به گزارش شهرآرانیوز، لی چانگدونگ، فیلمساز سرشناس کره جنوبی، پس از موفقیت و توجه گستردهای که در سال ۲۰۱۸ با فیلم «سوختن» در جشنواره کن به دست آورد، این بار با «عشق ممکن» در جشنواره فیلم ونیز حضور پیدا کرده است؛ بازگشتی که با توجه به واکنشهای اولیه، میتواند او را بار دیگر در کانون توجه سینمای جهان قرار دهد.
چانگدونگ از فیلمسازانی است که میان آثارش فاصله زیادی ایجاد میشود و سالها از سینما دور میماند. او در این مدت به مشاهده انسانها و پرورش ایدههایش میپردازد و نتیجه بازگشتش معمولاً اثری است که فراتر از یک درام متعارف حرکت میکند.
«عشق ممکن» نیز در ابتدا با ریتمی آرام پیش میرود و ممکن است برای مخاطب کمی کند به نظر برسد، اما داستان بهتدریج لایههای تازهای پیدا میکند. هرچه روایت جلوتر میرود، تنش عاطفی و معنایی آن افزایش مییابد و فیلم در نهایت از یک درام اجتماعی ساده فاصله میگیرد.
{$sepehr_key_245779}
داستان فیلم درباره دو زوج متعلق به دو جهان کاملاً متفاوت است. «یهجی»، فیلمسازی جوان و ثروتمند، قصد دارد مستندی درباره طبقه کارگر کره جنوبی و پیامدهای یک اعتصاب خشونتآمیز کارگری بسازد.
در سوی دیگر، «میاوک» امیدوار است این مستند بتواند به بازگشت همسر آسیبدیدهاش، «هوسئوک»، به زندگی عادی کمک کند.
اما فیلم خیلی زود پرسشی جدیتر را مطرح میکند: مرز میان نیت خیر و خودخواهی کجاست؟
یهجی خود را علاقهمند به زندگی میاوک و هوسئوک میداند، اما نگاه او به زندگی این دو بهتدریج نگرانکننده میشود. رنج این زوج به ماده خام پروژه او تبدیل میشود و حتی لحظات خصوصی زندگیشان نیز در مستندی قرار میگیرد که قرار است روایتگر سرگذشت آنها باشد.
او تصور میکند به این افراد کمک میکند، اما همزمان از زندگی و رنج آنها بهره میبرد؛ واقعیتی که خود نیز تمایل چندانی به پذیرفتن آن ندارد.
داستان زمانی وارد مرحله تازهای میشود که دو زوج به خانه مجلل «سانگوو» در کنار دریا میروند.
خانه در ابتدا فضایی آرام، زیبا و ایدهآل دارد، اما انزوای این مکان بهتدریج روابط میان شخصیتها را تحت تأثیر قرار میدهد و شکافهایی را آشکار میکند که پیش از این پنهان مانده بودند.
پول، طبقه اجتماعی و انتظارات جامعه در این محیط دیگر بهسادگی قابل پنهان کردن نیستند. شخصیتها در ظاهر کارهای سادهای مانند گفتوگو، قدمزدن، شنا کردن یا نشستن در سکوت انجام میدهند، اما پشت تقریباً هر صحنه، تنش و معنایی پنهان وجود دارد.
روایت چانگدونگ در این فیلم یادآور «سوختن» است. درام نه با پیچشهای بزرگ داستانی و رویاروییهای ناگهانی، بلکه از کنار هم قرار گرفتن جزئیات شکل میگیرد؛ از یک نگاه کوتاه و گفتوگویی عجیب گرفته تا حرکتی که معنای واقعی آن شاید بسیار دیرتر برای مخاطب روشن شود.
{$sepehr_key_245780}
بازیگران «عشق ممکن» نیز در شکلگیری فضای پیچیده فیلم نقش مهمی دارند.
«زو اینسونگ» در نقش سانگوو، مردی ثروتمند و دورافتاده از دیگران را بازی میکند که نوعی آرامش ناآرامکننده دارد و نیازی نمیبیند جایگاه اجتماعی خود را به دیگران ثابت کند.
«سول کیونگگو» در نقش هوسئوک، شخصیتی را به تصویر میکشد که چنان در خود فرو رفته است که حتی سکوتش نیز حسی از خشم را منتقل میکند.
«چو یوجونگ» نیز در نقش یهجی، زنی را بازی میکند که واقعاً میخواهد دیگران را درک کند، اما فاصله زیادی با واقعیت زندگی آنها دارد.
در میان بازیگران، «جون دویون» در نقش میاوک بیش از همه مورد توجه قرار گرفته است. بازی او در ابتدا آرام و حتی فریبنده به نظر میرسد، اما بهتدریج شدت و قدرتی غریزی پیدا میکند.
شخصیت میاوک سرشار از احساسات سرکوبشده است و جون دویون این احساسات را بدون اغراق به نمایش میگذارد. در بخش پایانی، حضور او آنقدر پرقدرت میشود که بخش مهمی از بار عاطفی فیلم را در اختیار میگیرد و مخاطب بیش از دیگر شخصیتها درگیر سرنوشت او میشود.
«عشق ممکن» ۱۶۴ دقیقه طول دارد، اما ساختار تدریجی فیلم باعث میشود روایت هرچه پیش میرود، عمیقتر و پیچیدهتر شود.
فیلم از یک درام اجتماعی آرام آغاز میشود، اما در ادامه به مطالعهای درباره روابط انسانی، طبقه اجتماعی، رنج و نحوه نگاه انسان به زندگی دیگران تبدیل میشود و مهمتر از همه، مرز میان همدلی و بهرهکشی را به چالش میکشد.
در نهایت، «عشق ممکن» از چارچوب یک درام اجتماعی فراتر میرود و به تجربهای عاطفی و تقریباً متعالی تبدیل میشود؛ ویژگیای که در نخستین ارزیابیها، این فیلم را به یکی از مدعیان جدی دریافت شیر طلایی جشنواره فیلم ونیز تبدیل کرده است.