درباره هدیه دادن و امانت دادن کتاب | مقصدهای تازه برای کتاب‌های قدیمی

محبوبه عظیم‌زاده | شهرآرانیوز؛ کتاب‌ها فقط برای پر کردن قفسه‌ها نیستند. بعضی از آنها سال‌ها در خانه ما می‌مانند، در حالی که شاید فقط یک‌بار خوانده شده باشند و بعد، سهمشان از زندگی ما به چند سانتی‌متر از یک قفسه محدود می‌شود. اما یک کتاب می‌تواند بیشتر از این زندگی کند؛ می‌تواند از خانه‌ای به خانه دیگر برود، به دوستی هدیه داده شود، میان اعضای خانواده بچرخد، به کودکی کوچک‌تر برسد یا دست خواننده‌ای را بگیرد که مدت‌هاست دنبال آن بوده. راه‌هایی ساده برای به گردش انداختن کتاب‌ها که می‌توانند یک نسخه را به جای یک خواننده، به چند خواننده برسانند.

یک هدیه خاطره‌انگیز

همه هدیه‌ها قرار نیست نو و گران باشند. کتابی که خودمان خوانده‌ایم و دوستش داشته‌ایم، می‌تواند هدیه‌ای شخصی‌تر باشد. مخصوصا وقتی بدانیم مخاطبمان از خواندن آن لذت می‌برد و کتاب مطابق با شخصیت او هدیه داده شده است. یک یادداشت کوتاه در صفحه اول هم می‌تواند کتاب را از یک شیء دست‌دوم به یک هدیه خاطره‌انگیز تبدیل کند.

حتی می‌توانیم کتابی را که زمانی برای خودمان مهم بوده، به مناسبت یک تولد، موفقیت یا حتی بدون مناسبت به کسی بدهیم که فکر می‌کنیم به آن نیاز دارد. گاهی بهترین کتابی که می‌توانیم هدیه بدهیم، همان کتابی است که یک بار خودمان با آن زندگی کرده‌ایم.

فهرستی برای کتاب‌های امانی

کتاب برای خوانده شدن است، نه برای اینکه از ترس گم شدن در قفسه بماند. می‌توانیم میان دوستان و اعضای خانواده، کتاب‌های مورد علاقه‌مان را به امانت بدهیم و برایشان یک دفترچه یا فهرست ساده داشته باشیم تا بدانیم هر کتاب دست چه کسی است. البته امانت دادن یک روی دیگر هم دارد: کتاب را سالم برگردانیم و اگر احتمال می‌دهیم دیرتر پس می‌دهیم، صاحبش را در جریان بگذاریم. بهتر است امانت گرفتن را هم بخشی از همین فرهنگ بدانیم؛ کتابی که به ما سپرده شده، امانتی است که باید در زمان مناسب و با همان احترامی که گرفته‌ایم، پس بدهیم.

دست‌دوم‌ها را دست‌کم نگیریم

کتاب دست‌دوم، کتاب بی‌ارزش یا کهنه نیست. خطی که در حاشیه آن نوشته شده است، تاریخ خرید، یادداشت صاحب قبلی یا حتی کمی رنگ‌و‌رو‌رفتگی می‌تواند نشانه‌ای از زندگی قبلی کتاب باشد. خرید و هدیه دادن کتاب دست‌دوم، هزینه رسیدن کتاب به خواننده بعدی را کمتر می‌کند و به یک نسخه، فرصت خوانده شدن بیشتری می‌دهد.

گاهی حتی نسخه‌ای که پیش از این چند نفر آن را خوانده‌اند، ارزش عاطفی بیشتری پیدا می‌کند. چون رد چند خواننده را با خود حمل می‌کند. پذیرفتن کتاب دست‌دوم، یعنی پذیرفتن اینکه ارزش یک کتاب فقط به نو و دست‌نخورده بودنش نیست.

