به گزارش شهرآرانیوز؛ «الگوی سوم زن» در منظومه فکری رهبر شهید انقلاب، تلاشی برای عبور از دوگانهای فرساینده است: از یکسو الگوی سنتی که زن را عمدتاً در نقشهای محدود خانگی خلاصه میکند و از سوی دیگر الگوی غربی که با برجستهسازی فردیت، گاه پیوند زن با خانواده و مسئولیتهای خانوادگی را به حاشیه میراند. در «الگوی سوم زن»، زن نه «خانهنشین» است و نه «خانهگریز»؛ بلکه هویتی همزمان خانوادگی و اجتماعی دارد و میتواند در کنار نقشهای همسری و مادری، در عرصههای فرهنگی، علمی و اجتماعی نیز کنشگر باشد.
این روایت، صرفاً یک بحث نظری نیست؛ بلکه ظرفیت آن را دارد که به چارچوبی برای سیاستگذاری در حوزه زن و خانواده تبدیل شود؛ مشروط به آنکه مؤلفههای آن دقیق استخراج، صورتبندی و در میدان عمل آزموده شود. در این میان، بانوان طلبه میتوانند «حلقه میانی تبیین» باشند: نخست با زیست واقعیِ این الگو در سبک زندگی خود، و سپس با تبدیل تجربه و دانش به تولید گفتمان؛ از پژوهش و نوشتن تا حضور در رسانه، منبر، دانشگاه و حلقههای اجتماعی. اگر الگوی سوم به زبان روز ترجمه و در زندگی عینی مردم قابل مشاهده شود، میتواند به گفتمانی اثرگذار و حتی الهامبخش در مقیاس فراتر از ایران بدل گردد.
راضیه زارعی، عضو هیئت علمی دانشگاه بین المللی علامه عسکری(ره) و استاد حوزه علمیه خواهران با تکیه بر سیره و کلام مقام معظم رهبری، درباره جایگاه زن در جامعه و بایسته های اثرگذاری آنها در اجتماع سخن گفته است که مشروح این گفت و گو تقدیم حضورتان می گردد:
درباره الگوی سوم زن که حضرت آیتالله خامنهای مطرح کردهاند، باید گفت که ما با دو نگاه به زنان مواجه بودهایم؛ دو الگوی فکری. یک الگوی فکری، الگوی غربی بود که معتقد بود آزادی زن اهمیت بسیار زیادی دارد و زن در درون مناسبات اجتماعی تعریف میشود.
در این الگو، زن خانهگریز است و هویت و اصالت او فقط با استعدادهای فردیاش تعریف میشود. الگوی فکری دیگری نیز وجود داشت که همان الگوی سنتی نسبت به زنان است. این الگو زن را در درون خانه تعریف میکند؛ بهنوعی خانهبسته، و هویت او فقط در درون خانه معنا مییابد. در این نگاه، وقتی از زن سخن گفته میشود، مقصود این است که زن یا مادر است یا همسر.
الگوی سومی که حضرت آقای شهید مطرح کردند و این الگو بهتدریج تکمیل میشود تا بهعنوان یک نظریه کامل بتواند مبنای سیاستگذاری جمهوری اسلامی قرار گیرد، الگوی سوم زن است؛ یعنی نه الگوی غربی و نه الگوی شرقی.
البته وقتی میگوییم غرب و شرق، منظورمان جغرافیا نیست. به این معنا نیست که مراد ما صرفاً جغرافیای غرب یا جغرافیای شرق باشد. خیر، منظور ما دو الگوی فکری است که میتواند در هر یک از این جغرافیاها وجود داشته باشد.
الگوی سوم زن در پی آن است که یک الگوی جدید تعریف کند که در آن، زن نه خانهنشین باشد و نه خانهگریز؛ بلکه زنی باشد که هم هویت خود را در اجتماع به دست میآورد و هم در درون خانه.
{$sepehr_key_247364}
یکی از مباحث مطرح در این الگو، توجه به عدالت جنسیتی است. عدالت جنسیتی واژهای است که فمینیستها نیز بر آن تأکید دارند، اما هنگامی که ما از الگوی سوم زن سخن میگوییم، مقصودمان این است که عدالت جنسیتی با حفظ چارچوب اشتراکات میان زن و مرد و نیز تفاوتهای آنها مورد توجه قرار گیرد.
تفاوت ما با نظریات فمینیستی در این است که در آن نظریات، هنگامی که از عدالت جنسیتی سخن گفته میشود، تفاوتها نادیده گرفته میشود و صرفاً بر اشتراکها تأکید میشود.
