گوهرتراشان مشهدی از تبدیل سختی به ظرافت در دل سنگ های قیمتی می گویند

در کوچه‌های پیچ درپیچ اطراف بازار رضای مشهد، جایی میان رفت وآمد زائران و هیاهوی خرید سوغات، کارگاهی هست که انگار زمان در آن با ریتم دیگری می‌گذرد. در فضای پشت در نه چندان پرزرق وبرق آن، جهانی پنهان از رگه، رنگ و درخشش قرار دارد؛ جهانی که در آن سنگ، پیش از آنکه شیئی خاموش باشد، ماده‌ای زنده برای آفرینش است.

با اولین نگاه، رنگ‌ها خودشان را به چشم تحمیل می‌کنند؛ سرخ عقیق، آبی‌های کم رنگ، زرد‌های روشن، سبز‌های خاموش و بنفش‌های عمیق. سنگ‌های خام با تن زمختشان کنار نگین‌های صیقلی و براق نشسته‌اند؛ گویی طبیعت و هنر، شانه به شانه هم ایستاده‌اند. روی میزها، در جعبه‌ها و سینی ها، تکه سنگ‌هایی دیده می‌شود که هرکدام نه دیگر کاملا سنگ‌اند و نه هنوز به تمامی اثری هنری.

سنگ طبیعی و وسوسه رنگ‌های مصنوعی

احمد حاجیان شهری، گوهرشناس و گوهرتراش مشهدی، در این کارگاه از هنری حرف می‌زند که هنوز آن طور که باید دیده نشده است: ذائقه سفارش در مشهد با جا‌های دیگر کمی فرق دارد؛ بازار اینجا رنگ و طرح خودش را می‌پسندد. بعضی رنگ‌ها و مدل‌ها خریدار دارند و بعضی، هرچقدر هم زیبا باشند، کمتر به چشم می‌آیند.

او با نگرانی از سنگ‌های رنگ شده‌ای می‌گوید که از کشور‌های مختلف وارد بازار می‌شوند؛ سنگ‌هایی که با مواد تثبیت کننده و رنگ‌های مصنوعی، چهره‌ای فریبنده پیدا می‌کنند و جای سنگ طبیعی را تنگ‌تر می‌سازند. در نگاه او، این فقط یک رقابت تجاری نیست؛ بلکه ضربه‌ای به اصالت و اعتماد بازار و نشانه‌ای از کمبود نظارت و بی متولی بودن این حوزه است.

حرف که به بازار می‌رسد، حاجیان شهری از ارزش دلاری این هنر در برابر هزینه‌های ریالی آن می‌گوید. او معتقد است گوهرتراشی هنوز ارزش افزوده بالایی دارد و یک تراشِ درست به دست هنرمند می‌تواند ارزش سنگ را چندبرابر کند. در کنار آن، عقیق‌هایی قرار دارند که بسته به رنگ، معدن و کیفیت، فاصله‌ای چشمگیر در ارزش پیدا می‌کنند. بعضی رنگ‌ها فراوان‌اند و بعضی کمیاب؛ همین کمیابی است که سنگ خام را از «ماده» به «سرمایه» تبدیل می‌کند.

گوهرتراشان مشهدی از تبدیل سختی به ظرافت در دل سنگ های قیمتی می گویند

فقط نگین نیست؛ مجسمه هم هست

در میان انبوه سنگ ها، او مدام تأکید می‌کند که گوهرتراشی فقط به نگین و زیورآلات ختم نمی‌شود. از گوی‌های سنگی، اشیای دکوراتیو و مجسمه‌هایی حرف می‌زند که در بازار‌های جهانی درآمد بالایی دارند؛ اما در ایران، کمتر به صورت حرفه‌ای وارد این مسیر شده‌ایم. به باور او، ظرفیت وجود دارد؛ آنچه کم است، حمایت، سرمایه گذاری و نگاه جدی است.

جوان‌ها و کارگاهی که می‌تواند مدرسه باشد

وقتی سخن به آموزش می‌رسد، لحن او رنگ دیگری می‌گیرد. حاجیان شهری معتقد است اگر حمایت واقعی، از پرداخت وام تا فراهم کردن ابزار و تضمین خرید محصولات کارآموزان در ماه‌های نخست، وجود داشته باشد، گوهرتراشی می‌تواند برای بسیاری از جوانان شغل ایجاد کند؛ شغلی که هم هنر است، هم مهارت و هم امکان درآمدزایی دارد.

