مریم شیعه | شهرآرانیوز؛ ساختمان آماده است. تختها را در اتاقها چیدهاند. گوشه هر اتاق، یک یخچال گذاشتهاند و دو میز مطالعه. توی هر اتاق، چند کمد جداگانه است و همین چند قلم کافی است تا دهها دانشآموز از خطر ترکتحصیل نجات پیدا کنند. دانشگاهها اغلب به اسکان دانشجویانشان فکر میکنند و برای آنها برنامه دارند.
آنهایی که کمتر دیده و شنیده میشوند، دانشآموزانی هستند که راهشان آنقدر طولانی است که گاهی از تحصیل در یک مدرسه خوب دست میکشند یا بیخیال درس خواندن میشوند. وقتی مراسم شروع میشود، مسئولان روی سن میآیند و چند کلمهای حرف میزنند.
گروه سرود دانشآموزان ناشنوا برنامه اجرا میکنند و از همه افرادی که در ساختن مجموعه نقش داشتند، تجلیل میشود. در آخر او روی سن میآید و از مسئولان آموزشوپرورش میخواهد، این مکان فقط و فقط خوابگاه بماند. خوابگاه کسانی که کمتر کسی به سرپناه آنها فکر میکند. میگوید این تختها برای دانشآموزان است و هر مصرف دیگری از آنها، جایز نیست.
خیلی از بناها اول با هدفی مشخص ساخته میشوند و بعد، آرامآرام تغییر کاربری میدهند. او هیچوقت این اجازه را نداد. هدفش در تمام این سالها روشن بود و مخاطب این اهداف هم، دانشآموزان بودند. نه معلمان، نه مسئولان مدرسه و نه هیچکس دیگر؛ فقط و فقط دانشآموزان. آنها که علاوه بر دفتر و کتاب، معلم و مدیر و ناظم، به جایی برای خوابیدن و غذایی برای خوردن نیاز دارند.
فقر تحصیلی همیشه دغدغهاش بود. او در تمام این سالها نوجوانان مستعد زیادی را دیده بود که در روستاهای دور افتاده، ناچار ترک تحصیل کردند و نزدیکترین مرکز آموزشی مناسب، کیلومترها با خانهشان فاصله داشت. برای همین هم مدارس «مصلینژاد» همیشه فراتر از مدرسه بودند.
مدرسهسازی در آنها فقط بالا بردن دیوار و استقرار چند نیمکت نبود. هدف این مدارس، فراتر از خواندن و نوشتن، تربیت و پرورش نیروی انسانی بود تا سرمایه اجتماعی در ایران را بالا ببرد و هر نوجوان، بتواند بخشی از سازوکار جامعه را در آینده نهچندان دور تغییر دهد.
«عباس مصلینژاد» سال۱۳۴۱ در آبادان متولد شد؛ شهری که صنعت، مهاجرت و آموزش نوین در شکلگیری سیمای آن نقش مهمی داشت. دوره ابتدایی را در دبستان مهرگان آبادان گذراند و تحصیلات متوسطهاش را در دبیرستان البرز تهران به پایان رساند.
ابتدا اقتصاد خواند؛ سپس به سراغ علوم سیاسی رفت و سرانجام تحصیلات خود را تا دکتری علوم سیاسی و دوره پسادکتری سیاستگذاری راهبردی در دانشگاه تهران ادامه داد. سال۱۳۵۸، وارد دوره کارشناسی اقتصاد شد. او بعدتر به مرتبه استادی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران رسید و در حوزههایی مانند اقتصاد سیاسی، سیاستگذاری اقتصادی، توسعه، ساخت قدرت و ژئوپلیتیک تدریس و پژوهش کرد.
او در تمام این سالها، هم فعالیت اقتصادی داشت و کار دانشگاهی. از سال۱۳۵۸ تا ۱۳۸۷ مدیرعامل شرکت دوبرال بود و همزمان، مسیر علمی خود را نیز ادامه داد، اما آنچه فعالیتهای بعدیاش را متمایز کرد، اتصال همین دو مسیر بود. دانشی که درباره اقتصاد، توسعه و منابع انسانی به دست آورده بود، در بنیاد فرهنگیاش به برنامهای اجرایی تبدیل شد؛ برای او سرمایه اقتصادی باید به فرصت آموزشی بدل شود.
بنیاد فرهنگی مصلینژاد در تابستان۱۳۷۵ با اهداف عامالمنفعه و غیرسیاسی شکل گرفت. احداث و اداره مراکز آموزشی، فرهنگی، پژوهشی و ورزشی، فراهمکردن امکانات تحصیلی برای دانشآموزان و البته دانشجویان نیازمند، حمایت از تولید و انتشار آثار علمی، بخشی از اهداف آن بود.
در همان سال نخستین، مدرسه خود را ساخت و چشمانداز اولیهاش این بود که هیچ دانشآموز ایرانی بدون مدرسه نماند، اما این هدف بعدتر گسترش یافت، نهفقط هیچ کودکی بدون مدرسه، بلکه هیچ دانشآموز و دانشجویی نباید به دلیل فقر مالی تحصیل را ترک کند. مصلینژاد در دانشگاه هم به تدریس اکتفا نکرد. عضویت در هیئتامنای دانشگاه تهران، دانشگاه صنعتی شریف و دانشگاه علامه طباطبایی، حضور در شوراها و بنیادهای حامی آموزش عالی و انتشار بیش از پانزدهجلد کتاب و مقاله متعدد، بخش دیگری از کارنامه اوست.
{$sepehr_key_247675}
مدارس مصلینژاد شبکهای شد که از مشهد تا سیستانوبلوچستان، از آبادان تا سنندج، از تهران تا اردبیل و از شهرکرد تا بندرعباس گسترش یافت. بنیاد فرهنگی مصلینژاد در فاصله سالهای فعالیت خود دهها فضای آموزشی احداث کرد. فهرست رسمی بنیاد تا شهریور۱۴۰۲، ۶۳ پروژه در حوزه آموزشوپرورش را ثبت کرده است؛ مجموعهای شامل دبستان، دبیرستان، هنرستان، خوابگاه، سالن ورزشی، کتابخانه و فرهنگسرا. از سال۱۳۷۵، این بنیاد حدود شانزدههزار بورسیه کامل تحصیلی به دانشآموزان و دانشجویان اهدا کرده است.
مشهد یکی از مهمترین کانونهای فعالیت این بنیاد بوده است. مدارسی با نامهای آرمیتا، آرمینه، مهشید و آریو و نیز آموزشگاههایی با نام امامحسن (ع)، امامحسین (ع)، امامعلی (ع)، حضرت زینب (س)، حضرت معصومه (س)، حضرت زهرا (س)،امالبنین (س)، امامسجاد (ع) و حضرت محمد رسولا... (ص) در نقاط مختلف شهر ساخته شدند.
در کنار آنها، فرهنگسرا و سالن همایش آریو مصلینژاد نیز شکل گرفت. دامنه فعالیت بنیاد از شهرهای بزرگ نیز فراتر رفت. دوازده مدرسه برای دانشآموزان عشایری سیستانوبلوچستان ساخته شد؛ مدارسی در فنوج، هیرمند و دیگر مناطق پراکنده استان که برخی تنها چند کلاس داشتند، اما برای کودکانی ساخته شدند که محرومیتشان را نمیشد با معیار تعداد کلاسها سنجید.