در الگوی زن سنتی نیز بیشتر فقط بر تفاوتها تأکید میشود و این تفاوتها بسیار برجسته بازنمایی میشوند، اما در الگوی سوم زن، ما هم به اشتراکات زن و مرد بهعنوان انسان توجه داریم و هم تفاوتهای آنها را در نظر میگیریم. این یکی از شاخصههای الگوی سوم زن است.
یکی دیگر از شاخصههایی که در این الگو وجود دارد، این است که الگویی که ارائه میشود بر مبنای محکمات دین است. به این معنا که در الگوی تجددگرا نسبت به زن، و حتی در برخی الگوهای دینی تجددگرایانه، احکام دینی بهگونهای مورد بازخوانی قرار میگیرد که همهچیز سیال و نسبی میشود و همه امور به عرف واگذار میگردد. اما در این الگو، تأکید بر این است -وقتی میگویم «ما»، مقصودم این است که بر مبنای سخنان حضرت آیتالله خامنهای، رهبر شهیدمان، این نکته را بیان میکنیم- که محکمات دین تأیید میشود و قرار نیست این محکمات به دایره نسبیگرایی کشیده شود؛ بلکه بر مبنای همان محکمات، یک الگوی جدید تعریف میشود.
روابط خانوادگی در این الگو بر اساس توافق است و زن در درون خانه دارای هویت است. در عین حال، این زن در مناسبات اجتماعی نیز دارای حق و تکلیف است. یعنی زنی که تمدن اسلامی میخواهد، زنی است که به تکالیف اجتماعی خود نیز توجه داشته باشد.
به بیان دیگر، این زن فقط مادر یا همسر نیست؛ بلکه استعدادهایی نیز دارد و برای آنکه این تمدن اسلامی به شکوفایی برسد، باید استعدادهای این زن نیز شکوفا شود. در عین حال، او باید در اجتماع حضور داشته باشد و در اجتماع نیز یکسری وظایف بر عهده دارد. اگر هم تعارضی میان اجتماع و خانواده به وجود داشته باشد، تأکید بر این است که تا حد امکان این تعارض برطرف شود و باقی نماند.
در عین حال، این الگو به استقلال زن اهمیت میدهد، به آزادی فردی او اهمیت میدهد و بر حضور او در مناسبات اجتماعی تأکید میکند، اما در عین حال، از زن محجبه، عفیف و خانوادهمحور سخن میگوید؛ یعنی زنی با چنین شاخصههایی. این الگو به ازدواج اولویت میدهد؛ برخلاف زن فمینیست غربی که میگوید ازدواج و مادری، زن را به بردگی میکشاند.
این الگو به ازدواج اولویت میدهد، به مادری اولویت میدهد و به حضور زن در خانه اهمیت میدهد، اما اینها را دلیل نمیداند برای اینکه نقش زن فقط به مادری و همسری محدود شود.
اگر زنی استعدادهایی فراتر از این، مثلاً فراتر از حوزه خانواده، داشته باشد، آن استعدادها نیز باید شکوفا شود و این زن تکالیف اجتماعی هم دارد. این زن، زنی سیاسی نیز هست؛ این زن، زنی اجتماعی است.
اساساً انقلاب اسلامی برای نخستین بار زن را از درون خانه به خیابان آورد؛ یعنی اعتراضات سیاسی که رخ داد، خیابان را به محمل حضور زنان تبدیل کرد و خیابان، وجهی سیاسی پیدا کرد؛ بهگونهای که دیگر ما با خیابان سیاسی مواجه شدیم و زن از آن انفعال پیشین خارج شد.
اکنون در دوره جنگ نیز وضعیت به همینگونه است. خیابان اکنون به یک خیابان سیاسی تبدیل شده است. شبهای بسیار زیادی وجود دارد که زن و مرد و فرزندان ما در خیابان حضور دارند و این خیابان به محل کنشگری آنان تبدیل شده است. زنِ الگوی سوم، همین زن است؛ زنی که همه نقشهای خود را ایفا میکند و این نقشها را بهموازات یکدیگر به انجام میرساند.
{$sepehr_key_247365}
بر مسئله حجاب تأکید میشود؛ یعنی زن ما باید زنی محجبه و عفیف باشد و از سوی دیگر، به بحث شایستهسالاری نیز اهمیت داده میشود. به این معنا که شایستهسالاری، چه در اجتماع و چه در خانه، برای ما در اولویت قرار دارد.
اینگونه نیست که صرفاً بگوییم چون فردی زن است، پس نباید برخی مناصب را بر عهده داشته باشد؛ یا اینکه در درون خانه نیز از شایستهسالاری غفلت کنیم. در الگوی سوم، بر شایستهسالاری تأکید وجود دارد.