در لابه لای حرف هایش، اشاره‌هایی نیز به دشواری‌های مسیر رسمی دیده می‌شود؛ از مالیات و مجوز گرفته تا پیچ وخم‌های اداری. او می‌گوید: همین مسائل باعث می‌شود بعضی افراد ترجیح دهند صادرات و فروش را در سکوت پیش ببرند؛ بی سروصدا و دور از چشم. نتیجه این است که هنر و سنگ ایرانی، با وجود ظرفیت بالا، کمتر آن گونه که باید در بازار جهانی عرضه می‌شود.

شاید مهم‌ترین چیزی که در این کارگاه دیده می‌شود، فعل «تبدیل» باشد؛ تبدیل خامی به پرداخت، سختی به ظرافت و سنگ به معنا. گوهرتراشی تمرینی برای صبر و کشف است؛ برداشتن آنچه اضافی است تا آنچه در دل سنگ پنهان بوده، خود را نشان دهد.

گوهرتراشان مشهدی از تبدیل سختی به ظرافت در دل سنگ های قیمتی می گویند

هنرمندی که با تراش، به گوهر جان تازه می‌دهد

در گوشه دیگر این کارگاه، پشت دستگاه تراش، فرزانه بهرام زاده با تمرکز و حوصله بر قطعه‌ای سنگ قیمتی مشغول فعالیت است؛ نور بر سطح سنگ نیمه تراش خورده می‌لغزد. این هنرمند گوهرتراش با دقتی که بیشتر به مراقبه شبیه است تا کار روزمره، سنگ را پیش می‌برد؛ گویی هر حرکت دست او، تلاشی برای آشکار کردن صورتی پنهان در دل ماده‌ای خام است.

او از تفاوت میان تراش‌های فنی و تراش‌های سلیقه محور می‌گوید؛ از جایی که مهارت علمی با خلاقیت هنری تلاقی می‌کند. بهرام زاده توضیح می‌دهد: بعضی تراش‌ها کاملا تکنیکی و جواهری هستند و انواع مختلفی دارند. با توجه به سختی سنگ و ویژگی‌های آن، همه چیز محاسبه می‌شود تا بهترین نوع تراش انجام شود.

«دامله»؛ جایی که ذائقه هنرمند پررنگ‌تر می‌شود

به گفته او، در تراش «دامله» یا تراش‌هایی که سنگ کف ندارد، اگر سنگ شفافیت لازم را نداشته باشد، داستان تغییر می‌کند.

اینجا دیگر شکست و انعکاس نور اولویت اصلی نیست؛ بلکه بیشتر ظاهر کار و فرمی که مشتری می‌پسندد، اهمیت پیدا می‌کند.

{$sepehr_key_246385}

سلیقه مشتری، مسیر فرم را تعیین می‌کند

این هنرمند معتقد است ذوق مخاطب مستقیما در انتخاب سنگ و نوع تراش اثر می‌گذارد. او می‌گوید: برای آقایان معمولا نوع خاصی از تراش و سنگ بیشتر مورد توجه است؛ مثل عقیق قرمز، سلیمانی یا فیروزه. در مقابل، خانم‌ها بیشتر به شمس، رنگ‌های فانتزی و فرم‌های متنوع گرایش دارند.

وقتی سنگ‌ها «ارزش» پیدا می‌کنند

برای بهرام‌زاده، سنگ تنها یک شیء زینتی نیست. او از تجربه‌ای شخصی سخن می‌گوید که نگاهش را به این حرفه تغییر داده است: پس از وقوع اتفاقاتی تلخ در زندگی و از دست دادن عزیزانش، سنگ‌ها برای او معنای دیگری یافتند. او این حس را دارد که سنگ‌ها در گذر سال‌ها در دل زمین بافتی منسجم پیدا می‌کنند و گویی حامل زمان هستند.

او که مسیر هنری‌اش را با شناخت علمی آغاز کرده و اکنون به رابطه‌ای عمیق‌تر با سنگ رسیده است، بیان می‌کند: بعد از حیطه گوهرشناسی، وارد مرحله تراش شدم و به مرور با سنگ‌ها انس پیدا کردم. گوهرتراشی این ظرفیت را دارد که فرد به سبک شخصی برسد؛ این امکان وجود دارد که هنرمند امضای خودش را داشته باشد. در سنگ‌های خاص، نام تراشکار حتی می‌تواند به‌صورت لیزری پشت سنگ حک شود یا در شناسنامه آن ثبت گردد.

گوهرتراشان مشهدی از تبدیل سختی به ظرافت در دل سنگ های قیمتی می گویند

طراحی نقشه تراش؛ یک قدم جلوتر از اجرا

بهرام‌زاده به بخش کمتر دیده شده این هنر نیز اشاره می‌کند: خیلی‌ها نقشه‌های حرفه‌ای تراش طراحی می‌کنند. شما می‌توانید نقشه بکشید و دیگران از آن استفاده کنند.

