به گزارش شهرآرانیوز، کامران قدکچیان که فرزند زندهیاد احمد قدکچیان، بازیگر قدیمی سینما، است و فعالیت فیلمسازی خود را از اوایل دهه ۵۰ و پیش از انقلاب آغاز کرده، در دیدار با اعضای شورای مرکزی کانون کارگردانان درباره مسیر چند دهه فعالیت خود، تغییر شرایط فیلمسازی و دلایل سالها کار نکردنش سخن گفت.
این دیدار به مناسبت روز سینما و با حضور محسن امیریوسفی، وحید موسائیان، سامان سالور، اصغر نعیمی و قدرتالله صلحمیرزایی از اعضای شورای مرکزی کانون کارگردانان برگزار شد.
قدکچیان که مدتی طولانی دستیار علی حاتمی بوده و تنها تا پیش از سال ۱۳۵۷ حدود ۱۰ فیلم ساخته است، درباره روندی که سینمای ایران طی دهههای مختلف پشت سر گذاشته، توضیح داد.
او با اشاره به فعالیت خود و برخی دیگر از سینماگران پس از انقلاب گفت که در اوایل انقلاب، همراه با علیرضا داوودنژاد و مهدی فخیمزاده به آموزش افرادی پرداختند که نمیدانستند چگونه باید وارد عرصه سینما شوند و فعالیت خود را آغاز کنند. به گفته او، در آن دوره هنوز بنیاد سینمایی فارابی وجود نداشت و ضرورت داشت درباره فیلمهای انقلابی و مسیر درست فعالیت سینمایی آموزش داده شود.
قدکچیان معتقد است بخشی از فیلمهایی که در آن دوران ساخته میشد، به جای پرداختن درست به انقلاب، از فضای ایجادشده سوءاستفاده میکردند و به همین دلیل سینما در مسیر نادرستی قرار گرفته بود.
او در عین حال تأکید کرد که انتقادش به آن دوره محدود نمیشود و در دهههای ۶۰ و ۷۰ نیز با ورود افراد باسواد به سینما، آثار باکیفیتی ساخته شد و فیلمسازانی همچون مسعود کیمیایی آثار قابل توجهی تولید کردند. او همچنین از حضور نسلهای جوانتر و تولید آثار خوب در دورههای بعد یاد کرد.
با این حال، قدکچیان معتقد است برخی مسئولان سینما شناخت مناسبی از این حوزه نداشتند و در بسیاری از دورهها، با تغییر هر مسئول، قوانین و رویکردهای تازهای بر سینما حاکم شده است.
این کارگردان درباره تفاوت شرایط فیلمسازی پیش و پس از انقلاب نیز گفت که این دو دوره را نباید با یکدیگر مقایسه کرد. به اعتقاد او، سینمای پیش از انقلاب در سالهای پایانی شرایط مناسبی نداشت و کمتر از ۱۰ فیلم تولید میشد که بسیاری از آنها نیز از رمق افتاده بودند.
او نقش فیلم «قیصر» مسعود کیمیایی را در ایجاد تحول در سینمای ایران مهم دانست و گفت این فیلم باعث شد سینمای آبگوشتی، گنج قارونی و فردینی به سمت شکل دیگری از فیلمسازی حرکت کند. از نگاه او، سینمای ایران به یک دگرگونی نیاز داشت و این تحول صرفاً به دلیل انقلاب رخ نداد.
قدکچیان درباره سانسور نیز توضیح داد که پیش از انقلاب، یکی از خطوط اصلی ممیزی، جلوگیری از توهین به خاندان پهلوی بود، اما در مواردی شرایط دیگری نیز وجود داشت. او به فیلم «جمعه» اشاره کرد که داستان آن درباره یک آمریکایی بود که پس از خروج از سفارت، کیفش ربوده میشد و در ادامه، مسائلی درباره رفتار آمریکاییها با ایران مطرح میشد. به گفته او، برای گرفتن مجوز مجبور شد فیلم را دوباره فیلمبرداری کند و شخصیت آمریکایی را به یک فرد مهم خارجی تبدیل کند که فارسی صحبت میکرد.
