به گزارش شهرآرانیوز، حضور در جشنواره فیلم فجر بهتنهایی تضمینی برای اکران عمومی یک اثر نیست. میان نخستین نمایش یک فیلم در جشنواره و ورود آن به چرخه اکران، مجموعهای از موانع اداری و اقتصادی قرار دارد که گاهی باعث میشود فاصله میان این دو مرحله به چند ماه یا حتی چند سال برسد.
در حالی که بعضی فیلمها بلافاصله از فضای رسانهای جشنواره استفاده میکنند و روی پرده میروند، گروهی دیگر در این فاصله گرفتار صف اکران میشوند. هرچه این انتظار طولانیتر شود، بخشی از سرمایه اقتصادی، تبلیغاتی و حتی رسانهای فیلم نیز در معرض فرسایش قرار میگیرد.
تازهترین اتفاق در این زمینه، صدور پروانه نمایش برای پنج فیلم حاضر در چهلوچهارمین جشنواره فیلم فجر است. شورای بازبینی فیلمهای سینمایی با نمایش «جانشین» به تهیهکنندگی روحالله سهرابی و کارگردانی مهدی شاهمحمدی، «حاشیه» به تهیهکنندگی یوسف منصوری و کارگردانی محمد علیزادهفرد، «زندهشور» به تهیهکنندگی و کارگردانی کاظم دانشی، «غوطهور» به تهیهکنندگی سعید پروینی و کارگردانی محمدجواد حکمی و انیمیشن «نگهبانان خورشید» به تهیهکنندگی مهدی جعفری و کارگردانی عماد رحمانی و مهرداد محرابی گرگری موافقت کرده است.
دریافت پروانه نمایش، یکی از موانع مهم این آثار را برطرف کرده است، اما به معنای اکران فوری آنها نیست. این فیلمها همچنان باید پخشکننده پیدا کنند، با سینماداران به توافق برسند، سالن و سانس مناسب به دست آورند و در تقویم شلوغ اکران جایگاهی پیدا کنند.
در واقع، فیلمی که پروانه نمایش گرفته اما هنوز قرارداد اکران ندارد، تنها از یک مرحله عبور کرده و همچنان در انتظار ورود به رقابت اصلی بازار سینماست.
جشنواره فیلم فجر در حدود ۱۰ روز، تصویری گسترده از تولیدات یک سال سینمای ایران ارائه میکند؛ از فیلمهای اجتماعی و دفاع مقدس گرفته تا آثار تاریخی، کمدی، کودک و نوجوان، انیمیشن و فیلمهای فیلمسازان اول.
اما سالنهای سینما ظرفیت نمایش همزمان این حجم از تولیدات را ندارند. تعداد محدود هفتههای مناسب اکران، رقابت بر سر سالنهای پرفروش، تعطیلات مناسبتی، ماه رمضان، امتحانات مدارس و دانشگاهها، رویدادهای ورزشی و شرایط اجتماعی، همگی در تعیین زمان نمایش فیلمها مؤثرند.
نوروز، عید فطر، تابستان و ماههای نزدیک به پاییز از مهمترین بازههایی هستند که تهیهکنندگان برای اکران آثارشان دنبال میکنند. با این حال، همه فیلمها امکان حضور در این مقاطع را ندارند و برخی مجبور میشوند به زمانهای کممخاطبتر رضایت دهند یا برای رسیدن به شرایط بهتر، بیشتر منتظر بمانند.
این انتظار طولانی البته همیشه به سود فیلم تمام نمیشود. با گذشت زمان، موج خبری جشنواره فروکش میکند، کنجکاوی اولیه مخاطبان کاهش مییابد و آثار و چهرههای جدید جای فیلم را در فضای رسانهای میگیرند.
یکی از مهمترین عوامل شکلگیری صف اکران، تغییر معادلات اقتصادی سینمای ایران است. افزایش هزینه تولید، تبلیغات و اداره سالنها باعث شده پخشکنندگان و سینماداران بیش از گذشته به آثاری توجه کنند که احتمال فروش بیشتری دارند.