او با تأکید بر اینکه این حوزه می‌تواند یک آینده شغلی درخشان باشد، بیان می‌کند: اگر دل به این کار ببندید و دوره‌های حرفه‌ای را بگذرانید، درآمد خوبی خواهد داشت؛ اما مهم این است که آموزش درست باشد.

او موفقیت را در ترکیب هنر و شناخت بازار می‌بیند: فقط تراش کافی نیست؛ کسی که وارد این عرصه می‌شود باید بازاریابی را هم بیاموزد. آموزشگاه، کارگاه و حضور در بازار، باید در کنار هم باشند تا بیشترین تأثیر ایجاد شود.

فیروزه نیشابور؛ شناسنامه سنگ‌های قیمتی ایران

این گزارش را در اینجا به پایان نرساندیم و به کارگاه کوچک گوهرتراشی دیگری در شهر سر زدیم. رامین درجزی، پشت میز کارگاهش در مشهد ایستاده است و نور چراغ بر سطح سنگ‌های خام می‌تابد. تکه‌سنگ‌ها هنوز شکل نگرفته‌اند، اما او طوری با آنها صحبت می‌کند که گویی هرکدام داستانی دارند؛ داستانی که از دل خاک شروع می‌شود و اگر درست خوانده و تراش بخورد، به نگینی تبدیل می‌شود که هم زیبایی دارد و هم ارزش.

او که اهل نیشابور است و سال‌هاست در مشهد زندگی و کار می‌کند، از همان ابتدا بحث را از ویترین‌ها بیرون می‌کشد و به زمین‌شناسی گره می‌زند. به اعتقاد او ایران کشوری غنی است؛ سنگ‌های قیمتی و نیمه‌قیمتی در نقاط مختلفش یافت می‌شوند، اما بعضی نام‌ها در این میان وزن دیگری دارند؛ هم به دلیل شهرت جهانی و هم به خاطر ارزش اقتصادی‌شان.

وقتی نام فیروزه می‌آید، لحنش قاطع‌تر می‌شود؛ انگار درباره یک شناسنامه صحبت می‌کند. او معتقد است اگر قرار باشد معروف‌ترین و ارزشمندترین سنگ قیمتی ایران را نام ببریم، فیروزه نیشابور در صدر است. دستش را روی یکی از نمونه‌ها می‌گذارد و از رنگ و بافتش حرف می‌زند؛ از معدنی که به گفته او یکی از قدیمی‌ترین معادن شناخته‌شده جهان است و ردپای آن در روایت‌های تاریخی تا مصر باستان هم دیده می‌شود. او می‌افزاید در نقاط دیگری همچون دامغان و کرمان هم فیروزه داریم، اما وقتی پای کیفیت، قدمت و اعتبار در بازار جهانی وسط باشد، فیروزه نیشابور یک سر و گردن بالاتر است.

وقتی تراش، قیمت را چندبرابر می‌کند

روی میز، کنار فیروزه‌ها، سنگ‌هایی هست که شاید چشمِ غیرمتخصص خیلی سریع از کنارشان بگذرد. درجزی، اما مکث می‌کند و از سنگی نام می‌برد که در میان اهل‌فن، جایگاه مهمی دارد: دمانتوئید کرمان. او می‌گوید این سنگ به‌خصوص پس از تراش، جهش قیمت پیدا می‌کند؛ جهشی که در کارگاه واقعا محسوس است، نه فقط در حرف و عدد. بعضی نمونه‌ها پس از گوهرتراشی، ۱۰ تا ۲۰ برابر حالت خام قیمت پیدا می‌کنند. او این را همچون یک قانون کارگاهی بیان می‌کند که ارزش، همیشه در تراش و خواندن درست سنگ کامل می‌شود.

حرف که به خراسان می‌رسد، درجزی می‌گوید این استان یک برند قطعی دارد: فیروزه نیشابور. اما در کنار آن، خانواده عقیق نیز هست؛ به‌ویژه عقیق‌های شجر و طرح‌دار که نمونه‌های خاص آنها می‌تواند در بازار‌های تخصصی قیمت‌های قابل‌توجهی داشته باشد.

او از بازار‌های خاص حرف می‌زند؛ جایی که مشتری دنبال یک تکه سنگ معمولی نیست، بلکه به دنبال نقش و شخصیت سنگ است؛ همان رگه‌ها و طرح‌هایی که از دل طبیعت بیرون آمده‌اند.

