وضعیت نقاشی دیواری مشهد از نگاه هنرمندان هنر شهری | رفع بن بست های بصری در فضای شهری با دیوارنگاره

خادم | شهرآرانیوز؛ زیباسازی فضا، انتقال پیام‌های اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و حتی اقتصادی، هویت بخشی، آموزش و آگاهی رسانی و روایت تاریخ و فرهنگ از جمله کارکرد‌هایی است که برای نقاشی دیواری برمی شمارند. از سوی دیگر نقاشی دیواری به مثابه رسانه‌ای است که در معرض دید شمار بسیار زیادی از شهروندان قرار می‌گیرد و حتی می‌شود گفت خودش را به نگاه گذرندگان تحمیل می‌کند.

این‌ها دلایلی است که می‌تواند توجه و حساسیت مدیران شهری، هنرمندان و حتی شهروندان را نسبت به این مقوله برانگیزد. نه تنها دیوار‌هایی که بوم و بستر نقاشی‌های دیواری هستند اهمیت فوق العاده‌ای دارند، بلکه حتی چشم پوشی از اجرای نقاشی با هر موضوعی و روی هر دیواری و در هر بافت فرهنگی  نیز اهمیت دارد و همان طور که لادن اورنگی به شهرآرا می‌گوید، گاه رها کردن دیوار‌های شهر به حال خودشان بهتر از آن است که با بی قاعده نقاشی کردن روی دیوار‌ها اسباب تشویش و تشنج فضای شهری را به وجود بیاوریم.

نقاشی‌های دیواری در مشهد نقد‌های مثبت و منفی زیاد داشته‌اند و آثاری که خلق شده‌اند همیشه با استقبال شهروندان همراه نبوده و تحسین برانگیز نبوده‌اند؛ چه از نظر موضوع و محتوا، چه از نظر فرم و اجرا. 

علاوه بر این، خود هنرمندانی که در این عرصه فعالیت کرده و می‌کنند گاه گلایه‌هایی داشته‌اند، از جمله در بحث‌های قراردادها، مبالغ و نحوه پرداخت ها. هم لادن اورنگی و هم حسین ششکلانی در صحبت هایشان به این موضوع اشاره می‌کنند و این مسائل را از دغدغه‌های اصلی فعالان این حوزه در مشهد می‌دانند.

بعضی وقت‌ها دیوار‌ها خالی بمانند بهتر است

لادن اورنگی، مدرس دانشگاه و دبیر بخش نقاشی دیواری دومین، سومین و چهارمین جشنواره هنر‌های شهری سال ۱۴۰۰ که آثار متعددی نیز در حوزه نقاشی دیواری دارد، درباره وضعیت کنونی نقاشی دیواری در مشهد می‌گوید: اکنون فعالیت‌ها در حوزه نقاشی دیواری کم شده است. این موضوع لزوما به معنای ضعف نیست؛ چراکه گاهی رهاکردن دیوار‌های شهر بهتر از آن است که با نقاشی‌هایی پوشانده شوند که نه تنها از نظر زیبایی شناسی، بلکه از لحاظ پیام رسانی نیز فاقد کارایی هستند.

با این حال، شهرداری در این زمینه کم کارتر شده است که شاید یک دلیل آن، نیاز کمتر دیوار‌ها به نقاشی باشد. البته مواردی همچون شیوه پرداخت‌ها و دغدغه‌های صنفی نیز باعث شده است انگیزه هنرمندان برای ارائه آثار فاخر و صرف زمان کافی برای آن، کاسته شود.

او در توضیح اینکه چرا بهتر است برخی دیوار‌ها به جای نقاشی، خالی باقی بمانند، می‌گوید: نقاشی‌های دیواری که واقعا کمکی به بهبود فضای شهری نمی‌کنند، نبودنشان بهتر است. نقاشی دیواری، تابلوی نقاشی نیست؛ کارکرد نقاشی دیواری با نقاشی موجود در نگارخانه قطعا متفاوت است و یکی از دلایل آن نیز این است که شمار بسیار بیشتری از شهروندان با آن در تعامل هستند، بنابراین باید شرایط آن را در نظر گرفت. از جمله این شرایط، توجه به روحیات خاص و بستر اجتماعی مردم هر منطقه است؛ نقاشی‌ای که در یک جا پاسخگو است، ممکن است در جای دیگر پاسخگو نباشد.

نکته دیگر، توجه به محیط و فضاست. گاهی ما در فضای شهری با بن بست‌های بصری روبه رو هستیم که یک نقاشی دیواری می‌تواند آن بن بست را برطرف کند و حس بهتری ایجاد کند؛ مثلا در منطقه‌ای که پر از آپارتمان‌های بلندمرتبه است و فضایی برای احساس محیط طبیعی نداریم، مجموعه‌ای از نقاشی‌هایی که می‌تواند بخش‌هایی از طبیعت باشد یا با فضای سبز ارتباط داشته باشد، می‌تواند آن بن بست بصری را برطرف کند. 