در سالهای اخیر، فیلمهای کمدی سهم قابلتوجهی از فروش سینمای ایران را به خود اختصاص دادهاند. همین استقبال موجب شده این آثار در دریافت سالن و سانس مناسب، موقعیت بهتری نسبت به بسیاری از فیلمهای اجتماعی، تجربی، تاریخی و کودک و نوجوان داشته باشند.
از نگاه اقتصادی، این تصمیم برای سینمادار قابلدرک است؛ چراکه ادامه فعالیت سالن به فروش بلیت وابسته است. با این حال، اگر فروش احتمالی تنها معیار تخصیص سالن باشد، فیلمهایی که از نظر هنری، اجتماعی یا فرهنگی اهمیت دارند اما ستارههای تضمینکننده گیشه در اختیار ندارند، بهتدریج فرصت کمتری برای دیدهشدن پیدا میکنند.
حتی اکران رسمی نیز همیشه به معنای دیدهشدن نیست. فیلم ممکن است وارد جدول اکران شود اما با تعداد محدودی سالن، سانسهای نامناسب و توقف زودهنگام نمایش مواجه شود. بنابراین باید میان «اکران شدن» و «برخورداری از فرصت واقعی برای دیدهشدن» تفاوت قائل شد.
نمایش یک فیلم در جشنواره فجر، لزوماً به معنای صدور فوری مجوز نمایش عمومی آن نیست. برخی آثار ممکن است برای ورود به چرخه اکران نیازمند بررسی دوباره یا اعمال اصلاحات باشند.
در مواردی نیز گفتوگو میان صاحبان فیلم و نهاد صادرکننده مجوز درباره اصلاحات زمانبر میشود. اختلاف بر سر تغییرات درخواستی میتواند روند اکران را عقب بیندازد و باعث شود فیلم فرصتهای مناسب نمایش را از دست بدهد.
شفاف شدن وضعیت آثار پس از جشنواره میتواند بخشی از این بلاتکلیفی را کاهش دهد. اگر مشخص باشد هر فیلم در چه مرحلهای از بررسی، اصلاح، صدور پروانه یا عقد قرارداد اکران قرار دارد، هم صاحبان آثار بهتر برنامهریزی میکنند و هم زمینه گمانهزنیهای غیررسمی کاهش مییابد.
تأخیر در اکران تقریباً برای همه فیلمها زیانآور است، اما درباره آثار تاریخی، جنگی، پرهزینه و فیلمهایی که از جلوههای ویژه گسترده استفاده کردهاند، پیامدهای مالی میتواند جدیتر باشد.
تورم نیز این وضعیت را پیچیدهتر میکند. فیلمی که با هزینههای چند سال قبل ساخته شده، هنگام اکران باید بتواند علاوه بر اصل سرمایه، کاهش ارزش پول و هزینههای ایجادشده در این فاصله را نیز جبران کند.
از سوی دیگر، طولانی شدن زمان انتظار ممکن است ارتباط فیلم با فضای روز جامعه را کاهش دهد. تغییر ذائقه مخاطب، ظهور آثار مشابه، تغییر موقعیت بازیگران و دگرگونی شرایط اجتماعی، همگی میتوانند بر میزان استقبال از فیلم تأثیر بگذارند.
همه فیلمهایی که در جشنواره حضور دارند از ابتدا پخشکننده حرفهای ندارند. برخی آثار با هدف حضور در جشنواره ساخته میشوند و مذاکره برای اکران عمومی به بعد از فجر موکول میشود.
اگر واکنش منتقدان، رسانهها یا مخاطبان جشنواره مطابق انتظار نباشد، پیدا کردن پخشکننده نیز میتواند دشوارتر شود.
پخش فیلم فقط به گرفتن چند سالن محدود نیست. طراحی پوستر و آنونس، تبلیغات محیطی و فضای مجازی، هماهنگی با سینماداران، برنامهریزی برای اکران شهرستانها و مدیریت موج خبری، همگی به بودجه و تجربه نیاز دارند.
فیلمی که پخشکننده قدرتمندی ندارد، حتی پس از دریافت پروانه نمایش نیز ممکن است مدتها پشت خط اکران باقی بماند.
