حسن وارسته، سرپرست نویسندگان «صبح جمعه با شما»، معتقد است مخاطب امروز بیش از هر چیز به فرصتی برای فاصله گرفتن از فضای ملتهب جامعه نیاز دارد. او در گفتوگو با شهرآرانیوز از شیوه طراحی فصل جدید، تغییر الگوی مصرف رسانهای، نسبت برنامه با شبکههای اجتماعی، انتخاب موضوعات و نقش طنز در نقد مسائل اجتماعی میگوید و تأکید دارد که «جذابیت لزوماً در جنجال نیست.»
مدیریت نویسندگان برنامهای با این حجم از تولید و تنوع محتوایی، کار سادهای نیست. در فصل جدید «صبح جمعه با شما» چه استراتژیای برای حفظ تعادل میان سرگرمی، اطلاعرسانی و خدمات اجتماعی در نظر گرفتهاید؟
قبل از هر چیز باید بگویم «صبح جمعه با شما» یک برنامه ضبطی است و طبیعتاً منطق تولید آن با یک برنامه زنده تفاوت دارد. ما فرصت بیشتری برای فکر کردن، طراحی و بازنویسی داریم و همین مسئله کمک میکند برنامه از واکنشهای شتابزده و لحظهای فاصله بگیرد. اما درباره تعادل میان سرگرمی، اطلاعرسانی و نگاه اجتماعی، اعتقاد من این است که مخاطب امروز بیش از هر چیز به فرصتی کوتاه برای فاصله گرفتن از فضای ملتهب اطرافش نیاز دارد. در شرایطی که مردم با تورم، فشارهای اقتصادی و تبعات جنگ تحمیلی روبهرو هستند، وظیفه ما این نیست که همان التهاب را دوباره با شکل دیگری وارد خانههای مردم کنیم.
تلاش من این است که مخاطب، ولو برای مدتی کوتاه، از این فضای پرتنش فاصله بگیرد و لبخندی بر لبش بنشیند. البته این به معنای بیتفاوتی نسبت به مسائل جامعه نیست. برعکس، ما تلاش میکنیم در لابهلای آیتمهای طنز، تلنگر کوچکی هم به مسئولان و حتی به خودمان بزنیم. نگاه من در این زمینه تا حدی با خواندن کتاب «جامعهشناسی خودمانی» حسن نراقی شکل گرفته است؛ اینکه پیش از آنکه همه مشکلات را بیرون از خودمان جستوجو کنیم، گاهی نگاهی هم به رفتارهایی بیندازیم که خود ما در زندگی اجتماعیمان بروز میدهیم و شاید در شکلگیری یا ادامه بعضی مشکلات نقش داشته باشیم. البته تلاش ما نقد منصفانه است؛ نه قضاوت و نه صدور حکم. طنز برای من زمانی ارزشمند است که هم مخاطب را بخنداند و هم بعد از خنده، تلنگر کوچکی برای فکر کردن ایجاد کند.
تغییر الگوی مصرف رسانهای و حرکت مخاطبان از تلویزیون و رادیو به سمت شبکههای اجتماعی، چه تأثیری بر انتخاب موضوعات فصل جدید داشته است؟
واقعیت این است که الگوی مصرف رسانهای تغییر کرده و ما نمیتوانیم نسبت به این تغییر بیتفاوت باشیم، اما قرار هم نیست صرفاً دنبال موضوعات ترند و گذرای فضای مجازی حرکت کنیم. ما تقریباً در هر برنامه یک موضوع محوری داریم و تلاش میکنیم همه اجزای برنامه حول همان موضوع شکل بگیرند. این موضوعمحوری در واقع تکلیف نویسندگان را هم روشن میکند؛ شعر، ترانه، آیتمهای نمایشی، گزارشها و حتی بخشی از انتخاب خبرها در نسبت با همان موضوع طراحی میشوند. مثلاً موضوع برنامه اول «معرفی» بود؛ اینکه ما چگونه خودمان را معرفی میکنیم؟ آیا نام و نام خانوادگی ما را معرفی میکند؟ لباسمان؟ جایگاه اجتماعیمان؟ یا رفتارهای فرهنگیمان؟
بعد از همین نقطه به فاصله میان «معرفیشدن» و «معروفشدن» رسیدیم؛ اینکه امروز بعضی افراد برای معروفشدن چه مسیرهایی را انتخاب میکنند و گاهی برای دیدهشدن در فضای مجازی دست به رفتارهای هنجارشکنانه میزنند. برنامه دوم به موضوع ازدواج پرداخت و برنامه سوم درباره خانواده ایرانی بود؛ بنابراین ما به جای اینکه هر هفته مجموعهای از آیتمهای پراکنده را کنار هم قرار بدهیم، تلاش میکنیم یک موضوع را از زاویههای مختلف ببینیم و آن را در قالبهای متنوع ارائه کنیم. در کنار این ساختار موضوعمحور، به شخصیتها هم توجه ویژهای شده است. من خودم تلاش کردم تیپها و شخصیتهای تازهای طراحی کنم و در عین حال شخصیتهای محبوب «صبح جمعه با شما»ی قدیم را هم حفظ کنیم و متناسب با موضوع هر برنامه از آنها استفاده کنیم.