البته این نکته را مستقیماً در ارتباط با سخنان رهبر شهید بیان نمیکنم، اما بر اساس یک تحقیق میتوانم آن را مطرح کنم. در بحث حضانت، مشاهده کردم که مثلاً در دیدگاه برخی از فقها، از جمله آیتالله خویی، تعبیری مانند «أشرف الوالدین» یا به این معنا که کدامیک برای نگهداری از فرزند شایستهتر است، مطرح میشود و برای آن، یکسری شاخصها نیز ذکر شده است.
برای نمونه گفته میشود کسی که ازدواج نکرده است، اولویت بیشتری دارد؛ یا کسی که در همان شهر سکونت دارد، نسبت به کسی که در شهری دورتر زندگی میکند، اولویت بیشتری خواهد داشت. همچنین کسی که از نظر مالی شرایط بهتری دارد، از نظر تحصیلات، شرایط فرهنگی و در مجموع از حیث توانایی تربیت فرزند وضعیت مناسبتری دارد، در اولویت قرار میگیرد.
من میتوانم این مسئله را با نظریه الگوی سوم نیز پیوند دهم و بگویم که بر مبنای این الگو، شایستهسالاری میتواند بسیار اثرگذار باشد.
نکته دیگری نیز وجود دارد؛ بلکه دو نکته دیگر. یکی اینکه حضرت آقا تأکید بسیار زیادی بر رفع ظلم خانگی علیه زنان داشتند؛ اینکه در بسیاری از خانههای ما، خانواده به محل ظلم تبدیل شده است و ایشان بسیار تأکید داشتند که این ظلم خانگی باید برطرف شود. حتی قانونگذار نیز باید بر این امر تأکید کند که راهکارهای قانونی برای مواجهه با این مسئله به تصویب برسد.
مسئله دیگر این است که خانه باید در واقع دوباره احیا شود. وقتی میگوییم خانه باید احیا شود، مقصود از این احیا، کنشگری فعال زن در درون خانه است. در الگوهای غربی، اساساً خانه حذف میشود و در الگوی سنتی، خانه اهمیت بسیار زیادی دارد؛ اما زن امروز ما برای اینکه بخواهد به آزادیهای خود برسد، شاید در پی آن باشد که این خانه حذف شود.
در حالی که ما در الگوی سوم بسیار تأکید داریم که خانه نهتنها نباید حذف شود، بلکه باید متناسب با رویکرد الگوی سوم زن، و متناسب با بروز استعدادها و شرایط زنان، احیا شود.
این خطر و آفت، شاید متوجه جامعه ما نیز باشد و اگر واقعاً غفلت کنیم، شاید بهصورت تدریجی به همان سمت حرکت کنیم. سؤال من این است که با ناظر به نگاه رهبر شهید، امروز در بحث سبک زندگی خانوادهمحور، چگونه میتوان از ظرفیتهای رسانه استفاده کرد؟ ما در فضای رسانهای زندگی میکنیم و جهان امروز، جهان رسانه، فضای مجازی و شبکههای اجتماعی است.
{$sepehr_key_247366}
رسانه بسیار اثرگذار است، زیرا در واقع رسانه در حال بازنمایی است و مردم از طریق رسانه با یکسری مفاهیم زندگی میکنند و آنها را واقعیت میپندارند، و این مسئله از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است.
اگر اکنون بخواهیم رسانه را در نظر بگیریم، باید همه ساحتهای آن را مدنظر قرار دهیم؛ از صداوسیما گرفته تا شبکه نمایش خانگی، سینما، فضای مجازی و همه این موارد. من خودم بهطور خاص، در این یک سال، پروژهام بر بحث شبکه نمایش خانگی متمرکز بوده است. در آنجا میتوان دید که رسانه چگونه در حال تأثیرگذاری است.
رسانه در حال ارائه تصویری از خانواده است. همان گفتمانهایی که وجود دارد، در رسانه نیز بازنمایی میشود؛ از جمله گفتمان خانواده متجدد که در رسانه بازنمایی میشود. همچنین گفتمان خانواده سنتی نیز بازنمایی میشود.
گفتمان دیگری نیز وجود دارد که خانوادهای سیال و پستمدرن را نشان میدهد و ادامه همان گفتمان متجدد است. اما در این میان، خانوادهای که مبتنی بر دیدگاههای اسلامی باشد، یا همان الگوی سوم زن، بازنمایی نمیشود. در نتیجه، مخاطب الگوی سنتی را بهحساب اسلام میگذارد و سپس رسانه ما اتفاقاً همان الگوی سنتی را بهشدت تخریب میکند.
در مقطعی، رسانه بر الگوی متجدد تأکید میکرد؛ بهگونهای که مخاطب بهصورت ناخودآگاه با آن الگوی متجدد همراه میشد. اما اکنون متأسفانه از الگوی متجدد نیز عبور کرده و وارد الگوی پستمدرن شده است.
منبع: خبرگزاری حوزه