به گزارش شهرآرانیوز، سیاست جدید دولت در حوزه بنزین، بازار خودرو را نیز وارد مرحله تازهای کرده است. بر اساس این تصمیم، خودروهای نوشماره داخلی از سهمیههای اول و دوم بنزین محروم میشوند؛ تصمیمی که هدف اصلی آن، مدیریت مصرف سوخت و کاهش فشار بر منابع بنزین کشور عنوان شده است.
هر چند دولت در خصوص خودروهای سواری شخصی تازه تولید شده که پیش از این سقف یک میلیارد تومان برای اختصاص سهمیه به آن تعیین شده بود، را اعلام کرده بود، اما به دلیل تغییرات بازار موضوع افزایش سقف قیمت یاد شده در دست بررسی است.
با این حال، اجرای این سیاست یک پرسش مهم را پیش روی سیاستگذار قرار میدهد: آیا حذف سهمیه بنزین از خودروهای جدید و گرانتر، واقعاً مصرف سوخت را کاهش میدهد یا ممکن است به افزایش تقاضا برای خودروهای قدیمیتر و حتی فرسوده منجر شود؟
پاسخ به این پرسش زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که بدانیم بخش قابل توجهی از خودروهای کارکرده و قدیمی، با وجود مصرف سوخت بالاتر، از منظر سهمیه سوخت میتوانند جذابیت بیشتری برای خریداران پیدا کنند.
هادی عباسی، کارشناس بازار خودرو، معتقد است هر سیاستی که هزینه مالکیت و استفاده از خودروی صفر را افزایش دهد، میتواند بخشی از تقاضا را به سمت خودروهای کارکرده سوق دهد.
عباسی در گفتگو با شهرآرانیوز، اظهار میکند: مسئله اصلی این است که قیمت خودرو بهتنهایی معیار مناسبی برای سنجش میزان مصرف بنزین نیست. ممکن است یک خودروی صفرکیلومتر با قیمت بالا، مصرف سوخت مناسبی داشته باشد، اما یک خودروی قدیمیتر و ارزانتر، به دلیل استهلاک و فناوری قدیمی موتور، بنزین بیشتری مصرف کند. در چنین شرایطی، اگر خودروی جدید از سهمیه یارانهای محروم شود، اما خودروی قدیمی همچنان از این سهمیه برخوردار باشد، بخشی از مزیت اقتصادی خرید خودروی جدید از بین میرود.
عباسی بر این اساس معتقد است سیاستگذار باید مراقب باشد مشوقهای ایجادشده در بازار، برخلاف هدف اصلی سیاست بنزینی عمل نکند. به بیان دیگر، اگر مالک خودرو احساس کند خرید خودروی جدید به معنای افزایش هزینه سوخت است، ممکن است تعویض خودرو را به تعویق بیندازد و استفاده از خودروی قدیمی را ادامه دهد.
نکته مهم دیگر این است که سیاست جدید، عملاً میان «قیمت خودرو» و «مصرف سوخت» ارتباطی مستقیم برقرار میکند؛ در حالی که این دو الزاماً رابطه یکسانی ندارند.
{$sepehr_key_247851}
احسان صفری، کارشناس بازار خودرو، نیز به شهرآرانیوز میگوید: اگر هدف دولت کاهش مصرف بنزین است، بهتر است معیار سیاستگذاری میزان واقعی مصرف خودرو باشد، نه صرفاً قیمت کارخانهای آن.
از نگاه صفری، یک خودروی گرانتر لزوماً پرمصرفتر از یک خودروی ارزانتر نیست. در بسیاری از موارد، خودروهای جدیدتر به دلیل فناوری موتور، استانداردهای جدیدتر و بهینهسازی مصرف سوخت، میتوانند مصرف پایینتری نسبت به خودروهای قدیمی داشته باشند؛ بنابراین اگر خودروی جدید صرفاً به دلیل عبور قیمت کارخانهای از یک سقف مشخص از سهمیه یارانهای محروم شود، اما خودرویی قدیمیتر و پرمصرف همچنان سهمیه دریافت کند، سیاستگذار ممکن است با نتیجهای متفاوت از هدف اولیه مواجه شود.
صفری معتقد است این وضعیت میتواند تقاضا در بازار خودرو را نیز تغییر دهد؛ بهخصوص در شرایطی که قدرت خرید خانوارها کاهش یافته و بسیاری از مصرفکنندگان به دنبال پایین آوردن هزینه اولیه خرید خودرو هستند.
یکی از نگرانیهای جدی در این میان، تأثیر این سیاست بر بازار خودروهای فرسوده است.
سالهاست سیاستگذار تلاش میکند با اجرای طرحهای اسقاط و نوسازی، خودروهای فرسوده را از چرخه حملونقل خارج کند. اما اگر مالک یک خودروی قدیمی بتواند همچنان از مزایای سوخت یارانهای استفاده کند و در مقابل، مالک خودروی جدید با قیمت بالاتر مجبور به پرداخت هزینه بیشتری برای بنزین شود، ممکن است انگیزه اقتصادی برای نوسازی کاهش پیدا کند.