او درباره سالهای نخست پس از انقلاب نیز گفت که به دلیل فضای انقلابی و شور و شوق موجود، بسیاری از فیلمها با چنین رویکردی ساخته میشدند و نیاز چندانی به سانسور وجود نداشت. با این حال، برخی آثار با وجود طرح موضوعات انقلابی، در نهایت به فیلمهایی مبتذل تبدیل میشدند و او و دیگر اعضای شورای فیلم از نمایش این آثار جلوگیری میکردند.
به گفته قدکچیان، پس از آن دوره، فیلمهای جنگی برای حدود هفت یا هشت سال بخش مهمی از سینمای ایران را تشکیل دادند و با استقبال مخاطبان روبهرو شدند. اما به تدریج نیاز به تولید فیلمهای اجتماعی نیز احساس شد و او در همین شرایط فیلم «آواز تهران» را ساخت.
او گفت «آواز تهران» با وجود ممیزیهای فراوان توانست مجوز نمایش بگیرد و ممیزیها لطمهای به کلیت اثر وارد نکرد. به گفته قدکچیان، این فیلم زمینهساز تولید آثار جوانانه بیشتری در دهه ۷۰ شد.
این کارگردان درباره نگاه مسئولان به سابقه کاری خود نیز گفت که همچنان نام او با سابقه فعالیتش پیش از انقلاب گره خورده است. او تأکید کرد که با وجود این نگاه، در برابر شرایط ایستاده و تلاش کرده به کار خود ادامه دهد.
{$sepehr_key_247984}
قدکچیان در روایت یکی از تجربههای خود گفت که در مقطعی فیلمنامهای را سه بار ارائه کرده و پس از تصویب، قصد ساخت آن را داشته است، اما بعدها متوجه شده در بنیاد سینمایی فارابی درباره انتخاب او برای کارگردانی پرسش شده و گفتهاند به جای او فرد دیگری انتخاب شود.
او همچنین درباره شرایط امروز سینما گفت که دهه اخیر را از تاریخ سینمای ایران حذف کرده است. قدکچیان معتقد است در این دوره، سینما از نظر او دیگر سینما نیست و نابود شده است.
این کارگردان در توضیح شرایطی که برای خودش پیش آمده، گفت هیچوقت رسماً به او اعلام نشده که ممنوعالکار است، اما به شکلی دیگر امکان فعالیت از او گرفته شده بود. او ماجرایی را نیز تعریف کرد که افرادی به اشتباه تصور کرده بودند مصاحبهای از او در یک شبکه ماهوارهای پخش شده و در واکنش به آنها با کنایه گفته بود برای یافتن او باید به قطعه هنرمندان بهشت زهرا و سر مزار پدرش احمد قدکچیان مراجعه کنند.
قدکچیان درباره علت سالها فیلم نساختنش نیز گفت پیشنهادهایی برای کارگردانی دریافت کرده، اما برخی از این پیشنهادها با این مضمون بوده که نام او در فهرستی برای ساخت فیلم قرار دارد. او تأکید کرد که با چنین شیوهای کار نمیکند.
این فیلمساز با وجود همه این مشکلات همچنان علاقهمند به ساخت فیلم است و اعلام کرد ۲۰ فیلمنامه دارد، اما نه سرمایه لازم برای ساخت آنها را در اختیار دارد و نه آمادگی ورود به شرایطی را دارد که ممکن است در میانه تولید، خواستههای تهیهکننده مسیر کار را تغییر دهد.
او در بخش دیگری از سخنانش درباره نسل جوان سینما ابراز نگرانی کرد و گفت بسیاری از جوانان بااستعداد به دلیل ناچاری مجبور به انجام کارهایی میشوند که ممکن است در آینده بر کارنامه حرفهای آنها تأثیر بگذارد.