گوهرتراشی؛ هنری هم‌زاد با استخراج فیروزه

وقتی از قدمت هنر تراش سنگ‌های قیمتی در خراسان می‌پرسیم، پاسخش ساده است: از وقتی فیروزه استخراج شد، تراش هم آغاز گشت. سنگ خام به خودی خود برای زیورآلات و جواهرات، آن جلوه‌ای را که باید، ندارد. باید شکل بگیرد، جلا بخورد و نور را در خود بازتاب دهد. همین نیاز باعث شده گوهرتراشی در خراسان هم زمان با استخراج فیروزه (هزاران سال قبل) شکل بگیرد و کم کم به کاری تخصصی تبدیل شود؛ کاری که ترکیبی از چشم، دست و صبر است.

گوهرشناسی؛ علمی برای تشخیص، اعتماد و قیمت گذاری

درجزی از پشت دستگاه ها، گریزی هم به بحث گوهرشناسی می‌زند: این دانش سه کارکرد اصلی دارد؛ نخست تشخیص ماهیت سنگ طبیعی و اینکه سنگ دقیقا چیست و به کدام خانواده تعلق دارد. دوم، تشخیص بهسازی ها؛ همان فرایند‌هایی که برای بهبود رنگ، شفافیت یا استحکام روی سنگ انجام می‌شود و سوم، تشخیص سنگ‌های مصنوعی؛ چون بسیاری از سنگ ها، حتی فیروزه، نمونه‌های ساخته شده دارند.

او می‌گوید از نظر مدرک، گوهرشناس است، اما تمرکزش را بر گوهرتراشی گذاشته است. پیش از آنکه سنگ را زیر دستگاه ببرد، آنالیزش می‌کند؛ می‌فهمد با چه ماهیتی روبه رو است و وضعیت سنگ چگونه است، سپس سراغ تراش می‌رود. درجزی درباره شناسنامه رسمی سنگ‌ها نیز توضیح می‌دهد که صدور رسمی آن، مجوز‌های خاصی می‌طلبد و او به دلیل تمرکز بر کارگاه و وقت گیر بودن مسیر اداری، وارد آن حوزه نشده است؛ اما تشخیص علمی را برای کار خود انجام می‌دهد تا مطمئن باشد سنگی که روی آن کار می‌کند، دقیقا چیست.

{$sepehr_key_246386}

سنگ فقط برای زیورآلات نیست

درجزی که داوری مسابقات ملی گوهرتراشی را نیز در کارنامه دارد، وقتی از کاربرد‌ها سخن می‌گوید، دوباره ما را از حیطه انگشتر و گردنبند بیرون می‌برد: بخش مهمی از سنگ‌ها به شکل زیورآلات وارد بازار می‌شوند، اما بسیاری از سنگ‌ها زندگی دیگری دارند؛ صنعتی، دکوراتیو و معماری. او مثال می‌زند که الماس برخلاف تصور عمومی لزوما کمیاب نیست و بخش کوچکی از آن کیفیت جواهری دارد؛ بخش عمده اش در صنعت مصرف می‌شود؛ در ابزار برش، مته‌های حفاری و کاربرد‌های دیگر.

او ادامه می‌دهد برای ورود به دنیای جواهرات، سنگ باید کیفیت جواهری داشته باشد؛ یعنی پس از تراش، نور را خوب عبور دهد و جلوه بصری پیدا کند. اگر این کیفیت را نداشته باشد، می‌تواند سر از مجسمه سازی، تندیس، طراحی داخلی یا کاربرد‌های دیگر دربیاورد.

درجزی از میز‌ها و ظروف دکوری سنگی می‌گوید؛ از کاربرد در ساختمان، دیوارپوش، کف سازی و کانتر‌های آشپزخانه. او معتقد است قرار نیست همه سنگ‌ها نگین شوند و بسته به کیفیت و ویژگی، هر سنگ مسیر خودش را پیدا می‌کند.

آینده گوهرتراشی در مشهد و خراسان

در پایان، حرفش را به مشهد و خراسان بازمی گرداند؛ به ظرفیت‌هایی که این خطه به دلیل نزدیکی به معدن فیروزه و دسترسی به عقیق و دیگر سنگ‌ها دارد. او می‌گوید: اگر آموزش تخصصی، سرمایه گذاری و حمایت جدی‌تر باشد، این هنر می‌تواند هم فرهنگی رشد کند و هم اقتصادی؛ از توسعه کارگاه‌ها تا ایجاد برند‌های جواهرسازی و حتی صادرات، جای کار بسیار است.