشور در طراحی سازوکار کارتهای اعتباری برمیگردد. چنانکه در سطح جهان مرسوم است، دو نوع کارت اعتباری و کارت نقدی برای مبادلات مالی روزمره مورداستفاده قرار میگیرد و در کشور ما صرف کارت نقدی رایج است، اما کارت اعتباری به کار نمیرود.
با استفاده از کارتهای اعتباری، برخلاف کارتهای نقدی، هزینه خرید در همان لحظه از کارت کم نشده و این فرایند در پایان ماه انجام میشود و چنانچه حساب فرد در پایان ماه پاسخگوی آن بدهی نباشد، با نرخ مشخصی، شامل جریمه نیز خواهد شد. از این بابت، مفهوم «خرید اعتباری» در اقتصاد کشور سعی دارد نبود کارت اعتباری را پوشش دهد.
دلیل دیگر این روند، تورم شدید و افسارگسیختهای است که بهویژه از سال ۱۳۹۷ به اینسو در حال تجربه آن هستیم. این امر موجب کاهش ارزش پول ملی و همچنین قدرت خرید مردم شده، ازاینرو هموارکردن راه خرید برای جامعه جذابیت بیشتری پیدا کرده است.
عامل دیگر ظهور و رواج این روش، گسترش استفاده از اپلیکیشنها و فناوریهای نو مالی است که مردم نیز از آن استقبال کرده و گسترش بیشتری پیدا کرده است. ترکیب این سه عامل سبب شده که افراد بهجای اینکه هزینه کالا یا خدماتی را نقدا بپردازند، در طول چند ماه مبلغ خرید خود را تسویه کنند.
تفاوت این روش با وامهای بانکی و خرید قسطی این است که در برخی پلتفرمهای خرید اعتباری، خریدار مبلغی بیشتر از نرخ نقدی کالا پرداخت نمیکند، درصورتیکه در روشهای سنتی خرید غیرنقدی، در قالب سازوکارهای مختلف، هزینهای بیشتر از قیمت نقدی دریافت میشود.
خریدهای اعتباری در حقیقت هم یک فرصت خرید و ترفندی برای فروش است و این دو منافاتی با یکدیگر ندارند. اما اینکه بتوان نقش کدامیک را پررنگتر تلقی کرد به جنس کالا یا خدمت موردنظر و همینطور رفتار مصرفی خریدار وابسته است. هر چند گرایش به این روش میتواند در برخی افراد خطرناک باشد، ولی بهطور کلی به این معنا نیست که یک سیستم سودجویانه بهمعنای منفی آن باشد.
حتی میتوان بهعنوان یکی روش هموارسازی هزینه در شرایط تورمی به حساب آید و به رفاه خانوادهها کمک کند. از این بابت نباید پیشفرض منفی درمورد آن داشت، اما ضروری است مخاطرات آن را نیز در نظر گرفت و نسبت به آن آگاهیهای لازم را کسب کرد.
مخاطرهای که در اینجا وجود دارد از منظر رفتاری و روانشناسی خرید است. موضوعی در علوم رفتاری وجود دارد که با عنوان «ناسازگاری زمانی» از آن نام برده میشود. به این معنا که چیزی امروز برای فرد مطلوب به نظر میرسد، اما فردا دیگر آنقدرخوب محسوب نمیشود و موضوعی که امروز بد و دردناک حس میشود، در زمانی دیگر چندان بد تصور نمیشود.
در اثر وجود چنین تصوری، افراد «خود»های متفاوتی برای خود قائلاند و این امر ناخواسته سبب میشود که گاهیاوقات دردها و سختیها را به «خود» آینده موکول کنند و خوشیها و لذتها را برای «خود» اکنون در نظر بگیرند.
انعکاس این موضوع روانشناسی در مبحث خرید این است که ما درد پرداخت را به آیندهای موکول میکنیم که تصور داریم در آن قویتریم و لذت خرید ارزان یا ظاهرا مجانی را به امروزی بدهیم که احساس میکنیم ضعیفتریم. این خطای شناختی-رفتاری چنانچه مورد غفلت واقع شود، ممکن است به بیشمصرفی و خریدهای هیجانی و تکانشی دامن بزند.
اگر دقت کنیم در اوایل رواجیافتن خریدهای اعتباری، این روش عموما درمورد کالاهایی بود که افراد برای خرید آنها رفتار هیجانی دارند نه درمورد کالاهایی که خریدار با مداقه و شناخت نسبت به آن عمل میکند. این موضوع سبب شد برخی فروشندگان از این سوگیری رفتار بعضی افراد، سوءاستفاده کنند و کالاهایی را که در حالت عادی، شانس کمتری برای فروش داشتند، به این ترتیب بفروشند.
موضوع دیگری که وجود دارد، این است که شاید تصور کنیم با این روش خرید، هزینه اضافی بابت تقسیط خرید نمیپردازیم و هزینه را در سه یا چهار قسمت پرداخت میکنیم. اما ممکن است فروشنده در بدو امر، قیمت را طوری تغییر دهد که بهره ماهانه را در آن لحاظ کرده باشد. بهعبارتی ممکن است خوشباورانه تصور کنیم بهرهای نمیپردازیم، اما بهره تقسیط خرید در دل مبلغ نهفته باشد.
{$sepehr_key_243775}
داده آماری مشخصی ندیدهام که میزان آگاهی افراد را از مخاطرات چنین خریدهایی نشان دهد. اما بهطور شهودی به نظر میرسد که آگاهی عمومی لازم در این زمینه هنوز در حد کافی شکل نگرفته است. از این بابت، وظیفه دولت و رسانههاست که اطلاعرسانی لازم را در این زمینه انجام دهند تا از مردم در برابر ترفندهایی محافظت کنند که ضعفهای شناختی و سوگیری رفتاری خریداران را هدف گرفتهاند.
با توجه به روند تورمی کشور و از سوی دیگر گسترش استفاده از فناوریهای نو و گسترش بیشتر آشنایی افراد با این فناوریها بهویژه در نسل z، توسعه سیستم خرید اعتباری و فناوریهای نوین مالی رشد بیشتری پیدا خواهد کرد و حتی در زمینههایی که هنوز وارد آن نشده نیز رواج خواهد یافت. ازاینرو آگاهسازی جامعه درباره این موضوع و مخاطرات آن ضرورت بیشتری پیدا میکند. بهویژه آنکه میتواند به بیشمصرفی دامن بزند.