احد مطبوعی | شهرآرانیوز؛ تازهترین فیلم سروش صحت، در ادامه جهان شخصی کارگردان، به فرسودگی یک رابطه، تنهایی و جست وجوی معنای زندگی میپردازد؛ فیلمی که با وجود برخورداری از هویت بصری و مضمونی مشخص، در فیلم نامه و پیشبرد دراماتیک، به اندازه آثار پیشین او موفق نیست.
سینما، اگرچه در بسیاری از موارد بر پایه روایت واقعیت و بازنمایی جهان عینی شکل میگیرد، در نهایت هنری مبتنی بر قصه گویی و درام است. فیلم ساز برای ساختن جهان خود ناگزیر است گاهی از واقعیت فاصله بگیرد و قواعد جهان داستانی اش را بنا کند.
از همین روست که در آثار برخی فیلم سازان، پیش از آنکه نام کارگردان را ببینیم، میتوانیم حضور او را از روی لحن، میزانسن، دیالوگ، رنگ و حتی نوع شخصیت پردازی تشخیص دهیم. «استخر» نیز در ادامه همین جهان شکل گرفته است؛ فیلمی که در بهترین لحظاتش همان نگاه آشنای صحت را به نمایش میگذارد، اما در مقایسه با آثار قبلی او، در ساختن یک روایت منسجم و پیشبرد دراماتیک آن با مشکلاتی جدی روبه رو است.
داستان «استخر» بر زندگی زوجی متمرکز است که بیش از دو دهه زندگی مشترک، در آستانه جدایی قرار گرفتهاند. رابطهای که سالها زیر فشار روزمرگی، بی توجهی و فرسودگی عاطفی قرار داشته، اکنون باید با گذشته و احتمال پایان خود روبه رو شود.
این ایده در نگاه نخست کاملا با سینمای سروش صحت هماهنگ است: آدمهایی معمولی در موقعیتی آشنا که ناگهان با پرسشهایی فراتر از زندگی روزمره خود روبه رو میشوند. مسئله، اما از جایی آغاز میشود که فیلم به جای گسترش دراماتیک این ایده، در بخشهایی به تکرار الگوهایی روی میآورد که صحت پیشتر و با موفقیت بیشتری از آنها استفاده کرده است.
در مقایسه با «جهان با من برقص» که همچنان یکی از پختهترین تجربههای سینمایی صحت محسوب میشود، «استخر» از نظر انسجام فیلم نامه و ظرافت کارگردانی اثری کم رمقتر است. حتی «صبحانه با زرافه ها» نیز در حفظ ریتم و پیشبرد روایت، عملکرد منسجم تری داشت.
یکی از مهمترین ویژگیهای سینمای سروش صحت، شکل دادن به جهانی است که در آن طنز از دل تجربههای زیسته انسان معمولی بیرون میآید، نه صرفا از موقعیتهای کمیک یا شوخیهای کلامی.
در «استخر» نیز بخش مهمی از طنز فیلم در تعامل میان شخصیتها شکل میگیرد؛ در لحن، مکث، سکوت، تکرار و حتی نگاههایی که میان دو دیالوگ ردوبدل میشوند. شخصیتها اغلب بدون آنکه قصد بیان گزارهای فلسفی داشته باشند، درباره مفاهیمی مانند مرگ، تنهایی، عشق و گذر زمان حرف میزنند. این همان جایی است که صحت تلاش میکند از دل جملههای ساده، فلسفهای کوچک درباره زندگی بیرون بکشد؛ فلسفهای که بیش از آنکه به دنبال ارائه پاسخ باشد، بر پذیرش زندگی با تمام نقص ها، بی معناییها و لحظات کوچک آن تأکید دارد.
یکی از نقاط قوت «استخر» بازیهای اصلی آن است. امین حیایی در نقش مردی گرفتار بی تفاوتی و خستگی عاطفی، تلاش کرده است از جذابیتهای معمول ستارهای خود فاصله بگیرد و بیشتر بر بی حسی و استیصال درونی شخصیت تکیه کند. سحر دولتشاهی نیز بخش قابل توجهی از بار عاطفی فیلم را به دوش میکشد و تنش زیرپوستی رابطهای را که به پایان نزدیک شده، حفظ میکند. حضور بازیگران آشنا و چهرههای شناخته شده نیز به فیلم نوعی حس صمیمیت میدهد؛ حسی که پیشتر یکی از ویژگیهای آثار صحت بوده است.