یک کتاب غیرمعمولی‌

می‌توانیم کتاب‌هایی را که قرار است به دیگری بدهیم، با یک یادداشت کوتاه راهی کنیم؛ «این کتاب را خواندم و دوست داشتم؛ حالا نوبت توست.» حتی می‌توان از یک برچسب ساده استفاده کرد که نشان دهد کتاب چند بار دست‌به‌دست شده است. این کار می‌تواند یک کتاب معمولی را به حامل خاطره چند نفر تبدیل کند. کسی که آن را خریده است، کسی که آن را خوانده، کسی که هدیه داده و کسی که حالا آن را در دست گرفته است. به این ترتیب، کتاب فقط یک شیء متعلق به یک نفر نیست؛ مسافری است که از یک خواننده به خواننده دیگر می‌رود و داستانش را ادامه می‌دهد.

دسترسی مهم‌تر از مالکیت

یک قفسه کوچک بین چند دوست می‌تواند به یک کتابخانه متحرک و مشترک تبدیل شود. هرکس چند کتابی را که خوانده و دیگر به آنها نیاز ندارد وارد چرخه کند و در مقابل، کتاب دیگری بردارد. حتی می‌توان این کار را میان اعضای یک خانواده، همکاران یا چند همسایه انجام داد. لازم نیست همیشه در ازای کتابی که می‌دهیم، کتاب دیگری دریافت کنیم.

گاهی کافی است بدانیم نسخه‌ای که دیگر برای ما کاربردی ندارد، خواننده تازه‌ای پیدا کرده است. کتابخانه مشترک، جایی است که مالکیت کتاب اهمیتش را از دست می‌دهد و دسترسی به آن مهم‌تر می‌شود.

با کتاب‌هایی که نمی‌خواهم چه کنم؟

ممکن است کتابی را شروع کنیم و بفهمیم انتخاب مناسبی برای ما نبوده است. این کتاب لازم نیست سال‌ها در قفسه بماند تا شاید روزی دوباره سراغش برویم. شاید دقیقا همان کتاب برای دوست، همکار یا عضو دیگری از خانواده جذاب باشد. حتی ممکن است موضوعی که برای ما خسته‌کننده بوده، برای دیگری دقیقا همان چیزی باشد که مدت‌ها دنبالش می‌گشته است. اگر کتابی برای ما مناسب نبود، می‌توانیم آن را به خواننده مناسب‌تری برسانیم. این کار نه بی‌احترامی به کتاب است و نه اعتراف به انتخاب اشتباه؛ راهی برای پیدا کردن مخاطب واقعی آن است.

برای کتاب‌های کودک گردش بیشتری بسازیم

کتاب کودک معمولا خیلی زودتر از کتاب بزرگ‌سال از چرخه استفاده خارج می‌شود. کودک بزرگ می‌شود و کتاب‌هایش دیگر مناسب سن او نیستند. به جای انباشتن کتاب‌های سال‌های قبل، می‌توانیم آنها را به کودکان کوچک‌تر فامیل، دوستان یا مراکز مرتبط با کودکان برسانیم.

حتی می‌توانیم در میان چند خانواده، مجموعه‌ای از کتاب‌های کودک را به صورت چرخشی جابه‌جا کنیم تا هر کودک برای مدتی به کتاب‌های تازه دسترسی داشته باشد. یک کتاب کودک می‌تواند بعد از یک خانواده، برای چند کودک دیگر هم قصه بگوید و هر بار خواننده تازه‌ای پیدا کند.

چالش کتاب‌های آموزشی و تخصصی

گاهی بهترین استفاده از یک کتاب این نیست که آن را به نزدیک‌ترین دوستمان بدهیم. بلکه این است که بفهمیم چه کسی واقعا به آن نیاز دارد. کتاب دانشگاهی، آموزشی، تخصصی یا حتی کتابی درباره یک علاقه خاص ممکن است سال‌ها در قفسه ما بماند، در حالی که فرد دیگری برای پیدا کردن همان کتاب وقت و هزینه زیادی صرف می‌کند.