برخی فیلمها نیز با هدف حضور در جشنوارههای خارجی، نمایش داخلی خود را به تعویق میاندازند. این تصمیم در بعضی موارد بخشی از استراتژی بینالمللی فیلم است، اما طولانی شدن این مسیر میتواند فرصت طلایی اکران داخلی را از بین ببرد.
صف اکران یک مشکل انباشته است. فیلمهایی که در یک سال به سینما نمیرسند، وارد فهرست آثار سال بعد میشوند؛ در همین زمان نیز تولیدات تازه از راه میرسند و جشنواره بعدی مجموعه دیگری از فیلمها را معرفی میکند.
نتیجه، رقابت تعداد زیادی فیلم برای تعداد محدودی سالن و سانس است.
در چنین شرایطی ممکن است برخی صاحبان آثار برای رهایی از بلاتکلیفی، به اکران در زمان نامناسب تن دهند؛ فیلمی که بدون تبلیغات کافی و با چند سانس محدود روی پرده میرود و بعد از چند هفته کنار گذاشته میشود.
در ظاهر، چنین فیلمی اکران شده است، اما در عمل فرصت واقعی برای سنجش توان خود در بازار پیدا نکرده است.
بحث اکران معمولاً حول پردیسهای سینمایی تهران میچرخد، در حالی که سالنهای شهرستانها نیز میتوانند بخشی از فشار موجود را کاهش دهند.
البته همه شهرها زیرساخت یکسانی ندارند و برخی سالنها با مشکلات فنی، کاهش مخاطب یا محدودیت سانس مواجهاند. با این حال، طراحی اکران متناسب با جغرافیا و جامعه هدف فیلم میتواند فرصتهای تازهای ایجاد کند.
برخی آثار بومی، قومی، دفاع مقدس، کودک و نوجوان یا فیلمهایی که در یک استان خاص تولید شدهاند، ممکن است در مناطق مرتبط با موضوع خود مخاطبان بیشتری داشته باشند.
اکران هدفمند در استانها، همراه با حضور عوامل، نشستهای نقد و برنامههای فرهنگی، میتواند برای فیلمهایی که توان رقابت تبلیغاتی با آثار پرفروش را ندارند، مسیری جایگزین ایجاد کند.
نمایش فیلم در سکوهای اینترنتی نیز طی سالهای اخیر به یکی از گزینههای آثار معطلمانده تبدیل شده است. این شیوه میتواند فیلم را سریعتر به مخاطبان سراسر کشور برساند و بخشی از هزینههای توزیع فیزیکی را کاهش دهد.
با این حال، همه تهیهکنندگان چنین مسیری را مطلوب نمیدانند. برخی معتقدند فیلمشان برای پرده بزرگ ساخته شده و نمایش آنلاین نمیتواند جای تجربه سینمایی را بگیرد. نگرانی از انتشار غیرقانونی نسخه فیلم و همچنین میزان درآمد حاصل از عرضه اینترنتی نیز از دیگر ملاحظات است.
با وجود این، برای فیلمهایی که مدت زیادی از تولیدشان گذشته و شانس دریافت اکران گسترده ندارند، نمایش آنلاین میتواند جایگزینی برای ادامه بلاتکلیفی باشد. اکران محدود در سینما و سپس عرضه در شبکه نمایش خانگی نیز میتواند راهی برای حفظ هویت سینمایی اثر و دسترسی گستردهتر مخاطبان باشد.
فیلمهای کودک و نوجوان از آسیبپذیرترین آثار در چرخه اکران هستند. این فیلمها علاوه بر تبلیغات هدفمند، به سانسهای مناسب خانوادهها و ارتباط با مدارس و مراکز فرهنگی نیاز دارند.
قرار گرفتن یک فیلم کودک در سانسهای پراکنده یا نامناسب، ظرفیت واقعی آن را نشان نمیدهد.
انیمیشن «نگهبانان خورشید» از جمله آثار چهلوچهارمین جشنواره فیلم فجر است که پروانه نمایش دریافت کرده و اکنون باید برای ورود به بازار آماده شود.
تجربه سالهای گذشته نشان داده است موفقیت انیمیشن و سینمای کودک فقط به کیفیت فیلم وابسته نیست و تبلیغات مستمر، همکاری نهادهای آموزشی و انتخاب زمان مناسب اکران نیز نقش مهمی دارد.