در عصر «خبرهای سریع» و «تیترهای جنجالی»، چالش اصلی شما در انتخاب موضوع چیست؟ چطور میان جذابیت و حفظ اصالت و عمق محتوا تعادل برقرار میکنید؟
فکر میکنم یکی از خطرهای امروز رسانه این است که همه چیز را با میزان دیدهشدن بسنجیم. جذابیت لزوماً در جنجال نیست. ما در «صبح جمعه با شما» قرار نیست برای رقابت با سرعت خبر یا فضای جنجالی شبکههای اجتماعی، همان مسیر را تکرار کنیم. رسانههای مختلف کارکردهای متفاوتی دارند و رادیو اگر بخواهد فقط تقلیدکننده فضای مجازی باشد، طبیعتاً چیزی برای عرضه نخواهد داشت. ما بیشتر تلاش میکنیم از موضوعاتی شروع کنیم که مخاطب بتواند خودش را در آن پیدا کند. موضوعاتی مانند معرفی، معروفشدن، ازدواج، خانواده و بسیاری از مسائل روزمره شاید در نگاه اول ساده باشند، اما وقتی وارد زندگی مردم میشوند، ابعاد اجتماعی و فرهنگی متنوعی پیدا میکنند.
برای من جذابیت واقعی زمانی اتفاق میافتد که مخاطب بگوید: «این اتفاق را من هم دیدهام» یا «این آدم را من هم میشناسم.» در کنار طنز و سرگرمی، ما یک نگاه انتقادی هم داریم، اما تلاش میکنیم این نگاه از بالا به پایین نباشد. قرار نیست فقط دیگران را نقد کنیم؛ گاهی خودمان، رفتارهای خودمان و عادتهایی که در زندگی اجتماعی پیدا کردهایم نیز موضوع طنز قرار میگیرند. به نظرم این نگاه، طنز را صادقانهتر و به مخاطب نزدیکتر میکند.
بسیاری از منتقدان معتقدند برنامههای صبحگاهی یا بیش از حد آرام هستند یا بیش از حد سیاسی و اجتماعی میشوند. در فصل جدید چطور تلاش کردهاید از کلیشههای همیشگی برنامههای صبحگاهی فاصله بگیرید؟
به نظرم اساساً «صبح جمعه با شما» را نمیتوان با الگوی رایج برنامههای صبحگاهی مقایسه کرد. این برنامه یک جنگ و واریته است؛ ترکیبی از موسیقی، آیتمهای نمایشی طنز، شعر، ترانه، خبر و گزارش، اما همه این بخشها به صورت هدفمند در کنار هم قرار میگیرند. یکی از ویژگیهای مهم فصل جدید این است که تقریباً هر برنامه یک موضوع محوری دارد. یعنی ما ابتدا موضوع را مشخص میکنیم و بعد همه اجزای برنامه بر اساس همان موضوع طراحی میشوند. وقتی موضوع مشخص باشد، نویسندگان هم مسیر روشنتری دارند و شعر، ترانه، آیتمهای نمایشی و بخشهای دیگر بر اساس همان محور نوشته و طراحی میشوند.در کنار این ساختار موضوعمحور، تلاش کردیم یک جهان نمایشی مشخص هم برای برنامه طراحی کنیم. فضای اصلی داستان در عمارتی بزرگ و قدیمی شکل میگیرد؛ فضایی شبیه خانههای قدیمی «قمرخانم»، با چندین اتاق که دور یک حوض و باغچه قرار گرفتهاند.