در ادامه این دیدار، اصغر نعیمی با اشاره به شرایط فیلمسازی برای نسل جدید گفت که این روزها ساخت فیلم پنجم و ششم برای یک فیلمساز جوان حتی از ساخت فیلم اول نیز دشوارتر شده است. به گفته او، تا اوایل دهه ۸۰ کارگردان و کارگردان ـ تهیهکننده اصالت داشتند، اما به مرور نگاه حاکمیت نسبت به کارگردان تغییر کرد و بدبینی نسبت به این قشر افزایش یافت.
قدکچیان نیز با انتقاد از عملکرد کانون کارگردانان گفت پس از آنکه صدور مجوز فیلم اولیها از کانون کارگردانان به وزارت ارشاد منتقل شد، افراد بیشتری توانستند مجوز کارگردانی دریافت کنند. او معتقد است اعتراضهایی که برخی دوستان جوان در روزنامهها درباره ضرورت صدور مجوز توسط کانون مطرح کردند، در نهایت به تضعیف جایگاه این نهاد انجامید.
او در همین زمینه به سابقه حضور فیلمسازانی مانند اصغر فرهادی در کانون کارگردانان اشاره کرد و گفت در مقابل، حتی به برخی بازیگران مطرحی که با وجود سابقه طولانی به دنبال دریافت مجوز کارگردانی بودند، به دلیل تأیید نشدن مجوز داده نشد.
قدکچیان همچنین در واکنش به سخنان اصغر نعیمی درباره مبتذل شدن امر فیلمسازی و تغییر معیارهای انتخاب فیلم، خاطرهای از همکاری با فروزان، بازیگر قدیمی سینما، تعریف کرد و بر احترام به جایگاه کارگردان حتی در مقام فیلمساز اول تأکید داشت.
وحید موسائیان، دیگر عضو شورای مرکزی کانون کارگردانان، نیز با اشاره به شرایط سینما در دهههای گذشته گفت زمانی فیلمسازانی همچون مخملباف، عیاری و بیضایی فیلم میساختند و نسل او با دیدن آثار آنها تلاش میکرد فیلم بهتری بسازد. به گفته موسائیان، با خالی شدن عرصه از چنین فیلمسازانی، بخشی از فضای سینما نیز تغییر کرد و سینما از داشتن منتقدان و فیلمسازان تأثیرگذار فاصله گرفت.
او همچنین درباره نسل جدید سینما ابراز نگرانی کرد و گفت به نظر میرسد برای بخشی از این نسل، تاریخ سینما و فیلمسازان گذشته اهمیت سابق را ندارد و ساخت فیلم با چند شعار سیاسی سهلالوصولتر شده است.
سامان سالور نیز با اشاره به سلطه سرمایه بر سینما گفت در گذشته هر فیلمساز فرم و شیوه خاص خود را دنبال میکرد، اما به تدریج همه چیز به سمت فروش بیشتر فیلمها رفت و در این مسیر، حفظ اصالت دشوار شد.
سالور همچنین معتقد بود سینما همواره با واقعیتهای جامعه پیوند داشته و آنچه در فیلمها نمایش داده میشد، برای مردم قابل باور بود. او تأکید کرد اگر فیلمساز خودش اثرش را باور نداشته باشد، نمیتواند از مردم بخواهد آن را باور کنند.
{$sepehr_key_247981}
محسن امیریوسفی نیز در بخش دیگری از این گفتوگو با اشاره به فاصله گرفتن سینما از جامعه گفت سینمای گذشته شباهت بیشتری به زندگی مردم داشت و مخاطبان آنچه را از فضای خانهها و جامعه در فیلمها میدیدند، باور میکردند.
او به شرایط فیلمبرداری در خیابانها نیز اشاره کرد و گفت در سالهای اخیر شرایطی ایجاد شده که حتی گروهی با عنوان «هنرور باحجاب» شکل گرفته است، زیرا به گفته او در شرایط عادی، امکان فیلمبرداری لانگشات در خیابان وجود ندارد. امیریوسفی این وضعیت را اتفاقی تلخ دانست و گفت در چنین شرایطی برخی تصمیم به کار نکردن میگیرند و برخی دیگر ممکن است منتظر بمانند.