گاهی هم نقاشی دیواری کارکرد زیبایی شناختی دارد و به محیط زیبایی می‌بخشد. اگر این فاکتور‌ها رعایت نشود ــ یعنی نقاشی نه به زیبایی بیفزاید، نه پیام رسانی خاصی داشته باشد، نه با فرهنگ و مردم آن محله همخوانی داشته باشد و نه با فضاسازی شهری همگون باشد ــ آن وقت اگر روی دیوار اجرا شود، فاجعه ایجاد می‌کند. ما در شهر مدام با تصاویر روبه رو هستیم و اگر نقاشی‌ای بدون در نظر گرفتن معیارها، استاندارد‌ها و شرایط به نقاشی‌های موجود اضافه شود، تنها نوعی تشنج بصری ایجاد می‌کند.

اورنگی درباره مسئله پرداخت‌ها نیز یادآور می‌شود: من سال‌ها هم به عنوان داور و دبیر و هم به عنوان شرکت کننده با جشنواره‌های هنر‌های شهری مشهد همکاری داشته‌ام؛ آن مبلغی که در مشهد بابت حق الزحمه یک هنرمند پرداخت می‌شود، جای بحث دارد. در تهران مبالغ را بسیار به روزرسانی می‌کنند و هنرمندانش نیز بسیار مشتاق به فعالیت هستند.

این نگاه باید در همه شهر‌ها وجود داشته باشد، زیرا باعث می‌شود هنرمند حس کند ارزش کارش دیده می‌شود. دریافتی هنرمند باید متناسب با هنر، سابقه، زمان و انرژی‌ای باشد که صرف می‌کند؛ به اصطلاح کار برایش به صرفه باشد. گاهی هم پرداخت‌ها بسیار دیر انجام می‌شود.

شاید بسیاری از هنرمندان نیاز فوری نداشته باشند، اما من هنرمندانی را می‌شناسم که برای پیشبرد کارشان و پرداخت دستمزد کارگران یا هزینه مواد لازم، مجبور به قرض گرفتن می‌شوند. دستمزد پایین و تأخیر در پرداخت ها، در شرایط اقتصادی کنونی، از نظر من در انگیزه هنرمندان بسیار مؤثر بوده است.

این نقاش و مدرس دانشگاه در پایان می‌گوید: با این حال، معتقدم اگر هنرمند از شرایط ناراضی است -چه از دستمزد‌ها و چه از شیوه برخورد- نباید اثر ضعیفی ارائه دهد. اثر، امضای ماست؛ اگر دوست داریم کار کنیم، باید بهترین هایمان را ارائه دهیم و هرگز اثر ضعیفی از خود به جای نگذاریم.

تکنیک و اجرای قوی، جنبه هنری کمی ضعیف

حسین ششکلانی نیز هم سابقه داوری در جشنواره هنر‌های شهری مشهد را داشته و هم خودش آثاری را خلق کرده، صحبتش را با گریزی کوتاه به گذشته آغاز می‌کند: نقاشی دیواری در مشهد به آن صورتی که بخواهد جدی باشد از سال ۸۸-۸۹ شروع شد. یکی از تفاوت‌های مهم نقاشی دیواری با نقاشی‌ای که روی بوم و در آتلیه انجام می‌شود، بستر کار است.

در شهر از هر دیواری نمی‌توانید برای نقاشی استفاده کنید؛ باید دیوار خوب و خوش منظری باشد و حتی باید رضایت مالک آن دیوار را هم جلب کنید و مسائلی از این دست، که از وقتی شهرداری آمد پای کار این مسئله خود به خود حل شد. بحث دیگر این است که نقاشی دیواری را می‌توانیم تقسیم کنیم به کار‌های تزیینی و کار‌های مفهومی و کار‌های ماندگار و کار‌های موقتی. زمانی که می‌خواستیم کار را شروع کنیم سطح بندی کردیم و دیوار‌هایی که بستر مناسبی نداشتند برای نقاشی کم هزینه و تزیینی در نظر گرفتیم که با سرعت انجام شود و فقط به جنبه زیباسازی شهر کمک کند. 

دیوار‌هایی که منظر و بستر بهتر و ابعاد بزرگ تری داشتند در درجه دوم قرار دادیم که از نظر ارزش گذاری هنری، از کار‌های تزیینی فاصله می‌گرفت و کمی جنبه مفهومی پیدا می‌کرد. دیوار‌ها که بزرگ بود و منظر شهری خوبی داشت، در سطح درجه یک قرار دادیم و جنبه هنری آثاری که روی این دیوار‌ها اجرا شد هم بیشتر شد.