می‌توانیم پیش از خرید کتاب جدید، ابتدا در میان دوستان، همکاران یا کتابخانه‌های مشترک سراغ نسخه‌ای بگردیم که پیش‌تر تهیه شده است. کتاب وقتی به دست خواننده مناسب برسد، از یک وسیله ذخیره‌شده به یک امکان تبدیل می‌شود.

یک کتاب کم حجم هم می‌تواند مفید باشد

برای آن دسته از افرادی که کمتر مطالعه می‌کنند کتاب‌های کم حجم و کم صفحه می‌توانند انتخاب مناسب تری باشند. کتابی که بتوان آن را در زمانی کوتاه خواند و تمام کرد و کمتر حس یک کار سنگین و طولانی ایجاد کند. البته بهتر است انتخاب کتاب با علاقه و سن مخاطب هماهنگ باشد؛ یک داستان کوتاه، کتابی درباره موضوع مورد علاقه او یا اثری با فصل‌های کوتاه می‌تواند شروع خوبی باشد. هنگام هدیه دادن هم بهتر است انتظارمان را کنار بگذاریم. هدف، اجبار به مطالعه نیست؛ ساختن یک تجربه خوشایند از خواندن است.

{$sepehr_key_247648}

کتابخانه‌های کوچک محلی راه بیندازیم

لازم نیست برای ساختن یک کتابخانه عمومی، فضای بزرگی داشته باشیم. در یک مجتمع مسکونی، محل کار، کافه، خانه، مدرسه یا یک مرکز اجتماعی می‌توان قفسه‌ای برای کتاب‌های مشترک در نظر گرفت. هرکس می‌تواند کتابی اضافه کند و کتابی بردارد. حتی یک قفسه کوچک در راهروی یک مجتمع یا اتاق استراحت یک محل کار می‌تواند شروع چنین چرخه‌ای باشد. قوانین ساده‌ای مثل ثبت کتاب‌های امانتی، مشخص بودن شیوه بازگرداندن و مراقبت از نسخه‌ها، کمک می‌کند این گردش پایدار بماند.

گامی به سوی افزایش آگاهی و مطالعه

کتاب وقتی به دست آدم‌های بیشتری برسد، فقط تعداد خواننده هایش بیشتر نمی‌شود؛ می‌تواند آغازگر یک مسیر آگاهی هم باشد. یک نفر کتابی را‌ می‌خواند، نکته‌ای از آن یاد می‌گیرد، با دیگری درباره اش حرف می‌زند و شاید همین گفت‌و‌گو، نفر بعدی را به خواندن ترغیب کند. این مسیر می‌تواند از خانواده شروع شود و به دوستان، همکاران و همسایه‌ها برسد. حتی یک معرفی کوتاه یا گفتن تجربه شخصی از یک کتاب می‌تواند جرقه‌ای برای مطالعه باشد. اگر کتاب را وسیله‌ای برای انتقال تجربه و آگاهی بدانیم، گردش آن می‌تواند تعداد بیشتری را با ایده‌ها و جهان‌های تازه روبه رو کند.

یک کانال کوچک برای کتاب‌های بزرگ

برای گردش کتاب، همیشه به قفسه و کتابخانه فیزیکی نیاز نداریم. همسایه ها، اقوام، دوستان یا همکاران می‌توانند یک کانال یا گروه مجازی برای معرفی و گردش کتاب راه بیندازند. هرکس می‌تواند کتابی را که خوانده معرفی کند، چند خط درباره آن بنویسد و اگر نسخه‌ای برای امانت، تعویض یا هدیه دارد، اعلام کند. می‌توان خلاصه‌های کوتاه، تجربه‌های خواندن و حتی معرفی کتاب‌های دست دوم را هم در این فضا به اشتراک گذاشت. این شبکه کوچک می‌تواند کم کم به کتابخانه‌ای بدون قفسه تبدیل شود.