اگر یک فیلم کودک ماهها در صف اکران باقی بماند، گروه سنی مخاطبان آن ممکن است تغییر کند و تبلیغات اولیه نیز اثرگذاری خود را از دست بدهد. اکران مدارس، بلیتهای خانوادگی و حمایت از تبلیغات این آثار میتواند بخشی از این مشکل را کاهش دهد.
{$sepehr_key_247588}
فیلم محصول زمان خودش است. نوع پوشش، فناوری، مسائل اجتماعی، روابط شخصیتها و حتی زبان مورد استفاده در یک اثر ممکن است طی چند سال تغییر کند.
فیلمی که هنگام تولید تازه و روزآمد به نظر میرسید، ممکن است هنگام اکران دیگر همان تازگی را نداشته باشد.
فرسودگی تنها به محتوای فیلم محدود نمیشود. مواد تبلیغاتی، قرارداد بازیگران، امکان حضور عوامل در برنامههای رسانهای و جایگاه حرفهای سازندگان نیز در طول زمان تغییر میکند.
به همین دلیل، خواب سرمایه در سینما تنها یک مسئله اقتصادی نیست؛ سرمایه فرهنگی و رسانهای فیلم نیز با گذشت زمان مستهلک میشود.
سینمای ایران برای ادامه فعالیت اقتصادی به آثار پرفروش نیاز دارد، اما اگر سالنها عمدتاً در اختیار یک گونه خاص قرار بگیرند، بخشی از مخاطبان به مرور از سینما فاصله میگیرند.
تماشاگر علاقهمند به درام اجتماعی، فیلم تاریخی، سینمای کودک، آثار هنری و تجربههای تازه نیز باید در طول سال امکان انتخاب داشته باشد.
مسئله، حذف کمدیهای پرفروش نیست؛ بلکه ایجاد تعادلی است که در آن آثار دیگر نیز حداقل فرصت دیدهشدن را داشته باشند.
اختصاص بخشی از ظرفیت سالنها به آثار فرهنگی، حمایت تبلیغاتی از فیلمهای کمبرخوردار، طراحی اکران شناور و استفاده هدفمند از ظرفیت سینماهای هنروتجربه میتواند به ایجاد این تعادل کمک کند.
جشنواره فیلم فجر زمانی میتواند نقش کامل خود را در سینمای ایران ایفا کند که پلی میان تولید، معرفی و نمایش عمومی باشد. اگر فیلمها تنها در چند سانس جشنواره دیده شوند و پس از آن برای مدتی نامعلوم به آرشیو بروند، بخشی از کارکرد جشنواره زیر سؤال میرود.
انتشار گزارشهای دورهای درباره وضعیت آثار هر دوره جشنواره، از صدور پروانه و قرارداد پخش گرفته تا برنامه اکران و دلایل تأخیر، میتواند تصویر روشنتری از سرنوشت فیلمهای سینمای ایران ارائه دهد.
صدور پروانه نمایش برای «جانشین»، «حاشیه»، «زندهشور»، «غوطهور» و «نگهبانان خورشید» نشانهای از حرکت این آثار چهلوچهارمین جشنواره فیلم فجر به سمت اکران است، اما تعیینکننده نهایی، زمان ورود آنها به سالنها، تعداد سینماها، کیفیت تبلیغات و فرصت واقعی برای ارتباط با مخاطب خواهد بود.
{$sepehr_key_247587}
فاصله میان جشنواره و اکران برای برخی فیلمها چند هفته و برای برخی دیگر چند سال است. کوتاه شدن این فاصله نیازمند تقویم شفاف اکران، توسعه ظرفیت سالنها، حمایت از تنوع ژانری و هماهنگی میان سازمان سینمایی، شورای صنفی نمایش، پخشکنندگان و سینماداران است.
در نهایت، مقصد فیلم زمانی است که مخاطب آن را ببیند. حضور در جشنواره، نامزدی یا حتی دریافت سیمرغ، اگر به نمایش عمومی و ارتباط با تماشاگر منتهی نشود، تنها نیمی از مسیر سینماست و نیمه دیگر همچنان پشت درهای سالن باقی میماند.