موسیقی همواره در سینمای سروش صحت جایگاه ویژهای داشته است. در آثار قبلی او، نمایش نوازندهها و سازها گاهی مانند یک میان پرده عمل میکرد؛ اما در «استخر»، موسیقی بیشتر در دل روایت قرار گرفته و برای بازتاب حالات روحی شخصیتها به کار گرفته شده است. این تغییر رویکرد، موسیقی را از یک عنصر تزیینی به بخشی از زبان روایی فیلم نزدیک میکند و با فضای درون گرای اثر هماهنگ است.
انتخاب عنوان «استخر» نیز در امتداد نگاه فلسفی فیلم قابل خوانش است. آب و استخر در اینجا میتوانند استعارهای از درون نگری، تأمل و مواجهه انسان با خود باشند. پیرمرد داستان در جایی با اشاره به دریاچهای کوچک میگوید: «این هم استخر من است» و از مرد داستان میخواهد وارد آب شود. مرد از این کار امتناع میکند، اما در پایان فیلم، او را همراه پسرش در حال شنا میبینیم.
این تصویر پایانی را میتوان نوعی پذیرش دانست؛ پذیرش زندگی، تغییر و حرکت دوباره. مردی که در طول فیلم درگیر معنای زندگی و گذشته خود بوده، سرانجام در کنار پسرش وارد آب میشود؛ گویی برای نخستین بار حاضر است به جای فکر کردن به زندگی، بخشی از آن را تجربه کند.
با وجود ضعفهای فیلم نامه و مشکلات ریتم، نمیتوان «استخر» را اثری ناموفق یا شکست خورده دانست. فیلم همچنان از نگاه انسانی و لحن شخصی سروش صحت برخوردار است. او در خلق شخصیتهایی که هم زمان خنده دار و غمگیناند، مهارت خود را حفظ کرده است؛ آدمهایی معمولی که در دل موقعیتهای کمیک، نشانههایی از تنهایی، شکست و ترس را با خود حمل میکنند.
فیلم در لحظاتی موفقتر است که از تلاش برای عجیب بودن فاصله میگیرد و اجازه میدهد شخصیتها در سادگی و آسیب پذیری انسانی خود دیده شوند. مشکل اصلی زمانی شکل میگیرد که فیلم میخواهد بیش از اندازه بر ایدهها و نشانههای آشنای جهان صحت تأکید کند.
از منظر بصری، اما «استخر» همچنان فیلمی دیدنی است. استفاده از نور، رنگ، طبیعت، طراحی صحنه و لباس و همچنین قاب بندیهای دقیق، نشان میدهد که حس زیبایی شناسی کارگردان همچنان یکی از نقاط قوت اصلی آثار اوست.
{$sepehr_key_246804}
«استخر» در نهایت درباره رابطهای است که از حرکت بازمانده است؛ رابطهای که زیر فشار سالها روزمرگی و بی توجهی، معنای اولیه خود را از دست داده و حالا باید درباره ادامه یا پایان خود تصمیم بگیرد.
به شکلی قابل تأمل، خود فیلم نیز گاهی به همین وضعیت دچار میشود. جهان سینمایی سروش صحت همچنان قابل تشخیص، شخصی و دوست داشتنی است، اما این بار کمتر غافلگیر میکند. او همچنان توانایی بیرون کشیدن پرسشهایی بزرگ از دل عادتها و موقعیتهای ساده زندگی را دارد، اما «استخر» در مقایسه با «جهان با من برقص» و حتی «صبحانه با زرافه ها»، مسیر تازهای برای رسیدن به این پرسشها پیدا نمیکند.
شاید مهمترین حرف فیلم همان جمله کوتاه پسر خانواده باشد: «همه زندگی، همین دو ثانیه هاست.» مسئله «استخر» نیز دقیقا در همین دو ثانیه هاست؛ در لحظههایی که آدمها یکدیگر را نمیبینند، حرف هم را نمیشنوند و تصور میکنند هنوز برای جبران فرصت دارند. فیلم میخواهد درباره همین لحظههای ازدست رفته حرف بزند؛ اگرچه خودش نیز در بخشهایی از مسیر، فرصت هایش را از دست میدهد.