امروز وقتی در کوچهپسکوچههای شهر قدم میزنیم یا در میان انبوه نظرات شهروندان در فضای مجازی غرق میشویم، یک حرف مشترک بهوضوح شنیده میشود: مسئولان با هم باشند، کارها درست میشود. این یک حقیقت عینی است که از دل هزاران انتظار مردم بیرون آمده است و رهبر معظم انقلاب نیز بارها بر اهمیت اتحاد میان مسئولان تأکید کردهاند. این فقط یک توصیه سیاسی نیست، بلکه یک اصل بنیادین در حکمرانی است که ثبات و کاهش اصطکاک سیستمی را بهدنبال دارد.
در روزهای اخیر شاهد یک همگرایی کمنظیر میان شورای اسلامی شهر مشهدمقدس و مدیریتشهری هستیم. این پدیده نشاندهنده بلوغ نهادی و عبور از تنشهای فرسودهکننده گذشته به سمت توسعه پایدار شهری است.
وقتی نهاد ناظر و نهاد مجری بر سر منافع کلان شهر به اجماع میرسند، شهر طعم ثبات را میچشد. اما در کنار این فرصت همگرایی، همواره رخدادهایی حاشیهطور خواسته یا ناخواسته، هدفمند یا تصادفی، بهوجود میآید و سبب بهحاشیهرفتن این حلاوت همگرایی میشود؛ پدیدهای که ممکن است ماحصل هیجان یک خبرنگار یا رفتار ناخواسته یک مدیر، موقعیتنشناسی یک تصویربردار یا آمادهنبودن یک مسئول باشد؛ پدیدهای که باید با رویکرد آسیبشناسی و پدیدارنگری و از دیدگاه جامعهشناسی ارتباطات و رسانه در زمان مقتضی کالبدشکافی جدی کرد؛ پدیدهای که فرصت آرامش فرایندی را به سمت تهدید موضوع میکشاند.
در ادبیات ارتباطات، تکنیکی وجود دارد با عنوان مهندسی بحران ساختگی. هنگامی که ساختارهای رسمی به سمت ثبات و کار کارشناسی حرکت میکنند، برخی جریانها که در این فرایند سهامدار نیستند و دچار تعارض منافع میشوند، احساس طردشدگی میکنند و برای جبران این خلأ، روی پدیدههایی که در این مسیر حکم حاشیه را پیدا میکنند، سرمایهگذاری میکنند و آنها را از میان دادههای رسانهای، متورم میسازند و یک امر قابل توجیه و عبور را به سوهان سایش این تفاهم فرایندی تبدیل میکنند.
{$sepehr_key_245726}
این نوع بحرانپروری، فارغ از مبدأ و نیتهای فیمابین، مهمترین عنصر برهمزدن تمرکز دستگاه محاسباتی ساختارها و مدیران فعال میشوند. این برهمزنی تمرکز جمعی و تغییر اولویتها میتواند جهت عملکرد ساختارهای همگرا را به سمت کندی و واگرایی بکشاند. هدف اینگونه اقدامات ایجاد یک مسیر انحرافی شناختی در ذهن مدیران و افکار عمومی است.
در وضعیتی که شهرداری و شورا درگیر پروژههای سنگین عمرانی و خدماتشهری هستند، ایجاد یک جنجال ساختگی باعث میشود انرژی سیستم صرف پاسخگویی به حاشیهها شود. این دقیقا همان نقطهای است که ویروسهای ضدوحدت و ضدخدمت از آن ارتزاق میکنند؛ امری که در بین اهالی رسانه و ارتباطات تکلیفگرا ممدوح نیست. جریانهای سالمی که تقویت مسیر خدمت را بر کلیکخواری ترجیح میدهند، جریانهای اصیل و باسابقه، معمولا از این نوع بحرانهای دیگرساخته با کرامت عبور میکنند.
حواشی و شبهحاشیهها مانند تیری هستند که اتحاد مسئولان را هدف میگیرند. وقتی یک مسئول شهری مدام درگیر این حواشی ناخواسته میشود، طبیعی است که دیگر وقت کمتری برای رسیدگی به مشکلات واقعی مردم دارد.
عبور از بحرانهای گذشته و رسیدن به نقطه کنونی همافزایی، ثمره هوشمندی مدیرانی است که متوجه شدهاند شهر میدان تسویهحساب شخصی نیست. حال اگر قرار باشد این ثبات دوباره به مخاطره بیفتد، آسیب اصلی متوجه شهروندان و فرهیختگان و فعالانی است که برای بهرهبردن از این فرصت خدمت در انتظار هستند.
راهحل روشن است: مسئولان باید با اتکا به همین روحیه اتحاد و همدلی، حرف مردم را بشنوند و با بیتوجهی هوشمندانه به حواشی، راه خود را با قدرت ادامه دهند. از آن سو، رسانه بهعنوان حلقه میانی مردم و مسئولان و موتور محرک روایت خدمت و ناظر امین و کاربلد، در رسالت واقعی خود آینه تمامنمای مطالبات مردمی و مرزبان حساسی است برای جلوگیری از بهرهبرداری اغیار التهابآفرین از ظرفیت بینظیر رسانه.
افکار عمومی امروز به نقطهای از رشد رسیده است که میان نقد سازنده کارشناسی و جنجالسازی رسانهای تفاوت قائل شود؛ و این ماحصل رفتار تخصصی و حرفهای اهالی رسانه و تعامل دقیق و روبهجلو مسئولان است. بیایید با پاسداری از این آرامش و اتحاد، مشهدمقدس را به شهری شایستهتر تبدیل کنیم؛ شهری که این روزها باید میداندار گفتمانهای تراز انقلاب اسلامی در عرصه بینالمللی باشد.