پیام رهبر معظم انقلاب به مناسبت هفته وحدت را نمیتوان صرفا توصیهای برای نزدیکشدن مذاهب اسلامی به همدلی میان مسلمانان دانست. این پیام، تبیین یک راهبرد کلان برای افزایش قدرت جهان اسلام و حرکت بهسمت شکلگیری تمدن نوین اسلامی است؛ راهبردی که ریشه در اندیشه امام خمینی (ره) و رهبران شهید اسلامی دارد و امروز با توجه به شرایط منطقه، اهمیت بیشتری یافته است.
دشمن برای ایجاد شکاف در جهان اسلام، فقط بر اختلافات مذهبی تکیه نمیکند، بلکه از شکافهای قومی، نژادی، جغرافیایی و اجتماعی نیز بهره میگیرد؛ بنابراین مقابله با تفرقه نیز نمیتواند صرفا به کاهش اختلافات شیعه و سنی محدود شود. مسئله اصلی، جلوگیری از تبدیل تفاوتهای طبیعی جوامع اسلامی به شکافهای سیاسی و امنیتی است؛ شکافهایی که درنهایت ظرفیت جمعی مسلمانان را تضعیف میکند. در این نگاه، وحدت نیز مفهومی حداقلی نیست.
سه سطح را میتوان در رویکرد رهبر انقلاب تشخیص داد؛ نخست حفظ وحدت و پرهیز از تفرقه، دوم حمایت متقابل مسلمانان دربرابر دشمن و سوم، همکاری و همافزایی برای پیشرفت و افزایش قدرت. در نتیجه، وحدت، زمانی به نتیجه واقعی میرسد که از یک شعار فراتر برود و به همکاری سیاسی، اقتصادی، علمی، فرهنگی و امنیتی میان ملتهای مسلمان منجر شود.
اهمیت این رویکرد، زمانی روشنتر میشود که آن را در بستر تاریخی جهان اسلام بررسی کنیم. طی دو قرن گذشته، استعمار و قدرتهای سلطهگر برای تثبیت نفوذ خود در منطقه از ایجاد و تشدید شکافهای داخلی بهره گرفتهاند. اختلافات مذهبی، قومی، مرزی و سیاسی در بسیاری از مقاطع به ابزاری برای جلوگیری از شکلگیری قدرت مستقل در جهان اسلام تبدیل شده است.
ازاینمنظر وحدت صرفا یک توصیه اخلاقی نیست، بلکه یکی از الزامات مقابله با سلطه و وابستگی است. انقلاب اسلامی ایران از ابتدا برهمیناساس مسئله وحدت اسلامی را در چارچوب مقابله با سلطه تعریف کرد.
هدف، حذف تفاوتهای مذهبی و قومی نیست، بلکه جلوگیری از تبدیل این تفاوتها به عامل نزاع و تضعیف ظرفیتهای مشترک مسلمانان است. جهان اسلام با برخورداری از جمعیت گسترده، منابع طبیعی، موقعیت جغرافیایی و ظرفیتهای علمی و فرهنگی، در صورت برخورداری از انسجام و همکاری میتواند به یک قطب اثرگذار در معادلات جهانی تبدیل شود.
از همینجاست که مفهوم وحدت با مفهوم قدرت پیوند میخورد. جامعهای که درگیر منازعات داخلی باشد، بخش زیادی از توان خود را صرف مقابله با یکدیگر میکند، اما همکاری میان جوامع مسلمان میتواند همین ظرفیت را به قدرتی مشترک تبدیل کند؛ بنابراین وحدت را باید یکی از مؤلفههای قدرت جهان اسلام دانست؛ مؤلفهای که میتواند قدرت سیاسی، اقتصادی، امنیتی و فرهنگی مسلمانان را افزایش دهد.
نکته مهم دیگر در این پیام، عبور از نگاه صرفا منطقهای و توجه به کلیت جهان اسلام است. جبهه مقاومت و تحولات غرب آسیا بخشی از این منظومه هستند، اما مسئله وحدت به این محدوده جغرافیایی محدود نمیشود. هر اندازه این نگاه در میان ملتها، نخبگان، اندیشمندان، رسانهها و کارگزاران کشورهای اسلامی گسترش پیدا کند، امکان شکلگیری شبکهای از همکاری و همافزایی در جهان اسلام بیشتر خواهد شد.
{$sepehr_key_243780}
تأکید مکرر رهبر معظم انقلاب بر پرهیز از تفرقه و رفتارهایی که انسجام اجتماعی را تضعیف میکند نیز نشان میدهد وحدت در این منظومه یک مسئله مقطعی و تاکتیکی نیست. تکرار این موضوع در پیامها و بیانات مختلف، بیانگر جایگاه راهبردی آن است. جامعهای که در داخل دچار نزاع و شکاف شود، توان کمتری برای حل مسائل اقتصادی، اجتماعی و امنیتی خواهد داشت؛ همانگونه که جهان اسلامِ گرفتار اختلاف، ظرفیت کمتری برای مقابله با سلطه خارجی و ساختن آیندهای مستقل دارد.
ازاین رو، مسئولیت تحقق این راهبرد فقط برعهده دولتها نیست. مردم، نخبگان، رسانهها، دانشگاهیان، علما و فعالان اجتماعی نیز در شکلدادن به فرهنگ وحدت، نقش دارند. رسانهها بهویژه میتوانند بهجای برجستهکردن تفاوتهایی که زمینهساز نزاع است، بر منافع مشترک، ظرفیتهای همکاری و مسائل مشترک جهان اسلام تمرکز کنند.
در نهایت، پیام هفته وحدت را باید فراتر از دعوت به همدلی فهم کرد. وحدت در این چارچوب، یک راهبرد برای افزایش قدرت، کاهش آسیبپذیری، مقابله با سلطه و فراهمکردن زمینه پیشرفت جهان اسلام است. اگر این نگاه از سطح شعار به رفتار اجتماعی و سیاست عملی تبدیل شود، وحدت میتواند از یک ارزش دینی به یک ظرفیت واقعی برای قدرتسازی و تمدنسازی تبدیل شود؛ ظرفیتی که مسیر جهان اسلام را به سوی استقلال، پیشرفت و شکلگیری تمدن نوین اسلامی هموار میکند.