خبر رسید، داغ شبیه یک تکه ترکش سرخ نشست توی سینهام: حمله هوایی به یک عروسی در سیریک. همین عبارت حمله هوایی به یک عروسی را اگر در گوگل جستوجو کنید گوگل برای شما پیشنهادهایی میدهد که آیا منظورت در افغانستان است یا عراق یا سیریک ایران و این یعنی اینکه ما با دشمنی روبه روییم که توی کنداکتور جنگ هایش حتما یک حمله به عروسی تدارک دیده است.
در حمله به عروسی پیامی نهفته است و آن این است که ما زندگی را، شادی را، لبخند و دست افشانی را، نشانه میرویم. ما با زندگی مخالفیم.
فکرکن وسط تحریم ها، وسط محاصره ها، وسط دلار ۲۲۰ تومانی و طلای گرمی فلان، دو جفت چشم به هم گره خوردهاند، عاشق شدهاند، به خانواده هایشان گفتهاند، خواستگاری رفتهاند، بعد که همه چیز را مقرر کردهاند نشستهاند به تدارک دیدن و در حوالی ایام میلاد پیامبر (ص) جشن گرفتهاند.
فرق عروسیهای آن خطه با عروسیهای پایتخت و دیگر شهرهای بزرگ در این است که عموما کارت عروسی به کار نیست همین که صدای دهل و دمام به گوش برسد و پشت بندش صدای کل کشیدن زنها یعنی یک گوشه آبادی دلی امشب به دلی دیگر وصال میدهد و تو باید بروی به تبریک شادباش.
تو فکر کن شاه داماد چه همه دویده در آن گرما و شرجی عرق ریخته ریال ریال جمع کرده که خرج عیال کند و بسم ا... زندگی را بگوید و یکهو صدای نعره پهپادهای دشمن حرامزاده پیچیده و صدای باندها و دهلها و نی انبانها قطع شده و کل منقطع زنها ممتد شد، و شده لیک، شده جیغ، شده فرار. زنهای بندری در عروسی هایشان صندلهای ظریف میپوشند که راه رفتنشان آرام و باوقار باشد و بمیرم که دخترکان بلوغاتی با چادرهای نازک و پیرهنهای پولکی نتوانستهاند فرار کنند و ترکشها به جانشان نشسته.
{$sepehr_key_245625}
چه واکنش سریعی؟ مگر میشود بر این داغ چیزی نوشت؟ سر انگشت هایت مثل شمع آب میشود به سوژه که فکر میکنی. به چادرهای خونی فکر میکنم، به صندلهای گم شده، به دیگهای غذای پر از خاک، به ماشین گلزده، به دهل پاره، به کیف هدیهها و به داماد به داماد به داماد ... که چقدر خجالت کشیده و بار شرم کمر نگذاشته راست کند.
ما ایرانیها یک جملهای داریم که از آن شب به بعد توی سرم معنای دیگری پیدا کرده، ما کسی که کار مهمی برایمان انجام میدهد میگوییم ایشالا عروسی بچه هات جبران کنیم، از آن شب هر بار توی رسانهای، جایی، عکس آن خوک بور را میبینم زل میزنم توی چشمهای شیطانی اش و میگویم: عروسی بچه هات به زودی جبران میکنیم.