هادی عباسی در این زمینه بر اثر رفتار مصرفکننده تأکید دارد. از نگاه او، بازار در نهایت به اختلاف هزینهها واکنش نشان میدهد و اگر نگهداشتن خودروی قدیمی از نظر هزینه سوخت بهصرفهتر باشد، بخشی از مالکان ممکن است تعویض خودرو را عقب بیندازند.
این اتفاق میتواند به افزایش عمر متوسط خودروهای در حال تردد منجر شود؛ موضوعی که نهتنها برای صنعت خودرو، بلکه برای مصرف انرژی و آلودگی هوا نیز اهمیت دارد.
در ظاهر، هدف سیاست جدید کاملاً مشخص است: کاهش مصرف بنزین و جلوگیری از افزایش بار مالی یارانه سوخت.
اما کارشناسان معتقدند برای ارزیابی موفقیت این سیاست، نباید تنها به میزان بنزین مصرفشده توسط خودروهای مشمول سهمیه نگاه کرد؛ بلکه باید اثر آن بر رفتار خریداران، سن ناوگان، میزان پیمایش و انتخاب خودرو را نیز در نظر گرفت.
اگر بخشی از مردم به دلیل افزایش هزینه استفاده از خودروهای جدید به سمت خودروهای قدیمیتر بروند، احتمال دارد مصرف واقعی سوخت در سطح کل ناوگان کاهش پیدا نکند.
احسان صفری معتقد است مسئله اصلی باید از «قیمت خودرو» به «مصرف خودرو» منتقل شود. به این معنا که خودروهای کممصرف، فارغ از قیمتشان، مشمول حمایت بیشتری باشند و خودروهای پرمصرف و آلاینده بهتدریج با محدودیت بیشتری مواجه شوند.
{$sepehr_key_247852}
چنین رویکردی میتواند همزمان به مصرفکننده پیام روشنی بدهد: خودروی کممصرف، حتی اگر گران باشد، مزیت بیشتری دارد؛ خودروی پرمصرف، حتی اگر ارزان باشد، نباید از یارانه بیشتری برخوردار شود.
موضوع دیگری که در این میان نباید نادیده گرفته شود، آلودگی هواست.
خودروهای قدیمی و فرسوده معمولاً از فناوریهای قدیمیتر برخوردارند و وضعیت فنی نامناسب آنها میتواند بر میزان آلایندگی اثر بگذارد؛ بنابراین اگر سیاست سوختی به شکلی طراحی شود که عمر خودروهای قدیمی افزایش پیدا کند، آثار آن تنها در مصرف بنزین دیده نخواهد شد.
هادی عباسی و احسان صفری هر دو بر ضرورت توجه همزمان به بازار خودرو، مصرف سوخت و نوسازی ناوگان تأکید دارند؛ چرا که نمیتوان سیاست بنزینی را جدا از سیاستهای مربوط به اسقاط و جایگزینی خودروهای فرسوده بررسی کرد.
به اعتقاد کارشناسان، اگر دولت به دنبال کاهش پایدار مصرف بنزین است، باید مجموعهای از سیاستها را همزمان اجرا کند؛ از توسعه حملونقل عمومی و تسریع اسقاط خودروهای فرسوده گرفته تا افزایش عرضه خودروهای کممصرف و طراحی نظام عادلانهتر برای تخصیص یارانه سوخت.
در نهایت، تصمیم حذف سهمیه اول و دوم خودروهای نوشماره ممکن است در کوتاهمدت بخشی از مصرف یارانهای را کنترل کند، اما اثر بلندمدت آن به واکنش بازار بستگی خواهد داشت.
اگر نتیجه این سیاست، کاهش خرید خودروهای جدید، افزایش تقاضا برای خودروهای کارکرده و طولانیتر شدن عمر خودروهای فرسوده باشد، ممکن است بخشی از هدف اصلی سیاستگذار محقق نشود.
به عبارت دیگر، ممکن است دولت برای کاهش مصرف بنزین، سهمیه خودروی جدید را حذف کند؛ اما اگر مصرفکننده در واکنش به این تصمیم به سمت خودروی قدیمیتر و پرمصرفتر برود، نتیجه نهایی میتواند خلاف انتظار باشد.
از نگاه عباسی، مسئله اصلی ایجاد تعادل میان هزینه سوخت و رفتار بازار خودرو است و از دید احسان صفری نیز معیار سیاستگذاری باید به سمت مصرف واقعی و میزان آلایندگی خودرو حرکت کند.
اکنون باید دید دولت در ادامه مسیر، صرفاً بر حذف سهمیه خودروهای گرانتر تمرکز خواهد کرد یا در کنار آن، سیاستی جامع برای کاهش مصرف، نوسازی ناوگان و خروج خودروهای فرسوده نیز در نظر خواهد گرفت.
چرا که کنترل مصرف بنزین بدون توجه به ساختار ناوگان خودروها ممکن است تنها بخشی از مسئله را حل کند؛ و حتی در سناریویی نامطلوب، هزینه آن را از جیب مصرفکننده، بازار خودرو و در نهایت محیطزیست پرداخت کند.
{$sepehr_key_247853}