ایرانیان اهریمن را نماد شر و تاریکی میدانند، ویژه آنکه پس از ظهور زرتشت، مفاهیم خیر و شر در تجسم نمادین اهورا مزدا و اهریمن بروز کرده و زیست انسان ایرانی را نیز معنا بخشیده است.
در فرهنگ ایرانیان، دیو نماد شر و بدی است و تعدد دیوان به شکلی نمادین بیانگر تعدد بدیها و شرارتهای بسیار است. حضور لشکر دیوان دربرابر خیر و روشنی اهورا مزدا، تجسمی است از نبرد ابدی روشنی و نیکی در برابر تاریکی و بدی.
هر دیو در فرهنگ ایرانیان نماینده انواع بدیها و شرارت است. گاهی «بوشاسب» که دیو خواب مفرط و تنبلی است، با آمدن بامداد همه کوشش خود را به کار میبندد تا جهان را در خواب نگه دارد یا «َئشمَه» که با نیزهای خونین ظاهر میشود تا پیامآور خوفناک اهریمن باشد. دیوانی همچون «هیز» و «اَپوش» پیامآوران قحطی و بیآبی و خشکسالیاند و رودخانهها و دریاها و هر آنچه نماد آب و حیات است را فرو میبلعند.
اما... امان از وقتی که «وَرَن»، آن دیو شهوت همدست «آز» شود؛ و بدتر از بد، هنگامهای است که دیو آز؛ بد طینتترین دیوان نزد ایرانیان، افسار آدمی را به دست گیرد. آن دیو سیریناپذیر که نماد زیادهخواهی و طمع است و زندگی فرد، اطرافیان و جامعه را به نابودی میکشاند. «آز» در باور ایرانیان، فقط حرص، طمع، بخل و شهوت و هوس و زیادهخواهی نیست، همه گناهان از او سرچشمه میگیرد و بیراه نیست که او را مادر دیوان گویند.
یافتن خط و ربطهای دیوان اساطیری با جهان امروز، چنان که میپنداریم، نه سهل است و نه سخت. سهل نیست، چون ترکیبی از دیوان را میتوان در یک فرد، یک جریان فکری یا گروه و حزب و دسته و رانتهای نادیدهشان دید. نادیده است، چون «دروگ دیو»، که دیو دروغ است با هم دستی دیو آز، هر آن در هیبتی دروغین ظاهر میشوند و برای تباهی انسان از هیچ تلاشی فروگذار نیستند؛ و سخت نیست؛ چون آثار و نشانههای دیوان را میتوان در واقعیتهای جاری جامعه و زیست و سفرههای مردمان این ملک و دیار دید.
کافی است نگاه کنیم به عدد و رقمهایی که صفرهاشان گاهی چنان صفحات روزنامهها و رسانهها را پر میکنند، پنداری جهان و زندگی انسان ایرانی، امروز گره خورده است به همین اعداد و صفرهای بی شمارشان. آنچه در واقعیت جاری است، فاصلهای است از زمین تا آسمان، بین واقعیت زندگی جاری مردم با همان صفرهای بیشماری که جلوی اعداد مینشینند و گاه به ما پوزخند میزنند.
فقط کافی است نگاه کنیم به عددهای نجومی بودجههای تخصیص یافته به این و آن سازمان. یا برای نمونه نگاه کنیم به ارزهای تخصیص یافتهای که قراربوده برای رونق فلان کارخانه خودروسازی و رفاه و ایمنی مردم در جاده و خیابان هزینه شود.
برای یافتن مصداقها و نمونههایی از حضور دیوان، نیازی نیست راه دوری برویم، همین هفته پیش بود که موضوع تخصیص ۶ میلیارد دلار به یک شرکت مونتاژ کار خودروهای چینی، از سوی یکی از نمایندگان مجلس مطرح و خوراک بسیاری از رسانههای کشور شد.
آن نماینده مجلس در آنتن زنده شبکه خبر، مدعی شد که طی پنجسال حدود ۱۰میلیارد دلار ارز دولتی در اختیار شرکتهای مونتاژکار خودرو قرار گرفته که سهم یکی از آنها، حدود ۶میلیارد دلار بوده است.
حالا چرا اندازه و ابعاد رقم تخصیص یافته مهم است؟ کیست که نداند، وضعیت اقتصادی کشور در سالهای اخیر چه بوده و چه هست؟ سفرههای کوچک شده و مخارجی که هر خانوار بایستی با دریافتیهای ریالی ماهانهاش، به نرخ دلار هزینه کند و آنچه عایدش میشود، نه فقط ناچیز که اثرش سهمگین است.
آری، ۶ میلیارد دلار در کشوری با بیش از ۸۷ میلیون جمعیت، به ظاهر ناچیز و در بودجههای عمومی و کلان سایر بخشها به حساب نمیآید. به حساب نمیآید، چون کسی نیست که بپرسد، ۶ میلیارد دلار با یک حساب سرانگشتی ساده یعنی؛ خرید و تملک نیمی از سهام غولهای خودروسازی جهان مانند «رنو» یا «مزدا»! و توأمان داشتن تکنولوژی کامل چندین پلتفرم مدرن برای صنعت خودروسازی ایران.
۶ میلیارد دلار یعنی، اگر این مبلغ هنگفت ارزی به جای واردات و مونتاژ خودروهای لوکس چینی، برای ایجاد زیرساخت و تولید خودروهای برقی یا تأسیس کارخانههای هوشمند خودروهای برقی صرف میشد، کلانشهرهای ایران را نه فقط از شر آلایندههای ناشی از خودروهای بیکیفیت نجات میداد که کشورمان را به یک هاب منطقهای در صنعت خودروهای برقی در منطقه تبدیل میکرد. عدد ۶ و آن ۹ صفر بعدش به دلار یعنی، داشتن ۱۰ تا ۱۲ هزار دستگاه اتوبوس برقی مجهز برای کلانشهرهای آلوده ایران.
{$sepehr_key_245964}
حالا ۶ میلیارد دلار را بگذارید کنار محدودیت منابع ارز در سالهای پر فشار و تنگناهای ناشی از تحریم. بگذارید کنار فشاری که تأمین ارز کالاهای اساسی، دارو و حتی ناترازی انرژی و افزایش هزینههای واردات و چه و چه که بر مردم وارد شده است.
قرار نیست همه مشکلات ریزودرشت و کلان اقتصاد ایران با ۶ میلیارد دلار حل شود، اما ۶ میلیارد دلار (با در نظر گرفتن قیمت ۲۰۰هزار تومان برای هر دلار) یعنی۱،۲۰۰،۰۰۰،۰۰۰،۰۰۰،۰۰۰ تومان. یافتن ردونشان دیوآز لابهلای اعداد میلیاردی احتمالا چندان آسان نیست. حالا شما بگویید اگر این هزارو ۲۰۰ تریلیون تومان را از دیوآز پس میگرفتید، به جای خرید و مونتاژ خودرو چینی، چه دردی از دردها و مشکلات مردم ایران دوا میشد؟