او ادامه می‌دهد: به نظرم اتفاقی که در مشهد افتاد این بود که کار هنرمندان ما به لحاظ تکنیکی جلوتر از نگاه هنرمندانه و طراحی‌های خلاقانه حرکت کرد، که خود این حرکت هم جنبه مثبتی دارد. اما چیزی که الان با آن روبه رو هستیم این است که تکنیک اجرای کار را در مشهد داریم، به طوری که هنرمندان مشهدی در شهر‌های دیگر هم سفارش می‌گیرند و کار می‌کنند، اما در جنبه هنری کمی ضعیف هستیم.

در بحث‌های هنری متکی شدیم به دستگاه‌های دیجیتالی و کامپیوتری که چند تصویر را روی هم سوار می‌کنیم و دکمه را می‌زنیم و بافت و طرحی ایجاد می‌شود. من فکر می‌کنم از این جهت، یعنی از جنبه هنری باید بیشتر کار کنیم. در جمع بندی خلاصه می‌توانم بگویم که در بحث تکنیک و اجرا خوب و در جنبه هنری کمی ضعیف هستیم.

ششکلانی درباره تأثیر این روند در انگیزه هنرمند و کیفیت آثاری که در شهر در دید شهروندان قرار می‌گیرد، می‌گوید: اولا باید به این کار به عنوان یک حرفه نگاه شود، یعنی در نظر بگیرند که کسی که در این حوزه کار می‌کند دارد از همین راه کسب درآمد و زندگی می‌کند و این کار برایش یک کار تفننی نیست.

اگر این درآمد وجود نداشته باشد در زندگی اش به مشکل می‌خورد و اگر در چنین شرایطی قرار بگیرد مجبور است هر کاری -کاری غیر مرتبط و متفرقه- بکند. طرف حدود ۳۵ سال کار حرفه‌ای انجام داده و تمام فوت و فن کار را یاد گرفته و الان در پنجاه سالگی بیکار است. خود من شخصا وقتی در فرم‌هایی که فرزندانم می‌آورند نمی‌دانم جایی که نوشته شده شغل، چی بنویسم. 

{$sepehr_key_244753}

من همیشه می‌گویم اگر توقع کاری حرفه‌ای از هنرمند دارید، سفارش دهنده هم باید حرفه‌ای باشد، یعنی برخوردش حرفه‌ای باشد. نمی‌توانید از کسی انتظار داشته باشید کار حرفه‌ای و در استاندارد بالا تحویل بدهد، اما شما در قرارداد کار حرفه‌ای انجام ندهید؛ مثلا سروقت پولش را ندهید یا آن قدر دیر بدهید که نوش داروی بعد از مرگ سهراب باشد. 

وقتی قضیه معیشت مطرح باشد در خروجی نهایی کار هنری هم اثر می‌گذارد. وقتی می‌خواهی با مصیبت پول بگیری حتی انگیزه نداری طرح اولیه را خوب انجام بدهی. من خودم به خاطر همین مسائل چهار، پنج سال است که اصلا سمت این کار نمی‌روم، حس من را گرفته‌اند. سفارش هم نیست. یا اگر سفارشی باشد آن قدر دیر پول می‌دهند که آدم ترجیح می‌دهد سمتش نرود. باید در شیوه واگذاری کار هم تغییر نگاه بدهند. 

الان گروهی از بچه‌های حرفه‌ای با رزومه‌های خوب تشکیل شده است. کار باید به این افراد سفارش داده شود، اصلا یک مشکل بحث فراخوان است. همه کار‌ها برای همه افراد نباید فراخوان باشد. به بعضی هنرمندان باید کار را سفارش داد. این خودش یک مسیر حرفه‌ای است.

این هنرمند باتجربه در پایان درباره تجربه اش از برخورد شهروندان با نقاشی‌های دیواری در سال‌های گذشته و اکنون یادآور می‌شود: سواد بصری مردم بسیار ارتقا یافته است؛ نه فقط نسبت به سی سال پیش، بلکه حتی نسبت به ۱۰ سال گذشته نیز تغییرات بسیاری کرده‌اند.

مردم چنان حجم بالایی از تصاویر را می‌بینند که خودبه خود سطح انتظارشان بالا رفته است؛ چه به واسطه اینترنت و فضای مجازی و چه از طریق تلویزیون و شبکه‌های مختلف؛ بنابراین آنچه به نظرم اهمیت دارد، فارغ از موضوع، کیفیت اجرای اثر است. فرم و رنگ تأثیر بسیاری دارند و باید قواعد کار رعایت شود.

مردم کار خوب را به آسانی و با دقت تشخیص می‌دهند و تفاوتی هم میان بالاشهر و پایین شهر وجود ندارد. این تجربه من است که فارغ از سبک و مکتب، اگر کار خوب اجرا شود، مردم آن را می‌پسندند.