به گزارش شهرآرانیوز؛ هنر تئاتر فراتر از سرگرم کردن، میتواند جامعه را بیدار کند و به رشد فرهنگی آدمها کمک کند؛ تئاتری که به مخاطب آگاهی میدهد و او را روبهروی خودش مینشاند. محمدرضا امیری، کارگردان نمایش «قضاوت گذرا یا اعترافات آقای کینه» که این شبها در تماشاخانه فردوس روی صحنه میرود، گفتوگو کردهایم تا از رسالت تئاتر برای آگاهی مردم و حالوهوای این روزهای کارش بگوید.
محمدرضا امیری درباره روند طولانی آمادهسازی این اثر میگوید: ما نزدیک به یک سال است که تمرین داریم. پیداکردن جای تمرین برای گروههای نمایشی در مشهد واقعا کار سخت و مشقتزایی است. این متن از سالهای گذشته آماده شده بود و بالاخره باید به اجرا میرسید. در این مسیر، به لطف مدیرمؤسسه آموزشی و دانشگاهی فردوس مشهد، کلاسی در این مجموعه در اختیار ما قرار گرفت و کار شروع شد.
موضوع این نمایش کاوشی عمیق در مقوله خلقت، آفرینش و روانشناسی انسان است. امیری در توضیح مضمون این اثر بیان میکند: مسئله اصلی، میزان باری است که انسان از کینه و حسادت با خود حمل میکند و اینکه چطور میتواند به خودشناسی برسد. در مراحل سلوک انسانی، حسادت و کینه از موانع بزرگاند؛ البته غبطهخوردن برای علمآموزی و ارتقا عالی است، اما حسادت به موقعیتهای انسانی مخرب است.
او میافزاید: این اثر در واقع برداشتی آزاد از کتاب داستان هابیل و چند داستان دیگر اثر میگل دو اونامونو، فیلسوف اسپانیایی است. این متن را از سالها پیش نوشته بودم و دغدغهام طرح یک مسئله جهانشمول انسانی است، نه صرفا موضوعی بومی؛ چرا که مسئله انسان و خودشناسی، مرز نمیشناسد.
امیری با تأکید بر اینکه تئاتر فراتر از یک سرگرمی و یک نیاز بنیادین برای جامعه است، میگوید: بحث تئاتر، بحث تراژدی، کمدی و کاتارسیس است؛ اینکه انسان از طریق کاتارسیس به تزکیه میرسد. این حرف من نیست، حرف ارسطو در پنج قرن قبل از میلاد است. ما به سالن و تئاتر بیشتری نیاز داریم، اما تئاتری که به ما آگاهی بدهد.
او با اشاره به بحران ارتباطات در دنیای مدرن امروز میافزاید: امروز در این دنیای دیجیتال، هیچکس با دیگری ارتباط ندارد و همه سرشان در گوشی است؛ این به نوعی یک فاجعه است. مردم واقعا نمیدانند کجا بروند و وقتشان را چطور بگذرانند. مطالعه، تئاتر و فیلم خوب دیدن، نیاز زندگی است. یک فیلسوف آلمانی جملهای دارد که میگوید: هنر اگر نباشد، درد عالم و بشریت را از پا درمیآورد.
هنر در این میان مانند یک مسکن عمل میکند تا آدمها تلنگر بخورند و بیدار شوند. وظیفه هنر همین است؛ جدا از سرگرمی، باید چیزی را با خود به همراه داشته باشد. ما امروز دو دسته هنر داریم؛ هنر گیشه و هنر برای مردم که هنر گیشه اصلا به نظرم چیز درستی نیست.
کارگردان نمایش «قضاوت گذرا یا اعترافات آقای کی نه» در پاسخ به سؤالی درباره وضعیت هنر تئاتر در آموزش و پرورش بیان میکند: من حدود سی تا چهل سال است که به عنوان داور در تئاتر دانشآموزی حضور دارم. در سال ۱۳۸۳ نمایشی کار کردم که کتابهای اول تا سوم ابتدایی را به نمایش تبدیل کرده بود؛ چیزی حدود ۱۵ تا ۱۶هزار دانشآموز آمدند و کار را دیدند. رئیس وقت ناحیه یک آموزش و پرورش، معلمها را جمع کرد و گفت کلاس درس باید اینطوری باشد. من همیشه کاری را که دوست داشته باشم انجام میدهم، فرقی نمیکند در چه قالبی باشد.
او با اشاره به رویکرد صمیمانهاش با گروه و دعوت از مخاطبان میگوید: من اصلا به تستهای مرسوم بازیگری اعتقادی ندارم. دوست دارم با بازیگر بنشینم، چای بخورم، گپ بزنم و ببینم چقدر کتاب خوانده، چقدر فیلم دیده و جهانبینیاش چطور است. این رویکرد صمیمانه خوشبختانه به شکلگیری ترکیبی از نسلهای مختلف بازیگری در این نمایش منجر شد.
{$sepehr_key_248011}
امیری درباره دلایل کمکاریاش در سالهای گذشته در مشهد (تنها دو سه کار از سال ۷۷ تاکنون) از موانع اقتصادی سخن میگوید: کار کردن در تئاتر واقعا سخت است و هزینهها بهشدت سرسامآور شده است. بازیگری که میآید توقع دارد، حتی رفتوآمد و یک پذیرایی ساده هزینههای بالایی دارد. سعی کردم این کار را با هزینه شخصی خودم انجام دهم. برای این کار خیلی چیزها فروختم و کارهای مختلفی کردم، چون دوست داشتم این پروژه انجام شود.
او انتقادی هم به تخصیص بودجههای فرهنگی دارد و میگوید: میدانم وقتی پول به اداره فرهنگ و ارشاد یا حوزههای دیگر میآید، کمتر خرج خود هنر میشود، اما اگر این پول در جای خودش و برای هنر درست خرج شود، وضعیت خیلی بهتر از این خواهد بود. از همه شهروندان تقاضا میکنم کار را ببینند و خودشان قضاوت کنند.