به گزارش شهرآرانیوز؛ بر اساس گزارش «والاستریت ژورنال»، ترامپ معتقد است ادامه فشار اقتصادی میتواند جمهوری اسلامی ایران را به کنار گذاشتن برنامه هستهای وادار کند یا در نهایت به فروپاشی حکومت ایران منجر شود؛ ادعایی که در چارچوب سیاست فشار حداکثری واشنگتن علیه تهران مطرح شده است.
دولت ترامپ در ادامه این سیاست، ۲۸ مردادماه تحریمهای جدیدی علیه ایران اعلام کرد. اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، هدف این اقدامات را قطع «تمامی شریانهای مالی» و تسلیم کردن ایران عنوان کرده است.
با این حال، همزمانی این فشارهای اقتصادی با بحث پایان جنگ، این پرسش را مطرح کرده که آیا تحریمها قرار است به عنوان ابزاری برای مدیریت تبعات و هزینههای یک درگیری نظامی فرسایشی مورد استفاده قرار گیرند یا واشنگتن همچنان به دنبال تغییر معادلات سیاسی در ایران از مسیر فشار حداکثری است.
این بحثها حدود ۶ ماه پس از آغاز جنگ آمریکا علیه ایران مطرح میشود؛ جنگی که پیت هگست، وزیر جنگ دولت ترامپ، در ابتدای آن مدعی شده بود یک عملیات سریع و قاطع خواهد بود و از شکلگیری یک درگیری نظامی طولانیمدت جلوگیری خواهد کرد.
اکنون اما گزارشهای منتشرشده در آمریکا تصویری متفاوت ارائه میکنند. «والاستریت ژورنال» گزارش داده است که دستیاران ارشد ترامپ نسبت به تبعات تشدید درگیری هشدار دادهاند و معتقدند گسترش عمده تنشها فراتر از تبادل آتش اخیر میتواند به موقعیت جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای نوامبر آسیب بزند.
از سوی دیگر، گزینههای نظامی گستردهتر نیز هزینههای سنگینی برای ارتش آمریکا به همراه دارد. طبق این گزارش، ترامپ در ماه گذشته درباره گزینههایی از جمله تشدید حملات هوایی، استقرار احتمالی نیروهای زمینی برای تصرف جزایر ایرانی نزدیک تنگه هرمز و حمله احتمالی به کوه کرکس گزارشهایی دریافت کرده است.
با این حال، فرماندهان نظامی آمریکا به رئیسجمهور این کشور هشدار دادهاند که اجرای چنین عملیاتی نیازمند حفظ حجم قابل توجهی از تجهیزات و نیروهای نظامی در منطقه خواهد بود؛ موضوعی که میتواند برنامههای استقرار ارتش آمریکا را برای مدت طولانیتری تمدید کند.
یکی از نشانههای فشار فزاینده بر ارتش آمریکا، طولانی شدن مأموریت واحدهای پدافند هوایی این کشور است. بر اساس گزارش والاستریت ژورنال، مدت استقرار استاندارد برخی از این واحدها از ۹ ماه به ۱۲ ماه افزایش یافته و شماری از یگانهایی که در ابتدا برای مأموریت در اروپا و اقیانوس آرام در نظر گرفته شده بودند، بیش از یک سال در خاورمیانه باقی ماندهاند.
تام کاراکو، مدیر پروژه دفاع موشکی در مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی، با اشاره به فشار عملیاتی بر این نیروها هشدار داده است که استمرار استقرارهای طولانی میتواند موجب فرسودگی نیروها، تأخیر در تعمیر و نگهداری تجهیزات و اختلال در برنامههای بلندمدت نوسازی ارتش آمریکا شود.
نیروی دریایی آمریکا نیز با شرایط مشابهی مواجه است. طبق این گزارش، واشنگتن در حال حاضر ۱۹ کشتی جنگی در آبهای خاورمیانه دارد که شامل دو ناو هواپیمابر و ۱۳ ناوشکن مجهز به موشکهای هدایتشونده میشود.
برخی ناوشکنهایی که در ابتدای جنگ به منطقه اعزام شدهاند، ماهها بدون برخورداری از دورههای استراحت معمول در دریا باقی ماندهاند. در همین حال، ناو هواپیمابر «یواساس جرالد آر. فورد» پیش از بازگشت به آمریکا در ماه مه، ۱۱ ماه در دریا حضور داشت؛ مدت زمانی که طولانیترین استقرار یک ناو هواپیمابر آمریکایی از زمان فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی توصیف شده است.
«یواساس آبراهام لینکلن» نیز پس از یک دوره استقرار طولانی در حال بازگشت به آمریکا است و ناو «یواساس تئودور روزولت» برای یک مأموریت طولانیتر از حد معمول آماده میشود؛ مأموریتی که احتمال اعزام آن به خاورمیانه نیز مطرح شده است.
مشکلات لجستیکی نیز بر فشارهای واردشده به نیروهای آمریکایی افزوده است. والاستریت ژورنال گزارش داده است که درگیریهای منطقهای، روند معمول تأمین مجدد ناوگان آمریکا را مختل کرده و وابستگی کشتیها به پایگاه دیگو گارسیا در اقیانوس هند افزایش یافته است.
کاهش فرصت مرخصی ملوانان، محدود شدن ارسال نامه و بستههای حمایتی و کاهش امکان حضور نیروها خارج از کشتی، از دیگر پیامدهای این وضعیت عنوان شده است؛ شرایطی که در صورت ادامه استقرارهای طولانیمدت، میتواند مشکلات بیشتری را در حوزه نگهداری و آمادگی عملیاتی ناوگان آمریکا ایجاد کند.
در چنین شرایطی، طرح ایده «پایان جنگ» از سوی ترامپ را نمیتوان صرفاً یک تغییر لحن سیاسی دانست. افزایش هزینههای نظامی، فرسایش نیروها، پیچیدهتر شدن پشتیبانی لجستیکی و نگرانی از تبعات سیاسی ادامه جنگ در داخل آمریکا، همزمان با تشدید تحریمها، تصویری از تلاش واشنگتن برای تغییر ابزار فشار علیه ایران ارائه میدهد؛ بهگونهای که فشار اقتصادی جایگزین بخشی از هزینههای مستقیم گزینه نظامی شود.
{$sepehr_key_244708}