مالک این عمارت «آمیز قشمشم» است. آمیز قشمشم سالها پیش به دلایلی به کانادا رفته و عمارت را به سرایداری سپرده است. اما سرایدار و همسرش از نبود صاحبخانه استفاده کردهاند و اتاقهای مختلف عمارت را به افراد گوناگون اجاره دادهاند. همین اتفاق باعث شده آدمهایی از نسلها، طبقات و نگاههای مختلف زیر یک سقف زندگی کنند؛ از شخصیتهایی با حالوهوای نسل قاجار و ادبیات خاص خودشان گرفته تا کارمند، موزیسین، محتکر، قاچاقچی دارو، نسل زد و شخصیتهای دیگر. در کنار شخصیتهای تازه، شخصیتهای محبوب «صبح جمعه با شما»ی قدیم را هم حفظ کردهایم تا متناسب با موضوع هر برنامه وارد این جهان شوند؛ از جمله جانعلی با همسر و دخترانش و البته مرغ و خروس و الاغش. همچنین ملون، کامی، خواهر ملون یعنی منور و دیگر شخصیتها نیز در این فضای نمایشی حضور دارند. در واقع این عمارت یک نمونه کوچک از جامعه است؛ آدمهایی با زبانها، نسلها، نگاهها و سبک زندگی متفاوت که ناچارند در کنار هم زندگی کنند. همین تضادها هم موقعیتهای کمیک ایجاد میکند و هم به ما اجازه میدهد مسائل اجتماعی را بدون مستقیمگویی وارد فضای طنز کنیم.
در لحظاتی که یک اتفاق غیرمنتظره برنامهریزی از پیش تعیینشده را به هم میریزد، فرآیند تصمیمگیری چگونه انجام میشود؟ نقش سرپرست نویسندگان در این شرایط چیست؟
البته «صبح جمعه با شما» برنامهای ضبطی است، نه زنده، و طبیعتاً این تفاوت مهمی در فرآیند تولید ایجاد میکند. ما فرصت بیشتری برای بازنگری، اصلاح و بازنویسی داریم. با این حال، در یک تولید نمایشی همیشه اتفاقهای پیشبینینشده وجود دارد. ممکن است یک آیتم روی کاغذ بسیار جذاب باشد، اما هنگام اجرا آنطور که تصور میکردیم جواب ندهد. گاهی یک بازیگر در اجرا ظرفیت تازهای از یک شخصیت را کشف میکند یا در فرآیند ضبط متوجه میشویم شوخیای که روی کاغذ خوب بوده، در اجرا کارایی لازم را ندارد. در چنین شرایطی نقش من به عنوان سرپرست نویسندگان، بیشتر مراقبت از انسجام کلی برنامه، لحن شخصیتها و موضوع محوری هر قسمت است.
گاهی لازم است یک آیتم بازنویسی شود، گاهی یک شخصیت پررنگتر شود و گاهی هم باید از یک ایده عبور کنیم. اما برای من مهم است که هر تغییری در خدمت هویت کلی برنامه باشد.
{$sepehr_key_245017}
در فرآیند انتخاب نویسندگان برای فصل جدید، چه ویژگیهایی را در اولویت قرار دادید که بتواند با پویایی برنامهای مثل «صبح جمعه با شما» سازگار باشد؟
من باید ابتدا یک نکته را صادقانه بگویم؛ بیش از بیست سال بود که برای رادیو متن ننوشته بودم؛ بنابراین وقتی به این پروژه دعوت شدم، به جای اینکه تصور کنم تجربه سالهای فعالیت من در تلویزیون را میتوانم بدون تغییر وارد فضای رادیو کنم، تلاش کردم از تجربه و شناخت دوستانی استفاده کنم که سالها در رادیو کار کردهاند. در این مسیر، مشورت و شناخت تهیهکننده محترم برنامه، جناب نوید جولایی، از فضای رادیو برای من بسیار مهم بود. همچنین تلاش کردم از توان و تجربه کارگردان محترم برنامه، جناب میرطاهر مظلومی، بهره بگیرم.
