به گزارش شهرآرانیوز، نخستین قسمت «مرد سههزار چهره» جمعهشب از شبکه سه سیما پخش شد تا شخصیت محبوب «مسعود شصتچی» پس از حدود ۱۷ سال دوباره به تلویزیون بازگردد. این بازگشت در حالی اتفاق افتاده که نام مهران مدیری و سابقه موفق دو مجموعه قبلی، انتظارات زیادی برای این سریال ایجاد کرده است.
مدیری در سالهای اخیر کارنامهای پرفرازونشیب داشته و بسیاری معتقدند فاصله او با دوران موفقیتهای پیدرپی گذشته بیشتر شده است. او اکنون در شرایطی به تلویزیون بازگشته که همزمان سریال «شاهگل» را نیز در نمایش خانگی دارد و همین مسئله، «مرد سههزار چهره» را بیش از پیش زیر ذرهبین مخاطبان قرار داده است.
شوخیهایی که در فضای مجازی دیده شدند
یکی از بخشهای مورد توجه قسمت نخست، حضور مهمانی در پادکست پدر «مسعود شصتچی» بود که بهوضوح پارودی مجتبی شکوری به نظر میرسید. شباهت این شخصیت با نمونه واقعی او در فضای مجازی نیز مورد توجه قرار گرفت.
در همین بخش، شوخی با یکی از اشتباهات مشهور مسعود فراستی در برنامه «کتابباز» نیز دیده شد. چنین ارجاعهایی از ویژگیهای آشنای آثار مهران مدیری است؛ او در آثار گذشته خود نیز بارها سراغ چهرهها و موضوعات اجتماعی و سیاسی روز رفته است.
چهرهای تازه در کنار مهران مدیری
یکی دیگر از نکات قابل توجه قسمت اول، حضور بازیگری تازه به نام بهی جدیدی است. نام این بازیگر در تیتراژ در کنار مهران مدیری به عنوان نام اول قرار گرفته و او در همان قسمت نخست نیز حضوری تقریباً همسنگ با شخصیت اصلی دارد.
جدیدی پیش از این بیشتر سابقه محدودی در تئاتر داشته و برای مخاطب عمومی چهره شناختهشدهای محسوب نمیشود. حضور او در یکی از مهمترین سریالهای تلویزیونی سال میتواند در ادامه مسیر «مرد سههزار چهره» به یکی از نکات قابل توجه تبدیل شود.
از سوی دیگر، مهران مدیری این بار تنها در جایگاه بازیگر و کارگردان دیده نمیشود و عنوان «سرپرست نویسندگان» نیز در تیتراژ سریال به نام او ثبت شده است. مدیری در بخش نویسندگی کارنامه خود، پیش از این تنها در دو فیلم «ساعت ۵ عصر» و «ساعت ۶ صبح» عنوان نویسندگی فیلمنامه را داشته است.
در این مجموعه همچنین شهرزاد مدیری، دختر مهران مدیری، طراحی لباس را برعهده دارد.
داستان هنوز راه نیفتاده است
قسمت نخست «مرد سههزار چهره» بیشتر به آمادهسازی مراسم ازدواج «مسعود شصتچی» اختصاص داشت و هنوز نمیتوان گفت داستان اصلی سریال به شکل جدی آغاز شده است.
بخش قابل توجهی از این قسمت به معرفی وضعیت تازه شخصیتهای قدیمی پس از ۱۷ سال و معرفی شخصیت جدیدی اختصاص داشت که این بار همسر شصتچی است.
مشکل اصلی اما فقط کندی ریتم نبود. بخشی از شوخیهای قسمت نخست برای مخاطب امروز کهنه و تکراری به نظر میرسید؛ از برخوردهای فیزیکی شصتچی با زونکنها و قفسههای اداره گرفته تا شوخیهایی مانند خیس کردن انگشت برای ورق زدن کاغذ و استفاده از کاربن.
این جنس شوخیها در قسمت نخست چندان تازه به نظر نمیرسید و گویی بخشی از فضای کمدی دهههای ۷۰ و ۸۰ را مستقیماً به سال ۱۴۰۵ آورده است.
گریههای مکرر مادر شصتچی نیز نتوانست آنطور که انتظار میرفت ظرفیت کمدی ایجاد کند. در مقابل، حضور غلامرضا نیکخواه در نقش پدر «مسعود شصتچی» جالب توجه بود و نشان داد این شخصیت میتواند در ادامه ظرفیت بیشتری برای خلق موقعیتهای خندهدار داشته باشد.
آیا موتور «مرد سههزار چهره» روشن میشود؟
با تماشای قسمت اول، نمیتوان گفت «مرد ۳۰۰۰ چهره» بازگشتی درخشان برای مهران مدیری رقم زده است. البته هنوز برای قضاوت نهایی زود است و ممکن است داستان در قسمتهای آینده جان بگیرد؛ اتفاقی که در برخی آثار مدیری نیز رخ داده و گاهی موتور اصلی سریال پس از ۱۵ یا ۲۰ قسمت روشن شده است.
{$sepehr_key_245440}
با این حال، «مرد سههزار چهره» فرصت چندانی برای آزمون و خطا ندارد. این مجموعه تنها ۱۵ قسمت دارد و برخلاف سریالهایی مانند «شبهای برره» که با ۱۰۰ قسمت فرصت بیشتری برای شکلگیری تدریجی جهان داستان داشتند، باید خیلی زود مخاطب را با خود همراه کند.
بنابراین، اگرچه قسمت نخست نمیتواند معیار قطعی برای قضاوت درباره کل سریال باشد، شروع نهچندان امیدوارکننده آن را نیز نمیتوان نادیده گرفت. بازگرداندن «مسعود شصتچی» پس از نزدیک به دو دهه به تلویزیون بهتنهایی کافی نیست و مخاطب امروز از این شخصیت محبوب، چیزی فراتر از تکرار شوخیها و موقعیتهای آشنای گذشته انتظار دارد.