بر همین اساس، نویسندگان باتجربه و توانمند رادیو به گروه دعوت شدند و در کنار آنها از دو سه نویسنده مستعد نیز استفاده کردیم تا در کنار تجربه، نگاه و انرژی تازه هم وارد گروه شود. نقش من در آغاز کار، طراحی ماکتهای اولیه برای بخشها، آیتمها و تیپهای «صبح جمعه با شما» بود و پس از آن نیز مراقبت از لحن، هویت و قوت آیتمها را دنبال کردم. وقتی به برنامه دعوت شدم، تقریباً چهار یا پنج جلسه طولانی با نویسندگان برگزار کردیم. در این جلسات تلاش کردیم ببینیم چگونه میتوان «صبح جمعه با شما» را با جذابیتهای نمایشی معاصر طراحی کرد؛ به شکلی که هم به «صبح جمعه با شما»ی قدیم وفادار بماند و هم با زبان، ساختار و ذائقه نسل معاصر ارتباط برقرار کند.
برای من مسئله این نبود که نسخه قدیمی را صرفاً تکرار کنیم یا آنقدر تغییرش دهیم که دیگر نشانی از هویت گذشتهاش باقی نماند. چالش اصلی پیدا کردن یک نقطه تعادل بود؛ اینکه مخاطب قدیمی همچنان حس آشنای برنامه را پیدا کند و در عین حال مخاطب امروز هم احساس نکند با اثری متعلق به گذشته مواجه است؛ بنابراین تلاش کردیم در کنار تجربه نویسندگان آشنا با فضای رادیو، نگاههای تازه را نیز وارد کنیم و به ساختاری برسیم که هم ریشه در خاطره مخاطب داشته باشد و هم بتواند برای نسل امروز خوراکی جذاب و نمایشی فراهم کند.
اگر بخواهید «صبح جمعه با شما» را در سالهای آینده تصور کنید، چه تغییرات بنیادینی در آن خواهید دید؟ آیا مفهوم برنامه صبحگاهی سنتی همچنان پابرجا خواهد ماند یا باید به سمت تجربههای تعاملیتر حرکت کرد؟
به نظرم شکل مصرف رسانه در سالهای آینده قطعاً تغییر خواهد کرد، اما نیاز انسان به قصه، شخصیت و خندیدن تغییر چندانی نمیکند. ممکن است در سال ۲۰۳۰ مخاطب «صبح جمعه با شما» را فقط در یک ساعت مشخص از رادیو دنبال نکند. شاید برنامه در بسترهای مختلف شنیده شود و بخشهایی از زندگی آن در فضای دیجیتال و پلتفرمهای دیگر ادامه پیدا کند. اما چیزی که برای من اهمیت دارد، حفظ هویت برنامه است.
«صبح جمعه با شما» اگر بخواهد با نسلهای آینده ارتباط برقرار کند، باید شکل ارائه خودش را متناسب با زمان تغییر دهد، اما نباید به خاطر تغییر ابزار، شخصیت و هویت خودش را از دست بدهد. ما امروز تلاش کردهایم یک جهان نمایشی با شخصیتهای متعدد بسازیم و همین جهان میتواند در آینده ظرفیتهای بیشتری پیدا کند. مخاطب میتواند ارتباط بیشتری با شخصیتها داشته باشد و شاید شکلهای تازهای از تعامل با جهان برنامه ایجاد شود.
اما در نهایت تکنولوژی فقط ابزار است. اگر قصهای وجود نداشته باشد، اگر شخصیت جذابی خلق نشود و اگر مخاطب احساس نکند بخشی از زندگی و دغدغههای خودش در برنامه حضور دارد، هیچ فناوری تازهای نمیتواند جای آن را بگیرد. تصور من این است که «صبح جمعه با شما» در آینده میتواند مدرنتر و متناسب با شیوههای جدید مصرف رسانه باشد، اما مأموریت اصلیاش همچنان حفظ میشود؛ اینکه در میان همه خبرها، نگرانیها و التهابهای زندگی، فرصتی برای لبخند و کمی نفس کشیدن به مخاطب بدهد.